• جمعه ۲۵ جوزا ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۹
    اصغر امیری
    «معنای رهایی از اسارت قومی، درواقع اراده عمومی به تغییر تغییر است، یعنی بازگرداندن نام اصلی کشور که بر اساس غرض‌ورزی‌های غاصبانه قومی به تاراج رفته بود. خراسان تنها یک نام نیست، بلکه در اصل یک هویت است؛ هویتی که توسط دزدان قبیله به غارت رفته و اکنون باید بازگردانده شود. چرا خراسان را تغییر داده است، سهولت در غارت و تاراج مِلک و مُلک، عظمت فرهنگی و تمدنی این زمین به‌صورت بنیادی، اساسی­ترین اهداف اینجا به‌جای بوده است. این تغییر و در حقیقت این غارت، طبق قانون تاراج پیش رفته، پارلمان، لوی جرگه و سایر محاکم دولتی را نیز جزو قلمرو مغصوبه خود متصرف شده است.»
  • سه شنبه ۱۵ جوزا ۱۳۹۷ - ۱۹:۰۷
    ع - آزاد
    «شناخت و تشخیص هر نامزدی بستگی به کارنامه و پیشینه سیاسی‌شان دارد. آنانی که در فرازوفرودهای سیاسی اجتماعی در کنار مردم بوده‌اند و از منافع و مطالبات برحق مردم تمام‌قد به دفاع بر خواسته‌اند و مدام در برابر سران فاسد سیاسی تبعیض اندیش و فاشیست قومی حکومت فریاد زده و در موقعیت‌ها و شرایط گوناگون سیاسی اجتماعی مردم را فدای معیشت خود و بستگانشان نکرده‌اند و دیوار زندگی‌شان مرتفع‌تر از مردم نبوده‌اند و همواره در کنار مردم بوده و یک‌شبه قارچ گونه در بستر سیاسی نروییده و همدوش با مردم بوده‌اند و جان و منافع خویش را برای دفاع از مردم به مخاطرات و تهدیدهای امنیتی حکومت فاشیست افکنده‌اند،»
  • جمعه ۲۸ ثور ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۷
    خاطره رنجیده
    «یکی از عوامل مهم واگرایی و عدم احساس همگرایی در میان اقوام غیر افغان ساکن در این سرزمین نام این کشور است که برگرفته از نام یک قوم است. این نام باعث شده است که سایر اقوام با آن انس و الفتی نداشته باشند و هم‌چنین افغان‌ها به این توهم واهی بیفتند که کشور و سرزمین ملک طلق آن‌هاست و دیگران یا خفقان بگیرند و دم برنیاورند و یا اگر از نام افغانستان و از هویت افغان خوششان نمی‌آید باید از این سرزمین خارج و تاجیکان به تاجیکستان، ازبک‌ها به ازبکستان و ترکمن‌ها به ترکمنستان بروند. ازآنجای که برای هزاره‌ها کشور هم‌جواری را پیدا نمی‌توانند که متهم کنند که شما اصالتتان ازآنجاست می‌گویند که هزاره‌ها به گورستان بروند!»
  • یکشنبه ۹ ثور ۱۳۹۷ - ۸:۳۳
    احمد فکور
    «متاسفانه هزاره‌ها با یک برداشت نادرست و محاسبه غلط و ناشی از عدم شناخت سیاست‌های شیطانی و اهداف غیر انسانی کشورهای غربی تمام سازوبرگ دفاعی و حتی ساختارهای گروهی خود را بر هم زدند و شدند دموکرات و خیال می‌کردند که به زودترین فرصت افغانستان هم‌چون کشورهای اروپایی می‌گردد و کابل هم مانند پاریس، لندن و... خواهد شد. اما همین‌قدر هم متوجه نشدند که بالفرض اگر غربی‌ها هم در ادعای پیاده کردن دموکراسی صادق باشند و صادقانه برخورد کنند آیا اقوام ساکن در کشور و در راس آن قوم دارای تاریخ پنج‌هزار ساله پشتون حاضر هستند که از تاریخ پنج هزار ساله جنگ و جنون و جنایت خود دست برداشته و متمدن شوند؟!.»
  • دوشنبه ۲۰ حمل ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۶
    علی غزنوی
    «علما و طلاب نه تنها در عرصه اخلاقی مبتذل و حریصانه و مفلس که در عرصه علمی نیز حقیر و ذلیل ظاهر گشته‌اند. وقتی علما و طلابی که هر کدام‌شان مدارک بالایی علمی را در زیر بغل گرفته‌اند آدمک‌های دارای قدرت و ثروت را دنبال می‌کنند، و سخنرانان ایده‌آل و مورد پسندشان عزیزالله شفق که جز شعارهای کلی دوران دهه شصت هجری چیزی در انبان خویش ندارد و سواد لازم برای ارایه سخنان باب روز را هم ندارد، این‌ها از آن طرف دنیا او را دعوت می‌کنند تا این‌ها استفاده نمایند، معلوم است که فاجعه در میان علما و طلاب تنها در مسایل اخلاقی خلاصه نمی‌شود!.»
  • چهارشنبه ۱۵ حمل ۱۳۹۷ - ۲۰:۴۱
    غلام سخی حلامیس
    «در دوران حکومت نجیب، دولت افغانستان با پناه دادن به مخالفان سیاسی حکومت پاکستان، عملا پاکستان را تهدید سیاسی می‌کردند. پاکستان در برابر نجیب عقده گرفتند. رهبران جهادی افغانستان را حمایت کردند و نجیب را توسط طالبان به دار آویختند. جهاد در افغانستان، تلاش برای صلح و برابری نه بلکه جنایت بود. هشت ثور، آغاز "عصر بی شرافتی‌ها" (تعبیر از شوپنهاوور) در افغانستان گردید. از آن پس افغانستان روی خوش به خود ندیده است.»
  • شنبه ۲۶ حوت ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۲
    غلام سخی حلامیس
    «در عصری که تمام رهبران جهادی، از جنگ و تفنگ و جهاد می‌گفتند. مزاری، طرح نظام فدرالی افغانستان و راه‌حل مساله افغانستان از رهگذر انتخابات را پیشنهاد می‌کرد. در عصری که گروه‌های جهادی، کتاب می‌سوزاندند و کمونیست‌ها میراث‌های فرهنگی کشور را به شوروی انتقال می‌دادند؛ مزاری «خبرنامه وحدت» و گروه‌های فرهنگی به وجود می‌آورد. سازمان نصر و سپس حزب وحدت دوران مزاری، ازلحاظ فرهنگی در میان تمام گروه‌های جهادی تکین است. در عصری که احمدشاه مسعود و سیاف؛ سینه‌های مردم غریب افشار را می‌دریدند؛ مزاری عزیز رویش را به پاکستان فرستاد تا همراه دایفولادی «امروز ما» را به نشر برساند.»
  • سه شنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۰
    خالق فصیح
    «سخنانت روشن و شفاف بود، چون بر پایه‌ی آرمان سخن می‌گفتی. نه اشک تمساح می‌ریختی و نه عنوان پهلوان‌پنبه‌ای را یدک می‌کشیدی. نه در بازی‌های سیاسی مسافر بودی و نه دست به خیانت زدی، بلکه خودت محور بوده و از خود حرف داشتی. با شجاعت و شهامت تمام مطالبات مردم را مطرح و از منافع آن‌ها دفاع می‌کردی. تو برای خودت هیچ‌چیز نخواستی، ولی برای مردم همه‌چیز می‌خواستی. برای تحقق خواسته‌های مردم مقاومت کردی و حتی که در این راه، جانت را هدیه کردی. آنچه گفتی همه ثبت تاریخ شده است، ولی شاه‌بیت آن‌که «من می‌خواهم دیگر هزاره بودن جرم نباشد» بیش از همه در قلب مردم حک‌شده است.»
  • دوشنبه ۷ حوت ۱۳۹۶ - ۰:۲۳
    عبدالله مبارز
    «جنبش روشنایی منطق و گفتمان عدالت‌خواهی را از سطح هزاره و درون قومی به سطح فراقومی ارتقا بخشید و گفتمان عدالت‌خواهی را در فضای سیاسی- اجتماعی کشور توسعه و گسترش داد. عدالت سیاسی که یکی از شاخصه عدالت و حقوق اساسی هر شهروند است آن را در سطح کلان و فراگیر به‌عنوان داعیه و مطالبه اجتماعی خواستار گردید و برای همه اقوام محروم خواهان توزیع عادلانه امکانات و مشارکت سیاسی شد. جنبش با عمق‌بخشی به گفتمان عدالت‌خواهی تحول جدیدی آفرید و مردم را به نابرابری و تبعیض سیستماتیک نظام فاسد و ستم‌پیشه اشرف غنی و عبدالله آشنا نمود و آگاهی بخشید.»
  • شنبه ۲۸ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۴
    طرح نو
    « ما تظاهر کنندگان امروز در حالی در برابر کنفرانس امنیتی مونیخ دست به گردهمایی عدالت‌خواهانه زده‌ایم که خیابان‌های کابل برای فعالیت‌های مدنی مسدود شده است و حکومت افغانستان با استفاده ابزاری از گروه‌های تروریستی و اعمال خشونت عملا امکان اعتراض مدنی را از مردم سلب کرده است. ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که حاکمان افغانستان را وادار کند که امنیت اجتماعات و تظاهرات مدنی و مسالمت‌آمیز را تامین کند و به صدای اعتراض شهروندان خود گوش فراداده و مطالبات قانونی و عدالت‌خواهانه آن‌ها را بپذیرد.»