سایت طرح نو

  • عبدالله رستگار

    پلورالیسم سیاسی راه حل بحران افغانستان

    «اگر همه گروه‌های قومی در فرایند مدیریت کلان کشور سهمی داشته باشند زمینه تضاد و برخورد از بین می‌رود و سرانجام به همگرایی و همکاری همه اقوام منجر می‌شود و کشور از واگرایی و تنش‌های قومی رهایی می‌یابد. شکاف قومی در افغانستان شکاف فعالی است. تیم حاکم تلاش می‌ورزد که تمامی ابزار مشروع و نامشروع را برای حفظ قدرت به کار ‌گیرد و قدرت سیاسی را حیاط‌خلوت قومی خویش می‌پندارد. اقوام دیگر حق ورود به آن را ندارند. اقوام محکوم برای شکستن انحصار قومی نیز حاضرند که آتش جنگ را دوباره بر‌افروزند و تمام توان و هستی خویش را برای نیل به قدرت نابود سازد، تا تغییر در نگرش سیاسی و توزیع قدرت ایجاد شود.»
  • عبدالخالق فصیحی

    سال یاد تبسم؛ سال یاد ویژه!

    «این از خاصیت عصر جنایت است که به خانه‌های رهبران مظلومین نیز سکنی گزیند تا در جنایت و جنایتگری تنها نبوده و دیگران را نیز در عصر جنایت شریک سازد.جای شگفتی نیست که چرا محقق در جنبش تبسم، پا روی گلوی بریده خواهرش شکریه تبسم گذاشت!!!! چون جانیان در عصر جنایت در یک نرمش شیطانی از او جانی‌ای ساخته که قساوت‌مندانه‌تر از جانیان اصلی پا روی رگ‌های بریده ناموسش گذاشت و در حساس‌ترین وقت کمر مردم را شکست!!! همین لگد انداختن محقق به سرهای بریده فرزندان قومش، نمونه روشنی از جانی پروری عصر جنایت است. از این نظر، محقق حقا که پرورده عصر جنایت است.»
  • نگاره نقاد

    مسافران بی‌اراده؛ مدافعان ستمگر هزاره!!

    «ممکن است آقای دانش با پنداشت حفظ موقعیت فعلی، شخصیت بی‌جوهرش را زیر سایه شخص آرامش پنهان کند، ولی چشم‌داشت مردم از موقعیت و مقام، دست آورد از آن مقام است نه خود مقام. این بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیکی رهبران هزاره است که بین مقام و دست آورد آن به‌اشتباه افتاده‌اند.!!! این‌ها شخصیت، ارزش‌ها، محرومیت‌های تاریخی و حتی حیثت مردم را فروخته و نادیده گرفتند تا مقام و موقعیت را بدون هیچ دستاورد حفظ کنند و برای اطمینان از آن ذلیلانه از ستمگر دفاع کنند. درحالی‌که اشخاصی منهای شخصیت و تعلق‌خاطر به مردمش نمی‌توانند نمایندگان شایسته‌ی برای ستمدیده‌ها باشند.»
  • عبدالله نظری

    اشرف غنی و قبیله‌یی کردن قدرت سیاسی!!

    «نرمش و مدارای دولت با جریان فاشیستی و ایدیولوژیک طالبانیسم جز گسترش و حضور یک‌جانبه قومی و قبیله‌یی در بدنه قدرت چیز دیگری در ذهن انسان تداعی نمی‌شود؛ زیرا طالبان ازنظر ایدیولوژی، جهان‌بینی، غایت‌شناسی و استراتژی با غنی هیچ‌گونه سنخیت، همخوانی، هم‌زبانی و همدلی ندارند؛ بلکه طالبان سنتزی دولت است که وفاق و همگرایی آن‌ها با دولت ناممکن به نظر می‌رسد. تنها مخرج مشترک آنان با دولت در قومیت و پشتون بودن است ازاین‌رو، غنی و حاکمیت تمام‌قد و با تمام توان تلاش می‌کنند که امتیازات و پاداش‌های کلان سیاسی و اقتصادی را به طالبان بدهند تا حلقه پشتونی قدرت را تمام و کامل نمایند.»
  • صادق روشنا

    مسافران ارگ هزاره؛ زبان‌ بستگان بیچاره!!

    «سکوت سران هزاره پرسش‌برانگیز است؛ چون تنها طعمه‌ی که طمع آنان را برمی‌انگیزد و تنها چیزی که حس رقابت آنان را زنده می‌کند، نزاع‌های درون قومی و درون‌حزبی است؛ چون در آن کارد حیله‌شان تیز، ترفندهای شیطانی‌شان گیرا و بُرد تخریب و خیانتشان اتمی است. وقتی منافع کلان قومی در میان می‌آید کارد حیله‌شان کند و عقل ترفندشان کور و برد تخریبشان به صفر می‌رسند. هم خود سکوت و خموشی را در پیش می‌گیرند و هم منطق غلام بچه‌های حلقه‌ به‌ گوششان، لنگ می‌زنند.!!!»
  • علی خالقی

    ترور؛ ذیل پارادایم پشتون‌گرایی!!

    «تنها گزینه‌‌ی که می‌‌تواند پارادایم پشتون‌‌گرایی مطلق را تغییر دهد و یا وادار به تغییر نماید، عمل به‌مثل اقوام غیر پشتون به الگوی دوستمی آن است. اگر پشتون‌‌‌ها تصمیمی برای عبور از پارادایم قومی‌شان را ندارند، ما باید آن‌‌ها را از این فضای جنگلی آدم‌خوار عبور دهیم تا بیش از این به مرگ عزیزانمان سوگوار نباشیم. راه این تغییر تحمیلی، پیروی از منطق ناخرسند بکش تا کشته نشوی و سر ببر تا سربریده نشوی است. پشتون‌‌گرایی که دست‌کم دو صدسال است خون خورده و فربه شده است، دشوار است که با گفت‌‌وگو و حرکت‌‌های مدنی تغییر نموده و به پارادایم انسانی، وارد شوند.!!!»
  • عبدالله رستگار

    پلورالیسم سیاسی راه حل بحران افغانستان

    «اگر همه گروه‌های قومی در فرایند مدیریت کلان کشور سهمی داشته باشند زمینه تضاد و برخورد از بین می‌رود و سرانجام به همگرایی و همکاری همه اقوام منجر می‌شود و کشور از واگرایی و تنش‌های قومی رهایی می‌یابد. شکاف قومی در افغانستان شکاف فعالی است. تیم حاکم تلاش می‌ورزد که تمامی ابزار مشروع و نامشروع را برای حفظ قدرت به کار ‌گیرد و قدرت سیاسی را حیاط‌خلوت قومی خویش می‌پندارد. اقوام دیگر حق ورود به آن را ندارند. اقوام محکوم برای شکستن انحصار قومی نیز حاضرند که آتش جنگ را دوباره بر‌افروزند و تمام توان و هستی خویش را برای نیل به قدرت نابود سازد، تا تغییر در نگرش سیاسی و توزیع قدرت ایجاد شود.»

  • n00046213-b
    2405

    عبدالخالق فصیحی

    سال یاد تبسم؛ سال یاد ویژه!

    «این از خاصیت عصر جنایت است که به خانه‌های رهبران مظلومین نیز سکنی گزیند تا در جنایت و جنایتگری تنها نبوده و دیگران را نیز در عصر جنایت شریک سازد.جای شگفتی نیست که چرا محقق در جنبش تبسم، پا روی گلوی بریده خواهرش شکریه تبسم گذاشت!!!! چون جانیان در عصر جنایت در یک نرمش شیطانی از او جانی‌ای ساخته که قساوت‌مندانه‌تر از جانیان اصلی پا روی رگ‌های بریده ناموسش گذاشت و در حساس‌ترین وقت کمر مردم را شکست!!! همین لگد انداختن محقق به سرهای بریده فرزندان قومش، نمونه روشنی از جانی پروری عصر جنایت است. از این نظر، محقق حقا که پرورده عصر جنایت است.»

  • ۰۴
    3439

    عبدالله نظری

    اشرف غنی و قبیله‌یی کردن قدرت سیاسی!!

    «نرمش و مدارای دولت با جریان فاشیستی و ایدیولوژیک طالبانیسم جز گسترش و حضور یک‌جانبه قومی و قبیله‌یی در بدنه قدرت چیز دیگری در ذهن انسان تداعی نمی‌شود؛ زیرا طالبان ازنظر ایدیولوژی، جهان‌بینی، غایت‌شناسی و استراتژی با غنی هیچ‌گونه سنخیت، همخوانی، هم‌زبانی و همدلی ندارند؛ بلکه طالبان سنتزی دولت است که وفاق و همگرایی آن‌ها با دولت ناممکن به نظر می‌رسد. تنها مخرج مشترک آنان با دولت در قومیت و پشتون بودن است ازاین‌رو، غنی و حاکمیت تمام‌قد و با تمام توان تلاش می‌کنند که امتیازات و پاداش‌های کلان سیاسی و اقتصادی را به طالبان بدهند تا حلقه پشتونی قدرت را تمام و کامل نمایند.»

  • صلح با حکمت‌یار
    4999

    عباس آزاد

    حزب اسلامی حکمتیار و دولت از مصالحه تا معامله؟!

    «در جمع‌بندی از پیش‌گفته‌های فوق و دقت در متن موافقت‌نامه و قراین و شواهد عینی و بیرونی به‌صراحت می‌توان گفت موافقت‌نامه مذکور عاری از هرگونه صبغه‌ی حقوقی بوده و از هیچ‌گونه آثار حقوقی (تامین امنیت و برقراری صلح و آرامش) برخوردار نبوده و بلکه پیوستن حکمتیار به دولت، معامله‌ی سیاسی بیش نیست که نفع مادی و معنوی آن جز، فربه‌شدن مافیای سیاسی و قومی و در سطوح مختلف سیاسی و اقتصادی، دست آورد دیگری به دنبال نداشته و پیش از آنکه باعث تغییر اوضاع امنیتی به نفع عموم گردد، سبب تشدید منازعات قومی، حزبی، مذهبی و زبانی خواهد گردید.»

  • axmafhomi-photokade-11
    4463

    امین رهنما

    هزاره ستیزی، و هزاره گریزی، دو سنت‌ دیرپای فرهنگ سیاسی و عمومی!!

    «در جامعه قبیله‌یی افغانستان، هزاره‌ها هم از نظر شباهت و شمایل ظاهری با اعضای قبیله تفاوت فاحش و آشکاری دارند و هم از نظر برپایی آیین‌ها و مناسک مذهبی. این دو عامل هزاره‌ها را در جامعه قبیله‌یی افغانستان، بیگانه، خارج از قبیله، و مردمی ساخته است که نه‌تنها به آن‌ها اعتماد نمی‌شود که در قدرت سهیم شوند بلکه باید حق حیات و زندگی شرافتمندانه و انسانی نیز از آنان گرفته شود و تا ان‌جای که امکان دارد آسایش و آرامش را از آنان سلب و دنیا را بر آنان جهنم ساخته و هر نوع زجر و شکنجه‌های جسمی و روحی را بر آنان اعمال کرد تا جرم نکرده‌ای عضو قبیله نبودن را بکشند.»

  • cartoon2203-59d30
    5295

    عباس آگاه

    دولت وحدت ملی یا دولت مستعجل و مستاصل

    «بر اساس توافقنامه مذکور دولت باید در طی حداکثر دو سال، لوی‌جرگه اضطراری برای تعدیل قانون اساسی و بررسی پست وزارت اعظمی برگزار و کمسیونی برای اصلاح نظام انتخابات به‌منظور جلوگیری از تقلب و برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه آن‌هم قبل از انتخابات مجلس در سال 94 تعیین می‌کرد. تعیینات مقامات عالی‌رتبه و پست‌های مهم به‌ویژه ادارات امنیتی باید بر اساس شایستگی، اصول مشارکت ملی و عادلانه و به‌منظور اصلاحات دستگاه حکومتی صورت می­گرفت. در عمل اما باگذشت بیش از دو سال تاکنون هیچ از یک موارد فوق تحقق‌نیافته است.»

  • درد استبداد
    7200

    علی خراسانی

    ما و شهدای جنبش روشنایی!

    «شهدا رفتند و رسالت تاریخی خویش را به انجام رساندند؛ اینک ما مانده‌ایم و دنیای از مسوولیت. ما مانده‌ایم و انبوهی از محنت. ما مانده‌ایم و توفانی از احساس تنهایی و غربت. ما مانده‌ایم و دریای بی‌ساحلی از دلهره و حیرت. ما مانده‌ایم و خاطره غروب تنگ و غم‌انگیزی از شهادت. ما مانده‌ایم و دردهای جانسوزی از تیرهای کین ملامت. ما مانده‌ایم و دشمنان پیدا و پنهان روشنایی و عدالت. بالاخره ما مانده‌ایم و انبوهی از زخمیان دهشت و وحشت.شهدا رفتند و سبکبال شدند و به جهان ابدیت پیوستند اما داغ‌های جگرخراش خویش را بر دل‌های ما باقی گذاشتند و زخم‌های مرهم‌ناپذیر را بر روح و روان ما ماندگار ساخته‌اند.!!»

  • tarh
    6605

    خادم حسین احمدی

    جنبش روشنایی مشعل‌دار عدالت‌خواهی در کشور

    «امروزه نیز که ابر سیاه ظلمت و بی‌دادیِ تاریخی همچنان بر فضای کشور سنگینی خود را حفظ کرده، مشعل‌داریِ عدالت‌خواهی را این بار جنبش روشنایی در دست گرفته و فریاد دادخواهی و رفع ستم سیستماتیک و تاریخی را سرداده است. روشن است که پویندگان عدالت، توده‌های ستم‌کشیده و شلاق تبعیض خورده و محرومیت چشیده هستند که به جنبش روشنایی چشم امید دوخته‌اند. اینان هستند که بی‌عدالتی، فقر، محرومیت، نا امنی، توهین و تحقیر را هر روز با تمام وجودشان لمس می‌کنند.»

  • روشنایی
    10608

    احمدی رشاد

    بیایید، رسانه‌ی روشنایی باشیم تا رسانه‌ی تاریکی!

    «حال پرسش این است که چرا دو رسانه‌ی تلویزیونی «راه فردا» و «نگاه» در سخت‌ترین شرایط، مردم خود و آرمان‌های آنان را نادیده می‌گیرند و در شب که کشتار دهمزنگ، رقم خورده بود و همه عزادار بودند و سیاه پوشیده‌اند، تلویزیون «راه فردا» و «نگاه» به برنامه‌های عادی خود «فیلم کره‌ای» و «جونگ نگاه» را پخش می‌نمودند؟. آیا این اقدام غیر حرفه‌ای نشان نمی‌دهد که این دو رسانه بیش از آنکه یک رسانه‌ی حرفه‌ای باشند، بیشتر به بُنگاه تبلیغات شخصی رهبران خود تبدیل شده‌اند.»

  • ostad musallah
    10025

    احمدی رشاد

    رهبری در بزرگی است نه سوگیری!

    «شرایط کنونی، برای جنبش مردمی و ضد تبعیض روشنایی، بسیار حساس و حیاتی است. ریخته شدن خون‌های جوانان ما در دهمزنگ، شوک عظیمی که در بین مردم ایجاد گردید، موقعیت سیاسی جنبش را در عرصه‌ی چانه‌زنی سیاسی، به خصوص در برابر حکومت تمامیت خواه و تبعیض‌گرا متزلزل و چند پارچه نشان می‌دهد. این همان نقطه‌ی کوری است که هزاره‌ها همواره در آن کمرش خمیده و از پشت خنجر خورده اند. اما این‌بار که جنبش تبسم و جنبش روشنایی، به عنوان دو همایش بزرگ مدنی و ملی، رنج‌های تاریخی ناشی از تبعیض سیستماتیک قومی حاکمیت، بر هزاره‌ها و فریاد دادخواهانه‌ی آنان را در گستره‌ی ملی و بین المللی، بازتاب می‌داد، امیدها را در دل‌ها زنده کرده بود که عصر ستم کشی و حقارت، به سر آمده و اینک نسل فرهیخته‌ی به کار نشسته که تبعیض را بر نمی‌تابند و تبعیض‌گران را با قدرت نرم خود به تسلیم وا می‌دارند.»

  • ۰۵۸۷۸
    16941

    حسین بی‌نوا

    جشن روشنایی، با جنبش روشنایی!

    «اما در این تازگی‌ها زمزمه روشنایی به گوش می‌رسد که جرقه‌های امید را در دل من و هم‌نسلانم بشارت می‌دهد. این زمزمه روشنایی و تلاوت آیاتی از جنس خورشید بعد از توفان تبسم خونین گلوهای بریده در بیستم عقرب، به ارمغان نشسته و به گوش می‌رسد و احساس می‌شود که علارغم خیانت‌های ظالمانه و نابخشودنی دیو سیرتان و معامله‌گری‌های پیدا و پنهان زنبارگان و اغواگری‌های ممتد و پیاپی اجیر شدگان، انگار خورشیدی، نه از افق کوه‌ها و قله‌های بلند و مغرور که از پهن دشت دامنه توده‌ها و از ساحل چشم‌اندازهای ناپیدای مردم، طلوع خواهد کرد و این شب سیاه و این سرنوشت تباه را برای ابد دفن کرده و جنبش روشنایی را تبدیل به جشن روشنایی خواهد کرد.»

  • ۵۱۶۶۰۲_۹۷۰
    21627

    عبدالخالق فصیحی

    زمان پیوند خوردن هویت شکسته!!

    «ما در منظومه هزاره بودن فکر می‌کنیم، هنر می‌آفرینیم، سرود می‌خوانیم، با دیگران تعامل می‌کنیم، در عرصه سیاسی حضور یافته و هم در همین منظومه سیاست را فهم می‌کنیم. اشک و خون، گریه و لبخند، ذلت و خواری ما در همین منظومه معنی پیدا می‌کند. لذا روی همین برآورد است که شناسنامه الکترونیکی حساسیت به وجود می‌آورد، چراکه ما در این مقطع حساس گم‌شده‌های خود را پیدا می‌کنیم، فراموش‌شده‌های خود را به یاد می‌آوریم و بانام‌های هزاره سنی، اسماعیلی و شیعی در منظومه هزاره بودن گرد هم آمده و بر این بنیان می‌ایستیم.»

  • Untitled-1
    6720

    حسین هابیل

    خوابگاه پلی تخنیک روایت خستگی و شرم!

    «لیلیه پلی تخنیک محل تلاقی تخنیک و تفکیک است. آن‌چنان‌که به دستمان پرگار دور می‌خورد و با ابزار حرفه‌ی انجنیری آشنا می‌شویم با سرشتی تاریخی و شالوده‌های بنیادی مردم خود نیز آشنا می‌شویم. دانشجویان از مناطق سراسر افغانستان با نمرات بهتر وارد این دانشگاه می‌شوند بیشتر از نصف آن بل اکثریت دانشجویان را هزاره‌ها تشکیل می‌دهند. هزاره بودن و شیرینی تصمیم‌های راحت استادان را می‌توان اینجا تجربه کرد. نه بدترین استادان افغانستان اینجاست و نه بهترین استادان فقط ویژگی ان این است که در هیچ تصمیمشان درنگ و تردید راه نمی‌دهند خوب آمد یا بدآمد بر فرزندان"جوالی"های دیروز است.»

  • تبلیغات بازگنی وفقر
    22284

    ضیا نیازی

    ضرورت ملاحظه اخلاق در تبلیغات بازرگانی

    «فی‌المثل یکی از هنرمندان اخلاق‌گرای کشور ما زمانی کابل بانک را با شعار"بانک تا بانک" تبلیغ می‌کرد. ممکن با الهام از آگهی این هنرمند محبوب آدم‌های زیادی در بانک پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کرده باشند و بالاخره دیدیم که این بانک تحت فساد و کساد مالی و اداری چگونه ورشکست شده و دارایی‌های آن به یغما رفت. اکنون سوال این است که پیامد اخلاقی این تبلیغات به دوش کیست؟ چگونه می‌توان با الهام از این خطا در پذیرش تبلیغات تجارتی نهایت وسواس را به خرج داد؟ البته این موضوع ازآنجا قابل تذکر است که هنرمند کشور ما همچنان برای شهرک‌ها و نوشیدنی‌های مختلف به‌عنوان یک کاراکتر بانفوذ در آگهی‌های بازرگانی ظاهر می‌شود.»

  • رقص بهار
    45053

    حسین رازدان

    بیایید با بهار برقصیم!!

    «در بهار، نسیم آشنا بوی نگار و کران تا کران زمزمه آبشار، سپیده‌دم سحری خنده‌ی آشکار، نفس پیک صبا خبر خوشگوار، دامن دشت میزبانی لاله‌زار، گستره صحرا نوید سبزه‌زار می‌دهد. نسیم بهاری در این لحظه‌های آسمانی زمزمه عشق و سرود سرمستی و پیام خوش بیداری و بشارت آمدن صبح را فریاد و پایان شب دیجور را شادباش می‌گوید. نسیم بهاری بر درودیوار شهر، کاکل‌های درختان باغ، گونه‌های خندان گل‌های چمن، قامت‌های کشیده‌ی سبزه‌ها و دامن‌های درهم‌تنیده‌ی بوته علف‌ها، می‌گذرد و زمزمه بیداری و شور و حال بهاری را به آن‌ها هدیه داده و رقص برگ‌ها و نشاط گل‌ها را به ارمغان می‌آورد.»

  • گل ۴
    24750

    امان الله ایمان

    لذت‌های کوچک و شادی‌های بزرگ!

    «به بهانه بهار می‌توان با توجه و التفات و با نگاه پاک و متفاوت، شادی آفرید و سهم‌مان را از خوشی‌های خود و دیگران را بیشتر کرد تا غم‌های بزرگ زندگی، در برابر این خوشی‌های کوچک زانو بزند و ما در برابر تلخی‌های آن زانو نزنیم. می‌شود به بزرگی جشن عروسی و تولد، از نسیم خُنکِ سحر که از باز کردن پنجره اتاق، صورتتان را نوازش می‌دهد لذت ببرید. می‌شود نه‌تنها از مقصد سفر که از مسیر و خاطرات مسیر سفر هم دل‌خوش شوی. فقط کافی است لذت‌های کوچک را توجه کنیم و از چیزهای پیش‌پاافتاده و کوچک، شادی‌های بزرگ خلق کنیم و آن را برای دیگران تکثیر و تکرار کنیم.»

  • ۶۳۵۲۰۱۲۴۸۶۷۶۶۱۰۱۵۸
    37672

    احمدی رشاد

    از آیین‌های رسانه‌یی تا رسانه‌های آیینی!

    «امروزه عزاداری‌های حسینی، به عنوان یک آیین مذهبی، خود تبدیل به رسانه‌ی اجتماعی شده‌اند و هرساله ملیون‌ها پیام مذهبی و اجتماعی را به شکل تعاملی در دسترس مخاطبان عام از هر قشر، نسل، جنس، مذهب و دینی قرار می‌دهند و مخاطبان این رسانه‌ها با رسانه‌های آیینی شده بسان مذهب و آیین مواجه می‌شوند و اعمال و مناسک مذهبی و اجتماعی خود را با اقتدا به آن انجام می‌دهند. من خود مشاهده کرده‌ام که فردی و یا افرادی با روشن کردن تلویزیون با پخش عزاداری‌ها به عزاداری می‌پرداختند و آیین‌های مذهبی را به جا می‌آوردند و این عمل آنان نشان می‌دهد که رسانه‌ها «آیینی» شده‌اند.»

  • آموزش ۱
    45553

    محمد عرفانی

    نظام آموزشی؛ اسیر کم‌سوادی و گرفتار در دام رهزنان فرهنگی!

    «در حال حاضر، باید بپذیریم كه نظام آموزشی آن‌گونه كه باید، نتوانسته از عهده وظایف و مسوولیتهای سنگینی كه برای آن تعیین‌شده برآید؛ درحالی‌که هزاران نفر از نیروهای شاغل در دولت تحت عنوان‌های آموزشی در این وزارتخانه‌ها مشغول به كاراند و چندین درصد بودجه دولت را به خود اختصاص داده است. این نظام آموزشی نه‌تنها باری از دوش مردم برنداشته‌اند بلكه به آن افزوده‌اند. اگر آموزش جزو ملزومات توسعه‌ی پایدار است، در کشور ما چهره‌ی زشت و عبوس دارد و هرروز هم بدتر می‌شود. دو سوم جمعیت کشور ما بی‌سوادند و بیشتر مردم ما از داشتن مدرسه معلم، و كتاب، حتی به شكل سنتی آن‌هم محروم‌اند.»

  • caricator-radsms35
    3026

    نگاره نقاد

    مسافران بی‌اراده؛ مدافعان ستمگر هزاره!!

    «ممکن است آقای دانش با پنداشت حفظ موقعیت فعلی، شخصیت بی‌جوهرش را زیر سایه شخص آرامش پنهان کند، ولی چشم‌داشت مردم از موقعیت و مقام، دست آورد از آن مقام است نه خود مقام. این بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیکی رهبران هزاره است که بین مقام و دست آورد آن به‌اشتباه افتاده‌اند.!!! این‌ها شخصیت، ارزش‌ها، محرومیت‌های تاریخی و حتی حیثت مردم را فروخته و نادیده گرفتند تا مقام و موقعیت را بدون هیچ دستاورد حفظ کنند و برای اطمینان از آن ذلیلانه از ستمگر دفاع کنند. درحالی‌که اشخاصی منهای شخصیت و تعلق‌خاطر به مردمش نمی‌توانند نمایندگان شایسته‌ی برای ستمدیده‌ها باشند.»

  • چوکی
    3680

    صادق روشنا

    مسافران ارگ هزاره؛ زبان‌ بستگان بیچاره!!

    «سکوت سران هزاره پرسش‌برانگیز است؛ چون تنها طعمه‌ی که طمع آنان را برمی‌انگیزد و تنها چیزی که حس رقابت آنان را زنده می‌کند، نزاع‌های درون قومی و درون‌حزبی است؛ چون در آن کارد حیله‌شان تیز، ترفندهای شیطانی‌شان گیرا و بُرد تخریب و خیانتشان اتمی است. وقتی منافع کلان قومی در میان می‌آید کارد حیله‌شان کند و عقل ترفندشان کور و برد تخریبشان به صفر می‌رسند. هم خود سکوت و خموشی را در پیش می‌گیرند و هم منطق غلام بچه‌های حلقه‌ به‌ گوششان، لنگ می‌زنند.!!!»

  • ۰٫۰٫۰٫٫٫٫۱
    4510

    علی خالقی

    ترور؛ ذیل پارادایم پشتون‌گرایی!!

    «تنها گزینه‌‌ی که می‌‌تواند پارادایم پشتون‌‌گرایی مطلق را تغییر دهد و یا وادار به تغییر نماید، عمل به‌مثل اقوام غیر پشتون به الگوی دوستمی آن است. اگر پشتون‌‌‌ها تصمیمی برای عبور از پارادایم قومی‌شان را ندارند، ما باید آن‌‌ها را از این فضای جنگلی آدم‌خوار عبور دهیم تا بیش از این به مرگ عزیزانمان سوگوار نباشیم. راه این تغییر تحمیلی، پیروی از منطق ناخرسند بکش تا کشته نشوی و سر ببر تا سربریده نشوی است. پشتون‌‌گرایی که دست‌کم دو صدسال است خون خورده و فربه شده است، دشوار است که با گفت‌‌وگو و حرکت‌‌های مدنی تغییر نموده و به پارادایم انسانی، وارد شوند.!!!»

  • ostad musallah
    4639

    خالق فصیح

    رهبران سنتی؛ معامله‌گران حتی عشق و دوستی!!!؟

    «پنداشت ما از معامله، رفع نیازمندی‌های ضروری در حیطه ضرورت اقتصادی است. اما سیزده سال رهبری محقق و خلیلی نشان داد که تنها نیازمندی‌های مالی تعیین‌کننده سمت‌وسوی موضوع معامله نیست، بل موضوع معامله هر آن چیزی است که هوس‌های حیوانی شده انسان را اشباع نماید. ازجمله، سرهای بریده پاره‌های تن مردم (که درواقع جدا از خود معامله‌گران نیستند)، حیثیت و آبروی مشترک، محرومیت‌های بی‌حد، ظلم و بی‌عدالتی و حتی خود حق و عدالت و درنهایت خون تبسم و صدها جوان بی‌گناه دیگر، می‌تواند موضوع معامله باشد.!!!»

  • Asad-Buda4
    6860

    صادق روشنا

    تاملی برآشفته گویی‌های «اسد بودا» در «واپسین گفتار»

    «انتساب اعتراض عدالت‌خواهانه مردم در برابر تبعیض سیستماتیک و سو استفاده‌های شیخین، به دست داشتن استخبارات ایران و پاکستان یک نسبت ناروا و یک جفای بزرگی است که از شخص ژرف‌اندیش و از فرد خیر اندیش چون بودا بسیار به دور از انتظار و انصاف است. دقیقاً همین تحلیلی نادرست و نسبت ناصواب، نه در آن دوراندیشی و آینده‌نگری و نه در آن تحلیل شرایط هزاره‌ها در متن کل وضعیت می‌گنجد. افزون بر اینکه یک اتهام بزرگ به هزاره‌ها، و توهین آشکار به شعور جمعی نسل آگاه و فهمیده امروز هزاره نیز هست که با تحریک و تشویق استخبارات دولتی ایران و پاکستان، دست به اعتراض و شورش می‌زنند.»

  • ۵۲۱۰۰۰
    7078

    امین یاری

    هزاره‌ها؛ و خصلت فراموشی تاریخی!!

    «هزاره‌ها در افغانستان به عنوان یک قوم و ملیتی که هویت اجتماعی مجزا و متشخص دارند ویژگی‌ها و خصلت‌های مثبت و منفی فراوانی دارند. این قوم از گذشته‌های دور تاریخی خویش تا هنوز اسیر خصلت‌های منفی و زندان عادت‌های همیشگی خود بوده و سرنوشت نکبت‌بار فعلی و وضعیت رقت‌بار کنونی این قوم رابطه‌ای مستقیم با خصلت‌های منفی و عادت‌های عاری از عقلانیت و دانش آنان دارد. ملت افغانستان در کل و قوم هزاره به طور خاص تا هنوز غلبه بر خصلت‌های زشت و منفی خویش را پیدا نکرده و صفات پست و منفی‌ای که جزو عادت‌های اجتماعی و شخصیت انسانیشان گردیده‌اند را شناسایی نکرده و از خود دور نساخته‌اند.»

  • n00165558-b
    56708

    حكيم اوستا

    بينش اساطيری، در روايت عاشورای حسينی

    «به قول هگل عقل، قوه‌ي كشف شونده است كه در هر مرحله‌ي از تاريخ بخشي از هستي خويش را كشف مي‌كند، به همين خاطر به هر مرحله‌ي از تجلي عقل نام مشخصي مي‌نهد. مرحله‌ي يقين حسي، مرحله ادراكي، مرحله فهم و عقل.[4] جوامع مسلمان تا هنوز كه هنوز است در مراحل اوليه تقسيمات هگلی قرار دارند، بدين جهت وقتي حادثه عاشورا، در بستر تاريخ وارد گشت، به مرور زمان و در گستره مكان‌هاي متفاوت و فرهنگ‌هاي متمايز زلاليت و شفافيت خود را از دست داد و اسير ذهنيت‌هاي منحط قبايل و انسانهاي نابالغ گرديد و اوهام و خرافات؛ غرض‌ورزيهاي دشمنان و نادانيهاي دوستانش عاشورا را تبديل به مناسكي (كه به درد هويت‌سازي و هويت بخشي و سو استفاده‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، گروهي از مردم مي‌خورند،) كرده­ و فلسفه، پيام، مسووليت، و رسالتش فراموش و یا به كلي مسخ گرديده است».

  • tistmiefff_khune
    56474

    عبدالله نظری

    افغانستان در وضعیت مدنی هابز (بخش ۲)

    «تشکیل وحدت ملی افغانی در واقع وضعیت مدنی هابزی را تجسم می‌نماید که تشکیل دولت، توزیع مزایا، پاداش‌های سیاسی و تقسیم قدرت برای عبور از درگیری‌های سیاسی در میان بازیگران قومی صورت گرفت. تشکیل وحدت ملی بهترین راهکاری سیاسی برای جلوگیری از تنش و بحران سیاسی ـ اجتماعی بود که کشور را از نبرد، درگیری و خشونت فراگیر بیمه ساخت و تمامی جوانب سیاسی و اجتماعی را بر محوریت منافع ملی گردهم آوردند تا در تشکیل سامان سیاسی جامع، فراگیر و مشارکت‌ ورزند».

  • 500511
    56450

    عبدالله نظری

    افغانستان در وضعیت طبیعی هابزی (بخش اول)

    « کشور ما تا هنوز در شرایط و وضع طبیعی هابزی زیست می‌نمایند مهر بشری، شفقت و محبت انسانی در کانون دل‌های آن ره نمی‌پوید. روحیه جمع‌گرایی، مدنیت خواهی و انسان‌گرایی در مغز و اندیشه آن نفوذ نیافته است. تجلی تمنیات افغانی را می‌توان به خوبی در حافظه تاریخی کشور در چهره‌های چون عبدالرحمن‌ها، ملاعمرها، ملابورجان‌ها و صدها عناصر تروریست اندیش دیگر مشاهده نمود که از قتل‌عام و کشتار وسیع انسان‌های مظلوم و بی‌دفاع هم‌وطن خویش دریغ نورزیدند».

  • mosharekat_news16418451
    56523

    عباس آزاد

    فساد سیاسی یا ناکارآمدی سیستمی

    «خلاصه و در فرجام بر این نکته تاکید می‌شود که براساس نظریه‌ی سیستمی وقتی یکی از اجزا و عناصر یک سیستم دچار نقص و ناکارآمدی شود این عارضه به دیگر اجزا سرایت و نتیجتا تمام سیستم را نا کارآمد و فاسد خواهد کرد و به بيان دیگر فسادسیاسی و ناکارآمدی سیستمی دو روی یک سکه و در تناظر به هم قرار دارند، البته در نگاه سلسله مراتبی، هردو از فقدان نگاه انسانی و مسوولانه و نبود رویکرد سیستمی منشا می‌گیرد؛ چیزی‌که در افغانستان بعینه قابل مشاهده است و در فوق به اختصار و به صورت کلی به آن اشاره گردید».

  • %20jpg
    56334

    عبدالله نظري

    سیاست منهای اخلاق

    «سیاست بدون اخلاق را باید در انگاره‌های رویکرد واقعگرایی جست، هنجارهای اخلاقی، حقوقی و انسانی در هندسه سیاست و قدرت واقعگرا جایگاه و پایگاه ندارد، قدرتمندان بی‌اخلاق همان تروریستهای اخلاقی و شخصیتی انسان‌ها هستند که تمامی ابزار و قدرت نامشروع خویش را برای نیل به قدرت‌ سیاسی بکار میگیرند، در رویکرد واقعگرایانه سیاست‌بازان بی‌اخلاق؛ اخلاقیات و گزاره‌های انسانی را مقولات بی‌معنا تلقی می‌شوند اندیشه قدرت طلبان بی‌اخلاق ریشه در مفکوره هابز و ماکیاول و مورگنتا و... دارند که به بی‌اخلاقی یا اخلاق موقعيتی و فرصت طلبی سفارش می‌نمایند در جغرافیای اندیشه سیاست‌مداران قدرت‌نگر وفاداری، محبت، انسانیت، شفقت و فضیلت‌های انسانی مفهوم و ارزشی ندارند. زمامداران بی‌اخلاق همواره در پی تسخیر و تخدیر دیگران و توسعه اختیارات و صلاحیت‌های خویش و همکیشان خویشند تا بتوانند بر دیگران حکومت برانند».

  • 81198893-5756834
    56219

    حكيم اوستا

    منجی باوری حقيقت تاريخی يا سايق حياتی؟

    «پرسشي كه در باب منجي‌باوري مطرح مي‌گردد اين است كه دنياي امروز دنيايي است كه ديدها و نگاه‌هايش به جهان، طبيعت، انسان و تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، علمي بوده و از دريچه علم به محيط بيرون و درون خويش مي‌نگرند. هرچه را علم بگويد باور مي‌كند و هرچه را علم نتواند اثبات نمايد باور نكرده و ترتيب اثر نمي‌دهند. مثلا وقتي كسي در دنياي امروز مريض مي‌گردد فورا سراغ پزشك را گرفته و درمان خود را از او( كه مجهز به علم درمان بيماري‌ها هست) مي‌خواهد نه از دعا و عالم غيب. با اينكه در كتب ديني و ادعيه­‌ي مذهبي براي هر دردي دعايي را پيشنهاد شده، ولي مردم (حتا محكم‌ترين مذهبي‌ها) هرگز در انتظار درمان از عالم غيب ننشسته و توجه و اعتنايي به دعاهاي وارده در كتب ادعيه نمي‌كنند».

  • IMAGE634657602665379823
    30594

    سهراب راید

    مودت قربی، اجر رسالت، چرا ؟

    «پيامبر اسلام علاوه بر تامين نيازمنديی‌های روانی اقربای خويش، فكر معيشت و تامين نيازهای مادی آنان را نيز نموده و خمس (كه یک‌پنجم از اموال کسب‌شده می‌باشد)؛ را بر امت واجب گردانيده تا به فقرای قبيله بنی‌هاشم پرداخت گردد. (البته از دیدگاه شیعه دوازده‌امامی). دستورهای مودت و پرداخت خمس براي حفظ حرمت و تامين كرامت آنان صادر گرديده است تا آنان در چشم ديگران خوار و ذليل جلوه نكنند. از همين‌رو در ادبيات فقها، زكات و صدقات، چرك مال محسوب گشته كه دادن آن، باعث پاكی و طهارت مال مي‌گردد درحالی‌که چنين حكم و قضاوتی نسبت به خمس وجود ندارد. چرك مال را نشايد كه به ذريه‌های پيامبر اسلام داده شود».

  • شهادت علی
    43326

    عباسعلی جاوید

    علی(ع) شهید عدالت، در محراب عبادت

    «باری، سخن از انسانی است برگزیده که پیامبران اولوالعزم الهی را در علم (آدم) و حلم (ابراهیم) و عزم (موسی) و زهد(عیسی) در خود داشت و امواج خروشان علم از دامنه‌های کوهسار دانش او سرازیر می‌شد و حکمت از نواحی او آشکار بود، آن‌گونه که خود می‌فرمود : «پیش ازآنچه مرا از دست دهید از من بپرسید»، زیرا من به راهه‌ای آسمان‌ها از طرق زمین داناترم و از هنگام نزول قرآن و شان نزول و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و مکی و مدنی بودن آیات آن، شمارا خبر خواهم داد. چون عدل مجسم، دانه‌ی جوی را که به ستم از دهان موری ستانده شده را بازمی‌گرداند و در شجاعت بی‌مانند بود و از هیچ‌چیز جز خدا نمی‌ترسید.»

  • امام حسن
    86513

    عباسعلی جاوید

    امام حسن مجتبی (ع) کریم آل طه و مظهر جود و سخا

    «دشمنان عنود و جاهلان ناآگاه، نسبت به امام مجتبی (ع) تهمت‌های ناروایی را پخش و تبلیغ کردند که به نمونه‌ی از آن اشاره شد و همچنان در مورد صلح آن حضرت، یا ازدواج‌ها و طلاق‌های امام (ع)، مغرضانه یا از روی ناآگاهی و جهل به جعل و تحریف واقعیت پرداختند که خوشبختانه کتاب‌های متعدد و معتبر و مستند در رد یاوه‌گویی‌ها و پندارها و اکاذیب ذکر شده، نوشته‌ شده و با توجه به محکمات فرمایشات پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) که در سطور فوق به برخی از آن اشاره شد و مقام ارجمند عصمت معصومین (ع) که با دلایل محکم و مستند عقل و نقل، همراه هستند، دیگر جایی برای پندارهای موهوم و غرض‌آلود، باقی نمی‌ماند.»

  • روزه معصیت
    44783

    حبیب الله نظری

    روزه معصیت!

    «روزه یکی از واجبات مسلم شریعت اسلامی به شمار می‌رود، ولی این واجب مشروط به شرایطی است که در عدم آن‌ها به «روزه معصیت» تغییر ماهیت می­دهد. منظور از روزه معصیت روزه‌ای است که یا با حکم دیگر الهی در تقابل و تضاد قرار گیرد مانند حکم نفی ضرر رسانی به خویشتن، یا هم شرایط روزه گرفتن از قبیل در سفر نبودن، مریض نبودن، در سختی و مشقت قرار نگرفتن، دران مراعات نشود. روزه گرفتن با وصف معصیتی بودن نه‌تنها سودی ندارد و از طریق آن نمی‌توان تقرب به خدا و ثواب‌های موردنظر را انتظار داشت، که با توجه به‌عنوان ثانوی «روزه معصیت»، آثار مترتب بر چنین معصیتی یا ناشی از آن نیز گردن گیر روزه‌گیر متعبد خواهد شد.»

  • ۴۱۰
    46042

    محمد قاسم محسنی

    شیوه‌های تبلیغی معصومین(ع) بخش ۱

    «ایمه علیهم‌السلام معلمان حقیقی مردم‌اند و سراسر زندگی‌شان درس انسانیت است و همچون رسول خدا، که طبیبی بود که بر سر بیماران خویش می‌رفت(7) به سراغ مردم می‌رفتند و با هر وسیله‌یی که امکان داشت آنان را هدایت می‌کردند. تشکیل محفل درس، به شیوه‌ی متعارف آن روز، نیز از آن جمله است، چنان‌که درباره‌ی حضرت صادق علیه‌السلام گفته‌اند: «مدینه در عصر حضرت صادق علیه‌السلام شکوفا‌یی خاصی یافت و جایگاه دانشمندانی شد که در حلقه‌های درسی که در بیت آن حضرت دایر می‌گشت شرکت می‌کردند و باید گفت: بیت امام به‌مثابه دانشگاهی بود که اقشار مختلفی در آن تعلیم می‌دیدند.»

  • emam%20ali6
    56533

    عباسعلي جاويد

    تقوای سیاسی درسیره‌ی حکومتی امام علی(ع)

    «حکومت در بینش، منش و روش آن حضرت، اگر بر مبنای حق محوری و تقوامداری و عدالت گستری نباشد از آب بيني بزغاله‌ و کفش کهنه‌ی بی‌ارزش‌تر است؛ آنچنان که در بیانات ارزشمند خود فرمود: " پروردگارا تو می‌دانی آنچه ما انجام دادیم نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم بلکه بدان سبب بود که نشانه‌های از بین رفته‌ی دینت را باز گردانیم و در شهرها اصلاح و آسایش برقرار نمايم تا بندگان ستم­دیده‌ات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود." نگاه علی(ع) به حکومت نگاهی الهی است که با نگاه دنیامدارانه و قدرت‌محورانه تفاوت اساسی دارد».

  • recca-summit-03-sep-15
    39172

    احمدی رشاد

    «ریکا» و «سام» برای افغانستان؛ گامی در فراسوی توسعه!

    «در نشست کابل، دولت افغانستان موفق شد تا شرکای خارجی و کمک دهندگان به کشور را متقاعد سازد تا بعدازاین کمک‌ها را از طریق دولت افغانستان به مصرف برسانند. به این معنا که کمک‌ها به خزانه‌ی ملی افغانستان واریز می‌گردد و دولت افغانستان آن را در موردهای توافق شده با کشورهای کمک دهنده‌ی بین‌المللی، به مصرف می‌رساند. به قول وزیر مالیه‌ی افغانستان، کشورهای کمک دهنده متعهد شدند تا 8 میلیارد از 16 میلیارد دالر را که برای افغانستان تا سال 2017 میلادی، تعهد کرده بودند، در اختیار دولت افغانستان قرار دهند تا از طریق بودجه‌های عادی و انکشافی افغانستان به مصرف برسد. این موفقیت بزرگی برای افغانستان می‌باشد.»

  • محسنی شهرستانی
    55048

    قاسم محسنی شهرستانی

    نقش کمک‌های خارجی در توسعه کشورهای جهان سوم (با تاکید بر کشور افغانستان) بخش ۲

    «نبود ظرفیت در نهادهای دولتی، فساد اداری، عدم هماهنگی میان دولت افغانستان و کشورهای کمک‌کننده در عملی شدن پروژه‌ها و چندین دست شدن قراردادها از علت‌های عمده‌ای هستند که سبب شده است بخش زیادی از کمک‌های جامعه جهانی در افغانستان حیف‌ومیل شوند. شماری از کارشناسان اقتصاد و مسوولان اتاق تجارت و صنایع بر این باورند که بیشتر کمک‌های جامعه جهانی از طریق اینجوها در بخش‌های زیربناها، ساختمان‌سازی ، جاده‌سازی و دیگر پروژه‌ها در افغانستان مصرف‌شده‌اند.»

  • محسنی شهرستانی
    56288

    قاسم محسنی شهرستانی

    نقش کمک‌های خارجی در توسعه کشورهای جهان سوم (با تاکید بر کشور افغانستان) بخش ۱

    «معمولا دولت‌های کمک دهنده با توجه به سیاست‌ها و اهداف خود اقدام به کمک می‌نمایند و در این راستا انتخاب حمایت از کمک‌های برنامه‌ای و یا کمک‌های پروژه‌ای بستگی کامل به سیاست‌ها و اهداف دولت کمک دهنده دارد. به‌عنوان‌مثال در سیاست خارجی آمریکا که گسترش و استمرار نفوذ با ایجاد دولت‌های وابسته همچنین ایجاد وابستگی در زمينه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی به‌طورکلی مهم است، این دولت کمک‌های برنامه‌ای را ترجیح می‌دهد، زیرا از این طریق بهتر می‌تواند به اهداف خود دسترسی یابد.»

  • عبدالله، اشرف غني
    56629

    عباس آزاد

    برنامه های دولت وحدت ملی و بودجه‌ی سال 1394

    «مرورکلی طرح سند بودجه سال 94 افغانستان، نشان می‌دهد که این بودجه تغییر چندانی با بودجه‌ی سالهای گذشته ندارد. اماهدف بودجه‌ی امسال دولت " بودجه موثر، شفاف و مبتنی بر اهداف و نتایج خوب برای منافع ملی ذکر شده است. در ابتدای این سندآمده است که طولانی شدن روند برگزاری انتخابات سال 93 ریاست جمهوری تاثیرات منفی برفعالیتهای اقتصادی داشته که پیامدآن 5 ملیارد دالر ضرراقتصادی به افغانستان بوده است».

  • 13930227000182_PhotoL
    56272

    احمدي رشاد

    ما و تکنولوژی‌های به جای مانده از نیروهای خارجی

    «طراحی و ساخت ابزارهای تکنولوژیک، آخرین مرحله‌ی انتقال دانش فنی است که بسیار به سختی، به دست می‌آید. این دانش به شکل کامل‌اش، از ویژه‌گی‌های توسعه‌یافتگی محسوب می‌گردد و در جهان، این دانش، در اختیار کشورهای معدودی می‌باشد. کشورهای ضعیف حتا در نظم نوین جهانی، به اشکال گوناگونی، از دستیابی به این دانش فنی، بازداشته می‌شوند. آمریکا و اروپا، روسیه، چین و ژاپن، یا همان کشورهای صنعتی، در تلاش هستند تا فن‌آوری‌های پیشرفته و مدرن طراحی و ساخت ابزارهای تکنولوژیک را در انحصار خود داشته باشند».

  • kbank
    56245

    عباس آزاد

    مساله‌ی كابل‌بانك، محک مدیریت اشرف غنی

    «پس از آنکه اشرف غنی به ریاست جمهوری رسید در اولین سخنرانیهای خود از پی‌گیری جدی قضیه سخن گفت تا در نتیجه در طی چند گذشته تاکنون چند بار دادگاه بررسی پرونده را در دستور کار قرارداده است که سرانجام در دومین جلسه دادگاه استیناف رسیدگی به پرونده‌ی اختلاس در كابل‌بانك، دادگاه با صدور حکمی تمام داراییهای متهمان اختلاس را مسدود ورييسان سابق را نیز هر یک به ده سال زندان و پرداخت تمام پول اختلاس شده و بهره‌ی آن محکوم کرد».