• دوشنبه ۲۴ میزان ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۴
    داوود نوایی
    «هم اکنون به اعتراف و اذعان همه نخبگان و فرهنگیان هزاره مردم ما در بدترین شرایط نسبت به شرایط و وضعیت منظور قرار دارند. علاوه بر اینکه در تصمیم‌گیری کلان در درون ارگ نقشی نداریم و در سطح ادارات نیز سهم مردم ما بر اساس آمارهای بیرون آمده در حد دو درصد است. یعنی در ادارات حکومتی از مردم هزاره دو درصد استخدام شده و مشغول به کار هستند. از نظر وضعیت اجتماعی نا امنی‌ها و گروگان‌گیریها و سر بریدن و کشتارهای سازمان یافته و هدفمند بیداد می‌کند و امنیت مالی و جانی هزاره‌ها در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد.»
  • دوشنبه ۱۰ میزان ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۲
    صادق روشنا
    «با پایمردی روشناییان هم کم‌کمک فریب‌خوردگان خودی بعد از یک سال تماشا و شماتت، بعد از یک سال نفاق‌افکنی و نفرت و بعد از یک سال تغافل و کوتاهی، به چرخش دوباره روی آورده‌اند و هم‌قطار استبداد و کشتی نژادپرستی به‌گل‌نشسته است؛ چون در این برهه تاریخ بااین‌همه رسانه‌های جمعی و شعور و دانایی، شعار انسانی و رفتار قومی، برای فریب افکار عمومی ابزار خوبی نیست؛چون همه افتادن طشت رسوایی مخکش‌های زمان را از بام قومی به زمین را می‌بینند و چون میل جمعی برای متوقف نمودن چرخ استبداد مصمم و پر اراده است. باید روشن‌شده باشد که روند تک‌روی با حکومت انحصاری نه جواب می‌دهد و نه منطق قابل‌قبول برای انسان است.»
  • شنبه ۲۵ سنبله ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲
    عزیز مهاجر
    «اشرف غنی از نظر شخصیتی یک آدم مستبد و خودکامه است. آدمی با این ویژگی شخصیتی به شدت انحصارگراست زیرا در ذات استبداد و خودکامگی انحصار نهفته است. شخصیت مستبد و خود کامه همان‌طوری که همه چیز را در انحصار خود قرار می‌دهد فساد را نیز انحصاری می‌خواهد. همان طوری که در قدرت شریکی را بر نمی‌تابد، در فساد و غارت و چپاول نیز حریف و رقیبی را تحمل نمی‌تواند. در شرایط کنونی آنچه دغدغه اصلی و محوری دولت وحدت ملی را شکل می‌دهد نه امنیت و نه معیشت شهروندان که چگونه به یغما بردن و غارت و دزدیدن سرمایه‌های ملی و مردمی است.»
  • جمعه ۱۰ سنبله ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۵
    حامد غرجستانی
    «در این روزگار که ادعای دموکراتیک شدن جامعه به حمایت جامعه جهانی می‌رود باز می‌بینیم که نه تنها گره از دست تقدیر باز و زنجیر از پای مسیرش گشوده نشده که سرنوشت این مرزوبوم و تقدیر این مردم رنج‌دیده و اسیر گشته‌اش در دستان عده‌ی از کشورهای خارجی و بازیگران خاص داخلی که نام و عنوان احزاب سیاسی و جامعه مدنی را یدک می‌کشند، قرار گرفته و اربابان بهره‌کش و مستبدان آزادی کش قیافه عوض کرده و تحت نام و عناوین مدرن و امروزی به نام حزب سیاسی و جامعه مدنی به اسارت‌گیری مردم پرداخته و به غارت‌گری سرمایه‌های مادی و معنوی کشور مشغول گشته و همچنان ترکتازی کرده و یغماگری می‌کنند.!!»
  • یکشنبه ۲۹ اسد ۱۳۹۶ - ۱:۴۱
    علی خراسانی
    «پس از فاجعه میرزاولنگ، اراده‌ای غیر از اراده مردن بیشتر دل‌گرفته است؛ گویا که منطق سیاست در افغانستان کم‌کم برای مردم ما فهم شده است و اراده مردن و ماتم‌زدگی به اراده میراندن و مسلح شدن در حال قالب گرفتن است. اراده مسلح شدن و میراندن در عین که در بی‌ارادگی ما جان می‌گیرند، ممکن است آخرین راه‌حل سیاسی نباشد، اما به نظر می‌رسد که آخرین انتخاب ما در عین بی انتخابی است؛ زیرا که هزاره‌ها مدنیت را برای همه ثابت کردند، ولی در فضای مدنیت مردند و ماتم گرفتند. این نشان می‌دهد که منطق سیاست مدنیت نبوده و ما بی‌اراده و اشتباهی وارد آن شده‌ایم.»
  • جمعه ۲۰ اسد ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰
    حکیم دوران
    «مردم هزاره با بحران رهبری گرفتارند. ازاین‌رو سردرگم و فاقد تصمیم‌های استراتژیک و کارساز می‌باشند. هر جنایت و یا هر رویداد تلخی که رخ می‌نمایانند با واکنش توده‌ای روبه‌رو گشته و چند روزی آه و فغان و فحش به زمین و زمان داده می‌شود و بعد بدون هیچ تصمیم، تدبیر، و اقدامات پیشگیرانه برای تکرار نشدن فاجعه، آن رویداد فراموش‌شده و مردم دوباره سرگرم کارهای روزمره و منتظر جنایت و فاجعه دیگری به سر می‌برند.!!!؟؟ عمده‌ترین دلیل این امر این است که همان‌طوری که گفته شد رهبران سنتی که مردم به‌طور سنتی بر آن‌ها تکیه داشته و منتظر اقدامات آن‌ها هستند دیگر دغدغه مردمی ندارند.»
  • چهارشنبه ۱۱ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۵
    علی اسلامی
    «نفی وضعیت موجود و عصیان علیه فساد پرسود باعث شده است که نسل روشن و بیدار جنبش روشنایی به عرصه مبارزات پا گذاشته و همچنان ایستادگی نموده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نگردند و علی‌رغم توطیه‌ها و دسیسه‌های درونی و بیرونی همچنان بالنده و تابنده به‌سوی تحقق بخشیدن به آرمان‌های شهدای دوم اسد گام برداشته و درصحنه پیکار باقی بمانند. این جبهه و این نیروی انسانی و این نسل برخاسته از متن مناسبات نابرابر اجتماعی، تنها واکنش بیدارگرانه و کنش آگاهانه‌ی است که علیه وضعیت موجود و علیه فساد پرسود شکل‌گرفته و به میدان مبارزه آمده‌اند.»
  • دوشنبه ۲ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۰
    سخی ناصری شیدانی
    «واکنش جامعه‌ی هزاره در قبال فاجعه‌ی دهمزنگ، یکدست نبود. در همان فردای دوم اسد، عده‌ی زیادی به ترویج بداخلاقی و محکوم کردن تظاهرکنندگان جنبش روشنایی، پرداختند. چنین برخوردی، غیرانسانی‌تر از برخورد «فاشیست‌ترین ارگ دنیا» با تظاهرکنندگان بود. ارگ، مدنی‌ترین و فرهنگی‌ترین قشر جامعه‌ی هزاره را به انتحار بسته بود؛ ولی روشنفکران تهی‌مغز و جیره‌خواران «احزاب سنتی هزاره‌ها»؛ بدتر از ارگ، با زبان‌هایشان بر تن پاره‌پاره‌ی «هزاره» زخم زدند.از این برخوردهایی سیاسی و ضد اخلاقی که بگذریم؛ فاجعه‌ی میدان روشنایی، هزاره‌ها را در سراسر جهان تکان داد.!!»
  • پنج شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۹
    امین یاری
    «نسل روشنایی با دادن آن‌همه هزینه جانی در دهمزنگ و هزینه مالی در سراسر دنیا باز به صحنه خیابان برمی‌گردند تا یک‌بار دیگر بر عزم استوار و ایمان پایدار خویش مبنی بر تحقق بخشیدن به عدالت و آزادی، دموکراسی و حقوق برابر شهروندی پا فشرده و به دشمنان عدالت اجتماعی و آزادی‌های انسانی و حقوق برابر انسانی بفهمانند که با قتل و کشتار و ترفندها و حیله‌ها برای فریب افکار، نمی‌توانند عزم و اراده شان را بشکنند و این نسل تا شکستن انحصار و استبداد در میدان و در سنگر خیابان باقی خواهد ماند و به مبارزه خود ادامه خواهند داد و اهداف و آرمان یاران شهیدش را فراموش نکرده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نخواهند کرد.»
  • یکشنبه ۱۸ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۶
    عبدالخالق فصیحی
    «رهبران دربند و اسیر همه راه‌های بازگشت به جماعت را تخریب کرده‌اند. تنها راه بازگشت، راه شهدای دهمزنگ و چهارراه زنبق‌اند که این هم عبور رهبران دربند را بسیار مشکل و دشوار نموده‌اند. چراکه این دو راه با سیلاب خون به هم وصل و یا نزدیک است. بعید است این اتفاق رخ دهد. به هم رسیدن این سیلاب‌ها، دریای خون به وجود آورده است که بدون مهارت‌های شناوری عدالت‌طلبی نمی‌شود از آن رد شد. در این دو راه عدالت و آزادگی در قامت شهدا قد کشیده که هرگز بدون تحقق خواسته‌های مردم کسی مانند رهبران اسیر را اجازه بازگشت نمی‌دهند. پس راه بازگشت به جماعت یا مسدود است و یا خیلی صعب‌العبور شده است.»