کد مطلب : 3323
جمعه ۱ حوت ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۳
1489
فاقددیدگاه
علی مفید

رمضان؛ انفجارِ خاموشِ بیداری در جانِ انسان

طرح مقاله رمضان
«رمضان، مدرسه‌ی اراده است. در جهانی که مصرف، معیار ارزش شده و سرعت، جای تامل را گرفته است، روزه اعتراضِ مقدس به فرهنگ افراط است. امساک، نه تحقیرِ نیازهای جسم، بلکه تنظیم آن‌ها در مدار معناست. انسانی که می‌تواند از حلالِ مباح دست بکشد، چگونه نتواند از حرامِ آشکار بگریزد؟ اگر پس از رمضان، اخلاق ما تغییر نکند؛ اگر زبان ما از غیبت پاک‌تر، چشم ما از آلودگی دورتر و دست ما بخشنده‌تر نشود، باید در صداقتِ روزه‌ی خویش تردید کنیم. زیرا خداوند فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» تحول بیرونی، بی تحول درونی ممکن نیست.»

رمضان، در تقویمِ آسمان تنها نامِ یک ماه نیست؛ واقعه‌ای است تکرارشونده برای آنان که هنوز ظرفیتِ دگرگون شدن را در خویش زنده نگه‌داشته‌اند. این ماه، نه جابه‌جاییِ وعده‌های غذایی است و نه انتقالِ اشتها از روز به شب. رمضان، انفجارِ خاموشِ وجدان است در برابر غفلت، قیامی است درونی علیه عادت، و فرصتی است برای بازخوانیِ حقیقتِ انسان.

در سنتِ الهی، گاه زمان‌ها برگزیده می‌شوند تا انسان در آن‌ها خود را بازیابد. رمضان از آن زمان‌های برگزیده است؛ میعادگاهی که در آن، آدمی میان «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» به داوری می‌نشیند. اگر این ماه تنها به تغییرِ ساعتِ خوردن و آشامیدن تقلیل یابد، حقیقتش در هیاهوی سفره‌ها دفن شده است. رمضان آمده است تا «خواستن» را اصلاح کند، نه‌فقط «نخوردن» را تمرین دهد.

خدای متعال درباره فلسفه روزه چنین می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» روزه بر شما مقرر شد… باشد که به تقوا برسید. تقوا، مقصد روزه است؛ نه گرسنگی، نه تشنگی، نه آیین‌های ظاهری. اگر تقوا در رفتار، نگاه، گفتار و انتخاب‌های ما تجلی نیابد، روزه به هدف خویش نرسیده است.

روزه، در منطق وحی، مهارِ تن برای آزادیِ جان است. گرسنگی، زبانِ خاموشِ نیازمندیِ بشر است؛ اعترافی بی کلمه به فقرِ ذاتیِ انسان در برابر بی‌نیازیِ مطلقِ خداوند. آنگاه‌که شکم خالی می‌شود، فرصتِ پر شدنِ دل فراهم می‌آید اگر انسان بخواهد. اما چه بسیار روزه‌هایی که جسم را لاغر می‌کند و نفس را فربه‌تر؛ چه بسیار امساک‌هایی که تنها دهان را می‌بندد و دل را رها می‌گذارد.

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم هشدار داده‌اند: «رُبَّ صائمٍ لیس له من صیامه إلا الجوعُ و العطش» چه‌بسا روزه‌داری که از روزه‌اش جز گرسنگی و تشنگی بهره‌ای ندارد. این حدیث، تلنگری است سهمگین؛ زیرا نشان می‌دهد روزه، اگر به تحول اخلاقی و معنوی نینجامد، پوسته‌ای بی‌مغز خواهد بود. رمضان، پیش از آن‌که ماهِ امساک باشد، ماهِ محاسبه است. در این آیینه‌ی سی‌روزه، باید به چهره‌ی خویش نگریست: به نمازهایی که عادت شده‌اند، به ذکرهایی که از معنا تهی گشته‌اند، به قرآن که بر طاقچه‌ها آرام‌گرفته اما در جان‌ها فرود نیامده است. قرآن در این ماه نازل شد؛ «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ…» تا انسان را از پراکندگی به تمرکز، از غفلت به حضور، و از خودبینی به خدابینی برساند. تلاوت، اگر به تدبر نینجامد، صدایی است بی انعکاس در ژرفای جان.

رمضان، مدرسه‌ی اراده است. در جهانی که مصرف، معیار ارزش شده و سرعت، جای تامل را گرفته است، روزه اعتراضِ مقدس به فرهنگ افراط است. امساک، نه تحقیرِ نیازهای جسم، بلکه تنظیم آن‌ها در مدار معناست. انسانی که می‌تواند از حلالِ مباح دست بکشد، چگونه نتواند از حرامِ آشکار بگریزد؟ اگر پس از رمضان، اخلاق ما تغییر نکند؛ اگر زبان ما از غیبت پاک‌تر، چشم ما از آلودگی دورتر و دست ما بخشنده‌تر نشود، باید در صداقتِ روزه‌ی خویش تردید کنیم. زیرا خداوند فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» تحول بیرونی، بی تحول درونی ممکن نیست.

از نشانه‌های روزه‌ی راستین، بیداریِ حسِ مسوولیت است. گرسنگی، پلی است میان «من» و «دیگری». آن‌که طعم نیاز را چشید، نمی‌تواند رنج نیازمند را نبیند. رمضان، مناسکِ فردیِ منزوی نیست؛ تمرینی است برای جامعه‌ای عادل‌تر، دل‌هایی همدل‌تر و دست‌هایی گره‌گشا. پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: «مَنْ فَطَّرَ صَائِمًا کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ، غَیْرَ أَنَّهُ لَا یَنْقُصُ مِنْ أَجْرِ الصَّائِمِ شَیْئًا»

افطار دادن، تنها اطعام نیست؛ مشارکت در معنویت دیگری است. این ماه، میدان بازگشت است. توبه، نه واژه‌ای تکراری، که انقلابی در مسیر زندگی است. خداوند با لحنی آکنده از مهربانی می‌فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ…» از رحمت خدا مایوس نشوید. رمضان، تجلی همین دعوت است؛ دعوتی برای شکستن زنجیر عادت، برای بازگشت از مسیری که سال‌ها بی‌تامل پیموده‌ایم. اما خطر بزرگ آن است که رمضان نیز به عادت تبدیل شود. عادت، بزرگ‌ترین دشمن معناست. وقتی شب‌زنده‌داری بی‌توجهی بیاورد و دعا تنها بر لب بماند، رمضان از «تحول» به «تکرار» فرو می‌کاهد. باید از خود پرسید: آیا این ماه، ما را سبک‌تر از گذشته می‌کند یا تنها سفره‌ها را سنگین‌تر؟

رمضان، میهمانی رفتنی است. هرسال می‌آید تا بپرسد: «با خود چه کرده‌ای؟» و می‌رود تا پاسخ را در ادامه زندگی‌ات ببیند. عید، پایان عبادت نیست؛ آزمون صداقت آن است. اگر شخصیت رمضانی در روزهای پس‌ازآن فروبپاشد، آنچه مانده خاطره‌ای مذهبی است، نه تحولی معنوی. انسان روزه‌دارِ واقعی، کسی است که در این ماه طرحی نو در خویش دراندازد: زبانش به ذکر خو گیرد، اما دلش نیز همراه شود؛ دستش به انفاق گشوده شود، اما نفسش به اخلاص آراسته گردد؛ قرآن را بخواند، اما اجازه دهد قرآن نیز او را بخواند.

رمضان، انفجارِ خاموشِ بیداری است؛ اگر اجازه دهیم. این ماه آمده است تا ما را از سطح به عمق ببرد، از ظاهر به باطن، از عادت به آگاهی. و چه اندوه‌بار خواهد بود اگر از چنین ضیافتی، تنها با تغییرِ ساعت غذا خوردن بازگردیم؛ درحالی‌که می‌توانستیم با تولدی دوباره، با روحی پالوده‌تر و اراده‌ای استوارتر، از آن بیرون آییم. رمضان، فرصتِ کمیابِ بازآفرینیِ خویشتن است. آن را به سفره‌ها محدود نکنیم؛ بگذاریم در جان ما واقعه شود.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما