• سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۱
    عین، خیراندیش
    «دوراهیِ طالبان دیگر یک انتخابِ دیپلماتیک نیست، بلکه یک ناگزیری سرنوشت‌ساز است. اگر آن‌ها بر این مسیرِ استبدادِ مذهبی و پاک‌سازی جغرافیایی پافشاری کنند، باید بدانند که جایگزینی تنها یک کلمه‌ی تئوریک در متون سیاسی نخواهد بود. جایگزینی، زمانی رخ می‌دهد که خشمِ نهفته در لایه‌های زیرین جامعه (از هزاره‌های مظلوم گرفته تا سایر گروه‌هایی که از این انحرافِ سیاسی آسیب دیده‌اند) به نیرویی بدل شود که دیگر هیچ حصارِ نظامی‌ای توانِ مهارِ آن را نخواهد داشت.»
  • سه شنبه ۱۴ میزان ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۰
    امین خراسانی
    «طالبان بخشی از واقعیت کشورند نه تمام واقعیت. مخالفان این گروه، بخشی از واقعیت‌های دیگری است که باید نادیده گرفته نشود. اگر در مدت پنج سال نادیده گرفته‌شده، این، به معنای عدم تجربه‌پذیری این گروه، از تاریخ و عدم درک درست مسایل سیاسی و اجتماعی و یا عدم تعهد اخلاقی به سرنوشت کشور است. سیاست با واقعیت‌ها می‌آمیزد، نه با آرزوها و ایده‌‌آل‌های افراد یا گروه‌های اجتماعی و قومی. با آرزوها نمی‌توان حکومت کرد و آرزو فروشی نشانه اختلال فکری و بیماری دماغی است. کسانی که همواره برای خود و یا گروه قومی خود آرزو می‌فروشند، یا خایین، یا دچار مشکلات مغزی و یا هم نادان و ابله هستند.»
  • جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۹
    هادی رحمانی
    «تاریخ به‌خوبی این واقعیت تلخ را در حافظه خود دارد که حتی هم‌مذهبان آنان مثل قزلباش‌ها، برخی سادات و پشتون‌های شیعه در حق آنان جفا روا داشتند و یک نگاهی از بالا به پایین نسبت به آن‌ها شکل گرفت و طبق شواهد تاریخی در طول حاکمیت پشتون‌ها، آنان با همکاری و همسویی با دستگاه قدرت نسبت به هزاره‌های هم آیینشان جفا و بی‌مهری کردند. در سیاست انگلیِ یک سده و اندی حاکمیت قبیله، هزاره‌ها در سایه آن حضور داشتند، اما دیده نشدند، رنج کشیدند، اما روایت نشدند، مقاومت کردند، اما ثبت نگردیدند. در کنار دیگران جهاد کردند، اما نادیده انگاشته شدند. عدالت و برابری را فریاد زدند اما به همان پیمانه ستم دیدند.»
  • شنبه ۱۴ سنبله ۱۴۰۵ - ۰:۳۴
    علی دادگر
    «پنج سال پس از خروج آمریکا، ناتو و نهادهای حامی حقوق بشر، شاید مهم‌ترین دستاورد طالبان همان بقای سیاسی باشد؛ اما بقای سیاسی با حکمرانی موفق و نظام مشروع یکی نیست. طالبان در خیابان‌های کابل پیروزی پنجمین سال حکومتشان را جشن گرفتند و شادی و پای‌کوبی کردند ولی در دل‌های بسیاری از مردم، یک پرسش ساده هنوز پاسخی روشن نیافته است: فردا چگونه با این جریان باید زیست سیاسی نمود و این نظام چه برنامه‌ای روشن در قبال سرنوشت مردم خواهد داشت؟»
  • سه شنبه ۲۰ اسد ۱۴۰۵ - ۱:۳۵
    حمید رخشان
    «طالبان با تعصب قومی، بینش تبعیض‌آمیز قبیله‌ای، منش استبدادی، گرایش وحشیانه و غیرانسانی، روش ستمگرانه پشتونیستی رفتار کرده و مردم خراسان زمین را به گروگان گرفته و هرروز بیش از دیروز به ظلم، تعدی، و تجاوز به اموال و املاک مردم می‌پردازند. این‌ها نمی‌دانند که این‌گونه رفتارها تنها به رعایا آسیب نمی‌رسانند، بلکه درست، همان‌گونه، که این ستم‌ها به رعایا ‌آسیب می‌رسانند به خود آن‌ها نیز آسیب خواهد رساند. چون هر ستمگر با ستم خود بر دیگران، ستمی بر خویش نیز روا می‌دارند. به قول مولانا: ستمگری با هر ستمی که روا می‌دارد طنابی برای به دام انداختن خود می‌بافد.»
  • پنج شنبه ۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۳
    ح‌ ـ رهنما
    «هرچند روان جمعی جامعه‌ی ستم‌کشیده و تحقیرشده تلاش می‌کند که خاطرات تلخ و ناگوار را به ناخودآگاه جمعی انتقال دهد تا از بار رنج و ملال آن بکاهد و تداوم حیات جمعی را سهل‌تر و آسان‌تر نماید اما تجربه‌پذیری و استفاده از حافظه تاریخی برای بهره‌مندی از تجربه‌های گذشته ایجاب می‌کند که نباید بگذاریم که ناخودآگاه جمعی در این امر موفق گردد و خاطرات رویدادهای تلخ و مجموعه کنش‌ها و واکنش‌های انسان‌های فعال در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی را به ناخودآگاه جمعی انتقال داده و امکان و ظرفیت تجربه‌پذیری را به بایگانی تاریخ و به خلوت‌خانه‌ی فراموشی بسپارند.»
  • دوشنبه ۲۹ سرطان ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۲
    ع‌‌ـ دوراندیش
    «طالبان از نخستین روزهای بازگشت به قدرت، به جای آن‌که به مقتضیات یک جامعه‌ی متکثر، رنج‌دیده و نیازمند آشتی ملی پاسخ دهند، راه حذف و انقباض را در پیش گرفتند. آنان افغانستان را نه به مثابه‌ی یک ملت رنگارنگ با حقوق برابر، بلکه چونان قلمرویی برای اعمال اراده‌ی یک‌جانبه‌ی خود نگریستند. حاصل این نگاه، چیزی جز استقرار تدریجی یک نظام بسته، سخت، غیرپاسخ‌گو و بی‌اعتنا به کرامت انسانی نبوده است. هرچه زمان گذشته، این ساختار به جای نرم‌تر شدن، خشن‌تر شده؛ به جای عاقلانه‌تر شدن، لجوج‌تر گردیده؛ و به جای نزدیک شدن به مردم، از آنان دورتر افتاده است.»
  • یکشنبه ۱۴ سرطان ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۷
    علی غزنوی
    «این روزها از تهاجم زیاد و گوناگون فاصله‌ها و همدلی‌ها شگفت‌زده هستم. رخدادهای بسیار ناگوار این روزها و کنش‌ها و واکنش‌های پیرامون آن مایه‌ی شگفتی‌های زیادی است. هجوم فاصله‌ها نسبت به این موضوع، خود را با نمایش‌ها و واکنش‌های غیراخلاقی نشان داده‌اند. هجوم همدلی‌ها در فرم تجلی عاطفه‌ها بروز و ظهور یافته است. عده‌ای از این‌که هم‌وطنانشان را دولت‌های متجاوز خارجی کشته‌اند به جشن و پای‌کوبی و رقص و شادی پرداختند. این مساله از عجایب روزگار است که شاید در طول تاریخ چنین واکنشی در جوامع بشری دیده نشده باشد.»
  • شنبه ۱۳ سرطان ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۵
    ع ـ آگاه
    «طالبان با تکیه بر سیاستِ «ترسِ پیش‌گیرانه»، هرگونه نشانه‌ی حیاتِ مدنی را سرکوب می‌کنند این خشونت، نه تنها به صورت فیزیکی بر پیکره‌ی مخالفان و منسوبین به نظام‌های پیشین وارد می‌شود، بلکه به صورتِ «انسدادِ فرهنگی» نیز تجلی می‌یابد. بستنِ دهه‌ها رسانه‌ی غیردولتی، از تلویزیون تمدن گرفته تا ده‌ها رسانه‌ی دیگر، نشان‌دهنده هراسِ بنیادینِ قدرت از «کلام » و «تصویر» است. در دنیای امروز، وقتی حقِ گفت‌وگو و حقِ دیدن از مردم سلب شود، جامعه به یک «جزیره‌ی تاریک» بدل می‌گردد که در آن، تنها صدایِ تک‌خوانِ حاکمیت طنین‌انداز است.»
  • پنج شنبه ۱۱ سرطان ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۹
    خاطره افسرده
    «در این لحظه‌ها آرزو می‌کنم که کاش زمان متوقف می‌شد و روز موعود وداع با پیکر رهبر شهید فرانمی‌رسید و با آن پیکر بی‌جان وداع و خداحافظی نمی‌کردیم و آن ماه شب‌های تار بی‌کسی و تنهایی را به خاک نمی‌سپردیم و آن پیکر بی‌جان هرچند که دیگر جان ندارد و با ما و مردمش سخن نمی‌گوید اما حتی همان پیکر بی‌جان نیز تکیه‌گاه دل ما است تا آن پیکر در میان هست احساس می‌کنیم که آن پدر تا هنوز در میان ما هست و سایه پرمهرش را حس می‌کنیم و مایه تسلی خاطر ما است. اما دریغ و افسوس که این آرزو، یک آرزو است و زمان علی‌رغم سنگینی‌اش می‌گذرد و آن روز موعود فرامی‌رسد.»