-
شنبه ۱۹ میزان ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۳میرزا حسین نظری«روایت سنتگرایانه از اسلام، روایت غیر تاریخی و ایدهآلیزه شده از اسلام است. بدیهی است که نخستین پیامد قرایتهای ایدهآلیزه شده از دینی مانند اسلام، مسدود کردن باب هر نوع تامل در سرشت انحطاط و بحران معاصر آن است. این نوع روایت از اسلام است، که نهتنها بحران اسلام معاصر را ازنظر دور میدارد بلکه هیچ نوع بحران و انحطاطی را به رسمیت نمیشناسد و به مساله تبدیل نمیکند تا سزاوار مطالعه و تامل باشد. من به اسلام بهعنوان مرده ریگی از عهد باستان و فرهنگی که تاریخ آن منقضی شده است، مطالعه نکردهام بلکه به حیث یک سنت زنده و زاینده که عطش معنوی انسانی در جستجوی معنا را اشباع میکند موردبررسی قراردادم.»
-
پنج شنبه ۵ سرطان ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۷فاضل کیانی«مردم خراسان بارها در برابر خشونت و خراجستانیهای تازیان تحمل از کف داده و شورش میکردند؛ اما این شورشها به نام کفر و ارتداد به شدت و خشونت سرکوب میشد. یکی از این قیامها قیام قارَن بود، به قول طبری: «وقتى بن عامر با مردم مرو و احنف با مردم بلخ صلح کرد، خلید بن عبدالله حنفى را به هرات و بادغیس فرستاد که آن را دوباره بگشاید؛ چون که مردمش کافر شده و به قارَن پیوسته بودند. (تاریخ الطبری، ج۴، ص ۳۱۳ / تاریخ خلیفه، ص:۹۵ و ۹۶»
-
جمعه ۱۲ ثور ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۶محمد هادی رحمانی«نگاه به جریانات نواندیشی و روشنفکری در میان هزارهها بعد از شهادت مزاری که در نشریات «امروز ما»،«پیام نو» ، «صفحه نو» ،«عصری برای عدالت» و «جمهوری سکوت» و «طرح نو» بازتاب مییافت روحانیون سنتی را وادار به شدیدترین واکنشها، حملات، اتهامات و بدرفتاریهای اخلاقی نمود و آنها را تکفیر و تفسیق نمودند. این نوع تعصبات مخرب جامعهی هزاره را به چندتکه تقسیم کرده است.»
-
سه شنبه ۲۴ جدی ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۶سر دبیر«خشونت ساختاری در دو بعد مادی و معنوی انجام میشود. خشونت مادی در قالب نابرابری در توزیع منابع مادی مانند: برخورداری یک خاندان و نا برخورداری همه، تخصیص اعتبار ناعادلانه، تفاوت گذاشتن بین جنوب، شمال و مرکز و انکشاف نامتوازن، مانند: عملی نشدن پروژه مواصلاتی هرات – هزارستان و هزاران جاده فرعی منتهی به آن، انحراف لین برق از مسیر بامیان، فقدان مدارس لازم در جایجای این سرزمین و... و خشونت معنوی مثل جلوگیری از رشد بعضی همچون سهمیهی کردن، تحصیل، اردو و پلیس ملی و دیگر ادارات دولتی.»
-
چهارشنبه ۱۲ جدی ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۷رضا مهریزی«یكی دیگر از دانشمندان نیز در خصوص وامگیری فلسفه یونانی از شرق و منجمله ایران چنین آورده است: «فلسفه در یونان یکباره و از پیش خود پیدا نشد بلكه جریانهای فكری گوناگونی كه از سرزمینهای بیگانه به یونان راهیافته بود و به پیدایش و پرورش آن یاری كرد. روابط بازرگانی یونانیان با بیگانگان وسیلهای موثر در گستراندن اندیشههای بیگانه به میان یونانیان بود. از نوشتههای افلاطون و نیز ارسطو پیداست كه مصر و بابل و ایران سه سرچشمه بزرگ این اندیشهها بوده است.»
-
سه شنبه ۲۴ دلو ۱۳۹۶ - ۱۸:۱۳غلام سخی حلامیسٖ«سخن آخر اینکه؛ بازخوانی گذشته به معنای برگشت به گذشته نیست. نسل نو هزاره، اکنون نه در عصر کاتب و نه در عصر خالق قرار دارد. با توجه به تاریخ سراسر «رنج»، «آوارگی» و «قتلعام» مردم هزاره، بررسی و بازخوانی گذشته برای هزارهها در عصر کنونی یک ضرورت است. زیرا با بازخوانی و زیرورو کردن تاریخمان، ما میتوانیم، درسهای بسیار بگیریم و گامهای بعدی را در راستای تامین عدالت و آزادی، با شوکران خرد و دانایی زهرآگین سازیم. تا از این طریق، مجبور نشویم که اشتباهات گذشتگان را بار دیگر به تکرار نشینیم.»
-
سه شنبه ۸ حمل ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۴محمد قاسم محسنی«انباشتن ثروت ـ بهویژه برای رجال سیاسی ـ آفت است. فریاد ابوذر غفاری در مدینه از زراندوزیهای عثمان و اطرافیان، گرچه او را به تبعید و مرگ در غربت (ربذه) کشاند، اما فریادهای او همچنان در گوش تاریخ طنینانداز است. امام علی(ع) به ابوذر فرمود: ای ابوذر! تو برای خدا به خشم آمدی و به او امیدوار باش. این مردم (حاکم و اطرافیانش) برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان... ای ابوذر! اگر تو هم دنیای آنان را پذیرفته بودی، تو را دوست میداشتند و اگر سهمی از آنان برمیگرفتی، دست از تو برمیداشتند و چون دیگران در امان بودی.»
-
سه شنبه ۱۷ حوت ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۹جواد محقق«هزارهها باآنکه نسبت به اقوام دیگر، از لحاظ آگاهی، استعداد، مهارت و تخصص و بینش سیاسی و شجاعت و جسارت، دست بالا دارند، اما به خاطر نداشتن استراتژی واحد، رهبری واحد، و به خاطر اختلاف و عدم تحمل و تعامل با یکدیگر، تا هنوز نتوانستهاند جایگاه واقعی خود را در دایره قدرت و سیاست به دست آورند. از دیدگاه واقعگرایان دربازیهای سیاسی چه در سطح بینالملل و چه در سطح داخلی، مهمترین عنصر قدرت، «قدرت نظامی و تسلیحاتی» است.»
-
شنبه ۱۸ جدی ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۸محمد قاسم محسنی« در حكمت 355 نهجالبلاغه نيز آمده است كه وقتى يكى از كارگزاران امام خانه باشکوهی ساخت، امام به او فرمود: ((اطلعت الورق رووسها! ان البنا يصف لك الغنى،([12]) سكههاى طلا و نقره سر برآورده خود را آشکار ساختند. همانا ساختمان مجلل، بىنيازى و ثروتمندى تو را مىرساند)). على(ع) خود به مردم كوفه مىفرمود: اگر جز با مركب خويش و وسایل شخصىام كه حمل مىكند و غلامم از نزد شما رفتم، بدانيد خيانت کردهام.([13]) بنابراين زندگى مادى و شخصى رهبران و مديران بايد بهدوراز تجمل و همانند زندگى مردم ضعيف باشد.»
-
پنج شنبه ۱۵ عقرب ۱۳۹۳ - ۲۰:۴۷حكيم اوستا«به قول هگل عقل، قوهي كشف شونده است كه در هر مرحلهي از تاريخ بخشي از هستي خويش را كشف ميكند، به همين خاطر به هر مرحلهي از تجلي عقل نام مشخصي مينهد. مرحلهي يقين حسي، مرحله ادراكي، مرحله فهم و عقل.[4] جوامع مسلمان تا هنوز كه هنوز است در مراحل اوليه تقسيمات هگلی قرار دارند، بدين جهت وقتي حادثه عاشورا، در بستر تاريخ وارد گشت، به مرور زمان و در گستره مكانهاي متفاوت و فرهنگهاي متمايز زلاليت و شفافيت خود را از دست داد و اسير ذهنيتهاي منحط قبايل و انسانهاي نابالغ گرديد و اوهام و خرافات؛ غرضورزيهاي دشمنان و نادانيهاي دوستانش عاشورا را تبديل به مناسكي (كه به درد هويتسازي و هويت بخشي و سو استفادههاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، گروهي از مردم ميخورند،) كرده و فلسفه، پيام، مسووليت، و رسالتش فراموش و یا به كلي مسخ گرديده است».