کد مطلب : 1354
پنج شنبه ۱۶ ثور ۱۳۹۵ - ۲۲:۵۷
45569
فاقددیدگاه
عباسعلی جاوید

بعثت یا طنین رستگاری و سعادت

۱۳۹۵۰۲۱۵۱۲۲۴۱۶۶۵۶۷۶۳۶۲۵۴
« رخداد عظیم بعثت با آدم (ع) و شریعت او آغاز و در فرایند بلند تاریخ با راهبران راستین و با استقامت انبیای الهی (صدوبیست و چهار هزار) تا خاتم انبیا و کامل‌ترین آنان ازهرجهت، تداوم یافت و هرکدام در زمان خود سکان‌دار کشتی نجات بشریت و سوق آن به ساحل امن سعادت و رستگاری و با نشانه‌ها و استدلال‌های محکم سعی و تلاش نمودند؛ آدم (ع) آدمیت نو را بنیاد نهاد، نوح پیامبر باتحمل صدها سال رنج و محنت، خدا را بر کافران خواند، ابراهیم(ع) در محیط جهل و تاریک بت‌پرستی، ندای توحید سر داد و پروانه‌وار در آتش جهل و عناد مشرکان رفت و با اعجاز اعجاب‌انگیز الهی نجات‌یافته و بساط بت‌پرستی و شرک را از جامعه برچید.»

بعثت که در لغت به معنای برانگیختن و فرستادن می‌باشد در ادبیات دینی و اسلامی از جایگاه بالا و منزلت چشم‌گیری برخوردار است و نقطه عطف در تاریخ دین اسلام به شمار می‌رود. ازآن‌رو که در این روز رویدادی به وقوع پیوست که کل مسیر زندگی بشریت بر مبنای آن رقم خورد، هرچند در نقطه‌ی کوچک و بخشی از جزیره‌العرب روی داد اما دامنه‌ی به وسعت جهان را در خود و پیام خود داشت و از آن روزنه‌ی کوچک به پنجره‌ی بزرگ و بزرگ‌تر در سطح جهان گسترش یافت و دیری نپایید که طنین دل‌نشین و پیام جان‌بخش آن نسیم روح‌افزای جهانیان گردید و مشام جان انسان و انسانیت را نوازش داد. شایسته است این رخداد فرخنده را در ابعاد چندی به بررسی گرفت.

یکم) برانگیزنده یا فرستنده:

که خدای متعال و آفریننده و هستی‌بخش جهان و جهانیان است و بااراده حکیمانه، اشرف مخلوقات را خلعت کرامت بخشیده و مقام انسانیت را شایسته‌ی جانشینی خویش دانسته و مدال بهترین آفریده را به آن عطا نموده و به خود تبریک گفت که (تبارک‌الله احسن الخالقین) و هم او به آدم و آدمیت شیوه‌ی زیستن و زنده‌بودن را آموخت و راز و رمز برتری این موجود خاکی را بر سایر مخلوقات تعلیم داده و او را سزاوار مسجود و آموزگار ملایک بودن نمود. به‌راستی چنین موجودی شگفتی که در دو سوی سقوط و صعود هیچ محدودیتی ندارد و ترکیب یافته از بعد مادی و ملکی تا معنوی و ملکوتی، هم می‌تواند در سیر نزولی به پست‌ترین مرحله سقوط و هم در سیر صعودی از فرشته‌ها بالاتر رود و تا ملکوت پران شود. هستی آفرین، دونیروی هدایتگر درونی (عقل) و بیرونی(پیامبران) را در راستای راهبری و راهنمایی انسان در اختیار او قرار داده تا با اختیار و اراده آزاد مسیر کمال و سعادت را انتخاب و بپیماید و به هدف آفرینش که قرب الی الله باشد نایل آید.

دوم) مبعوث یا فرستاده‌شده:

آفریدگار توانا و حکیم از میان انسان‌ها تعدادی از آن‌ها را به‌عنوان پیام‌رسان و سفیر خود با معجزه‌های آشکار و نشانه‌های روشن برای هدایت و راهنمایی بشر مختار و آزاد با توجه به ویژگی‌های که در آن‌ها وجود داشت، برانگیخت تا با کمک نیروی درونی عقل و با تکیه بر محکم و متقن‌ترین شاهراه معرفت (وحی) کاستی‌های عقل بشر را در انتخاب و گزینش راه درست و مسیر رستگاری و سعادت رهنمون باشند. فرستادگان الهی که برترین انسان‌ها و بهترین ویژگی‌ها را داشتند باتحمل رنج‌های طاقت‌فرسا پیام حیات‌بخش خداوند متعال را با بهترین شیوه و متقن‌ترین استدلال و با برخورداری از نیروی بازدارنده و نگه‌دارنده عصمت، به گوش هوش و جان انسان‌ها رسانده و عذر و بهانه‌ی برای کج‌روی و گمراهی بشر باقی نگذاشته‌اند.

باری! رخداد عظیم بعثت با آدم (ع) و شریعت او آغاز و در فرایند بلند تاریخ با راهبران راستین و با استقامت انبیای الهی (صدوبیست و چهار هزار) تا خاتم انبیا و کامل‌ترین آنان ازهرجهت، تداوم یافت و هرکدام در زمان خود سکان‌دار کشتی نجات بشریت و سوق آن به ساحل امن سعادت و رستگاری و با نشانه‌ها و استدلال‌های محکم سعی و تلاش نمودند؛ آدم (ع) آدمیت نو را بنیاد نهاد، نوح پیامبر باتحمل صدها سال رنج و محنت، خدا را بر کافران خواند، ابراهیم(ع) در محیط جهل و تاریک بت‌پرستی، ندای توحید سر داد و پروانه‌وار در آتش جهل و عناد مشرکان رفت و با اعجاز اعجاب‌انگیز الهی نجات‌یافته و بساط بت‌پرستی و شرک را از جامعه برچید و قهرمان توحید و یکتا‌پرستی گشت. موسی کلیم(ع) با عصای معجزه‌گر و ید بیضا بر فرعونیان شورید و بااراده‌ی الهی آنان را در قعر طوفان گمراهی و ضلالتشان غرق نمود. عیسی(ع) انسانیت مرده را زنده کرد و امراض بی‌درمان جسم و روح آنان را معالجه نمود و انسان‌ها را به ظهور کامل‌ترین پیامبر و دین اکمل و کتاب جامع و کامل ابدی (قرآن) بشارت داد. اما دریغا که موجود دوبعدی به نام انسان، پیام انبیا را نشنیده و در بسیاری موارد با سو اختیار مسیر گمراهی و تبه‌کاری را انتخاب و عقل را نیز که از خداوند به ودیعت گرفته بود در مصاف با هوی و هوس و تابع آن و در کمند اسارت آن درآورد که به فرموده‌ی علی(ع) (کم من عقل اسیر تحت هوی امیر) .

سخن از دوران فترت پیش از بعثت پیامبر گرامی اسلام است که همه‌ی مردم دنیا در انحراف‌های فکری، پندارهای موهوم، سنت‌های غلط اجتماعی، خرافات و افسانه‌ها و گرفتاری‌های اخلاقی و اجتماعی، درگیر و گرفتار بودند. پیش از ظهور اسلام ، یهودیان، دین موسی(ع) را تغییر دادند و اصول آن را به‌صورت جامد و خشک درآوردند و روح مادیگری در زندگی مردم رخنه کرده بود. مسیحیت هم که برای تهذیب اخلاق و پالایش روح و روان مردم از آلودگی‌ها آمده بود، از طرف پدران روحانی تغییر ماهیت یافت و دکانی شد برای سوداگری اکثریت آنان و چون فاقد قوانین کامل برای سیستم اجتماعی و اداره‌ی جامعه بود، از نجات و رهبری همه‌جانبه‌ی مردم، عاجز ماند.

درنتیجه‌ی چنین اوضاع آشفته که مردم در آتش فساد و تباهی می‌سوخت، خرافات و اوهام به‌عنوان مذهب بر مردم حکومت می‌کرد، دوگانه‌پرستی و تثلیث بر مردم تحمیل‌شده بود و گروه بسیاری بت و آتش و ستاره و… را می‌پرستیدند و خلاصه انحطاط اخلاقی و معنوی بر همه‌جا سایه افکنده و درواقع بشریت در پرتگاه سقوط ابدی قرارگرفته بود! شبه‌جزیره‌ی عربستان وضعیت به‌مراتب بدتر از سایر نقاط جهان داشت، جنگ و نزاع قبیله‌ای اصل اساسی نظام اجتماعی آن، زندگی عشیره‌ی،گله‌داری و شبانی و بحران اقتصادی ناشی از استثمار طبقه حاکم، رباخواری و بهره‌کشی‌های ظالمانه، و انواع فساد اخلاقی و اجتماعی و بدتر از همه ننگ دانستن دختر و زنده به گور کردن آنان و در یک‌کلام سیطره‌ی جهل و ظلم و استثمار در تمام شبه‌جزیره بیداد می‌کرد. در چنین فاز و فضایی و برای اصلاح بنیادی چنین جامعه‌ی، یک انقلاب اساسی و دگرگونی همه‌جانبه ضروری و لازم بود.

پیام‌آور این انقلاب و رهبری آن‌کسی نبود جز پیامبر خاتم که تمام انبیای گذشته را در خود داشت و تحت تربیت مستقیم پروردگار توانا و دارا بودن برترین صفات انسانی و خلق عظیم با رافت و رحمت تمام و با همراهی و راهنمایی کامل‌ترین کتاب آسمانی که منشور سعادت ابدی بشریت و محکم‌ترین استدلال و فصیح‌ترین گویش و جان‌پذیرترین پیام‌ها را در خود دارد و پیام آغازین آن با سپیده‌دم خواندن و تعلیم و تهذیب توسط اعظم فرشتگان و امین‌ترین آنان (حضرت جبرییل) بر قلب پاک پیامبر وحی می‌شود و آن حضرت را مامور ابلاغ و تبیین و تعلیم عموم مردم جهان نموده و نازل کننده قرآن خود مصونیت آن از تحریف و دستبرد شیاطین انس و جن را ضمانت می‌کند (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون) و فهم و به کار بستن آن را پس از تعلیم و یادگیری ضمانت کننده‌ی خوشبختی و سعادت و سلامت ابدی می‌داند و با ارمغان قسط و عدالت ، که مهم‌ترین و باارزش‌ترین خواسته بشری نیز هست، طنین سعادت و رستگاری جهانیان را ندا می‌دهد و با شیرین‌ترین بیان و بلیغ‌ترین و رساترین کلام، مشام جان و روح و روان انسان را معطر نموده و همواره انسان را به سمت‌وسوی سعادت ابدی و حیات جاودان رهنمون می‌شود. نقطه‌ی آغازین این رویداد مبارک و خجسته، بعثت پیامبر اعظم اسلام (ص) و نزول وحی الهی در بیش از چهارده قرن قبل بود و تا بعثت فرجامین انسان در معاد و زندگی ابدی او ادامه خواهد داشت… که حلال محمد(ص) حلال الی یوم القیمه و حرامه حرام الی یوم القیمه)

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما