• دوشنبه ۱ دلو ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۴
    عبدالله نظری
    « این انتخابات نمایندگان به‌ظاهر مردمی و در واقعیت امر مهندسی و هدایت‌شده از جانب حکومتگران مستبد قومی است. زمامداران غیر مشروع تلاشی به عمل می‌آورند که عناصر و کاندیدان منفعل و خودباخته سیاسی را در فرایند انتخابات، به‌عنوان عناصر پیروز و صاحبان آرای اکثریت و مردمی اعلام نمایند تا توجیه‌گر و مشروعیت دهنده پالیسی‌های حاکمان فاشیست و انحصارطلب قومی باشند، نه صدای رسای مردم در پارلمان و خانه ملت!»
  • دوشنبه ۳ جدی ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۱
    احمد شایان
    «آنچه از قراین و شواهد پیداست به خاطر رفتار خاینانه ملی و بیماری مزمن قبیله‌گرایی و در شرایطی که اجل سیاسی اشرف غنی پیش از موعد فرا رسیده است بعید به نظر می‌رسد که این دو شخصیت بتوانند اکسیژنی برای تداوم تنفس ولو مصنوعی غنی را فراهم کرده بتوانند. چون اشرف غنی و ملا سرور دانش بهترین فرصت‌ها را از دست دادند و بنیان‌ها و شیرازه‌های همبستگی ملی، امنیت اجتماعی، شکوفایی اقتصادی و... از هم پاشانده و در مدت چهار ماه باقی‌مانده از عمر نحس ریاست جمهوری این فاشیست، هیچ‌کسی برای بقا و تداوم حیات سیاسی اشرف غنی و تیم او کاری کرده نمی‌تواند.»
  • یکشنبه ۲۵ قوس ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۷
    عزیز عزیزی
    «اگر کسانی بیایند وارد میدان شوند نه امکانات مادی و معنوی این‌ها را دارند و نه این‌ها می‌گذارند که تلاش‌ها و کوشش‌های نسل نو به ثمر بنشیند. به همین خاطر تمام توان و توش خود را صرف خنثی کردن کار نسل نو می‌کنند. اگر چهره‌های جدیدی از میان نسل نو قد برافرازند با توجه با امکانات مادی و موقعیت سیاسی که دارند تمام امکانات خود را بسیج و مریدان خود را تحریک می‌کنند تا جلو کار و تلاش او را بگیرند و نگذارند که او قامت خود را راست و آدرسی برای مردم گشته و هزاره‌ها در تعامل با دستگاه قدرت از پتانسیل جوان و فعال و خلاق برخوردار گردد»
  • چهارشنبه ۱۴ قوس ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰
    مهدی کی‌تبار
    «انتقال جنگ از مناطق استحقاقی خشونت به مناطق غیر استحقاقی آن و نیز پیروی از منطق جنگی خاص، یعنی تهاجم ناگهانی به مناطق غیر افغان و مراکز امنیتی، ایجاد رُعب و وحشت، انتحار ، انفجار و ترور، دو نکته‌ی اساسی است که بیشتر سنگر را در معرض ناپیدایی قرار داده است. پس سنگر را چگونه باید ردیابی کرد؟ معمولا، ردیابی گلوله‌ها یکی از راه‌های تشخیص سنگر است، اما در این جنگ، که برخلاف منطق معمول جریان دارد، بهترین راه برای تشخیص سنگر، ردیابی زیستگاه‌ها و خاستگاه‌های ایدیولوژی، قومی، تباری و زبانی تروریستان طالب است.»
  • سه شنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۷ - ۰:۲۰
    عبدالخالق فصیحی
    «درنتیجه، هزاره‌ها در برابر یک معامله بزرگ و توطیه خاینانه بر سر قومی کردن منازعه بین‌المللی قرار دارند. در این هنگام، فشار بر دولت که خود شریک پروژه و طرف منازعه است، هیچ سودی به حال هزاره‌های درمانده در هنگام وقوع فاجعه‌ مانند ارزگان، مالستان و جاغوری ندارد. فرستادن نیروهای کمکی و حضور اردوی ملی، آن‌هم با تعلل و تاخیر پس از قتل‌عام و تخریب خانه‎‌های مردم و بی‌خانمان شدن آن‌ها، نوشدارو پس از مرگ سهراب است. دردها و زخم‌های تاریخی مردم هزاره با چند نفر نیروی کمکی بی‌خاصیت درمان‌نشده و التیام نمی‌یابد.»
  • یکشنبه ۲۷ عقرب ۱۳۹۷ - ۰:۱۲
    احمدی رشاد
    «واقعیت این است که آمریکا در مهروموم‌های بعد از طالبان دچار یک اشتباه استراتژیک شدند و آن متمرکز نمودن سیاست‌های خود در افغانستان تنها از مجرای قوم پشتون بود. این وضعیت، نشان‌دهنده آن بود که آمریکا بر پیچیدگی‌های روابط اقوام همانند رقیب روس خود در افغانستان، اشراف نداشتند. نتیجه سیاست‌های آمریکا در افغانستان، بازی کردن با مهره‌های بود که عناصر پشتون در آمریکا طرح نموده بود. آمریکا جهان و منطقه را می‌خواهد با عینک قبیله‌ای پشتون ببیند و معلوم است که نتیجه‌اش جز رسوایی و شکست چیزی نخواهد بود. حال آمریکا متوجه این اشتباه استراتژیک خود شده است ولی بازگشت دوباره و طرح نقشه راه جدید، برایش بسیار پرهزینه می‌باشد.»
  • یکشنبه ۲۰ عقرب ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۷
    علی غزنوی
    «فاجعه‌ی بریده شدن گلوی نازک و معصوم «شکریه تبسم» که در زابل رخ داد آن‌قدر سنگین و شرم‌آور و دردناک بود که وجدان‌های خفته و غیرت‌های به تاراج رفته به خفت و ذلت را تکان دهد و از خواب و خماری دیرینه رهانیده و بیدار نماید. شاید در تمام تاریخ جنایت و قساوتی که بشر از خود به یادگار گذاشته، فاجعه زابل یکی از استثنایی‌ترین و یکی از رخداد تکین باشد که رهگذران بی‌گناه را از مسیر راه ربوده و ماه‌ها در شکنجه اسارت کشانیده و عاقبت هم، کارد بر گلوی آنان گذاشته سرشان را بریده و جنازه‌هایشان را در کنار جاده انداخته و حتی بر دختر نه‌ساله هم رحم نکرده و تاریخ را شرمنده مظلومیت معصومیت او نموده است.»
  • چهارشنبه ۱۶ عقرب ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۸
    یاسین عباسی
    «آیا دیگر در این جاده‌ها جوی خون جاری نیست؟ دیگر کشتار، قتل‌عام و اعمال تروریستی در این کشور وجود ندارد؟ همه می‌دانند که جاده‌ها، همان جاده‌های مرگ‌اند و هرروز در آن گلوها بریده می‌شود، اما این گلوها، دیگر گلوهای کودکان آمریکایی و اروپای نیستند، بلکه گلوی دختر نه‌ساله تبسم هزاره است. خانه‌های که در آتش تروریست‌ها می‌سوزند، سنگر آمریکایی‌ها و ناتو نیستند، بلکه خانه‌های مسکونی هزاره‌های بیچاره‌اند که بدون دلیل آوار و به خاکستر تبدیل می‌شوند.!!»
  • دوشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۷ - ۹:۳۶
    خالق فصیح
    «پرسش دیگر این‌که هزاره‌‌ها با کی طرف‌اند؛ طالبان، داعش، کوچی و یا دولت؟ سردرگمی بین اسم و عنوان، گروه‌‌ها یا شاخه‌ها و سازمان دشمنی‌ها، هزاره‌ها را به فاجعه نزدیک‌تر می‌‌کند تا این‌که فاجعه را از آن‌ها دور سازد؛ چون هزاره‌ها، نه با اسم و گروه، که با یک سازمان نظام‌مند دشمنی‌‌ها مواجه‌اند. تفکیک بین گروه‌ها، نمودها و سازمان، یک ضرورت است، چراکه با تشخیص دشمنی‌ها هزاره را از سردرگمی بین گروه و دولت خارج می‌‌کند و انسجام و قدرت جمعی ناشی از همدلی را بیش‌ازپیش ضروری می‌‌سازد.»
  • دوشنبه ۲۳ میزان ۱۳۹۷ - ۲۱:۴۶
    مدیریت
    «علاوه بر بعد اخلاقی و وجدانی مساله، حمایت از بهزاد بعد علمی نیز داشته و دارد. متاسفانه تحصیل‌کردگان ما علی‌رغم ادعاهای بلندبالای که دارند و دچار توهم دانایی هستند، ذهنیت کاملا عامیانه دارند، مسایل سیاسی- اجتماعی را عامیانه فهم می‌کنند و به همین خاطر عامیانه راه‌حل ارایه می‌کنند. اکثر کسانی که یا دارای عنوان دکتری هستند و یا اگر دکتر نیستند تقلبا خود را در میان مردم دکتر معرفی می‌کنند، فهمشان از مسایل اجتماعی مثل فهم یک کارگر ساده بی‌سواد و یا کم‌سواد هستند. به همین خاطر راه‌حلشان پاک کردن صورت مساله و سکوت است.!!»