• یکشنبه ۲۰ جدی ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۰
    سهراب راید
    «پيامبر اسلام علاوه بر تامين نيازمنديی‌های روانی اقربای خويش، فكر معيشت و تامين نيازهای مادی آنان را نيز نموده و خمس (كه یک‌پنجم از اموال کسب‌شده می‌باشد)؛ را بر امت واجب گردانيده تا به فقرای قبيله بنی‌هاشم پرداخت گردد. (البته از دیدگاه شیعه دوازده‌امامی). دستورهای مودت و پرداخت خمس براي حفظ حرمت و تامين كرامت آنان صادر گرديده است تا آنان در چشم ديگران خوار و ذليل جلوه نكنند. از همين‌رو در ادبيات فقها، زكات و صدقات، چرك مال محسوب گشته كه دادن آن، باعث پاكی و طهارت مال مي‌گردد درحالی‌که چنين حكم و قضاوتی نسبت به خمس وجود ندارد. چرك مال را نشايد كه به ذريه‌های پيامبر اسلام داده شود».
  • دوشنبه ۲۲ سرطان ۱۳۹۴ - ۲۳:۳۴
    عباسعلی جاوید
    «باری، سخن از انسانی است برگزیده که پیامبران اولوالعزم الهی را در علم (آدم) و حلم (ابراهیم) و عزم (موسی) و زهد(عیسی) در خود داشت و امواج خروشان علم از دامنه‌های کوهسار دانش او سرازیر می‌شد و حکمت از نواحی او آشکار بود، آن‌گونه که خود می‌فرمود : «پیش ازآنچه مرا از دست دهید از من بپرسید»، زیرا من به راهه‌ای آسمان‌ها از طرق زمین داناترم و از هنگام نزول قرآن و شان نزول و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و مکی و مدنی بودن آیات آن، شمارا خبر خواهم داد. چون عدل مجسم، دانه‌ی جوی را که به ستم از دهان موری ستانده شده را بازمی‌گرداند و در شجاعت بی‌مانند بود و از هیچ‌چیز جز خدا نمی‌ترسید.»
  • پنج شنبه ۱۱ سرطان ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۱
    عباسعلی جاوید
    «دشمنان عنود و جاهلان ناآگاه، نسبت به امام مجتبی (ع) تهمت‌های ناروایی را پخش و تبلیغ کردند که به نمونه‌ی از آن اشاره شد و همچنان در مورد صلح آن حضرت، یا ازدواج‌ها و طلاق‌های امام (ع)، مغرضانه یا از روی ناآگاهی و جهل به جعل و تحریف واقعیت پرداختند که خوشبختانه کتاب‌های متعدد و معتبر و مستند در رد یاوه‌گویی‌ها و پندارها و اکاذیب ذکر شده، نوشته‌ شده و با توجه به محکمات فرمایشات پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) که در سطور فوق به برخی از آن اشاره شد و مقام ارجمند عصمت معصومین (ع) که با دلایل محکم و مستند عقل و نقل، همراه هستند، دیگر جایی برای پندارهای موهوم و غرض‌آلود، باقی نمی‌ماند.»
  • دوشنبه ۱ سرطان ۱۳۹۴ - ۱:۴۸
    حبیب الله نظری
    «روزه یکی از واجبات مسلم شریعت اسلامی به شمار می‌رود، ولی این واجب مشروط به شرایطی است که در عدم آن‌ها به «روزه معصیت» تغییر ماهیت می­دهد. منظور از روزه معصیت روزه‌ای است که یا با حکم دیگر الهی در تقابل و تضاد قرار گیرد مانند حکم نفی ضرر رسانی به خویشتن، یا هم شرایط روزه گرفتن از قبیل در سفر نبودن، مریض نبودن، در سختی و مشقت قرار نگرفتن، دران مراعات نشود. روزه گرفتن با وصف معصیتی بودن نه‌تنها سودی ندارد و از طریق آن نمی‌توان تقرب به خدا و ثواب‌های موردنظر را انتظار داشت، که با توجه به‌عنوان ثانوی «روزه معصیت»، آثار مترتب بر چنین معصیتی یا ناشی از آن نیز گردن گیر روزه‌گیر متعبد خواهد شد.»
  • یکشنبه ۱۷ جوزا ۱۳۹۴ - ۱:۲۶
    محمد قاسم محسنی
    «ایمه علیهم‌السلام معلمان حقیقی مردم‌اند و سراسر زندگی‌شان درس انسانیت است و همچون رسول خدا، که طبیبی بود که بر سر بیماران خویش می‌رفت(7) به سراغ مردم می‌رفتند و با هر وسیله‌یی که امکان داشت آنان را هدایت می‌کردند. تشکیل محفل درس، به شیوه‌ی متعارف آن روز، نیز از آن جمله است، چنان‌که درباره‌ی حضرت صادق علیه‌السلام گفته‌اند: «مدینه در عصر حضرت صادق علیه‌السلام شکوفا‌یی خاصی یافت و جایگاه دانشمندانی شد که در حلقه‌های درسی که در بیت آن حضرت دایر می‌گشت شرکت می‌کردند و باید گفت: بیت امام به‌مثابه دانشگاهی بود که اقشار مختلفی در آن تعلیم می‌دیدند.»
  • یکشنبه ۵ اسد ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۵
    عباسعلي جاويد
    «حکومت در بینش، منش و روش آن حضرت، اگر بر مبنای حق محوری و تقوامداری و عدالت گستری نباشد از آب بيني بزغاله‌ و کفش کهنه‌ی بی‌ارزش‌تر است؛ آنچنان که در بیانات ارزشمند خود فرمود: " پروردگارا تو می‌دانی آنچه ما انجام دادیم نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم بلکه بدان سبب بود که نشانه‌های از بین رفته‌ی دینت را باز گردانیم و در شهرها اصلاح و آسایش برقرار نمايم تا بندگان ستم­دیده‌ات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود." نگاه علی(ع) به حکومت نگاهی الهی است که با نگاه دنیامدارانه و قدرت‌محورانه تفاوت اساسی دارد».
  • پنج شنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۲
    شير احمد مبلغ
    « خداوند شب و روز را دگرگون می‌سازد و این عبرتي است برای صاحبان بصیرت"[7] فلسفه، عقل و دین امر به تعقل می‌کنند. این تعقل امر شرعی است که پیوسته افراد انسانی را به آن فرا می‌خواند افراد انسانی را به سوی تعالی سوق می‌دهد زیرا دین دارای مجموعه قواعد و حقایقی است که شخصیت و خصوصیات را دگرگون می‌سازد و عقل هم آن را دنبال می‌کند. تحلیل دیگر ابن رشد در این زمینه این است كه: در دین، فضیلت و دیانت مطرح می‌باشد که سکاندار آن ایمان است که بعد از معرفت به دست می‌آید».