کد مطلب : 2983
شنبه ۲۶ حمل ۱۴۰۲ - ۳:۰۶
6655
فاقددیدگاه
ع‌ ـ جاوید

شب قدر؛ تعالی روح و جان با محوریت امام و قرآن

۴۱۲۴۰۰۵
«درون‌مایه تعالیم الهی انبیا و متون وحیانی، راهبری و راهنمایی بشر به تفکر و تدبر در لطایف و ظرافت‌های حکیمانه خلقت و توجه دادن او به هدف‌دار بودن و غایتمندی انسان و جهان و در کلام دیگر، شناخت مبدا و معاد و رابطه بین آن دو است. براین اساس همان‌گونه که تلاش و کوشش در تامین زندگی مادی نه‌تنها منع نشده بلکه ترغیب و تشویق و البته تعدیل آن و معطوف نمودن بر اهداف متعالی و انسانی، در آموزه‌های دینی انبیای الهی و به‌خصوص قرآن کریم به‌عنوان مجاهدت و درخور ستایش شمرده‌شده است.»

انسان موجودی است ترکیبی از جسم مادی و روح ملکوتی که به اقتضای همین ویژگی، هم استعداد تکامل و تعالی را دارد و هم زمینه سقوط و انحطاط را. در مسیر تکامل روحی  می‌تواند تا بی‌نهایت اوج بگیرد و از ملک و فرشته نیز سرعت و سبقت‌گرفته تا به سرمنزل و جایگاه قرب الهی به‌پیش رود.  چنانکه در سراشیب سقوط و مسیر انحطاط، از حیوانات هم فروتر و پست‌تر گردد.

این حقیقت به خاطر وجود خصیصه اختیار و قدرت انتخاب در وجود و فطرت انسان است که همان راز و رمز برتری او بر سایر مخلوقات، را نشان می‌دهد. اگر در مسیر خواسته‌های جسمانی و غرایز حیوانی حرکت نموده و آن را وجهه همت خویش قرار دهد، خلق‌وخوی او به سمت حیوانات و حیوان‌صفتی سوق می‌یابد. به‌طور مثال: اگر صفت شهوانی بر انسان غلبه کند همتای حیوانات شهوانی می‌شود؛ یا اگر غضب بر او غلبه کند مانند حیوانات درنده، دچار سبعیت و درنده‌خویی می‌شود و به همین‌سان غرایز دیگر حیوانی.  در این صورت ظاهر انسانی ولی باطن و حقیقت حیوانی دارد.  و چون با اختیار و اراده مسیر حیوانیت را انتخاب نموده از حیوانات هم پست‌تر و بدتر می‌شود؛ زیرا حیوان قدرت انتخاب ندارد یا خیلی محدود دارد .!

اما اگر به اقتضاآت بعد روحانی خود به خواسته‌های متعالی و انسانی خویش بهاداده و در مسیر تکامل روحی قدم بردارد که به‌تصریح حکما و قرآن و روایات معصومین (ع) اصالت انسان و شخصیت او به همین بعد روحی و ملکوتی اوست. درنتیجه این انتخاب است که انسان بر ملایک و فرشته‌ها هم برتری می‌یابد و بلکه فرشته‌ها در خدمت او و از او می‌آموزد و او می‌شود معلم فرشته‌ها و مدال پرافتخار آموزگاری ملایک را از آفریدگار خویش دریافت می‌کند. «یا آدم انبئهم باسمائهم»  و آنگاه می‌شود مسجود ملایک! و جایگاه خلافت الهی را از آن خود می‌کند. بدیهی است این مهم بدون خودسازی و تلاش و مبارزه بانفس و تعدیل خواسته‌های حیوانی و غریزی و همسو کردن آن‌ها باراهنمایی عقل و خرد و وحی سامان نمی‌پذیرد.

پروردگار متعال با حکمت بالغه خویش علاوه بر عقل به‌عنوان رسول باطنی و نیروی هدایت‌گر درونی، پیامبران و راهنمایانی نیز برای هدایت قافله پر رمزوراز بشری فرستاده است که در پیچ‌وخم‌های زندگی انسان و در قلمروهای که عقل بلندپرواز بشری با همه توانمندی‌هایش توان فهم و درک تفاصیل و ظرافت‌های آن‌ها را ندارد «و یعلمکم مالم تکونوا تعلمون» (چیزها و اموری را به شما آموزش می‌دهد که دانستن آن‌ها در توان شما نیست)؛ این مساله به اعتراف تمام اندیشمندان، که مجهولات و نادانسته‌های بشر بااین‌همه پیشرفت‌های خیره‌کننده علمی با دانسته‌ها و معلومات، نسبت یک‌به‌صد است. تازه این‌همه در عرصه و ساحت پدیده‌های این جهانی و مادی است، افق‌های معنویت و قلمرو  بی‌کران معنوی و روحانی، جز با هدایت‌ها و تعلیم تبیین پیشوایان و رهبران الهی میسور و ممکن نیست.

درست در همین عرصه‌ها و زمینه‌ها است که نقش و اهمیت فرستادگان الهی و کتاب‌های وحیانی (به‌ویژه قرآن)  آشکار می‌شود. تبیین ابعاد مختلف وجود انسان و جهان آن‌گونه که آفریدگار هستی در قرآن حکیم بیان نموده و ارتباط عالم دنیا و آخرت و پیوند همه آن‌ها با خالق خود، و تنظیم و تنسیق این رابطه و معنادار و هدفمند بودن آن و دور بودن آن از بیهودگی و پوچی و بطالت جزو رسالت فرستادگان الهی است “… و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض  ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار” آل‌عمران ، ۱۹۱  به‌راستی تبیین ریز مسایل و جزییات پیوند انسان و جهان و ارتباط دنیا و آخرت جز در توان انبیای الهی و کتاب‌های آسمانی هست ؟؟ !   بسیاری از تبصره‌های قانونی و متمم قوانین اساسی در نظام‌های سیاسی و اجتماعی کشورها که برای تنظیم حقوق اساسی و سیاسی اجتماعی آن‌ها وضع و اجرا می‌شود و هرچند وقت نیاز به تغییر و توسعه و تتمیم احساس و عملی می‌شود بهترین دلیل بر توانایی محدود بشر نیست؟  برآیند بیشترین تلاش‌های فکری بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر، بروز و ظهور یافته است که به اعتراف بسیاری، تا تمثیل تمام و کمال حقوق اساسی انسانی راه دراز و طولانی (صرف‌نظر از نواقص و نارسایی‌ها) در پیش دارد.

درون‌مایه تعالیم الهی انبیا و متون وحیانی، راهبری و راهنمایی بشر به تفکر و تدبر در لطایف و ظرافت‌های حکیمانه خلقت و توجه دادن او به هدف‌دار بودن و غایتمندی انسان و جهان و در کلام دیگر، شناخت مبدا و معاد و رابطه بین آن دو  است.  براین اساس همان‌گونه که تلاش و کوشش در تامین زندگی مادی نه‌تنها منع  نشده بلکه ترغیب و تشویق و البته تعدیل آن و معطوف نمودن بر اهداف متعالی و انسانی، در آموزه‌های دینی انبیای الهی و به‌خصوص قرآن کریم به‌عنوان مجاهدت و درخور ستایش شمرده‌شده است .”یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه”  انشقاق ، آیه ۶،” ای انسان تو با سختی و تعب  خودت را به‌سوی خداوند می‌کشانی  و سپس وی را ملاقات خواهی نمود”

بنابراین  تمام سعی و تلاش انسانی در زندگی دنیا و تامین معاش وزندگی دنیوی با استفاده از نیروی درونی عقل و استفاده از تجارب بشری و راهنمای بیرونی وحی، در مسیر و راستای کمال نهایی انسان (قرب به خدا) باید جهت‌دهی و سمت‌وسو داشته باشد. اساس زندگی دنیا بر رنج و مشقت و سختی، قرار داده‌شده است. “لقد خلقنا الإنسان فی کبد”  بلد، آیه ۴ ( بدون تردید ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم). از دیدگاه وحی،  زندگی انسان در دنیا همراه و همگام با سختی و مشقت است. ممکن است در اثر تلاش‌های طاقت‌فرسا آسایش موقتی به دست آورد اما آرامش همیشگی فقط از رهگذر زندگی معطوف به مبدا و معاد و راهنمایی‌های تعالی‌بخش وحیانی انبیا و امامان الهی ممکن و میسور است. خداوند متعال نیز فرجه‌ها و فرصت‌های بی‌بدیل و البته دست‌یافتنی فرا روی انسان قرار داده است که ماه رمضان و شب‌های قدر از بهترین آن‌ها است. به‌تصریح قرآن و نص روایات، حکمت تشریعی و تکوینی الهی هرسال در ماه رمضان به‌طور خاص از طریق و وساطت انسان کامل بر بندگان عرضه و ارایه می‌شود که به تعبیر عامیانه راه میانبر (ره صدساله را یک‌شبه پیمودن) در دسترس و اختیار انسان قرار داده می‌شود تا روح و جان انسانی خود را تعالی بخشیده و شایسته سلام و درود پروردگار و آفریدگار بی‌همتای خویش قرار بگیرد . “سلام هی حتی مطلع الفجر”  به‌واقع چه قدر زیان‌بار است اگر این نفحات روحانی و عروج معنوی را با غفلت و سهل‌انگاری از دست بدهیم.!!!

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما