کد مطلب : 3012
چهارشنبه ۷ سرطان ۱۴۰۲ - ۲۰:۱۱
36964
فاقددیدگاه
جواد قربانی

رسم قربانی، خشونت خدایی یا رهایی انسانی؟

رسم قربانی
«مخالفان این مراسم آیینی خصوصا رسم قربانی کردن را از منظر دیگر نگریسته و معنای دیگری برای آن قایل گشته و برای بشر خصوصا برای مناسبات انسانی در سطح جهانی و حتی در سطح درون دینی آن را مضر دانسته و برآیند آن را خشونت اجتماعی و قساوت انسانی دانسته‌اند. آن‌ها چه در رفتار حضرت ابراهیم که به خاطر یک خواب حاضر می‌شود بدون در نظر داشت حق حیات برای فرزند خود او را درراه یک پندار و باور قربانی کند و این‌گونه رفتار را پا گذاشتن روی عواطف انسانی و مهر پدری و درواقع مسخ گوهر انسانیت می‌دانند. انسان اگر انسان است با همین مهرورزی و عطوفت و مهربانی و انس خود انسان است.»

نخست فرارسیدن عید قربان را به باورمندان و برپادارندگان آن تبریک و تهنیت گفته و نکاتی را ذیل این موضوع به خوانندگان محترم به نگارش می‌گیرم.

عید قربان، میان مسلمانان از احترام و قداست خاصی برخوردار بوده و مناسک آن را باشکوه خاص هرسال برپا داشته و گرامی ‌می‌دارند. این عید را بدین‌جهت عید قربان گویند که حاجیان وقتی مراسم حج را به پایان می‌برند؛ گوسفند یا شتری را ذبح کرده و از احرام خارج‌شده و حاجی می‌گردند. قربانی کردن حیوانی در راه خدا و تقسیم گوشت آن برای مستمندان و فقیران یکی از عناصر مناسک حج به شمار می‌رود.

این مراسم بر اساس باور و پنداشت مسلمانان بازنمایی حرکت حضرت ابراهیم پایه‌گذار خانه کعبه در بیابان مکه است. حضرت ابراهیم که از طرف خدا مامور می‌گردد که در مکه سکنی گزیده و خانه کعبه را بسازد و فرزند خویش حضرت اسماعیل را در پیشگاه خداوند خویش قربانی نماید. ازآنجای که دین اسلام ازجمله ادیان ابراهیمی است مسلمانان این حرکت حضرت ابراهیم را به شکل حج بازنمایی کرده و به‌جای اسماعیل گوسفند و یا شتری را در پیشگاه خداوند خویش نثار کرده و رضایت او را آرزو می‌کنند؛ شاید خداوند قربانی وی را قبول و تقصیر و قصور آن‌ها را ببخشاید. مسلمانان عادی به این مراسم صرفا از جنبه یک واجب دینی نگریسته و غیرازآن فهم و برداشتی دیگری ندارند؛ اما از نظر کسانی که حرکت‌ها و دستورات دینی را دنبال فلسفه و دلایلش می‌گردند و برای مراسم آیینی معنا و پیامی در نظر می‌گیرند و تلاش دارند تا از ظواهر عبور و به باطن امور دینی دست یابند، مناسک حج را صرفا یک مراسم عبادی خشک و خالی ندانسته و برای آن فلسفه و پیام‌های انسانی و اجتماعی تراشیده و آن حرکت نمادین را تفسیر کرده و معنا و پیامی به آن بخشیده‌اند.

در زمینه همه‌ی مراسم آیینی دینی و مذهبی عمدتا دو گرایش و دو گونه واکنش وجود داشته و از دو موضع و دو منظر به آن پرداخته و استخراج معنا و پیام گردیده است. در موضوع حج که یکی از مراسم آیینی دین اسلام و از پرشکوه‌ترین آیینی است که مسلمانان را از چهارسوی دنیا به مکه کشانده و در جاها و روزهای مخصوص برنامه و رفتارهای مخصوص را انجام می‌د‌هند و انصافا مراسم بسیار پرشکوه و قابل‌توجهی است، اگر از منظر عوارض و پیامدهای اجتماعی سیاسی آن، نیز به آن توجه شود فواید گوناگون مثبت و منفی زیادی دارد که بررسی و یادآوری آن در این مقال نمی‌گنجد.

در این یادداشت فقط به تفسیرها و برداشت‌های موجود میان موافقان و مخالفان مراسم حج و رسم قربانی آن پرداخته می‌شود. موافقان مراسم آیینی حج و تمثیل رفتار حضرت ابراهیم و هاجر و قربانی کردن گوسفند را از جنبه‌ی فردی نگاه کرده و این مراسم را نمایشی از رابطه انسان و خداوند و درجه اخلاص و تعبدیت و رهایی از همه تعلقات دنیوی در نظر گرفته و می‌گویند برپایی مراسم آیینی رفتار ابراهیمی رفتارهای نمادینی است که حجاج با بازنمایی آن تلاش می‌کنند پا جای پای حضرت ابراهیم بگذارند و از تعلقات دنیوی رهایی یابند تا به کمالات انسانی و ماورایی خود نایل آیند و قربانی کردن و ذبح یک موجود جاندار در واقع ذبح تعلقات و وابستگی‌ها و آزادی از قید اسارت‌های بشری است.

مخالفان این مراسم آیینی خصوصا رسم قربانی کردن را از منظر دیگر نگریسته و معنای دیگری برای آن قایل گشته و برای بشر خصوصا برای مناسبات انسانی در سطح جهانی و حتی در سطح درون دینی آن را مضر دانسته و برآیند آن را خشونت اجتماعی و قساوت انسانی دانسته‌اند. آن‌ها چه در رفتار حضرت ابراهیم که به خاطر یک خواب حاضر می‌شود بدون در نظر داشت حق حیات برای فرزند خود او را درراه یک پندار و باور قربانی کند و این‌گونه رفتار را پا گذاشتن روی عواطف انسانی و مهر پدری و درواقع مسخ گوهر انسانیت می‌دانند. انسان اگر انسان است با همین مهرورزی و عطوفت و مهربانی و انس خود انسان است. لذا بازتولید نمادین خشونت ابراهیمی باعث تولید خشونت دینی گشته و آن را ترویج و گسترش می‌بخشد. فهم انسان از خدایی خویش تاثیر مستقیم روی مناسبات اجتماعی و مراودات انسانی دارد. الهیات این‌چنینی نتیجه‌اش این است که بشر در طول تاریخ آن را تجربه کرده و تجربه بشری سراسر خشونت‌های دینی و جنگ‌های پندارهای واهی بوده است. با توجه به آن‌چه به شکل بسیار گذرا و اختصار بیان گردید، حال نمی‌دانم که شما خواننده‌ی محترم با کدام یک این دو نگرش موافق هستی و چرا؟

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما