تاملی بر حکومتورزی امارت اسلامی در پنج سال اخیر
پنج سال از عمر و شکلگیری نظام متصلب طالبانی سپری شد،. کشور در این مدت شاهد فرازوفرودهای سیاسی اجتماعی بوده است. تاریخ سیاسی کشور در این بازهی زمانی حوادث تلخ و شیرینی را در حافظه دارد که قابل تامل و بازاندیشی است، حوادثی که برآیندی از اندیشه و تفکر سیاسی طالبانی و نظام فکری و فلسفه سیاسی آن میتوان برشمرد. دریک صفحه، استقرار و گسترش امنیت و ثبات، بازسازی نظیر پلسازی، سرک سازی، بهسازی شهرها، مرزها، تکثیر آببندها و نظمبخشی ادارات سیاسی، تعامل با برخی کشورها را میتوان مشاهده و مطالعه نمود که موجب خرسندی و دلخوشیهای شهروندان این کشور گردیده که از دستاوردهای مثبت نظام طالبانی است.
در صفحه دیگر، انحصار قدرت و سیاست، توسط یک قوم و قبیله خاص، حذف تدریجی اقوام دیگر از صحنه قدرت، تبعید و تهدید سران سیاسی آنها، ناپدیدسازی و محو فرهنگ، ارزشها، باورهای، نمادها و افتخارات قومی آنها، نابودی حقوق و آزادیهای سیاسی مدنی، خانهنشین کردن زنان از کار و تحصیل، آفرینش، افزایش و گسترش یاس و ناامیدی برای محصلان اقوام غیر حاکم ، کوچ اجباری و تخلیه قومیتی آنها از مناطق حاصلخیز، بستن مساجد، دانشگاهها، رسانههای نوشتاری، گفتاری و ممنوعیت مراسم و تجمعات مذهبی بخصوص برای مردم هزاره، ارعاب و تصرف قهرآمیز شهرکهای چون امید سبز کابل و نوآباد غزنی و…، وضع مالیات سنگین و طاقتفرسا برای مردم مظلوم کشور وجود دارد که چهره کریه و شیطانی نظام پوسیده قرونوسطایی طالبانی را برملا و آفتابی میسازد که قلب و روح هر انسان آزاده و عدالتخواه را میآزارد و رنجور میسازد که گویای دیالکتیک مداوم درونی و ذاتی حکومت طالبانی است.
جریان حاکم طالبان بهسوی تحکیم بنیادهای انحصارگرایانه قشری و قومی خودش پیش میروند و برنامهها و سیاستهای مکارانه و فریبکارانه را پوششی برای پوشاندن جنایتها و تبعیضهایش قرار داده که تا سازمانهای بینالمللی و نهادهای حامی حقوق بشری را بفریبند و از دیدگان مردم مخفی و استتار بخشند تاکسی و نهادی متوجه سیاستهای مزورانه و فریبکارانه آنها نشوند. جریان طالبان درصدد تحکیم و تعمیق پایههای حکومت خود درصحنه داخلی و بینالمللی است و قبل از آنکه در فکر و اندیشه رفاه، آسایش، آزادی، عدالت، همسویی و همگرایی ملی و حقوق شهروندی، رشد و پیشرفت کشور باشد درصدد حمایت سیاسی و جذب کمکهای خارجی برای تداوم بخشی سامان سیاسی امارت خودشان است و میخواهند دنیا و مردم کشور را بفریبند که در کشور جز زیبایی، امنیت، آزادی و خدمت بیمنت چیزی دیگر وجود ندارد، در حال که این مقولات در این رویایی بیش نیست و تصور این مقولات بیمعنا و بیمفهوم است.
امارت؛ حکومت یک جریان عقبمانده سیاسی تک قومی بر سایر اقوام دیگر است که توان و قدرت جلب رضایت مردمی و کسب مشروعیت بینالمللی را نداشته بلکه کشور را بهسوی یک ابر بحران ناپیدا و مرموز بهپیش میراند، نتیجه و برآیند روی کار آمدن طالبان در عرصه قدرت جز بدبختی، نکبت، فلاکت و سرخوردگی اجتماعی سیاسی چیزی دیگر برای مردم دستاوردهای مثبت سازنده در پی نداشته است.
پنج سال پس از خروج آمریکا، ناتو و نهادهای حامی حقوق بشر، شاید مهمترین دستاورد طالبان همان بقای سیاسی باشد؛ اما بقای سیاسی با حکمرانی موفق و نظام مشروع یکی نیست. طالبان در خیابانهای کابل پیروزی پنجمین سال حکومتشان را جشن گرفتند و شادی و پایکوبی کردند ولی در دلهای بسیاری از مردم، یک پرسش ساده هنوز پاسخی روشن نیافته است: فردا چگونه با این جریان باید زیست سیاسی نمود و این نظام چه برنامهای روشن در قبال سرنوشت مردم خواهد داشت؟
پس حکومت امارت با پوشیدن نقاب مکر و فریب، شعار امنیت و آزادی و عدالت پا به عرصه قدرت گذاشت و بعد از استحکام و پایداری قدرتش، افغانستان را برای اقوام غیر حاکم، زنان، دختران و اقلیتهای مذهبی به جهنم سوزان مبدل ساخت. امید، شور و شعف از زندگی مردم رخت بربست و ناامیدی در همه ابعاد زندگی مردم گسترش یافت، تغییر این وضعیت سیاه طالبانی در پرتو اراده تغییرخواهی مردم نهفته؛ چونکه خواستن توانستن است و بقول قرآن کریم « وان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم» اراده جمعی ملتها میتواند سرنوشت طلایی و پیروزمندانه را برایشان رقم زند و روزی شاهد تحقق چنین رویا و آرمانی خواهیم بود انشاالله.

(
(