مسلخ هویت؛ یا تجلیل از روز فرهنگ هزاره!
در سالهای اخیر، روز فرهنگ هزاره از یک فرصت رهاییبخش، به یک سیرک فرهنگی بدل شده و هویت یک قوم به اجرای عناصر تکراری مانند، رقص بالباسهای محلی و بعد انتشار چند تا عکس در شبکههای اجتماعی، خلاصهشده است. ظاهر این تجلیل شاد، اما فریبنده است؛ زیرا که در اصل دربردارنده نوعی خیانت خاموش به فرهنگ هزاره و ابتر نمودن خواستههای این قوم است. فرهنگی که تاروپود آن با تاریخ خونبار تبعیض، نسلکشی، مهاجرتهای اجباری و البته اندیشه فلسفی، عرفانی و کلامی عجین است، در این رویدادها تا حد یک محصول مصرفی برای طبقه آسودهخاطر اروپایی نشین، سقوط کرده است. این انگاره، هرگز علیه رقص و شادی یا اصالت لباس محلی نیست، بل هشدار دلسوزانه به تقلیلگرایی سیستماتیک فرهنگی و تبدیل کردن هویت زخمخورده به نمایش سرگرمکننده و بیخطر است.
در فضای آزادی اروپا، پناهندگان برای دیده شدن ناچارند تن به یک معامله فضاحتباری مانند این فولکلورهای بیخطر بدهند. جامعه میزبان تشنه تماشای سرگرمکننده است، اما بهشرط که وجدانش را به درد نیاورد، رد خون بر آن دیده نشود و قابل عکسبرداری برای اینستاگرام باشد، اما ساختارها را به پرسش نگیرد. این روند، فرهنگ هزاره را از یک تجربه تاریخی تهی کرده و آن را به کالای جشنوارهای تبدیل نموده است. تجلیل از فرهنگ هزاره به شیوهی فعلی، در حقیقت سانسور تاریخ رنج، شستوشوی چرکین ساختارهای تبعیض، اخته کردن روایتهای تاریخی و تبدیل آن به فستفود فرهنگی است. در این کالاسازی، فرهنگ، دیگر نمیتواند ابزار آگاهی باشد، بل افیونی برای سرگرمی و تخدیر نسل جوان از سابقه تاریخی آنها است؛ همان لحظهای که فرهنگ را از اساس، بیزبان، بیخاصیت و بیمعنا میکند.
چرا تاریخ را زندهبهگور میکنیم؟ برگزارکنندگان این برنامهها در یک خودسانسوری آشکار، مهر سکوت بر دهان میزنند. چراکه در این کارناوالهای بیهدف، هیچ اثری از بازخوانی کلیدواژههای حیاتی تاریخ هزاره دیده نمیشود. نسلکشی عبدالرحمانی، ریشههای آپارتاید سیستماتیک، تصرف اراضی اجدادی هزارهها، عمق تفکر فلسفی و عرفانی در حوزه تمدن باستانی بلخ و بامیان و ریشههای زرتشتی تا قلههای اندیشه شرقی چون ابنسینا، فارابی، سنایی، مولوی و…، همه به مسلخ کشیده میشوند. این بایکوت آگاهانه، بخشی از سیاست گداوار است؛ سیاستی که برای پذیرفته شدن در جامعه میزبان، باید خود را بیخطر، بیزبان و بیادعا جلوه داد. تفاله این سیاست، چیزی جز بازنمایی معلول، اخته شده و تحریفشده از هویت هزاره نیست. معرفی هزاره بهعنوان یک قبیله رقاص و نه یک مردم متمدن باریشههای تاریخی و قربانی شده که از خاکستر نسلکشی برخاستهاند، خدمت به فرهنگ هزاره نیست.
بزرگترین خیانت این بازنمایی سطحی در حق نسل جدید مهاجران، زایش نسل بیریشه یا تنها رقصنده هزاره است که ناخودآگاه از طریق همین جشنوارههای بیهدف دریافت میکنند. وقتی تمام سهم نسل جوان از هزاره بودن، چرخیدن در لباس محلی باشد، هویتشان کاریکاتوری و ویترینی خواهد شد. آنها هرگز متوجه نخواهد شد که چرا آواره دیار غربت شدهاند؟ چه بهای خونینی برای حفظ این هویت پرداختشده است؟ پشت آنچه ادبیات غنی، اندیشه فلسفی و حماسههای ایستادگی نهفته است؟ این سطحیسازی از هویت، درواقع یک ترور اجتماعی بلندمدت است، چون نسل بیخبر از ریشههای تاریخی خود نمیتواند قد برافرازد و هویت خود را با اعتمادبهنفس در جامعه میزبان فریاد زند. بنابراین، در غیاب یک ساختار نخبهگرا این رویدادها به پلتفرمی برای کیش شخصیت تبدیل میشوند. افراد کممایه و فاقد وزن علمی یا سیاسی، پشت میکروفونها میروند، عکسهای یادگاری میگیرند و در شبکههای اجتماعی بهعنوان رهبران جامعه هزاره بازنمایی میشوند. برای این دسته از فعالان، لباس محلی و رقص، فقط ابزار صحنه است تا تمرکز دوربینها روی خود آنها تنظیم شوند.
برگزارکننده و شرکتکننده، با پوشیدن لباس محلی و چند ساعت رقصیدن به این حس کاذب دست مییابند که دین خودشان را به فرهنگ هزاره ادا کردهاند. این یک نوع تخدیر وجدان و جشن تولد عمومی است که جایگزین کارهای سختتر و عمیقتری مانند لابیگری سیاسی برای توقف نسلکشی، تولید ادبیات علمی و افشاگری حقوق بشری میشود. این صریحترین شکل خیانت ناآگاهانه به خونها و رنجهایی است که پشت این هویت رنجور خوابیدهاند. این روز باید به یک دادگاه تاریخی، کانون افشاگری سیاسی و سنگر بازپسگیری حافظه جمعی تبدیل شود، نه فرصتی برای محافل رقص و آوازخوانی صرف. ازاینرو، رویدادهای مانند روز فرهنگ هزاره باید به نمایشگاههای مستند نسلکشی، شبهای شعر و روایت دردهای تاریخی، تریبونهای تحلیل ساختار فاشیسم و معرفی قلههای علمی متعلق به حوزه تمدنی هزاره تبدیل شود. اگر این لایههای سرخ تاریخ به بهای لبخند رضایت تماشاگران اروپایی از روز فرهنگ هزاره حذف شود، هزاره به جهان معرفی نشده است، بل تنها نسخهی بیصدا و مومیاییشده از فرهنگ به حراج گذاشتهشده است.

(
(