کد مطلب : 490
یکشنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۷
32704
فاقددیدگاه
عبد الله نظری

فاجعه افشار؛ نمایش جنایت و کشتار!

drumckmrot_afshar-11111
«فاجعه افشار سر در کلافه‌ی تعصب و تبعیضات قومی شورای ستم‌پیشه نظار داشت. تعصب یا عصبیت قومی که از آبشخور سیاست تقویت و تغذیه می‌گردید. سیاست شورای نظار با انسانیت، احساسات و عواطف انسانی فاصله داشت. سیاست آن‌ها تداوم سیاست نظام قبیله‌ی ـ مذهبی بود که همیشه با خون ما سرخ و ارغوانی گردیده بود. آنچه در سیاست و نظام قبیله سالار ارزشی و بهای نداشت انسانیت، حقوق و ارزش‌های انسانی است.»

افشار کربلای قرن بیستم و صحنه حق و باطلی است که در مقطع خاصی تاریخ خون‌بار سیاسی کشور به وقوع پیوست. افشار نمایشگاه ظلم، ستم و جفای هابیلیان بر قابلیان زمانه است، ظلم و ستمی گسترده که مرزهای اخلاقی و انسانی را نادیده انگاشت، عواطف و احساسات پاک انسانی را جریحه‌دار ساخت. حرکت ننگین و پلیدی، ضد منطق و عقلانیت حاکمان قوم‌گرا به نمایش درآمد، نمایش جنایت و خیانت قومی نقاب از رخ برکشید.

آتش‌فشانی از خشم، قساوت و عصبیت­های قومی و نظام قبیله‌ی و عقل گریز فوران نمود و از هیچ جفا و جور علیه انسان‌های هزاره اعم از سالمندان، زنان، کودکان و شیرخوارگان دریغ نورزیدند. جغدهای ویرانگر قابیلی شبانه بر خیمه‌گاه افشاریان هابیلی هجوم آوردند، مردم پاک و مظلوم هزاره را به خاک و خون کشیدند. به‌طور فجیع و ناجوانمردانه همه را به رگبار و گلوله بستند. ده‌ها بلکه صدها انسان‌های درمانده مردم هزاره را از دم تیغ زهرآلودشان رد نموده و فاجعه هولناکی بشری در تاریخ کشور آفریدند.

فاجعه افشار سر در کلافه‌ی تعصب و تبعیضات قومی شورای ستم‌پیشه نظار داشت. تعصب یا عصبیت قومی که از آبشخور سیاست تقویت و تغذیه می‌گردید. سیاست شورای نظار با انسانیت، احساسات و عواطف انسانی فاصله داشت. سیاست آن‌ها تداوم سیاست نظام قبیله‌ی ـ مذهبی بود که همیشه با خون ما سرخ و ارغوانی گردیده بود. آنچه در سیاست و نظام قبیله سالار ارزشی و بهای نداشت انسانیت، حقوق و ارزش‌های انسانی است.

انسانیت و ارزش‌های آن در طول تاریخ سیاسی کشور قربانی سیاست و منافع قوم‌مداران حاکم بود. حاکمان قوم‌مدار برای قومی کردن سیاست و قدرت، شیوه استبدادی را پیشه نمودند. با رفتار سرکوب و جنایت و فتنه‌گری می­خواستند قدرت را قومی سازند، حاکمیت یک قوم برای همیشه تاریخ در اندیشه و عمل اجتماعی نهادینه و درونی سازند. برای وصول به آن؛ سیاست اقوام زدایی و اقوام ستیزی به کار گرفتند. در فاجعه افشار حاکمان قوم‌گرا با کنش سرکوبگرانه و قلدرمآبانه خواستند کاخ سیاست تک قومی را بنا سازند.

برای ماندگاری حکومت قومی انسان‌های هزاره را کشتند تا حکومت کنند انسانیت را نادیده انگاشته، بر قوم خویش نازیدند، بر انسانیت و عقلانیت تاختند و بر نیروهای قومی پاییدند. در فرهنگ سیاسی حکومت شورای نظار حکومت مشارکت شهروندان اقوام دیگر مطرح نبود، از حقوق و مزایای سیاسی اقوام دیگری خبری نبود. همه را چوب‌های سوخت برای سیاسی کردن قدرت قومی در نظر گرفته بودند. در راه تثبیت حاکمیت تک قومی تمامی گزینه­های اجبار و فشار را روی دست گرفته بودند.

پاسخ نقد، انتقاد و حق‌خواهی را با یورش و هجمه‌های خونین نظامی‌گری ارایه می‌‌دادند. تا کسانی دیگر تصور مشارکت در قدرت را در فکر و اندیشه‌شان نداشته باشند. لذا حرکت عدالت‌خواهانه مردم هزاره در غرب کابل را با تمام قوا و با به‌کارگیری زر، زور و تزویر به خاک و خون کشید. از ابزار فتواهای فتوا فروشان تصویرگر و ستون‌سازی‌های ستون پنجم حیله‌گر استفاده نموده و زمینه و بستری شکست و نابودی کانون رهبری و جریان عدالت‌خواهی هزاره را فراهم ساخت.

آخرین ضربات سنگین نظامی‌گری خویش بر ستون فقرات مقاومت مردم هزاره فرود آوردند تا فریاد و ندای همیشگی عدالت‌خواهی و مشارکت‌جویی را در حلقوم مردم خفه سازند. ولی غافل از اینکه نسل ممتاز، پیشرو، فرهنگ دوست و روبه‌ رشد مردم هزاره و پیروان پیر قبیله درراه‌اند تا ایجاد آرمان‌شهر ملی که حقوق تمامی اقوام در آن لحاظ شود آرام و ساکت نخواهند نشست. چون‌که نظام تک قومی که سر در کانون اندیشه فاشیستی و قوم سالار دارد در قرن بیست یکم نظام پوشالی و فرسوده به نظر می‌رسد که در نزد افکار جهانی و ملت‌ها مقبولیت و مشروعیتی ندارد. نظامی می‌تواند استقرار و استمرار یابد که تمامی حقوق و خواست‌های همه اقوام و اقلیت‌ها در آن به رسمیت شناخته شود شیوه گزینش سیاسی آن بر مبنای عدالت و برابری تمامی اقوام و ساکنان آن کشور باشد، شهروندان درجه‌یک ـ دو و سه آن وجود نداشته باشد و دیوار هولناکی نابرابری سیاسی اجتماعی در آن فروریخته باشد.

لذا افشار صحنه رویاروی هابلیان زمان با قابلیان کج‌اندیش و انحصارطلب است، تقابل حق و باطل که شورای قابلیان نظار برای قومی کردن قدرت و سیاست از هیچ جنایت، زشتی و پلشتی ابا نورزیدند، این تقابل و تضاد یا کشمکش‌های سیاسی اجتماعی تا استقرار و تحقق حکومت کثرت‌گرای مبتنی بر عدالت اجتماعی ـ قومی تداوم خواهد داشت. فاجعه افشار نمایش نیات و عقده‌های فروخته تاریخی ـ اجتماعی ـ سیاسی شورای قابلی نظار را می‌رساند که در جولانگاه تاریخ سیاسی کشور به نمایش درآمد.

ناکامی پروژه خیانت و جنایت‌ حاکمیت تک قومی را در پی داشت که در طول تاریخ برای تک قومی کردن حکومت خیالات بافته بودند ولی این پروژه به دلیل مقاومت‌های جریان عدالت‌خواه هزاره مفتضح شده با شکست همیشگی مواجه گردید از این‌سو تقابل و رویاروی در افشار پیروزی جبهه عدالت‌خواهی بر جبهه انحصار قومی بود که پرده انحصار و استبداد را از چهره سیاست‌بازان قوم‌گرا برداشت و در یک‌کلام افشار تمثیل «پیروزی خون بر شمشیر» را به اثبات رسانید.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما