• یکشنبه ۸ سرطان ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۰
    عبدالله نظري
    «سیاست بدون اخلاق را باید در انگاره‌های رویکرد واقعگرایی جست، هنجارهای اخلاقی، حقوقی و انسانی در هندسه سیاست و قدرت واقعگرا جایگاه و پایگاه ندارد، قدرتمندان بی‌اخلاق همان تروریستهای اخلاقی و شخصیتی انسان‌ها هستند که تمامی ابزار و قدرت نامشروع خویش را برای نیل به قدرت‌ سیاسی بکار میگیرند، در رویکرد واقعگرایانه سیاست‌بازان بی‌اخلاق؛ اخلاقیات و گزاره‌های انسانی را مقولات بی‌معنا تلقی می‌شوند اندیشه قدرت طلبان بی‌اخلاق ریشه در مفکوره هابز و ماکیاول و مورگنتا و... دارند که به بی‌اخلاقی یا اخلاق موقعيتی و فرصت طلبی سفارش می‌نمایند در جغرافیای اندیشه سیاست‌مداران قدرت‌نگر وفاداری، محبت، انسانیت، شفقت و فضیلت‌های انسانی مفهوم و ارزشی ندارند. زمامداران بی‌اخلاق همواره در پی تسخیر و تخدیر دیگران و توسعه اختیارات و صلاحیت‌های خویش و همکیشان خویشند تا بتوانند بر دیگران حکومت برانند».
  • جمعه ۲۳ جوزا ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۰
    حكيم اوستا
    «پرسشي كه در باب منجي‌باوري مطرح مي‌گردد اين است كه دنياي امروز دنيايي است كه ديدها و نگاه‌هايش به جهان، طبيعت، انسان و تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، علمي بوده و از دريچه علم به محيط بيرون و درون خويش مي‌نگرند. هرچه را علم بگويد باور مي‌كند و هرچه را علم نتواند اثبات نمايد باور نكرده و ترتيب اثر نمي‌دهند. مثلا وقتي كسي در دنياي امروز مريض مي‌گردد فورا سراغ پزشك را گرفته و درمان خود را از او( كه مجهز به علم درمان بيماري‌ها هست) مي‌خواهد نه از دعا و عالم غيب. با اينكه در كتب ديني و ادعيه­‌ي مذهبي براي هر دردي دعايي را پيشنهاد شده، ولي مردم (حتا محكم‌ترين مذهبي‌ها) هرگز در انتظار درمان از عالم غيب ننشسته و توجه و اعتنايي به دعاهاي وارده در كتب ادعيه نمي‌كنند».