کد مطلب : 3404
سه شنبه ۱۰ سنبله ۱۴۰۵ - ۴:۱۲
200
فاقددیدگاه
هادی رحمانی

خطاهای روش‌شناختی در واکنش به سخنان آقای سلطانی

جواد سلطانی جی پی جی
«گاهی شخص بدون ذکر دلیل و برهان، تنها ویژگی‌های ناشایست و نامناسبی را به یک دیدگاه یا صاحب آن نسبت می‌دهد تاکسی جرات نکند به آن نظریه توجه کند یا آن را بپذیرد. مثلا شخصی بدون آنکه استدلال معتبری ارایه کند می‌گوید: تنها یک کم‌هوش و نفهم چنین دیدگاهی را تایید می‌کند و می‌پذیرد. در موردنقد ادعای سلطانی نیز تعدادی از افراد بودند که در دام این مغالطه افتاده بودند و می‌گفتند که در چنین شرایطی فقط یک آدم کم‌هوش درباره کاتب چنین سخن سخیفی را اظهار می‌دارد.»

چند روز بود که فضای مجازی به‌ویژه در میان کاربران هزاره و شیعه، به‌شدت ملتهب شده بود. فضای آکنده از گردوغبار خشم، جدال، و عکس‌العمل‌های تند که در پی مصاحبه اخیر جواد سلطانی شکل‌گرفته بود در این فضای پرهیاهو و غبارآلود اکثرا در نقد و تنقیص مصاحبه جواد سلطانی دچار خطاهای متعدد روش‌شناختی شدند که مواردی از این خبط و خطاها را تحت عناوینی که در پی می‌آید دنبال می‌کنیم.

اما قبل از آن ذکر این مساله لازم است که جواد سلطانی نیز مثل هر اندیشمند و اهل فکر حق دارد درباره بنیادها، باورها، نگرش‌ها و شیوه زیست جمعی جامعه خود بیندیشند و درباره آن سخن بگوید، حق دارد تنگناها، کاستی‌ها، کجی‌ها و کژتابی‌هایی تاریخی و فرهنگی جامعه خویش را آشکار کند و روایت‌های تثبیت‌شده را به پرسش بگیرد. جواد سلطانی ممکن است طریق ناصواب را نسبت به کاتب پیموده باشد. این مهم نیست، آنچه اهمیت دارد طرح چنین مباحث و گفت‌وگوی سرنوشت‌ساز است. گفت‌وگوی علمی و روشمندی که با رعایت معیارهای نقد در فضای آرام و احترام‌آمیز، امکان دستیابی به حقایق تاریخی را میسر می‌کند.

جامعه‌ای که خواهان رهایی، پیشرفت و بلوغ است، بیش از هر چیز به‌نقد درونی نیاز دارد و این امر مهم تنها در فضای آزادی بیان و احترام متقابل به دیدگاه‌های همدیگر و مواجهه صادقانه با گذشته خویش امکان‌پذیر است و از این طریق زمینه اصلاح آینده فراهم می‌گردد. اینک می‌پردازیم به مهم‌ترین خطاهای که در طی چند روز کاربران فضای مجازی در واکنش به مصاحبه جواد سلطانی مرتکب شدند.

 ۱- خلط کردن انگیخته باانگیزه: مراد از انگیزه نیت و هدفی است که امکان دارد مدعی در پس ادعای خود داشته باشد و مراد از انگیخته، ادعا و استدلال مدعی است. خلط انگیخته باانگیزه به این صورت است که به‌جای ابطال و بی‌اعتبار کردن ادعا و استدلال  مدعی، انگیزه و نیتی را برای صاحب ادعا فرض می‌کند و آن را مبنای رد ادعا و برهان وی قرار می‌دهد. این‌گونه خلط در نقدها زیاد دیده می‌شود.  مثلا جواد سلطانی ادعا کرده بود که کاتب خود در جنگ‌های خونین علیه هزاره‌ها در زمان عبدالرحمن شرکت کرده بود و یک شخصیت درباری بود که تا آخر عمر وفادار به دستگاه قدرت بود.

با توجه به این ادعا، عده‌ای از کاربران هزاره به‌جای اینکه ادعا و استدلال سلطانی را به‌صورت مستدل رد کنند دچار خطای مذکور شده‌اند. برخی گفته بودند که وی با این ادعا می‌خواهد پز روشنفکری بدهد، بعضی نیز شهرت‌طلبی سلطانی را خاستگاه ادعایش قلمداد کرده بودند. اما به استدلال ایشان اصلا نپرداخته بودند.

 ۲- جدال و مراء: در نقد یک مساله یا یک شخصیت، گاهی شاهد پیکار لفظی و ستیزه در بحث صرفا به‌قصد چیره شدن بر رقیب و ساکت کردن او هستیم. لذا از جدل کار می‌گیرند. زیرا جدل به بحث و گفت‌وگویی می‌گویند که به‌منظور کوبیدن طرف و غالب شدن بر او صورت می‌گیرد و مراء نیز عبارت است از ایراد و اعتراض به سخن دیگری و اظهار نقص و خلل در آن به‌قصد تحقیر و اهانت وی و اظهار برتری و هوشمندی خود. پس جدال و مراء به‌نوعی یک معنی دارد. زیرا مخرج مشترک هر دو غالب شدن بر رقیب است. در مقدمات جدل از مشهورات استفاده می‌شود فارغ از اینکه حق باشد یا باطل. مثلا مخالفین جواد سلطانی با توسل به این دیدگاه مشهور که کاتب هزاره در دربار حبیب‌الله خان رفت و سراج التواریخ را نوشت که رنج و مصیبت هزاره‌ها را ثبت تاریخ کند تا آیندگان از جنایات عبدالرحمن آگاهی یابند. این  سخن از مشهورات است که در مجادلات میان کاربران از آن زیاد استفاده شد؛ بدون اینکه دغدغه‌مند حق و باطل بودن این قضیه مشهور بوده باشند. چراکه آنچه در این هیاهو بیش از همه برای کاربران اهمیت داشت این بود که سلطانی را محکوم و مغلوب کنند.

۳- مغالطه مسموم کردن چاه: گاهی شخص بدون ذکر دلیل و برهان، تنها ویژگی‌های ناشایست و نامناسبی را به یک دیدگاه یا صاحب آن نسبت می‌دهد تاکسی جرات نکند به آن نظریه توجه کند یا آن را بپذیرد. مثلا شخصی بدون آنکه استدلال معتبری ارایه کند می‌گوید: تنها یک کم‌هوش و نفهم چنین دیدگاهی را تایید می‌کند و می‌پذیرد. در موردنقد ادعای سلطانی نیز تعدادی از افراد بودند که در دام این مغالطه افتاده بودند و می‌گفتند که در چنین شرایطی فقط یک آدم کم‌هوش درباره کاتب چنین سخن سخیفی را اظهار می‌دارد.

۴- مغالطه توسل به احساسات: گاهی افراد به‌جای نقد منطقی و مستدل یک دیدگاه سعی می‌کنند با تحریک احساسات دیگران- مثل ترس، ترحم، خشم، گناه، غرور- آن را رد کنند. در مورد دیدگاه سلطانی از مغالطه توسل به ترس زیاد استفاده‌شده بود. به این صورت که اگر مخالفین و معاندین هزاره سخن سلطانی را در مورد کاتب بشنود، از آن علیه هزاره‌ها سو استفاده خواهند کرد؛ پس سلطانی نباید سخنی درباره کاتب می‌گفت. این همان مغالطه توسل به ترس است که حتی اگر این ترس بجا هم باشد، اما ازنظر روش‌شناختی، یک مغالطه است نه نقد علمی و متدیک.

 ۵- پرخاشگری به‌جای نقد علمی: غالبا در میان کاربران، نقد و بررسی یک مساله به انحراف کشیده می‌شود و به‌اصطلاح معروف به «تنکیری» منجر می‌گردد. به‌عبارت‌دیگر نقدها از مسیر علمی و روشمند خود خارج‌شده و به پرخاشگری‌های کلامی و توهین به همدیگر منتهی می‌شود. پرخاشگری و عصبانیت در یک بحث معمولا زمانی رخ می‌دهد که افراد منتقد یا دچار تعصب نسبت به یک باور هستند یا تعلق‌خاطر اغراق‌آمیز به یک شخصیت دارند یا ناتوان از رد برهان و استدلال مدعی‌اند. در مورد کاتب هزاره و سراج التواریخ بیشتر حس تعلق‌خاطر به شخصیت و اثر ایشان باعث شده بود که نسبت به مصاحبه جواد سلطانی حساسیت شدید نشان دهند. حساسیتی که در مواردی پرخاشگری و عصبانیت را در پی داشت.

۶- قضاوت بدون آگاهی کافی: گاهی کسانی مساله ای را موردنقد و تنقیص قرار می‌دهند که آگاهی و اطلاعات کافی از همه ابعاد و زوایای موضوع موردنقد ندارند؛ ازاین‌رو بحث‌های بیهوده و انحرافی را مطرح می‌کنند که می‌توان از این نوع خبط و خطا به مغالطه بی‌ربطی نیز تعبیر کرد. در موردنقد ادعای سلطانی بسیاری از کاربرانی که در مورد مصاحبه ایشان اظهارنظر و قضاوت کرده بودند از همین سنخ آدم‌های بی‌اطلاع یا کم‌اطلاع زیاد بودند که نه در مورد کاتب اطلاعات کافی داشتند و نه در مورد سراج التواریخ.

۷- داوری‌های ارزشی: خیلی وقت‌ها شده که راجع به موضوع و مساله‌ای به‌جای داوری علمی و منطقی قضاوت ارزشی صورت می‌گرفته است. در داوری ارزشی قضاوت و ارزیابی بر اساس اصول اخلاقی، ارزش‌ها و باورهای فرد انجام می‌گیرد. مثلا کاربران زیادی سلطانی را صرفا سرزنش و توبیخ می‌کردند که ایشان به‌عنوان یک هزاره نباید راجع به کاتب چنین اظهار می‌داشت. سخنشان نادرست و نابجا بود. واژه‌های چون «نباید»، «نادرست»، «نابجا» و مشابه آن‌ها از کلمات صرفا ارزشی هستند که در نوشتار و گفتار کاربران زیاد دیده می‌شد. اما اینکه چرا نادرست و نابجا است و نباید ابراز می‌شد یا غالبا مسکوت می‌ماند یا مرتکب موارد یادشده‌ای می‌شدند که باز ازنظر روش‌شناسی خطا و اشتباه هستند.

۸- نقد و بررسی ناقص: برخی کاربران معمولا نقد را به معنای برجسته کردن نقاط منفی و نارسایی یک موضوع می‌پندارند درحالی‌که نقد شامل تمام جوانب مثبت و منفی، قوت و ضعف، معایب و محاسن مساله است. مصاحبه جواد سلطانی به‌ندرت بر اساس معیار مذکور موردنقد قرار گرفت و عیار مصاحبه ایشان ارزیابی شد؛ اما بسیاری از کاربران سعی کردند که ابعاد منفی و پیامدهای مخرب آن را برجسته کنند.

  ۹- خطای زمان پریشی: خطای زمان پریشی یعنی اینکه یک پدیده، اندیشه، رفتار یا شخصیت تاریخی را با معیارها، مفاهیم و شرایط متعلق به زمان دیگری ارزیابی کنیم. مثلا معیارها و ارزش‌های امروزی را در مواردی مزبور تحمیل کنیم بدون توجه به زمینه، زمانه و بستر تاریخی آن‌ها. این‌یک خطای بسیار رایج است که افراد نسبت به رخدادها یا شخصیت‌های تاریخی غالبا مرتکب می‌شوند. کاربران در پیوند به مصاحبه جواد سلطانی نیز دچار این خطا شدند.

چراکه قتل‌عام هزاره‌ها در فاصله زمانی ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳ اتفاق افتاد، اما «نسل‌کشی»، «جنایت جنگی» و «جنایت علیه بشریت» به‌عنوان رفتارهای مجرمانه در حقوق بین‌الملل در تاریخ‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۵ در سازمان ملل به رسمیت شناخته شدند. مرتکبین آن به‌عنوان مجرمین تحت تعقیب دادگاه بین‌المللی قرار خواهند گرفت. اما قبل از آن حاکمان ستمگر و کشورگشایان خون‌خوار نه‌تنها از جانب هیچ نهادی به‌عنوان جنایت‌کاران محکوم نمی‌شدند و مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گرفتند، بلکه آنان افتخارانه به جنایت‌ها و قساوت‌هایشان اعتراف می‌کردند و حاکمیتشان بر سرزمین مغلوب نیز مشروعیت پیدا می‌کرد. طبق این توضیح، نسل‌کشی یا نسل زدایی هزاره‌ها در دوران عبدالرحمن به‌عنوان جرم حقوقی اصلا مطرح نبود تا کاتب کشتار و جنایات عبدالرحمن را به‌مثابه جرم حقوقی فهم کرده باشد و بعد برای ثبت آن در حافظه تاریخی سراج التواریخ را نوشته باشد تا در آینده جامعه بین‌المللی او را محکوم کنند و جنایت‌کار قلمداد کنند. اگر چنین تلقی از تلاش کاتب در تدوین سراج داشته باشیم دچار خطای زمان پریشی شده‌ایم. والسلام

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما