• دوشنبه ۳ ثور ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۳
    نبی مسیح
    «زمینه‌سازی از دولت و ترور و انتحار از تروریست‌ها با این شیوه توانسته‌اند دموکراسی و ترور را به نفع حاکمیت قومی، تلفیق کنند. دولت، برای رد گم کردن این مرجع ضمیر، یک مثلث فرضی تشکیل داده که عبدالکریم خلیلی را به حیث رییس شورای صلح مقرر ساخته است؛ کسی را که در هیچ معامله‌ای، حتی اگر حوادث خونین مانند میدان روشنایی باشد، پا پس نمی‌کشد. کریم خلیلی شخصیت مطرح و در میدان سیاسی فرد ماهری است. به همین دلیل، او تمام شخصییت‌های درونی حزب وحدت، از جمله استاد عرفانی را مثله سیاسی نمود و حزب را فامیلی کرده است.
  • سه شنبه ۲۸ حمل ۱۳۹۷ - ۲۰:۱۸
    حبیب الله ندیم
    «کم نبوده و نیستند کسانی که ادعاهای بلند بالایی تحصیلی داشته اما مدام خواستار این بوده‌اند که جنبش روشنایی باید موضع خود را نسبت به کسانی که به هر دلیلی شخصیت موردنظر او را قبول ندارند ولی به خاطر اهداف مشترک در صف دادخواهی و ظلم‌ستیزی و نابودی تبعیض‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... پیوسته و در این راه تا پای جان ایستاده و حتی خون داده‌اند؛ معلوم کرده و آنان را از صف عدالت‌خواهان بیرون کنند. تعجب اینجاست که این گروه از آدم‌ها قبول نداشتن خدا، پیامبر، امامان و... برایشان مطرح نیست و شرط نمی‌کنند که افرادی که وارد جنبش می‌شوند باید مسلمان، یا شیعه، یا هزاره باشند.»
  • جمعه ۱۸ حوت ۱۳۹۶ - ۹:۲۵
    امین یکتا
    «معامله‌گران سیاسی و رجاله‌های زبون اجتماعی که توانایی رشد و ارتقای شخصیتی و نزدیک شدن به مقام و موقعیت اجتماعی آن شهید وارسته و آن رهبر جان‌باخته را ندارند از طریق شعارهای فریبنده و عزاداری‌های ریاکارانه به اغفال مردم و فریب رهروان و دلدادگان کوی او مشغول و سالگرد شهادت آن رادمرد تاریخ را زمینه خوب برای دکانداری و فریب اذهان عمومی دانسته و برای شهادت آن شهید سرافراز اشک تمساح ریخته و به فریب خلق مشغول و دکان معامله‌گری سیاسی را باز و فرش وراثت ادعایی را پهن و به خودفروشی مشغول و به خودنمایی خویش مسرور و با نمایش‌های خنده‌آور غیراخلاقی خود مشعوف و به ریش همه می‌خندند!»
  • پنج شنبه ۳ حوت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۲
    غلام سخی حلامیس
    «اسد بودا، ادعا نموده است که: «در روز دوم اسد فقط مردم نبودند که به خاک و خون کشیده می‌شدند، اصلِ اعتراضِ مردمی بود که به‌خاک و خون کشیده شد». برخلاف این مدعای اسد بودا، تازه پس از «فاجعه دوم اسد» اصل اعتراض مردمی شکل گرفت. زیرا، پیش از آن در نزد هواداران جنبش روشنایی، صورت‌بندی دشمن و دوست امکان‌پذیر نبود. این «فاجعه دهمزنگ» بود که علیرغم بار تراژیکش، برای نخستین بار ثابت ساخت که؛ چه کسانی نسبت به آرمان‌های عدالت‌خواهانه‌ی مردم هزاره، تعهد دارند و چه کسانی تعهد لازم را در برابر سرنوشت مردم هزاره ندارند.»
  • شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۱
    محمد قاسم سرابی
    «در شرایط کنونی معضل‌های ناامنی و انفجارهای مرگبار و پی‌درپی در نکات کلیدی و به‌شدت محافظت‌شده در افغانستان، بیشتر از هر عامل دیگری ناشی از بی‌کفایتی سران حکومت و ناکارآمدی نهادهای کشفی و استخباراتی آنان است. بی‌کفایتی و بی‌حیایی حکومت در قبال یک ملت مظلوم وحشت‌زده تا آنجا رسیده است که سخنگویان حکومتی در برابر چشمان میلیون‌ها نفر داغدار که عده‌ای‌شان هنوز پاره‌های تن جگرگوشه‌هایشان را از میان مخروبه‌های حادثه به دست نیاورده‌اند، ادعا می‌کنند که دولت در امر جلوگیری از رسیدن انتحارکننده به هدف موفق بوده است.»
  • یکشنبه ۸ دلو ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۰
    عبدالخالق فصیحی
    «مسلما صدای اعتراضی‌ای که از گلوی بریده تبسم از ماذنه میدان روشنایی برخاسته است، همان صدای آموزگاران انسانیت است. این اعتراضات، همان‌گونه که طالب خواسته‌های مردم بر محوریت برابری و مساوات‌اند، بیزاری از نا انسانی‌ها را نیز، می‌آموزاند. اعتراضات و نارضایتی‌های مدنی، تنها مطالبات سیاسی نیستند، بلکه آگاهانه و صادقانه اظهار محبت به بازگشت انسان و انسانیت در این کشور جهنمی نیز است. زنجیرهای جهل و تعصب مدت‌ها است که انسان و انسانیت را به دام انداخته و با ترور و انفجار، تبعیض و نژاد پرسی، قوم‌گرایی و انحصارطلبی، ضمن قبیله‌ای کردن قدرت، هیچ مرزی برای انسانیت باقی نگذاشته‌اند.»
  • سه شنبه ۱۹ جدی ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۶
    عبدالخالق فولادی
    «انفجار صورت می‌گیرد و عده‌‌ای بی‌گناه به خاک و خون کشیده می‌شوند، ولی واکنش‌های ما روی خط و مشی ملال‌آوری غلت می‌خورد که جز معنای سرگرمی با مردگان، حقیقتی دیگری را برملا نمی‌سازد. پس از انفجار، عده‌ای که داغ‌دیده‌اند جنازه عزیزش را در آغوش کشیده، به خود می‌پیچند و سخت غم‌انگیز ناله سر می‌دهند. برخی دیگر خیره‌خیره از کنار جنازه‌های ناآشنا رد شده و اگر بپرسی این کشته‌ها کیست‌اند، پاسخ می‌دهند ‌از آشناهای ما نیستند!!!»
  • یکشنبه ۱۰ جدی ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۱
    علی غزنوی
    «آن‌کسانی که در برابر صفوف فشرده و مطالبات برحق مردم ایستاد شده و باکمال بی‌شرمی و با نهایت بی‌حیایی مردم را تحقیر و خود را در برابر خواست‌ها و مطالبات مردم قرار داده و به فاشیست‌ها و تبعیض‌گران تاریخی خدمت بی‌مزد می‌کنند خودزنی نکرده اما همین‌که مردم زبان به شکایت و اعتراض از این خاینان می‌گشایند آسمان به زمین می‌خورد و ناگهان عقلای خود خوانده که توان تفکیک همین مساله ساده و پیش‌پاافتاده را هم ندارند، قیافه عالمانه و لحن خیرخواهانه به خود گرفته وارد میدان شده و داد و فریاد بر می‌دارند که وامصیبتا ارکان قوام و عوامل دوام قوم به خطر افتاده و ما مردم به جان هم افتاده و داریم خودزنی می‌کنیم.!!؟»
  • شنبه ۲۵ قوس ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۵
    امین استوار
    «اگر زبان مردم افغانستان رشد می‌کرد و گفت‌وگوی انسانی رایج می‌گشت اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به شکل امروزش نبود. زبان مردم افغانستان در حدی است که فقط به احتیاجات روزمره مردم پاسخ می‌گوید و ظرفیتی بالاتر از آن ندارد. در سطح تحصیل‌کرده‌های آکادمی و مدعیان روشن‌فکری و خودباوران اندیشمندی هم که نظر بیندازیم همین فاجعه عقب‌ماندگی زبان را شاهد و ناظریم. در گفت‌وگوی چهره به چهره با دو کلمه ردوبدل شدن در موضوعات علمی، سیاسی و... جنگ و نزاع و فحش و دشنام قهر و کین فضا را انباشته کرده و درخت‌های دوستی‌ را کنده و نهال‌های دشمنی را کاشته و مناسبات انسانی را مکدر و تیره‌وتار می‌گرداند.»
  • سه شنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۱
    احمد روستا
    «اما پرسش این است که چرا چنین دولتی دوام می‌یابد؟ تا چه وقت مردم در اثر رنج، فقر و تحقیر هرلحظه پست عوض کرده و همواره سنگینی فساد، تبعیض و بی‌عدالتی را بیش‌ازپیش بر گرده خود حس ‌کنند؟ چرا یک حکومت با تمام بی‌احترامی به مردم، با پشت پا زدن به همه وظایف ملی و قانونی‌اش و با غارت نمودن همه ثروت‌های ملی، دوام یافته و انحلال آن به تاخیر بیفتد؟ ممکن است عوامل مختلفی در بقای چنین دولت قبیله‌گرا و ضد مردمی، دخیل باشند، ولی نقش خیانت خاینان قومی، بلهوسی هوس‌بازان سیاسی، فرصت‌طلبی رهبران معامله‌گر و تحجر حواریون متحجر آنان، اصلا قابل‌انکار نیست.»