• چهارشنبه ۱۴ قوس ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰
    مهدی کی‌تبار
    «انتقال جنگ از مناطق استحقاقی خشونت به مناطق غیر استحقاقی آن و نیز پیروی از منطق جنگی خاص، یعنی تهاجم ناگهانی به مناطق غیر افغان و مراکز امنیتی، ایجاد رُعب و وحشت، انتحار ، انفجار و ترور، دو نکته‌ی اساسی است که بیشتر سنگر را در معرض ناپیدایی قرار داده است. پس سنگر را چگونه باید ردیابی کرد؟ معمولا، ردیابی گلوله‌ها یکی از راه‌های تشخیص سنگر است، اما در این جنگ، که برخلاف منطق معمول جریان دارد، بهترین راه برای تشخیص سنگر، ردیابی زیستگاه‌ها و خاستگاه‌های ایدیولوژی، قومی، تباری و زبانی تروریستان طالب است.»
  • سه شنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۷ - ۰:۲۰
    عبدالخالق فصیحی
    «درنتیجه، هزاره‌ها در برابر یک معامله بزرگ و توطیه خاینانه بر سر قومی کردن منازعه بین‌المللی قرار دارند. در این هنگام، فشار بر دولت که خود شریک پروژه و طرف منازعه است، هیچ سودی به حال هزاره‌های درمانده در هنگام وقوع فاجعه‌ مانند ارزگان، مالستان و جاغوری ندارد. فرستادن نیروهای کمکی و حضور اردوی ملی، آن‌هم با تعلل و تاخیر پس از قتل‌عام و تخریب خانه‎‌های مردم و بی‌خانمان شدن آن‌ها، نوشدارو پس از مرگ سهراب است. دردها و زخم‌های تاریخی مردم هزاره با چند نفر نیروی کمکی بی‌خاصیت درمان‌نشده و التیام نمی‌یابد.»
  • یکشنبه ۲۷ عقرب ۱۳۹۷ - ۰:۱۲
    احمدی رشاد
    «واقعیت این است که آمریکا در مهروموم‌های بعد از طالبان دچار یک اشتباه استراتژیک شدند و آن متمرکز نمودن سیاست‌های خود در افغانستان تنها از مجرای قوم پشتون بود. این وضعیت، نشان‌دهنده آن بود که آمریکا بر پیچیدگی‌های روابط اقوام همانند رقیب روس خود در افغانستان، اشراف نداشتند. نتیجه سیاست‌های آمریکا در افغانستان، بازی کردن با مهره‌های بود که عناصر پشتون در آمریکا طرح نموده بود. آمریکا جهان و منطقه را می‌خواهد با عینک قبیله‌ای پشتون ببیند و معلوم است که نتیجه‌اش جز رسوایی و شکست چیزی نخواهد بود. حال آمریکا متوجه این اشتباه استراتژیک خود شده است ولی بازگشت دوباره و طرح نقشه راه جدید، برایش بسیار پرهزینه می‌باشد.»
  • یکشنبه ۲۰ عقرب ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۷
    علی غزنوی
    «فاجعه‌ی بریده شدن گلوی نازک و معصوم «شکریه تبسم» که در زابل رخ داد آن‌قدر سنگین و شرم‌آور و دردناک بود که وجدان‌های خفته و غیرت‌های به تاراج رفته به خفت و ذلت را تکان دهد و از خواب و خماری دیرینه رهانیده و بیدار نماید. شاید در تمام تاریخ جنایت و قساوتی که بشر از خود به یادگار گذاشته، فاجعه زابل یکی از استثنایی‌ترین و یکی از رخداد تکین باشد که رهگذران بی‌گناه را از مسیر راه ربوده و ماه‌ها در شکنجه اسارت کشانیده و عاقبت هم، کارد بر گلوی آنان گذاشته سرشان را بریده و جنازه‌هایشان را در کنار جاده انداخته و حتی بر دختر نه‌ساله هم رحم نکرده و تاریخ را شرمنده مظلومیت معصومیت او نموده است.»
  • چهارشنبه ۱۶ عقرب ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۸
    یاسین عباسی
    «آیا دیگر در این جاده‌ها جوی خون جاری نیست؟ دیگر کشتار، قتل‌عام و اعمال تروریستی در این کشور وجود ندارد؟ همه می‌دانند که جاده‌ها، همان جاده‌های مرگ‌اند و هرروز در آن گلوها بریده می‌شود، اما این گلوها، دیگر گلوهای کودکان آمریکایی و اروپای نیستند، بلکه گلوی دختر نه‌ساله تبسم هزاره است. خانه‌های که در آتش تروریست‌ها می‌سوزند، سنگر آمریکایی‌ها و ناتو نیستند، بلکه خانه‌های مسکونی هزاره‌های بیچاره‌اند که بدون دلیل آوار و به خاکستر تبدیل می‌شوند.!!»
  • دوشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۷ - ۹:۳۶
    خالق فصیح
    «پرسش دیگر این‌که هزاره‌‌ها با کی طرف‌اند؛ طالبان، داعش، کوچی و یا دولت؟ سردرگمی بین اسم و عنوان، گروه‌‌ها یا شاخه‌ها و سازمان دشمنی‌ها، هزاره‌ها را به فاجعه نزدیک‌تر می‌‌کند تا این‌که فاجعه را از آن‌ها دور سازد؛ چون هزاره‌ها، نه با اسم و گروه، که با یک سازمان نظام‌مند دشمنی‌‌ها مواجه‌اند. تفکیک بین گروه‌ها، نمودها و سازمان، یک ضرورت است، چراکه با تشخیص دشمنی‌ها هزاره را از سردرگمی بین گروه و دولت خارج می‌‌کند و انسجام و قدرت جمعی ناشی از همدلی را بیش‌ازپیش ضروری می‌‌سازد.»
  • دوشنبه ۲۳ میزان ۱۳۹۷ - ۲۱:۴۶
    مدیریت
    «علاوه بر بعد اخلاقی و وجدانی مساله، حمایت از بهزاد بعد علمی نیز داشته و دارد. متاسفانه تحصیل‌کردگان ما علی‌رغم ادعاهای بلندبالای که دارند و دچار توهم دانایی هستند، ذهنیت کاملا عامیانه دارند، مسایل سیاسی- اجتماعی را عامیانه فهم می‌کنند و به همین خاطر عامیانه راه‌حل ارایه می‌کنند. اکثر کسانی که یا دارای عنوان دکتری هستند و یا اگر دکتر نیستند تقلبا خود را در میان مردم دکتر معرفی می‌کنند، فهمشان از مسایل اجتماعی مثل فهم یک کارگر ساده بی‌سواد و یا کم‌سواد هستند. به همین خاطر راه‌حلشان پاک کردن صورت مساله و سکوت است.!!»
  • چهارشنبه ۱۸ میزان ۱۳۹۷ - ۱۹:۴۸
    غلام سخی "حلامیس"
    «پس از سال2001 میلادی و روی کار آمدن دموکراسی نیم‌بند در افغانستان، هزاره‌ها وارد ساختار قدرت شدند و در چگونگی شکل‌گیری حکومت پسا طالبان نقش بازی نمودند. هزارستان در انتخابات اخیر به‌مثابه‌ی "بانک رای" عمل نموده است. هم آقای کرزی و هم جناب اشرف غنی و عبدالله با رای هزاره‌ها بر حکومت‌هایشان مشروعیت بخشیده‌اند. اما در این میان هزارستان در دود و غبار جنگ فراموش‌شده و بیش‌ترین توجه رؤسای جمهور ما در دوران پسا طالبان بر نبردهای خونین در مناطق جنوب و شرق کشور معطوف بوده است.»
  • چهارشنبه ۱۸ میزان ۱۳۹۷ - ۰:۴۵
    مدیریت «طرح نو»
    « ما سپاسگزاری و امتنان خویش را از گزارش کمیته‌مالی مندرج در اعلامیه شماره 61 شورای عالی جنبش روشنایی، اعلان نموده و آن را به‌عنوان یک سند افتخارآمیز در تاریخ احزاب و جریان‌های سیاسی کشور، گرامی می‌داریم. از سایر اعضای شورای عالی می‌خواهیم که برای بستن دهان بدخواهان و جامه‌ی عمل نپوشاندن به دسیسه‌های شیطانی فاشیسم، به تایید و حمایت از سند افتخارآمیز مالی جنبش روشنایی، اقدام نمایند.»
  • سه شنبه ۱۷ میزان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۹
    امان الله علی زاده
    «حمایت از نامزدان غیررسمی جنبش روشنایی نیز نباید بدون معیار «وفاداری به منافع جمعی» باشد. کسانی که در جنبش روشنایی به خاطر نمایندگی مردم از تخریب، تهمت و هتاکی، یار و هم‌سنگر خود دریغ نمی‌کنند نمی‌توانند نماینده خوب و مفیدی و متعهد برای جامعه خود باشند. کسانی که بدون مدرک و سند تهمت شش لک دلار اختلاس به مسوولین امور مالی زدند و نمی‌تواند اثبات کنند و یا کسی که منطق ذهنی آن با جنبش روشنایی نیست و در جنبش برای ایجاد تنش میان پیروان شهید مزاری و جریان عدالت‌خواهی کار می‌کند، توطیه می‌کند، دورویی و منافقت می‌کنند هرگز نماینده صادق و متعهد برای هزاره‌ها نخواهد بود.»