کد مطلب : 1882
شنبه ۲۱ اسد ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵
8462
فاقددیدگاه
علی غزنوی

سادات افغانی؛ عبدالرحمن هویت هزارگی!

قوم سادات ۱
«سلسله‌جنبان سادات مدت‌هاست كه به مبارزه پیگیر و بی‌امان هویت قومی هزاره‌ها کمربسته‌اند گاهی تحت عنوان مذهب به انكار هویت قومی پرداخته و دشمنی می‌ورزند و گاهی به بهانه اینكه رهبری مردم هزاره در فلان حادثه و در فلان جنگ اشتباه كرده و باید محاكمه و ترد گردد گاهی یخن روشنفكران این مردم را گرفته انگ‌های بی‌دینی و فساد اخلاقی می‌زنند. این انگ‌ها و فرافكنی‌ها همه ناشی از یك انگیزه ناپاك و دشمنانه است كه تلاش دارند كه كار ناتمام عبدالرحمن را به اتمام رسانند.»

هزاره‌ها به عنوان یک گروه قومی که از ویژگیهای فیزیکی و فرهنگی متفاوتی نسبت به سایر گروه‌های قومی ساکن در کشور برخوردار هستند؛ در پهنای تاریخ، بی‌رحمانه‌ترین تردها و نفی‌ها را به خود دیده و به تجربه نشسته‌ا‌ند. ازین‌رو تاریخ هزاره، تاریخ ترد و کتمانی است که همواره و در همه‌ی فصول جریان داشته و متناسب با شرایط تاریخی و زمینه و زمانه‌های اجتماعی بازآفریده شده و پروسه حذف و نابودی همچنان ادامه یافته است.

خشن‌ترین و عریان‌ترین ترد و نفی هزاره‌ها حذف و ترد فیزیکی آن‌ها در تاریخ؛ توسط امیر عبدالرحمن خان به وقوع پیوسته است که یکی از بزرگ‌ترین تراژدی و فاجعه انسانی را در تاریخ بشریت را به ارمغان داشته و وجدان‌های تمام بشریت را به داوری و بیداری فرامی‌خواند. این تراژدی انسانی فاجعه‌ی مضاعف در تراژدی‌های بشری است زیرا تراژدی‌های انسانی که در تاریخ به وقوع پیوسته‌اند همواره توسط هنرمندان، نویسندگان، تاریخدانان بازآفریده و روایت گردیده‌اند اما این فاجعه، فاجعه‌بارتر از فاجعه است؛ برای اینکه تمام دست‌های مریی و نامریی جهان هماهنگ و هم‌داستان شده‌اند تا حتی روایت این فاجعه نیز ترد و حذف گردد. هم حذف و تردی که منجر به وقوع پیوستن یک فاجعه بزرگ و بی‌مانند در تاریخ گردیده و هم حذف روایت و بازگو کردنش این فاجعه را فاجعه‌بارتر از بزرگ‌ترین فاجعه‌های انسانی در تاریخ نموده است.

عبد­الرحمن خان کوشید باورهای مردم هزاره را بهانه و مجوزی برای سرکوبی و حذف فیزیکی و غصب اموال و دارایی‌ها و سرزمین‌های اجدادی آنان قرار دهد و از این طریق به تحمیق مردم و بسیج لشکر همت گماشته و توانست بر اساس اسناد و مدارک تاریخی ۶۲%  نفوس این قوم را از صفحه روزگار محو و نابود نماید و به اهداف موردنظر خویش که همان حذف و از میان برداشتن موجودیتی مردم و قومی که شباهت بدنی ویژگی‌های فرهنگی با آنان ندارند برسد.

این پروسه همچنان ادامه داشته و روزبه‌روز شیوه‌ها و روش‌های جدیدی به آن شیوه‌‌ها و روش‌های سنتی افزون گشته و حذف و نفی هزاره‌ها به‌روز می‌گردد. از کشتارهای دسته‌جمعی طالبانی گرفته تا ترورها و انفجارهای انتحاری لشکر جنگوی، همه در راستای اهداف تاریخی و از پیش طراحی‌شده‌ی دشمنان هزاره‌هاست. از همه مهم‌تر و شگفت‌آورتر اینکه در صف دشمنان تاریخی و همیشگی هزاره‌ها جمع‌های دیگری از گروه‌های قومی با آرا و عقاید مشترک با هزاره‌ها (سادات و شیعیان غیر هزاره) پیوسته و همگام و هم‌آوا با آنان برای محو و نابودی هویت قومی هزاره‌ها کمربسته و تلاش می‌نمایند که اگر کوشش‌ها و تلاش‌های دشمنان علنی و تاریخی هزاره‌ها نتوانستند این مردم را بافرهنگ و هویت متمایز توسط قتل‌عام‌ها و غارت‌ها و هزاران ظلم و جنایات ضد بشری دیگر؛ محو و نابودی‌شان را به نظاره بنشینند، اکنون اینان با مبارزه (نه وجود فیزیکی آن‌ها) که با هستی و حضور فرهنگی و هویتی آنان به مقابله و مبارزه برخاسته و کوشش دارند که هویت قومی هزاره‌ها را از آنان گرفته و عامل انسجام گروهی را از میان بردارند که درنتیجه به اضمحلال و نابودی گروهی (به نام و عنوان هزاره) خواهد انجامید. اینان با ترفند زیرکانه و نیرنگ ماهرانه هویت هزارگی را در تقابل و تضاد با هویت مذهبی قرار داده و به جنگ هزاره‌ها آمده‌اند.

هویت قومی هزاره‌ها، بیشتر بر بنیاد شباهت‌های فیزیکی و زبانی بنیان نهاده شده است نه مشابهت‌های اعتقادی و اشتراک مذهبی. وقتی سخن از هزاره به میان می‌آید در ذهن‌ها مجموعه آدم‌های که در ویژگی‌های فیزیکی و گویش زبانی مشترک هستند؛ تبارز کرده و پدیدار می‌گردد. اعتقادات و مذهب مشترک نمی‌تواند عامل تعیین‌کننده در تبارز هویت هزاره‌ها باشد زیرا سادات، بیات‌ها، برخی تاجیک‌ها، و … نیز شیعه هستند و جزو هزاره‌ها نبوده و هویت قومی مجزا و مشخص خودشان را دارند. همچنین ویژگی‌های و همانندی چهره‌ها به تنهای نمی‌تواند هویت‌بخش هزاره‌ها باشد؛ زیرا ازبک‌ها باآنکه چهره‌ها و اندام‌های شبیه هزاره‌ها دارند اما هویت جداگانه و ازبکی خویش را دارا هستند و حسابش از حساب هزاره‌ها جدا هستند.

بنابراین دو عامل نقش تعیین‌کننده در ایجاد هویت قومی هزاره‌‌ها داشته و دارند:

 ۱- عامل اتنیکی

 ۲- عامل گویشی.

 امروزه در نزد اکثر مردم کشور که تا اندازه‌ی در سراسر کشور به سفر پرداخته‌اند؛ مبرهن و روشن است که کلمه هزاره بر هزاره‌های شیعه، سنی، اسماعیلی و … اطلاق می‌گردد. این تنوع در اعتقادات بیانگر این واقعیت است که مذهب جزو هویت هزاره‌ها نبوده و نمی‌تواند باشد بلکه مولفه‌های هویت هزاره‌ها چنانچه گفته آمد زایش و گویش می‌باشد.

از سطور گذشته چنین نتیجه‌ می‌گردد که هویت هزارگی غیر از هویت مذهبی است و هیچ تباین و تزاحمی میان هویت قومی و هویت مذهبی وجود ندارد چنانکه در سایر اقوام چنین تباین و تزاحمی را کسی ادعا نکرده، هویت قومی و مذهبی‌شان تضاد و تضاربی را به وجود نیاورده و باکمال آرامش و آشتی باهم کنار آمده و به حیات خویش ادامه می‌دهند. وقتی در دیگر گروه‌های قومی و جامعه‌های اتنیکی تضاد و تصادمی میان مذهب و هویتش وجود نداشته باشد چرا میان مذهب و هویت هزاره‌ها چنین تصادم و تزاحمی وجود داشته باشد؟

اگر با طرح تزاحم و تباین هویت هزارگی و مذهب نیک بنگریم، خواهیم یافت که دشمنان پنهان هزارها دست در دشمن علنی هزاره داده و متحد شده تا هزاره‌ها را از طریق سلب هویت قومی‌شان نابود نمایند؛ زیرا هویت‌ها نقش بسیار سازنده در انسجام گروهی داشته و عامل وحدت و همبستگی میان اعضای یک گروه اجتماعی است. وقتی عده‌ی هم‌مذهب و هم اعتقاد که به‌ظاهر دوست و متحد هزاره‌ها خود را معرفی می‌کنند با هویت هزارگی به مبارزه برمی‌خیزند؛ این، یعنی عدم انسجام گروهی و تشتت و پراکندگی و درنتیجه اضمحلال مجموعه انسانی به نام و عنوان هزاره. و این کار یعنی دستان خیانت‌پیشگان سادات و شیعیان غیر هزاره در دست دشمنان هزاره.

هزاره، ازنظر اتنیکی هزاره است و ازنظر اعتقادی به هزاره‌های شیعه اثنی عشری، هزاره‌های سنی، هزاره‌های اسماعیلی و هزاره‌های سکولار و غیرمذهبی تقسیم می‌گردد. این‌ها همه‌اش هزاره است و سرنوشت مشترک دارند و چوب دار سرنوشت خویش را بر دوش می‌کشند و محکوم به هزاره بودن است. کسی میان اینان در ترد کردن و محروم ساختن از سهم‌گیری سیاسی و مزایای اجتماعی و حقوق شهروندی تفاوت و تمایزی قایل نمی‌گردد.

سلسله‌جنبان سادات مدت‌هاست که به مبارزه پیگیر و بی‌امان هویت قومی هزاره‌ها کمربسته‌اند گاهی تحت عنوان مذهب به انکار هویت قومی پرداخته و دشمنی می‌ورزند و گاهی به بهانه اینکه رهبری مردم هزاره در فلان حادثه و در فلان جنگ اشتباه کرده و باید محاکمه و ترد گردد گاهی یخن روشنفکران این مردم را گرفته انگ‌های بی‌دینی و فساد اخلاقی می‌زنند. این انگ‌ها و فرافکنی‌ها همه ناشی از یک انگیزه ناپاک و دشمنانه است که تلاش دارند که کار ناتمام عبدالرحمن را به اتمام رسانند. اگر عبدالرحمن نتوانست این‌ها را کلا محو و نابود نماید ما باید به بهانه مذهب هویت اینان را از آنان ستانده و خلع سلاح نماییم. آخر به توی سید چه ربط دارد که درباره جامعه هزاره اظهارنظر کرده و دخالت می‌کنی؟ جامعه هزاره یک جامعه است. یک جامعه مرکب از اقشار مختلف و با عقاید مختلف است. کدام جامعه را شما در دنیای امروز و گذشته سراغ دارید که همه مردمش از عقاید و باورهای یکسانی برخوردار بوده باشند؟

متاسفانه اینان مانند زالو و کرم‌های‌اند که از قسمت متعفن و فاسد شده جامعه هستی گرفته و در درون این جامعه لانه گزیده و از درون گوشت و پوست‌واستخوان خورده و خون این مردم را می‌مکند. بدین سبب جامعه هزاره علیل و بیمار و دچار تنش‌های ممتد داخلی است و هرگاه که جامعه حرکت به جلو و گامی به‌سوی وحدت و انسجام برداشته‌اند اینان موذیانه فراکسیون کرده و جلو حرکت رو به‌پیش را گرفته و همواره جامعه هزاره را در ابعاد سیاسی، اعتقادی زمین‌گیر کرده و باعث ایستایی، رکود و توقف و انحطاط و نفاق آن گردیده است.

پس باید هوشیار شویم و این زالوهای درون‌پوست را بشناسیم و نگذاریم تحت عناوینی مقدسی همانند دین و مذهب، نفاق، تشتت و پراکندگی بیشترمان را دامن زنند و ما را سالیان است به جان هم انداخته بیشتر از این به جان هم اندازند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما