• سه شنبه ۳۱ اسد ۱۳۹۶ - ۲۱:۱۹
    سخی ناصری شیدانی
    «سیاست ضد انسانی عبدالرحمن در هزارستان، کمر مردم هزاره را شکست. بر اساس نوشته‌ی ملا فیض محمد کاتب هزاره، لشکریان ساخلو و ایلجاری عبدالرحمن خانی، بیش از ۶۲ درصد نفوس انسانی مردم هزاره را قتل‌عام کرده است. آن‌هایی که به بیرون از افغانستان فرار نمودند؛ در هر سفر فقط از ۱۰ نفر یک نفر زنده می‌برآمدند. ۹ نفر دیگر، یا به اسارت مرزداران حکومت افغانستان درمی‌آمدند، و همان‌جا سربریده می‌شدند. یا از شدت گرسنگی و گرمای طاقت‌فرسا می‌مردند یا طعمه‌ی حیوانات وحشی می‌شدند. احتمالا، هزاره‌های پاکستان و ایران، از فرزندان همان هزاره‌های فراری از دست ظلم عبدالرحمان ظالم، می‌باشند.»
  • یکشنبه ۸ اسد ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۸
    جواد نوروزی
    «اگر دموكراسی را به عنوان یك ابزار هم در نظر داشته باشیم استفاده درست و كارآمد از یك ابزار یا یك تكنولوژی، آشنایی و بلد شدن استفاده ازان را می‌خواهد. ابزار دموكراسی به خاطر پیچیدگی سیستماتیك‌شان به این آسانی و به راحتی میسر نمی‌گردد. زمان می‌خواهد و عزم و اراده تحصیل آگاهی‌های لازم و كوشش‌های جمعی (نه فردی) می‌خواهد كه این ابزار (دموكراسی) رام گردد و اجازه دهد تا كسانی از او برای مقاصد خاصی كه نظام دموكراتیك برای برآوردن آن مقاصد طراحی شده؛ استفاده نمایند و ازین ابزار منتفع گردد.»
  • سه شنبه ۳ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۹
    خالق فصیح
    «از کجا شروع کنیم؟ از عدالت‌طلبی گفت‌وگو کنیم یا از نا عدالتی و تبعیض؟ از کمیت شهدا بگوییم یا از کیفیت شهادت؟ از دسته‌های گل آغاز کنیم یا از گلوله‌های تفنگ ظالم، از پدر تعریف کنیم یا از پسر؟ از ناله‌های مادر درد دل کنیم یا از گریه‌های خواهر؟ درنهایت از دشمن سخن کنیم یا از دوست؟ اینجا است که پاسخ دادن به آن‌ها بسی دشوار و مشکل می‌ماند!! البته باید مثل مادران سرود عدالت‌خواهی خواند، ولی نه در گوشه‌های منزل، بلکه با حضور در میدان‌های مبارزه علیه ستم و تبعیض تا باشد که بچه‌های شهدا قصه نبود پدر را از صفوف مطمین و استوار ما در مسیر عدالت‌خواهی بخوانند.»
  • سه شنبه ۱۲ ثور ۱۳۹۶ - ۸:۵۸
    محمد عرفانی
    «در حال حاضر، افغانستان به‌صورت یک سیاه‌چال درآمده و امواج ناامنى و هرج‌ومرج را به‌سوی منطقه‏ى مى‏فرستد که بحران‏هاى مضاعف اقتصادى دست‌وپا مى‏زند. زیرساخت‏هاى اقتصادى افغانستان ویران‌شده است. تسهیلات اولیه شهرى، که حتى در کشورهاى توسعه‌نیافته وجود دارد، در این کشور موجود نیست. در اینجا آب‌لوله‌کشی، برق، تلفن، جاده و منابع منظم انرژى به چشم نمى‏خورد و کمبود شدید آب، غذا، مسکن و دیگر نیازهاى اولیه محسوس است. استفاده از حداقل امکانات موجود نیز براى اغلب مردم بسیار گران تمام مى‌شود.»
  • چهارشنبه ۶ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۸
    محمد جماالدین
    «زمانی مردم ما در جامعه‌ی مثل استرالیا و جاهایی دیگر یکپارچگی و موفقیت خود را به دست می‌آورد که بخش‌های مختلف و متفاوت را در عمل روزمره و پراتیک اجتماعی خود به علل و شکاف‌های درونی و میانی خودشان آگاهی یابد و برای رفع آن‌ها تلاش بکنند، مردم ما امروز نیازمند تغییرات بنیادی در خانواده، اجتماع و محیط کاری و اجتماعی است. بنابراین باید در تمام محیط بسترسازی بکنند. برای انسان ساده‌اندیشی دهاتی كه واقعیات روزمره برایش امری طبیعی و به هنجار جلوه می‌كند و بدیلی برای آن متصور نباشد، مجموعه‌ای زیبا و فریبنده‌ای است كه دیدن آن برای هر انسان صاحب‌ذوق و سلیقه‌ای نوعی فراغت محسوب می‌شود.»
  • دوشنبه ۲۸ حمل ۱۳۹۶ - ۸:۳۹
    محمد مهدی دانشمند
    « عدالت، برابری، توزیع و تقسیم برابر امتیازات و فرصت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... آمال و رویاهای قوم هزاره را شکل می‌دهند. جنبش روشنایی تا تحقق کامل آن، از حرکت، پویایی و پایایی از جنبش و جهش، شور و شعف باز نخواهد ماند و در این مسیر مرعوب زور ، زر و تزویر نخواهد شد. چون‌که جنبش روشنایی نماینده خواست و مطالبات میلیونی هزاره هست و پرچم آزادگی، عدالت‌خواهی، برابری و برادری را برافراشته باید آن را درراه تحقق آن مطالبات جنبش نگه‌داشته شود و موج سیاسی و اجتماعی که ایجاد نموده را نگذاریم که بخوابد و مطالبات مشروع مردم به فراموشی و نسیان سپرده شود.»
  • شنبه ۵ حمل ۱۳۹۶ - ۰:۳۵
    شاولی صالحی «شاخص»
    « ‏رهبران سیاسی جناب استاد خلیلی، استاد محقق و استاد دانش که در جایگاه رهبری مردم هزاره در دولت هستند، نقششان را نیک ایفا نکردند. با توجه به تغییرات ‏چشم‌گیر سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم ما در دولت کرزی و اشرف غنی نتوانستند پایگاه و موقعیت‌های مناسب این مردم را در ساختار سیاسی ‏بازتعریف نمایند و از این رهگذر مانند مردم خود به فرادستی«خود» نایل شوند. بلکه آنان در جنبش«تبسم» که هزاره‌ها با جنازه‌های سربریده شده‌ی شهدایشان، ‏از راه‌گیری، ترور، انتحار، انفجار علیه مردمشان به تنگ آمده بودند با تظاهرات مدنی آرام و میلیونی خواستار حمایت دولت از هزاره‌ها شدند، نه‌تنها حمایت ‏نکرده، بلکه در برابر جنبش تبسّم ایستادند!.‏»
  • چهارشنبه ۲۵ حوت ۱۳۹۵ - ۹:۰۶
    امین یاری
    «تراکم و احتکار کمک‌های بین‌المللی به دست عده‌ای از فرماندهان جهادی و رجاله‌های سیاسی، فقر و تنگ‌دستی عمومی باعث شدند که عده‌ای از مردم و فرهنگیان و قلم به دستان در استخدام این رجاله‌های جهادی و اربابان بی‌دانش سیاسی و بازیگرانی بی‌اخلاق و تعهد اجتماعی و افرادی بی‌بینش و ‌شعور اجتماعی، به عنوان حزب فلان، در واقع به عنوان عضو باند فلان غارتگر جهاد و معامله‌گر شیاد، قرار گرفته و غلامان حلقه به گوش آنان گشته و هر چه آن‌ها فرمان دهند این‌ها برایشان جان دهند.!!!»
  • دوشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۱
    عبدالخالق فصیحی
    «دقیقا همین منافع شخصی است که رهبران فعلی را از مردم جدا نموده و شکاف عمیق بین آن‌ها و مردم محقق شد. با ایجاد این شکاف و رفتار منافقانه مدعیان رهبری، دوباره قبلی‌ات تبعیض به بعدی‌ات آن رسیده و حرکت اتصالی فاجعه از سرآغاز شد. سیالی‌ات تبعیض و نابرابری‌ها که مزاری آن را قطع کرده و برش زده بود، بار دیگر به راه افتاده و مثل گذشته صورت اتصالی به خود گرفتند. بنابراین، پاسخ سوال منفی بوده و رهبران پس از مزاری ناتوان‌تر از آن ظاهر شدند که بتوانند از دست آورد شهید مزاری محافظت نمایند. درواقع، جایگاه رهبری هزاره پس از مزاری عملا به قمارخانه خیانت و معامله‌گری بر سر منافع مردم و حتی به قیمت خون صدها جوان تبدیل شد.»
  • دوشنبه ۹ حوت ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۹
    محمد مهدی دانشمند
    «مزاری قلب تپنده هزاره بود که برای حیات، نشاط، عزت و شرافت قومش از جانش مایه گذاشت و سرش را در این راه هدیه کرد، اسماعیل‌وار در مسلخ عشق و جانبازی برای رفع تبعیض سیستماتیک و تاریخی از سوی مستبدان و حاکمان قوم‌کیش اعمال می‌شد با پای جان شتافت تا باشد قومش در عزت، آزادگی، غرور و مردانگی زیست نمایند. درس همت، شجاعت، پارسایی و مردانگی را در یک پیچ حساس تاریخی به مردم آموخت و نشان داد که دوای درد استبداد، ترس، جبونی و مماشات با اربابان ستمگر و مستبد سیاسی نیست، بلکه علاج و درمان استبداد و تبعیض؛ قربانی دادن، قربانی شدن و از خود گذشتن است.»