• سه شنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۱
    احمد روستا
    «اما پرسش این است که چرا چنین دولتی دوام می‌یابد؟ تا چه وقت مردم در اثر رنج، فقر و تحقیر هرلحظه پست عوض کرده و همواره سنگینی فساد، تبعیض و بی‌عدالتی را بیش‌ازپیش بر گرده خود حس ‌کنند؟ چرا یک حکومت با تمام بی‌احترامی به مردم، با پشت پا زدن به همه وظایف ملی و قانونی‌اش و با غارت نمودن همه ثروت‌های ملی، دوام یافته و انحلال آن به تاخیر بیفتد؟ ممکن است عوامل مختلفی در بقای چنین دولت قبیله‌گرا و ضد مردمی، دخیل باشند، ولی نقش خیانت خاینان قومی، بلهوسی هوس‌بازان سیاسی، فرصت‌طلبی رهبران معامله‌گر و تحجر حواریون متحجر آنان، اصلا قابل‌انکار نیست.»
  • چهارشنبه ۸ قوس ۱۳۹۶ - ۱:۰۸
    رضا شاهد
    «محقق از زمانی که در ارگ ساکن شده است تا هنوز یک مورد طرح کاری که یا به نفع منافع ملی و یا حداقل به نفع منافع قومی باشد ارایه نداده و اجرایی نتوانسته است. کسی که از مسایل دولت داری و فهم مسایل بغرنج و پیچیده‌ای سیاسی، اقتصادی، و ... سر درنیاورد و هیچ‌ از آن مسایل نفهمد مجبور است که هرروز به‌جای شرکت کردن در کابینه و طرح و نظر دادن به مسافرت‌های درون کشوری و بیرون کشوری مبادرت ورزد و به قول خودش به «کش‌وفش» خودش مشغول گردد و از تعریفات غلامان چاپلوس و حضور عده‌ای بی‌خبر از ترفندهای آخوندی و سو استفاده‌های سیاسی مسرور گردد.!!»
  • یکشنبه ۱۴ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۴
    رسول پیغام
    «سربریدن تبسم، نسل‌کشی‌های زنجیره‌ای از میدان روشنایی تا میرزاولنگ و فجایع تروریستی از قرارگاه‌های امنیتی تا مساجد، همه یادآور این است که اینجا قلمرو دولت است و در این قلمرو اصل بر تثبیت حاکمیت با شیوه‌های فاجعه باری مانند موارد مذکور است، نه حفظ امنیت. لذا پس از فاجعه غم‌انگیز تبسم وقتی مردم با کوله باری از غم و اندوه به‌منظور دادخواهی در قلمرو دولت وارد شدند، با برخوردهای سگ‌واره ارگ نشینان مواجه شدند. درست مثل آن بی‌نوای پاریس، زمانی که نه ژاندارمری‌ها، نه مسافرخانه‌ها و نه مردم جای دادند، شب‌هنگام به لانه سگ پناه گرفت، اما طولی نکشید که با غرش سگ دیوانه از این لانه کثیف و بد بو هم رانده شد.»
  • سه شنبه ۲ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۸
    ح ـ الف قادری
    «خاک خود افغانستان در عین که حاصل خیز است، عقیم و نازا است. این خاک و این زمین حداقل در طول تاریخ سه صدساله‌اش نشان داده است که از تولد نظم سیاسی فراگیر و ملی عقیم و نازا بوده و دیگر امید باروری از آن را ندارد. این عجوزه عقیم و بدبخت، هر بار که تن آراییده، خودش را در آغوش شرق و غرب دیده است که درنتیجه یا به خلق و پرچم شرقی و یا به دموکراسی غربی آبستن گردیده است. این همان پارادوکس ناباروری و باروری یک عجوزه تن آرا و حاصلخیزی و بی‌حاصلی زمین سنگلاخ صفت افغانستان است.»
  • دوشنبه ۱۷ میزان ۱۳۹۶ - ۰:۰۴
    خالق فصیح
    «تنها توفیق خلیلی در این بوده است که بی‌غیرت‌سازی و به خواب بردن مردم را با لالایی دموکراسی سرایی سیاست، همراه کرده تا استفاده‌های شخصی بدون هیچ مزاحمتی به انجام برسد. بنابراین، این دوره که از هر دوره دیگر ملال آورتر، دردناک‌تر و ناجوان مردانه‌تر برای مردم هزاره بوده است، دلیل روشنی بر پایان دوره رهبری خلیلی است. خلیلی با جا گذاشتن قدرت، حیثیت و سرمایه‌ی مردم در دوره بامیان، جایگاه رهبری را هم به تاراج داد. این رخداد تلخ تنها نشان شکست خلیلی در عرصه سیاسی و نظامی نبود، بلکه در اساس، شکست در عرصه رهبری مردم هزاره بود.»
  • سه شنبه ۲۱ سنبله ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۴
    حمید هزارستانی
    «ماهیت نسل‌کشی و جنایت بشری را هویت عاملان آن تغییر نمی‌دهد که یکی سزاوار محکومیت بوده و دیگری نباشد. تنها نسبتی که بین جنایت و عاملان آن وجود دارد، خلق اصل جنایت است، اما خود جنایت درهرحال جنایت است و خصوصا که از جنس قتل‌عام و نسل‌کشی از تبار خاص باشد. ازاین‌رو، نسل‌کشی توسط هرکسی و از خاستگاه هر هویتی که تحقق پذیرد، ماهیتش نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است چه در میانمار باشد یا در کابل، عاملان آن بودایی باشد، و یا تروریستان مسلمان.»
  • شنبه ۲۱ اسد ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵
    علی غزنوی
    «سلسله‌جنبان سادات مدت‌هاست كه به مبارزه پیگیر و بی‌امان هویت قومی هزاره‌ها کمربسته‌اند گاهی تحت عنوان مذهب به انكار هویت قومی پرداخته و دشمنی می‌ورزند و گاهی به بهانه اینكه رهبری مردم هزاره در فلان حادثه و در فلان جنگ اشتباه كرده و باید محاكمه و ترد گردد گاهی یخن روشنفكران این مردم را گرفته انگ‌های بی‌دینی و فساد اخلاقی می‌زنند. این انگ‌ها و فرافكنی‌ها همه ناشی از یك انگیزه ناپاك و دشمنانه است كه تلاش دارند كه كار ناتمام عبدالرحمن را به اتمام رسانند.»
  • چهارشنبه ۲۱ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲
    محمد قاسم سرابی
    «در مورد اخیر که جشنواره بین‌المللی «دمبوره» در ولایت باستانی بامیان برگزار شد، شورای علمای بامیان ضمن انتقاد از این جشنواره با انتشار بیانیه آن را تحریم و محکوم کردند که خشم روشن‌فکران این دیار را برانگیخت و در مدت کوتاهی ملاهای کشور را به رگبار تکفیر ضد مدرنیته بستند. از لابه‌لای کشمکش‌ها چنین برمی‌آید که ذهنیت‌های طرفداران این دو مقوله انباشته از افراط‌وتفریط می‌باشند. هریک نسبت به یکدیگر دید غیرمنصفانه و نا همدلانه دارند و با رویکرد تقلیل‌گرایانه در پی حذف همدیگرند.»
  • جمعه ۱۶ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۷
    علی غزنوی
    «امروزه در ذهنیت مردم، میان مجمع علما و طلاب با احزاب سیاسی شخصی همچون حزب وحدت محقق، و حزب وحدت خلیلی و... که کارکردشان معامله سرنوشت مردم، پر کردن جیب و تصاحب موقعیت‌ بالای سیاسی، حفظ قدرت شخصی و به دست آوردن ثروت غارتی است هیچ فرقی وجود نداشته و مردم میان این مجمع و آن باندهای سیاسی - اقتصادی هیچ تفاوتی قایل نیستند. شانیت و قداستی که این مجمع باید توسط خیراندیشی و پرهیزکاری سیاسی و رعایت شوون طلبگی و اثبات صداقت، پاکی، دلسوزی، و ظاهر نمودن فضل و دانایی خود، کسب کرده و جایگاه مناسب را در میان مردم کمایی می‌نمودند، باکمال تاسف باید گفت که ضرب صفر است.»
  • جمعه ۹ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۳
    علیزاده غزنوی
    «این ایتلاف هیچ راهبردی برای نجات ندارد؛ چون در بخش مطالباتشان از حکومت به‌اصطلاح وحدت ملی جز اینکه از رییس جمهور می‌خواهد «قانون‌شکنی نکند، اقدامات فراقانونی و اعمال سلیقه شخصی را متوقف کند، مشاورینشان در صلاحیت‌های وزرا دخالت نکند» و «در تعين کمسیون‌های انتخابات و اصلاحات ادارى با همه طرف‌ها مشورت» کند، هیچ برنامه‌ی و هیچ اهرمی فشاری و هیچ طرحی بدیلی ندارد تا اگر دولت به این خواست آنان تمکین نکرد چنانچه در این دونیم سال تمکین نکرده است، چه راهی را برای نجات افغانستان در پیش خواهند گرفت؟.»