کد مطلب : 3100
یکشنبه ۱۵ دلو ۱۴۰۲ - ۳:۱۶
46406
فاقددیدگاه
عصمت الله احمدی رشاد

گذار اجتماعی هزاره‌ها

طرح مقاله رشاد نهایی
«مدیریت بدن و رسیدگی به‌ظاهر و آراستگی آن نیز فقط برای مراسم عروسی و محافل شادی تا حدودی رواج داشت و درمجموع مردم وقت خود را برای رسیدگی به‌ظاهر بدن و آراستگی ظاهری کمتر مصرف می‌کردند. «سلمانی» یا آرایشگری و اصلاح ریش و صورت، نیز به شکل سنتی، اغلب به‌عنوان «پولغو» و عمل متقابل توسط مردان انجام می‌گرفته و دختران و زنان، هرگز موهای سرشان را کوتاه نمی‌کردند، بلکه زنان هزاره موهای بلندشان را از دو جانب گونه‌های صورت به گونه‌ی آویزه شانه می‌کردند و به آن پینک‌های زینتی می‌زدند، که بر زیبایی دوچندان آن‌ها می‌افزود.»

پنجره سخن

گذار تحولی در چهار دهه پسین، نشان می‌دهد که انسان‌ها در انتخاب و گزینش سبک زندگی جمعی و شیوه مدیریت آن چندان آزاد نیستند، عوامل گوناگونی در پدید آیی تحول و پیدایش سبک‌ها و شیوه‌های جدید زندگی جمعی موثر بوده‌اند، مهم‌ترین و موثرترین آن، جریانی بنام ارتباطات رسانه‌ای و گردش معلومات یا انفجار اطلاعات در گستره وسیع جهانی بوده است. جهانی‌شدن فرایند جهان‌شمولی بود که به‌سرعت تمام دنیا را در موج‌های سهمگین پیچیده و دورترین نقاط این کره خاکی را درنوردیده و تاثیرات شگرف خود را بر آن تحمیل نموده است. در افغانستان هزاره‌ها بیشتر از سایر اقوام در این موج توفنده درگیر شده و بیشترین تاثیرپذیری را از موج‌های رسانه‌ای آن پذیرفته است.

فرایندهای جهانی، بارهای گران مثبت و منفی را باهم حمل می‌کنند و جوامعی که با این امواج پرشتاب و تپنده همراه و هم‌سفر می‌شوند، پیوسته به اقتضاآت فرهنگی و نهاده‌های ارزشی همچون هویت اجتماعی، فردی، مذهبی و قومی، از آن موج‌های جهانی تاثیر می‌گیرند و یا در یک روند تعاملی به شکل آرام و طبیعی به گذار تحولی آن می‌پیوندند. هزاره‌ها به‌عنوان جامعه متحول و افتاده در این امواج سهمناک جهانی، با دو پدیده منفی «تورم زندگی» و «توهم ذهنی» گرفتار شده‌اند، که گذار تحولی در سبک زندگی مدرن آنان را با انحراف‌های خطرناکی مواجه ساخته و از تاثیرپذیری مثبت و سازنده از امواج جهانی بازداشته است. در سطور چند این گذار تحولی را کوتاه به بررسی گرفته و راه‌کارهای کمکی در جهت اصلاح روندهای تعامل هزاره‌ها با این موج‌های جهانی در گزینش سبک جدید زندگی و مدیریت زندگی جمعی، ارایه خواهد شد تا جامعه را در گزینش سبک جدید زندگی یاری رساند.

گستره سخن

سه مفهوم اصلی «طبقه اجتماعی»  «قشر اجتماعی»  و «سبک زندگی» هویت اجتماعی فرد را در جامعه مشخص می‌کند. طبقه‌ی اجتماعی مفهومی است که جایگاه و موقعیت فرد را در نظام تولید تعیین می‌کند (گرب، ۱۳۷۳؛ ص ۱۲ ). و قشر اجتماعی، جایگاه و موقعیت فرد را در نظام سلسله مراتبی منزلت اجتماعی نشان می‌دهد.(نایبی و عبدالهیان، ۱۳۸۱؛ ص۲۰۶  ). سبک زندگی اجتماعی نیز مجموعه‌ای از رفتارهایی است که علاوه بر برآورده کردن نیازها، به افراد این امکان را می‌دهد تا روایت خاصی را که از هویت خود دارند، در  برابر دیگران به نمایش بگذارند. (رحمت‌آبادی و آقا بخشی، ۱۳۸۵؛ ص ۲۳۶ ).

پس بنابراین، هر سه مفهوم به نحوی به‌هم‌پیوسته هستند و هر سه، هویت اجتماعی فرد را مشخص می‌کنند. به لحاظ هویتی، افراد در جوامع مدرن از هویت‌های سنتی خود؛ مانند هویت‌های قومی و قبیله‌ای، جداشده و هویت‌های جدیدی پیداکرده‌اند که منشای پیدایش آن‌ها نیز جدید و مربوط به دنیای مدرن است. هویت‌های جدید بر مبنای ویژگی‌هایی هستند که عناصر ذاتی پدیده‌های مرتبط با سبک زندگی می‌باشند. به عبارتی دقیق‌تر و روشن‌تر، می‌توان تمایزات رفتاری و تفاوت‌های نگرشی گروه‌بندی‌های اجتماعی را از تفاوت سبک‌های زندگی آنان درک و فهم نمود. (نیکزاد، ۱۳۸۲؛ ص ۱۸۲ ).

بیان دیگری در مورد «سبک زندگی» این است که اصولا دو نوع برداشت از مفهوم سبک زندگی در فرهنگ‌های جاری وجود دارد، یکی مربوط به دهه‌های ۱۹۲۰ میلادی می‌شود که در آن زمان، سبک زندگی، معرف ثروت، موقعیت اجتماعی  افراد بوده و اغلب به‌عنوان شاخص تعیین «طبقه اجتماعی» به کار گرفته‌شده است. در این برداشت، سبک زندگی، نقش جایگاه و منزلت اجتماعی را ایفا می‌کند و تفاوتی با آن ندارد. اما برداشت دقیق‌تر و جدیدتر آن است که سبک زندگی، به‌عنوان یک‌شکل اجتماعی در نظر گرفته می‌شود، که رفتار نوینی را پدید می‌آورد و این نوع رفتارها تنها در متن تغییرات مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف‌گرایی در جهان تبلور پیداکرده و وجود دارد. (شهاب‌الدین و نصیری، ۱۳۹۴؛ ص ۸۶ ).

تحولات و تغییرات سریع و پرشتاب عصر حاضر، که موجب پیشرفت‌های فنی و تکنولوژیکی در دنیا شده، در فرایند «جهانی‌شدن»  زمان و فضا را درهم‌فشرده نموده به‌گونه‌ای که رخدادهایی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مختلف دنیا که در دورترین مناطق این کره خاکی، رخ می‌دهند، برخلاف گذشته، به‌سرعت بی‌مانندی، کنشگران را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند در چنین وضعیتی که کنشگران اجتماعی، همواره به جهان بسیار وسیعی وصل هستند، گزینه‌های انتخاب سبک زندگی برای آنان از تنوع بسیار بالایی برخوردار است. لذا این تنوع، تعدد و فراوانی گزینه‌های از سبک‌های زندگی اجتماعی، امکان دنبال نمودن سبک‌های مختلفی را از سوی افراد جامعه فراهم می‌آورد و به‌اندازه تنوع سبک‌ها افراد جامعه نیز گونه‌های مختلفی را به فراخوری سلایق خویش، به تجربه و عمل می‌نشینند و «رفتار نوینی» را شکل می‌بخشند. به‌عنوان‌مثال رفتاری که امروزه جوانان در قبال «تلفن همراه» یا موبایل انجام می‌دهند، یک رفتار نوین است که از سبک زندگی جدید در پرتو جهانی‌شدن حاصل‌شده است. لذا غالب ارتباط شناسان معتقدند که استفاده از دستگاه‌های دیجیتالی، نوعی از نظام ارتباطی نوینی را پدید آورده که هویت جوانان را تغییر داده است. (کمری، ۱۳۹۸: ص ۳۲۶- ۳۰۱).

گذار برزخی

تغییر و تحولات به وجود آمده در یک‌صد سال اخیر تاریخ هزاره‌ها، هویت اجتماعی و مدنی مردمان هزاره را با پیچیدگی‌های زیادی روبه‌رو کرده است. این پیچیدگی‌ها در مرحله نخست، ناشی از تجربه‌ی جامعه، از مدرنیته است. با وارد شدن عناصری از دنیای مدرن، در جامعه هزارگی و گام برداشتن آن‌ها به‌سوی زندگی مدرن، به‌تدریج نظم اجتماعی پیشین، که بر اساس ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سنتی بنا شده بود، دستخوش تغییر و تحول پرشتابی شده‌اند. این در حالی است که جامعه‌ی هزاره به لحاظ قابلیت‌های اجتماعی و ظرفیت‌های فرهنگی، آلترناتیو یا جایگزین مناسب نظم نوین مبتنی بر مدرنیته را نداشتند و هنوز هم ندارند. ازاین‌روی، جامعه‌ی هزاره همواره در برزخ میان «سنت» و «مدرنیته» گیر مانده و این امر هنوز هم ادامه دارد و نشان می‌دهد که هنوز گذار کاملی به لحاظ هویت اجتماعی، در جامعه رخ نداده است.

برآیند چنین گذار ناموفق، در جامعه‌ی هزاره درهم‌ریختن بناهای سنتی و عدم جایگزینی آن با ساختارها و بناهای جدید و مدرن بوده است. افراد و خانواده‌های زیادی از روستا جدا شده و وارد شهرها شده‌اند، اما به دلیل فقدان قابلیت‌های زندگی شهری، خصلت‌ها و ویژگی‌های زندگی روستایی را با خود در شهرها برده‌اند و در شهر با همان خصلت‌های نهادینه‌ شده‌ی روستایی، زندگی می‌کنند. برعکس، خیلی‌های دیگر در اثر زیست شهری کوتاه‌مدت و تجربه سبک جدید زندگی، یا دیدن تجارب زندگی شهری از رسانه‌های اجتماعی، ماهواره‌ها و تلویزیون‌های دنیای مدرن، الینه شده‌اند و در تلاش هستند در روستاها ادای زندگی شهری را دربیاورند. این‌ها همگی نشان‌دهنده‌ی آن است که سبک زندگی امروز هزاره‌ها، متاثر از دنیای مدرن و «جهانی‌شدن» تغییر نموده، ولی این تغییرات طبیعی و نرمال نیست به‌نوعی جامعه دچار «تورم» و افراد دچار «توهم» شده‌اند.

زندگی هزاره‌ها به لحاظ ظاهری مدرن شده ولی فقر شدید خانواده‌ها چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ فرهنگی، زندگی را از درون متلاشی و آسیب‌پذیر نشان می‌دهد: «ارقام موجود نشان می‌دهد که تقریبا ۲۰ درصد خانوار روستایی به‌صورت مداوم مصونیت غذایی ندارند و ۱۸ درصد با کمبود غذایی فصلی مواجه هستند. بنابراین، ۲۰ تا ۴۰ درصد مردم افغانستان به کمک غذایی در سطوح مختلف و در زمان‌های متفاوت سال نیاز دارند.» (غرجستانی، ۱۳۹۰؛ ص ۲۰۰ ).

راهکارهای کمکی

۱-‌ ایجاد ساختارهای اجتماعی هویت‌ساز

امروزه رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی ، به شکل سرسام‌آوری افزایش‌یافته و تقریبا‌ برای هر فرد یک رسانه نیز پدیدار گردیده است، که افراد جامعه در ساعات مختلف روز، قادر هستند با جهان بسیار پهن و گسترده‌ای اجتماعی وصل باشند و به تبادل فرهنگی و تقلید از شیوه‌ها و سبک‌های زندگی گوناگونی بپردازند. رسانه‌ها به‌عنوان عاملان اصلی تغییر و تحول در ارزش‌ها، هنجارها و نقش‌ها مطرح هستند، آن‌گونه که با خلق ارزش‌های جدید سنت‌ها و ارزش‌های جاافتاده‌ی قدیمی را به چالش می‌کشند و به‌صورت یک عامل موثر بر دگرگونی نگرش‌ها و رفتارهای مخاطبان خود عمل می‌کنند. ازاین‌روی، تمام کسانی که مخاطبان رسانه هستند و یا در معرض پیام‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرند؛ یا باواسطه و یا بی‌واسطه تحت تاثیر آن‌ها هستند، آن‌ها آنچه را از رسانه‌ها می‌شنوند، یا می‌بینند و یا می‌خوانند، ملاک نگرش‌های خود و الگوی رفتارهای خود قرار می‌دهند. و همین امر باعث تغییر در سبک زندگی اجتماعی مردم می‌گردد رسانه‌ها به‌عنوان یک منبع قوی می‌توانند در نحوه زندگی انسان‌ها مانند شیوه لباس پوشیدن، دکوراسیون خانه و منزل، «آداب معاشرت اجتماعی»  و برخوردهای فرهنگی و خانوادگی افراد تاثیر فوق‌العاده داشته باشند و بسان یک موتور متحرک، در ایجاد و گسترش سبک‌های گوناگون زندگی نقش ایفا نمایند. (عابدینی، ۱۳۷۹؛ ص ۴ ).

درک این تکانه عظیم فرهنگی، زمانی ممکن می‌گردد که به منابع ارتزاقی فرهنگ در زندگی واقف بوده و به‌خصوص به عوامل آن درگذشته توجه نماییم. زندگی هزاره‌ها درگذشته، مبتنی بر فرهنگ و ارتباطات شفاهی بود، مکتب‌خانه‌ها، ملاهای مکاتب، کلان‌های قوم و محاسن سفیدان به‌عنوان منابع و مراجع نهادین ارتزاق و تغذیه‌ فرهنگی سبک زندگی، عمل می‌کردند. مکتب‌خانه‌ها در قدیم، تعیین‌کننده سبک زندگی بودند، بچه‌ها در همان مکاتب، جامعه‌پذیر می‌شدند، ملاهای مکاتب و معلمان مدارس با درهم تنیدگی زندگی‌شان با توده‌های عمومی مردم، نقش راه برنده قوی را داشتند و همگان نیز از آن‌ها پیروی می‌کردند و آن‌ها را به‌عنوان الگوی رفتاری خود در زندگی اجتماعی برمی‌گزیدند. اشعار عامیانه و فولکوریک مانند این شعر:

«اموتو یار بگیروم جانانه باشه

 گوش گلیم آخوند شیشته باشه»

 نشان می‌دهد که گوش «گلیم آخوند» دارای منزلت اجتماعی بوده و مکتب‌خانه‌های قدیمی، سبک زندگی را تعیین می‌کرده است. گوش «گلیم آخوند» تعبیر استعاری برای مدرسه و مکتب‌خانه است. به دلیل که در قدیم، مدیریت این دو بخش را عمدتا‌ ملاهای مکاتب و در اواخر معلمان مدارس به عهده می‌گرفتند. شاخص‌های اصلی سبک زندگی، در نحوه گذراندن «ایام تعطیلی» و بی‌کاری، «سبک مصرف»  و «مدیرت بدن» تجلی پیدا می‌کند. در ایام تعطیلی افراد جامعه به مساجد و کوته‌های زمستانی، تجمع می‌کردند و آخوند مکتب و شاگردان مکاتب، برای مردم کتاب‌خوانی می‌کردند؛ کتاب‌های منظومی همانند «حمله حیدری» «حافظ» «شاهنامه فردوسی» «یوسف و زلیخا» و «ورقه و گلشا» کتاب‌هایی عرفانی، تاریخی و فرهنگی‌ای بودند که توسط ملاهای مکاتب و شاگردان آن‌ها بازخوانی، تفسیر و معنی می‌شد و سپهر معرفت و ادب، منظومه‌ی اخلاق و مدیریت اجتماعی مردم، وامدار همین محافل سنتی بودند.

اما «نوع مصرف» و «مدیریت بدن» به‌عنوان دو شاخص تعیین‌کننده سبک زندگی امروز، در قدیم بسیار کمرنگ بود، مصارف مردم شکل ابتدایی داشته و اغلب در حد رفع نیاز خانواده بود و از اسراف و تبذیر امروزی خبری نبود. به‌عنوان‌مثال، در حد یادآوری نیز خوب است، تا جوانان امروزی ما بدانند که درگذشته پدران آن‌ها چگونه زندگی می‌کرده‌اند. مثلا‌ کودکان خانواده از پوشاک مشترک برای روزهای جشن و شادمانی خود بهره می‌گرفتند. یک جُفت کفش برای چند فرزند خانواده به شکل مشترک، تهیه می‌گردیده و آن‌ها به‌نوبت از آن استفاده می‌کردند. در سبد مصرفی خانواده‌های روستایی، از کالاهای تجملاتی هیچ خبری نبود. زنان روستا، اغلب همانند مردان به کار و اشتغال روستایی مثل «علف چینی» «ریشقه درو» «خرمن‌کوبی» کارهای «زراعتی» و «دهقانی» اشتغال داشتند. تقسیم‌کار که یکی از ویژگی‌های جوامع شهری بود، در روستاها وجود نداشت، ولی همگی در کارهای مشابه خانه و زمین مشارکت می‌کردند.

مدیریت بدن  و رسیدگی به‌ظاهر و آراستگی آن نیز فقط برای مراسم عروسی و محافل شادی تا حدودی رواج داشت و درمجموع مردم وقت خود را برای رسیدگی به‌ظاهر بدن و آراستگی ظاهری کمتر مصرف می‌کردند. «سلمانی»  یا آرایشگری و اصلاح ریش و صورت، نیز به شکل سنتی، اغلب به‌عنوان «پولغو» و عمل متقابل توسط مردان انجام می‌گرفته و دختران و زنان، هرگز موهای سرشان را کوتاه نمی‌کردند، بلکه زنان هزاره موهای بلندشان را از دو جانب گونه‌های صورت به گونه‌ی آویزه شانه می‌کردند و به آن پینک‌های زینتی می‌زدند، که بر زیبایی دوچندان آن‌ها می‌افزود.

عطرهای خوش‌بوکننده، سُرمه‌ی چشم و حنا (خینه) برای رنگ کردن دست، پای و موی نیز در میان زنان هزاره معمول بود، اما مهم‌ترین، وجه مدیریت بدن، در نوع پوشاک هزاره‌ها تجلی پیدا می‌کند که زنان هزاره آن را باهنر دوزندگی خود می‌آراستند و می‌پوشیدند. غنای فرهنگی هزاره‌ها در سبک پوشش هزارگی را در لباس‌های زینتی آنان به‌خوبی می‌توان مشاهده نمود. لباس «دامادی»، دارای نقش گلدوزی شده از نوع «خامگ دوزی» درروی سینه، کلاه دامادی گلدوزی شده از نوع «گراف‌دوزی» یا ارخچین سفید، دارای ویژگی‌های خاص خودش است که دامادها در روز عروسی با آن زینت می‌کنند و خود را می‌آرایند. سبک زیبای پوشش نوعروسان هزاره در سلسله و جودنه، وُسکت پر روپی، ایمیل صورت و سُنبل پیشانه آن‌ها که اغلب از نقره و فلزهای گران‌بهای دیگر ساخته می‌شد، بیشتر نمود پیدا می‌کرد. انواع وسایل زینتی، مثل پوش آیینه، صندوق حجله، دستمال لباس، پوش بالشتی، پوش تُشک، پرده و دیگر وسایل زینتی همگی از هنر گلدوزی دستی زنان هزاره آراسته و ساخته می‌شد که در نوع خود کلکسیون زیبایی از هنر و ذوق هزارگی را به نمایش می‌گذارد. رواج موسیقی و هنر هزارگی، در قالب فرهنگ فولکوریک ، به‌رغم ریشه‌های قوی فرهنگی، تحت تاثیر مکتبخانه‌های قدیم و غالبیت فرهنگ مذهبی، در جامعه روبه‌زوال نهاده و کمرنگ شده بودند.

درمجموع، سبک زندگی در مدیریت بدن  نیز تابع الگوهایی بوده که در سپهر فرهنگی جامعه هزاره وجود داشته و در تعامل با دادوستد فرهنگی عرف جامعه تحت تاثیر مدارس و مکتب‌خانه‌ها و مدارس دینی شکل می‌گرفته است و در جامعه مورد توجه و مصدر عمل واقع می‌شده‌اند و درنهایت، می‌توان گفت که در قدیم، علما، معلمان و مراجع نهادین دینی، نقش فوق‌العاده تعیین‌کننده داشتند.

بنابراین، منابع فرهنگی هویت‌ساز گذشته و امروز بسیار متفاوت شده است و مراجع نهادین دینی، امروزه تحت تاثیر رسانه‌های مدرن اجتماعی و تلویزیون‌ها و ماهواره‌ها مرجعیت نهادی خود را از کف داده‌اند و اصولا‌ سبک جدیدی بر روش‌ها و شیوه‌های ارتزاق فرهنگی جامعه هویدا گردیده است. الان در روستاها نیز همانند شهرها خانواده‌های روستایی به شکل گروهی و جوانان دختر و پسر در ایام تعطیلی به میله‌های تفریحی کنار ساحل‌ها، باغ و باغات، دامنه‌های کوه، دمن، دشت و صحرا می‌روند و جماعت‌های مختلفی از جوانان دختر و پسر به میله و تفریح می‌پردازند. دمبوره، کست‌های صوتی، کلیپ‌های تصویری، آهنگ و رقص در میموری‌ها و هارددیسک‌های تلفن همراه به‌وفور وجود دارد که در این محافل میله و شادمانی، استفاده می‌شود. مراجعه به منابع ارتزاق فرهنگی قدیم مثل مکتب‌خانه‌ها، مدارس دینی، مساجد و ملاها مکاتب تقریبا صفر شده است.

این وضعیت، سبک زندگی هزاره‌ها را مصرفی و تجملاتی نموده و نشان می‌دهد که در صدسال اخیر روند پیچیده‌ و متنوعی را به تجربه گرفته است. این در شرایطی است که کار و تولید از گذشته نیز کمتر شده و بیکاری و فقر دامن گسترده‌تری پیدا نموده است. بنابراین، تغییر سبک زندگی در پرتو مدرنیته  یک امر اجتناب‌ناپذیر است و تقصیر هیچ نهاد و سازمان هزارگی هم نیست. موج مدرنیته فراگیر و عالم‌گیر است و نمی‌توان با هیچ ابزاری جلو رسوخ آن سد ایجاد کرد، منتهی برای آنکه رشد و بالندگی فرهنگ جامعه، در کنار فرایندهای اجتماعی جهانی، و توام با حرکت کاروان پیشرفت جامعه‌ی بشری، طبیعی رشد کند، لازم است که در کنار تغییرات جهانی، به تقویت، اصلاح و ایجاد ساختارهای هویت‌ساز بومی و داخلی مثل آموزش، ساخت الگوهای بومی برای زندگی، کسب مهارت‌های زندگی توسط جوانان و نوجوانان، تقویت مراجع نهادین دینی و مذهبی، نیز پرداخته شود

۲-‌ رفع تورم زندگی با الگوی سبک مصرفی

دنیای موجود، آمیزه‌ای از تکنولوژی و فناوری‌هایی است که تعیین‌کننده‌ی سبک زندگی رایج جامعه‌ی بشری است. رسانه‌ها نیز به حیت یکی از جلوه‌های مدرن زندگی انسان، نقش کلیدی در تحولات و تغییرات به وجود آمده در حیات جامعه‌ی بشری دارد. در دهه‌های پیشین و در فرهنگ‌های پیشامدرن، دامنه و تعداد سبک‌های زندگی افراد چنان محدود بود که سبب می‌شد تنها سبک مشخصی برای زندگی در هر فرهنگی تعریف‌شده باشد و همه افراد متعلق به فرهنگ‌های یکسان، به سبک تقریبا‌ مشابهی زندگی کنند. در جوامع سنتی و قدیمی، انتخاب‌های مبتنی بر مصرف به شکل گسترده‌ای بر اساس طبقه و کاست یا محیط خانواده و روستا دیکته شده و انجام می‌گرفت. اما با ظهور انقلاب صنعتی و مدرن که تکنولوژی‌های جدید و مدرنی روی کارآمدند، موجب تغییرات فاحشی نیز در الگوهای سبک زندگی گردید. در دنیای مدرن و جدید، سبک‌های بسیار متنوعی از زندگی، پیش روی هر فرد و جوامع بشری گذاشته‌شده است. (شهاب‌الدین و نصیری، ۱۳۹۴؛ ص ۸۴ ).

تنوع و تعدد بیش‌ازحد سبک‌های زندگی، به‌نوعی آنارشیزم فرهنگی  را در جامعه دامن می‌زند و زندگی را دچار «تورم» می‌کند. شرایط امروز جامعه هزاره چنین است. این تنوع سبک‌های زندگی، نه‌تنها در لباس و پوشاک، دیده می‌شود، بلکه حتی در پندار، گفتار، رفتار و واکنش‌های افراد جامعه قابل‌مشاهده است. چنانچه این تغییرات در ساخت‌وسازها و سبک معماری نیز دیده می‌شود، نمادهای یکسان برساخت و سازهای ساختمانی، حاکم نیست، نفس زندگی کردن، هیچ ملاک و معیار عقلانی ندارد و بیشتر تقلیدی و ناشی از جو زد‌گی این جهانی می‌باشد، که درواقع شکل بارز همان «تورم زندگی» را به نمایش می‌گذارد. من در سال ۱۳۹۵ در زادگاهم، رویداد جالبی را به مشاهده نشستم. این رویداد همان «تورم» زندگی را نشان می‌دهد که مردم در توهم پیشرفت و ترقی هستند:

«روزی آفتابی و گرم از روزهای پاییزی سال بود، من پیاده عازم بازار شهر شدم. جاده‌های خاکی حرکت موترها را در سینه‌ی خود با مشکل مواجه می‌کرد، اما منظره‌هایی را شکل می‌بخشید که ناسازگاری و تعارض سنّت و مدرنیته را به نمایش می‌گذاشت. موترهای ژاپنی شیک و گران‌قیمت نیز به‌وفور در این جاده‌های خامه در رفت‌وآمد هستند. من از کنار سرک پیاده می‌رفتم که صدای گور گور موتری به گوشم رسید، پُشت سرم نگاه کردم که کوه عظیمی از خاک روی جاده، به هوا بلند است، گویا موتری باسرعت به من نزدیک می‌شود. من نیز خود را به کنار کشیده و توقف نمودم، تا از خاک‌های برخاسته از حرکت ارابه‌های موتر در امان بمانم. دیدم موتری از نوع «کرولا» ۲۰۱۲ ژاپنی، با دو سرنشین یک مرد و یک زن به‌سرعت درحرکت است. از کنارم که گذشتند، دیدم زن جوانی در بغل‌دست مردی نشسته و خندان و شادمان از کنارم عبور نمودند. من فکر کردم شاید صاحب این موتر خیلی پولدار و متمول است و حتما‌ صاحب کدام پاساژ و مارکت تجاری اجناس لوکس است که چنین موتر زیبا و گران قیمت سوار است. خوش به حالشان که چنین زندگی پر آسایشی را برای خانواده خود فراهم نموده ‌است. من آرام‌آرام قدم‌زنان به حرکتم ادامه دادم تا رسیدم کنار یک درخت زیبا که یک موتر شبیه همان موتر که از کنارم لحظاتی قبل تیر شده بود، در زیر درخت ایستاده است. آری درست حدس زده بودم، خودش بود؛ همان موتر و سرنشینانش بود. دیدم مرد مشغول صحبت با تلفن همراهش است و زن جوانش نیز در کنارش نشسته و به مکالمات تلفنی شوهرش گوش می‌دهد. چون گوشی روی بلندگو تنظیم‌شده بود، صدای گفتگوکنندگان برای من که از کنار آن‌ها عبور می‌کردم به‌راحتی شنیده می‌شد. آری مرد به کسی که در آن‌طرف خط تلفن و در خارج از کشور بود می‌گفت: او بچه او بچه‼ اگر همین امشب پول به خانه حواله نکنی، فردا ما گُشنه می‌مانیم یک قیران در خانه نمانده، آبرویم درخطر است پول از هرکجا می‌کنی کار ندارم، حتما‌ حواله کن.!» (از مشاهدات نویسنده سال ۱۳۹۵: لومان- جاغوری).

شما از این داستان چه می‌فهمید، مگر جز تورم  زندگی چیزی دیگری مشاهده می‌شود. در یک زندگی متورم که ابعاد و پهنای آن ناشی از التهاب، درد و بیماری است، مردی به‌ظاهر ادای فردی بسیار پولدار و متمول در جامعه را درمی‌آورد، اما فی‌الواقع، پول قُرصی نانی را برای شب اولادش ندارد و موتر گران قیمت سوار می‌شود، اما پول تیل آن را قرض می‌گیرد و زمینش را برایش گرو می‌دهد. خانواده‌ای، فرزندش را از نا داری و فقر به چوپانی واداشته ولی خود در مراسم عروسی فرزند دیگرش، میلیون‌ها افغانی را سر سود گرفته و به مصرف می‌رساند. جوانانی زیادی هستند، که از دو سال تا هفت سال را در کشورهای خارج کار می‌کنند و پول حاصل از کارشان را برای خانه حواله می‌کنند، اما وقتی به خانه‌اش برمی‌گردند، فقط یک ماه تا دو ماه می‌توانند در خانه باشند و دوباره باید رحل سفر بسته و برای کار در کشورهای همسایه زجر مضاعفی را تحمُّل نمایند. این زندگی مصرفی، ظاهر متورم دارد، ولی باطنش از هر داشته‌ای مادی و معنوی، تهی و خالی است. بنابراین، در این سبک زندگی ، باید تغییرات بنیادی رخ دهد و سبک مصرفی جامعه، به سبک تولیدی تغییر نماید. در سبک تولیدی زندگی، کسی منتظر نمی‌ماند تا پولی از خارج کشور به دست او برسد، تا فقط مصرف نمایند، بلکه خود با خلاقیت و ابتکار، تکاپو و تلاش مثل گذشته که زن و مرد برای تولید محصولات زراعتی تلاش می‌کردند، خواب را بر خود حرام نموده و کار می‌کند. قدیمی‌ها می‌گفتند: «نان از کف دست مزه دارد» درواقع، تولید و کارهای مولد، برکت دارد.

۳- ایجاد تعادل میان سبک‌های سنتی و جدید

بسیاری از مردم تصور می‌کنند برای فکر کردن و پیدا کردن راه‌حل مناسب برای مسایل مختلف، باید به مکان‌های خلوت و آرام مانند کوهستان و یا دریا بروند، اما درواقع عقاید و افکار خلاقانه و سازنده زمانی به وجود می‌آیند که ذهن انسان  درگیر کار و فعالیتی باشد. اندیشه آدمی، محصول تلاش و تجارب شخصی اوست، به هر میزانی که کار و تلاش سخت و طاقت‌فرسا باشد، به همان میزان ذهن انسان مانند یک کامپیوتر با استفاده از تجارب شخصی برای حل مشکلات احتمالی معادلات زندگی بهره می‌گیرد. جالب است بدانید که مغز انسان از توانایی‌های بسیار بالایی برخوردار است و انسان فقط می‌تواند در بهترین حالت فقط از ۱۰ درصد توانایی‌های خود استفاده نماید. اما کار سخت و فشار مضاعف می‌تواند، به افزایش قدرت ذهن و تقویت بینش انسان کمک نماید. انسان به هر میزانی که در کار و فعالیت اجتماعی درگیر باشد و در راستای فعالیت‌های فکری و فیزیکی، سختی و فشار را تحمل نماید، ذهن او خلاق و تواناتر می‌شود. انسان‌ها عموما یا از توانایی خود، آگاهی ندارند و یا به دلایلی نامعلومی نمی‌خواهند از توانایی‌های خود بهره بگیرند. تجارب انسانی ثابت نموده که رویاها به انسان قدرت انجام کار و جسارت ورود و اقدام می‌بخشد. لذا به هر میزانی که انسان سختی بکشد، و رنج را در زندگی در راستای هدف خود تحمل کند، رویاهایش واقعی‌تر و نزدیک‌تر می‌شود. (چونک، ۱۳۸۶؛ ص ۴۷).

در آموزه‌های دینی ما نیز حدیثی وجود دارد که جوهر انسانی را در چرخش روزگار و تقلب احوال قابل شکوفایی توصیف می‌کند. «فی تقلب الاحوال تعرف جواهر الرجال» خلاصه اینکه نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود، مُزد آن گرفت، جان برادر که کار کرد، و باید تلاش و کار نمود، تا بر زندگی مسلط باشید. در عرصه‌ی زندگی، مشکلات فراوان است، مهم‌ترین مشکلی که ناشی از تعدد سبک‌های زندگی است، هویت برزخی زندگی انسان هزاره است. پدیده‌های فرهنگی، دیر جان هستند و در طول زمان‌های زیاد شکل می‌گیرند و دیر هم تغییر می‌کنند، اما دنیای جدید را با اصل «سرعت» بسته‌اند، یعنی «سرعت» جزو ذات مقوم دنیای مدرن و جدید است و با سرعت شناخته می‌شود. (محمدی، ۱۴۰۱؛ کد: ۳۸۶).

ازاین‌روی، انسان امروز هزاره، با انباری از سبک‌های زندگی اجتماعی که در اثر «سرعت» معلومات دنیای مدرن به اطرافش ریخته، مواجه هست. اگر بخواهد مطابق یکی از این سبک‌های زندگی جدید، رفتار نماید، نمی‌تواند خود را تطبیق دهد، زیرا یک‌شبه نمی‌توان راه صدساله را رفت و پیمود. آن‌هایی که در عمل به این سبک‌های زندگی تجربه موفقی داشته‌اند، به لحاظ فرهنگی و تربیتی نیز در همان بستر زاده شده‌اند و با گوشت، پوست‌واستخوانشان عجین است، اما انسان جهان‌سومی، که در بستر فرهنگی و تربیتی متفاوتی زیست نموده است، به‌راحتی نمی‌تواند، در زندگی خود آن‌گونه باشد، که درواقع نیست. مرحوم دکتر شریعتی  در کتاب «انسان بی‌خود» به‌تفصیل پیرامون واژه «الیناسیون»  یا به تعبیری ساده‌ی فارسی «ازخودبیگانگی» انسانی، بحث می‌کند و با استفاده از نظریات و دیدگاه‌های روان‌شناسانی مثل «یونگ» وجوهی را نیز یادآوری کرده و می‌نویسد:

«کسی که روح دیگری و اصلا شخص دیگری را در خود حس کند، دچار یک انقلاب شگفتی می‌شود که قابل پیش‌بینی نیست و برای دیگرانی که با او آشنا بوده‌اند، در تصور نمی‌گنجد. این انقلاب در اخلاق، رفتار، حساسیت‌ها، روحیات، عواطف، عقاید، افکار و حتی سبک زندگی و نیز در کیفیت استعدادهای وی به‌شدت رخ می‌دهد و همه را دگرگون می‌کند. به‌طوری‌که پیوند خود را چنان با گذشته قطع می‌کند، که با آن بیگانه می‌شود. وی دیگر شباهتی با گذشته‌اش یعنی با خود گذشته‌اش ندارد. حالات و خصایص فکری و روحی‌اش برای همه‌کسانی که او را می‌شناختند، مجهول و مرموز می‌گردد. حلول دیگری در وی، موجب می‌شود که او دیگر شبیه خودش نباشد.» (شریعتی، ۱۳۶۱؛ ص ۴۱۹ ).

زندگی نیز دقیقا‌ حکم انسان را دارد هرگاه «الینه» شد، در حقیقت روح زندگی که همان «خود» در زندگی است، در کالبد او می‌میرد و روح دیگری جایگزین او می‌شود؛ زندگی چیزی می‌شود که قبل از آن نبود و دیگر برای کسانی که در آن فرهنگ و در آن نظام فکری و اعتقادی رشد نموده‌اند و تربیت شده‌اند، قابل‌فهم نیست و درواقع، مجموعه‌ی از تضادها می‌شود که قابل‌جمع نیستند. الینه شدن جامعه در برابر خصلت‌ها و خصایص جوامع دیگر، یک نوع بیماری اجتماعی است. بیماری اجتماعی که انسان «خود» را گم می‌کند و یا فراموش می‌کند و فراموشی خود نیز به قول قرآن از فراموشی «خداوند» که همان «خود واقعی» و ذات لایزال آدمی است، ناشی می‌گردد. این بیماری اجتماعی، یک بیماری روانی جمعی است و راهکار آن نیز باید ایجاد تعادل روانی میان سبک‌های زندگی باشد. (رجبی، ۱۳۸۶: ص ۷۷).

اگر روان جامعه این‌گونه آماده شود که سبک‌های زندگی، چگونگی رفتار انسان در زندگی است و همواره تابع نیازهای انسان، دچار تغییر و نوسان می‌شود، و سبک دایمی و لایزال نداریم، لذا طبیعی هم است که باید تغییر نماید، اما این تغییر و تحول باید از درون سبک زندگی، ایجاد شود و بر اساس قابلیت‌های خودش دگرگون شود. در جامعه هزاره ازاین‌گونه تحولات که الینه‌گی را نشان می‌دهد، شما زیاد مشاهده می‌کنید، آنان که از اروپا و امریکا یا استرالیا و کانادا برمی‌گردند، نوعا‌ دچار «الینه‌گی» هستند.

بیشتر افرادی که تحت تاثیر شدید ماهواره‌ها و تلویزیون‌ها هستند و در اتصال به شبکه‌های اجتماعی، عادت کرده‌اند آن‌سان که نمی‌توانند از آن جدا شوند؛ همگی دچار الینه‌گی هستند، یعنی آن خود واقعی‌اش را فراموش کرده‌اند، آنی شده‌اند که نبودند و نیستند. بهترین راهکار روانی برای مدیریت خویشتن در استفاده از این ابزارهای تکنولوژیک نیز همان «تعادل» است. انسان وقتی خودش را بشناسد و جامعه‌ای نیز اگر خودش باشد، آنگاه می‌تواند از سبک‌های مختلفی زندگی اعم از قدیمی و جدید، بر اساس نیازهای خود بهره بگیرد و به‌جایی که خود را با سبک‌های بیگانه و فرهنگ بیگانه تطبیق دهند، سبک را در اختیار خود بگیرند و از ابزارهای مدرن در جهت رفع نیازهای «خود» استفاده نمایند. ما به‌جای آنکه «خود» را به بیگانه تطبیق بدهیم، یا بیگانه در ما حلول نماید، ما به بیگانه حلول نماییم و سبک‌های خوب زندگی آن‌ها را وام بگیریم و برای «خود» استفاده نماییم و «خود» گذشته را نیز نباید دور بیندازیم، گذشته نیز بخشی از وجود ماست که هیات وجودی ما را کامل می‌کند. (رجبی، ۱۳۸۴: ص ۳۴).

فرجام سخن

همان‌گونه که بیان شد، جامعه در گزینش سبک جدید زندگی آزاد نیست، عوامل گوناگونی که برخی ناشناخته‌اند در رواج سبک جدید زندگی دخیل می‌باشند. آنچه حایز اهمیت فراوان است، اینکه ما در برابر امواج جهانی ارتباطات و انفجار معلومات از خود و هویت اجتماعی خود بیگانه نشویم و مانند کاهی در دم باد هراسناک فرهنگ جهانی در باد نشویم. ازاین‌رو باید به منابع معناساز و ساختارهای هویت‌ساز فرهنگ خودی توجه شود و به شکل آرام به دور از توهم‌های ذهنی و تورم زندگی به امواج پیوسته و بر مبنای نیازهای فرهنگی خود از بارهای مثبت فرهنگی آن به نفع رشد و گذار تحولی جامعه خود بهره‌برداری نماییم.

یادداشت‌ها:

۱-‌ چونگ، کیم وو، «سنگفرش هر خیابان از طلاست»، ترجمه: آرمین هدایتی، ناشر: شرکت مطالعات و نشر کتاب پارسه، چاپ دوازدهم، تهران، سال ۱۳۹۴٫

۲-‌ رجبی، محمود، «انسان‌شناسی»، چاپ بیست و سوم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، سال ۱۳۸۶ش.

۳-‌ رحمت‌آبادی و آقا بخشی، الهام و حبیب، «سبک زندگی و هویت اجتماعی» فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پنجم، شماره ۲۰، سال ۱۳۸۵٫

۴-‌ شریعتی، علی، انسان بی‌خود، ناشر: انتشارات قلم، چاپ اول، تهران، سال ۱۳۶۱٫

۵-‌ شهاب‌الدین، پریا و بهاره نصیری، میزان تاثیر شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای فارسی‌زبان بر سبک زندگی دانشجویان، مجله: مدیریت فرهنگی، سال نهم، شماره بیست و هفتم، سال ۱۳۹۴٫

۶-‌ عابدینی، صمد، بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موثر بر اوقات فراغت و میزان مصرف کالاهای فرهنگی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، سال ۱۳۷۹٫

۷-‌ غرجستانی، محمد توسلی، نقش توسعه‌ی روستایی در اقتصاد افغانستان، ناشر: اندیشه‌سازان هدایت، قم، سال ۱۳۹۰٫

۸-‌‌ کمری، الهام، «تاثیر تلفن همراه بر بحران هویت جوانان» فصلنامه بین‌المللی قانون یار، شماره سوم، دوره نهم، سال ۱۳۹۸٫

۹-‌ گرب، ادوارد، «نابرابری اجتماعی؛ دیدگاه‌هایی نظریه‌پردازان کلاسیک و معاصر»، ترجمه: محمد سیاه‌پوش و احمدرضا غروی زاد، نشر معاصر، تهران، سال ۱۳۷۳٫

۱۰-‌ محمدی، جعفر، «از “سرعت زندگی” بکاهید» در سایت «سواد زندگی، سواد عاطفی»، تاریخ نشر مطلب: سال ۱۴۰۱ش، منبع: http://savadezendegi.com/fa/news//386.

11-‌ نایبی و عبدالهیان، هوشنگ و حمید، «تبیین قشربندی اجتماعی»، مجله: نامه علوم اجتماعی، شماره ۲۰، سال ۱۳۸۱٫

۱۲-‌ نیکزاد، مهرداد، «تحلیل اجتماعی کنش‌های مصرفی»، مجله: نامه پژوهش فرهنگی، سال هشتم، دوره جدید شماره ۷، سال ۱۳۷۶٫

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما