• شنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۶ - ۰:۵۶
    علی غزنوی
    «جنبش روشنایی و تمام عدالت‌خواهان کشور باید متوجه باشند که مطالبه حق و عدالت از اشرف غنی تقلب‌کار و تیم فاشیست وی و انتظار برآورده شدن خواست‌ها و مطالبات آنان انتظاری است باطل که جز هدر دادن انرژی و توان خود چیزی عایدشان نمی‌گردد. جنبش‌های اجتماعی‌ای که در زمان حاکمیت اشرف غنی شکل گرفته تا هنوز هزینه‌های بسیار زیادی را پرداخته‌اند اما به کوچک‌ترین خواست خود نرسیده‌اند. این، حکایت از کدام واقعیت می‌کند؟! حکایت از این واقعیت می‌کند که اشرف غنی تا هنوز با ذهنیت کوچی‌گری با دنیای مدرن و متحول معامله می‌کند.»
  • پنج شنبه ۲ قوس ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۹
    عبدالخالق فصیحی
    «مسیر ما تا قبل از تبسم، مسیر نیستی بود و یا به نیستی میل داده می‌شد. خاستگاه این نیستی اختگی سیاسی است که عملکرد رهبران سیاسی ما اصلی‌ترین عامل آن است. مسیر اختگی، همان مسیر نیستی و نابودی است، آن‌هم نابودی جمعی نه فردی. نیستی و نابودی در جای است که هستی تاریخی و درخشان یک ملت عامدانه در معرض نفی قرار گیرد. ما در سایه‌ی رهبری خلیلی و محقق به نیستی و نابودشدگی عادت داده شدیم و در اثر خو گرفتگی به اختگی تحقیر شدیم. اختگی سیاسی خودش بنفسه مرگ یک ملت است که اگر چاره‌اندیشی نشود، ملت به نیستی زودرس گرفتار می‌شود.»
  • چهارشنبه ۲۴ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۵
    محسن تابان
    «هزاره‌ها در بدترین وضعیت انسانی و در سخت‌ترین حالت اجتماعی به سر می‌برند. اعمال تبعیض از سوی حاکمیت، مورد هدف بودن گروه‌‌های خشونت‌گرایی افراطی از قبیل طالبان و داعشیان و...، سردرگمی و بی‌برنامگی و گیج بودن و ندانستن چگونگی مواجهه با این وضعیت و محیط اجتماعی خود مردم هزاره، شرایط را برای این قوم بسیار دشوار و خطرناک کرده است. از میان عواملی همانند تبعیض دولتی و خشونت گروه‌‌های افراطی، عامل درون قومی هزاره‌ها از قبیل عدم انسجام و عدم درک درست از وضعیت و عدم برنامه و تصمیم و راه‌حل مشترک و بالاخره نبود روح جمعی و اراده مشترک دفاعی خطرناک‌تر و نگران کننده‌تر است.»
  • چهارشنبه ۱۷ عقرب ۱۳۹۶ - ۸:۳۴
    عباس آگاه
    «فقدان شفافیت و شایسته‌سالاری، عملکرد انحصارخواهانه و گروهی و باندی و شیفتگی بیمارگونه به قدرت و ساختار نامناسب و تبعیض‌آمیز از عوامل مخل و مخرب مدیریت سالم و مسوولیت پذیر و کارآمد می‌باشد. شفافیت و پاسخگویی ومسوولیت‌پذیری از ارکان اصلی حکومت‌های دموکراتیک و از شاخصه‌های اساسی دموکراسی بوده و سبب تقویت بنیان و بنیاد ثبات و امنیت سرتاسری در کشورها خواهد شد. فقدان شایسته‌سالاری و عدم پاسخگو بودن و نفوذ فساد در لایه‌های مختلف نهاد اداری و مدیریت کلان سیاسی، کمترین پیامدش از دست دادن اعتماد عمومی و افزایش سریع شکاف فاصله حکومت و مردم و سقوط را به دنبال خواهد داشت.»
  • شنبه ۶ عقرب ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۷
    علی نوروزی
    «انتقاد و اعتراض در جامعه، هم نقش درمانی ترمیمی و هم نقش و تاثیر جراحی پیوندی دارد. همان‌طوری که حیات، بقا، رشد و تکامل یک فرد انسانی در گرو تنبیه و پاداشی است که از سوی جامعه دریافت می‌کند. حیات، بقا، رشد و تکامل جامعه هم در گرو تنبیه و پاداشی است که باید داده و اعمال گردد. اگر جامعه‌ی سراسر تنبیه باشد و از پاداش خبری نباشد آن جامعه دوام نمی‌آورد و اگر سراسر پاداش باشد و از تنبیه خبری نباشد بازهم جامعه‌ای وجود نخواهد داشت. جامعه‌ای اگر نتواند انسان خاطی، خاین، معامله‌گر و ناهنجار را تنبیه نماید قطعا امید به ادامه حیات آن جامعه وجود نخواهد داشت و آن جامعه به زودترین فرصت محو و نابود خواهد شد.»
  • دوشنبه ۲۴ میزان ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۴
    داوود نوایی
    «هم اکنون به اعتراف و اذعان همه نخبگان و فرهنگیان هزاره مردم ما در بدترین شرایط نسبت به شرایط و وضعیت منظور قرار دارند. علاوه بر اینکه در تصمیم‌گیری کلان در درون ارگ نقشی نداریم و در سطح ادارات نیز سهم مردم ما بر اساس آمارهای بیرون آمده در حد دو درصد است. یعنی در ادارات حکومتی از مردم هزاره دو درصد استخدام شده و مشغول به کار هستند. از نظر وضعیت اجتماعی نا امنی‌ها و گروگان‌گیریها و سر بریدن و کشتارهای سازمان یافته و هدفمند بیداد می‌کند و امنیت مالی و جانی هزاره‌ها در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد.»
  • دوشنبه ۱۰ میزان ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۲
    صادق روشنا
    «با پایمردی روشناییان هم کم‌کمک فریب‌خوردگان خودی بعد از یک سال تماشا و شماتت، بعد از یک سال نفاق‌افکنی و نفرت و بعد از یک سال تغافل و کوتاهی، به چرخش دوباره روی آورده‌اند و هم‌قطار استبداد و کشتی نژادپرستی به‌گل‌نشسته است؛ چون در این برهه تاریخ بااین‌همه رسانه‌های جمعی و شعور و دانایی، شعار انسانی و رفتار قومی، برای فریب افکار عمومی ابزار خوبی نیست؛چون همه افتادن طشت رسوایی مخکش‌های زمان را از بام قومی به زمین را می‌بینند و چون میل جمعی برای متوقف نمودن چرخ استبداد مصمم و پر اراده است. باید روشن‌شده باشد که روند تک‌روی با حکومت انحصاری نه جواب می‌دهد و نه منطق قابل‌قبول برای انسان است.»
  • شنبه ۲۵ سنبله ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲
    عزیز مهاجر
    «اشرف غنی از نظر شخصیتی یک آدم مستبد و خودکامه است. آدمی با این ویژگی شخصیتی به شدت انحصارگراست زیرا در ذات استبداد و خودکامگی انحصار نهفته است. شخصیت مستبد و خود کامه همان‌طوری که همه چیز را در انحصار خود قرار می‌دهد فساد را نیز انحصاری می‌خواهد. همان طوری که در قدرت شریکی را بر نمی‌تابد، در فساد و غارت و چپاول نیز حریف و رقیبی را تحمل نمی‌تواند. در شرایط کنونی آنچه دغدغه اصلی و محوری دولت وحدت ملی را شکل می‌دهد نه امنیت و نه معیشت شهروندان که چگونه به یغما بردن و غارت و دزدیدن سرمایه‌های ملی و مردمی است.»
  • جمعه ۱۰ سنبله ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۵
    حامد غرجستانی
    «در این روزگار که ادعای دموکراتیک شدن جامعه به حمایت جامعه جهانی می‌رود باز می‌بینیم که نه تنها گره از دست تقدیر باز و زنجیر از پای مسیرش گشوده نشده که سرنوشت این مرزوبوم و تقدیر این مردم رنج‌دیده و اسیر گشته‌اش در دستان عده‌ی از کشورهای خارجی و بازیگران خاص داخلی که نام و عنوان احزاب سیاسی و جامعه مدنی را یدک می‌کشند، قرار گرفته و اربابان بهره‌کش و مستبدان آزادی کش قیافه عوض کرده و تحت نام و عناوین مدرن و امروزی به نام حزب سیاسی و جامعه مدنی به اسارت‌گیری مردم پرداخته و به غارت‌گری سرمایه‌های مادی و معنوی کشور مشغول گشته و همچنان ترکتازی کرده و یغماگری می‌کنند.!!»
  • یکشنبه ۲۹ اسد ۱۳۹۶ - ۱:۴۱
    علی خراسانی
    «پس از فاجعه میرزاولنگ، اراده‌ای غیر از اراده مردن بیشتر دل‌گرفته است؛ گویا که منطق سیاست در افغانستان کم‌کم برای مردم ما فهم شده است و اراده مردن و ماتم‌زدگی به اراده میراندن و مسلح شدن در حال قالب گرفتن است. اراده مسلح شدن و میراندن در عین که در بی‌ارادگی ما جان می‌گیرند، ممکن است آخرین راه‌حل سیاسی نباشد، اما به نظر می‌رسد که آخرین انتخاب ما در عین بی انتخابی است؛ زیرا که هزاره‌ها مدنیت را برای همه ثابت کردند، ولی در فضای مدنیت مردند و ماتم گرفتند. این نشان می‌دهد که منطق سیاست مدنیت نبوده و ما بی‌اراده و اشتباهی وارد آن شده‌ایم.»