کد مطلب : 1733
سه شنبه ۸ حمل ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۴
17971
فاقددیدگاه
محمد قاسم محسنی

آسیب‌های زمامداری در کلام امام علی (ع) (قسمت دوم)

۲۸۷۱۱_۳۳۰
«انباشتن ثروت ـ به‏ویژه برای رجال سیاسی ـ آفت است. فریاد ابوذر غفاری در مدینه از زراندوزی‏های عثمان و اطرافیان، گرچه او را به تبعید و مرگ در غربت (ربذه) کشاند، اما فریادهای او هم‌‏چنان در گوش تاریخ طنین‌‏انداز است. امام علی(ع) به ابوذر فرمود: ای ابوذر! تو برای خدا به خشم آمدی و به او امیدوار باش. این مردم (حاکم و اطرافیانش) برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان... ای ابوذر! اگر تو هم دنیای آنان را پذیرفته بودی، تو را دوست می‏داشتند و اگر سهمی از آنان برمی‏گرفتی، دست از تو برمی‏داشتند و چون دیگران در امان بودی.»

آسیب‌‏های دیگری درباره زمامداران و کارگزاران در نهج‏‌البلاغه مطرح شده، که عبارت‌‏اند از:

۱- خیانت

  تاریخ دفتری است که خیانت بسیاری از کارگزاران را در خود ثبت کرده است. خیانت ابو‌لُبابه در افشای تصمیم پیامبر(ص) در مورد نبرد با بنی‌‏قریظه، خیانت حاطب بن ابی‌‏بَلْتَعَه در رساندن خبر حمله قریب الوقوع پیامبر(ص) به مکه، و خیانت جریر بن عبدالله بجلی نمونه‌‏هایی از این موارد است. جریر به نمایندگی از طرف حضرت علی(ع) برای ابلاغ پیام امام به معاویه و مذاکره با وی و دعوت او به بیعت با امام رهسپار شام شد. معاویه مقدم وی را گرامی داشت و در پذیرایی از او و بخشش به وی بسیار کوشید. نماینده امام کار را اطاله داد و بیش از یک ماه در آن‌جا اقامت گزید و با چشمداشت به کیسه‏های زر و سیم معاویه در ادای وظیفه خیانت ورزید. گزارش خیانت و مداهنه و تساهل وی به امام رسید. او نزد امام بازگشت و با شنیدن توبیخات، از آن حضرت جدا شد. حضرت دستور داد طبق فرمان پیامبر(ص) خانه وی را آتش زدند.

موثرترین راه آسیب‌‏پذیری نظام، نفوذ پدیده شوم خیانت در سیستم کارگزاری و نظام اجرایی کشور است. بر اساس حکم عقل و منطق، خیانت در هر شرایط و از هر کسی ناپسند و غیرموجّه است. ولی خیانت کارگزاران و زمامداران به نظام، مردم و رهبر  بدترین نوع خیانت است. امام علی(ع) می‌‏فرماید: همانا بزرگ‏ترین خیانت، خیانت به مردم، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با رهبران و امامان است.

۲- ضعف مدیریت

یکی از راه‌های آسیب‌‏پذیری نظام‌‏های سیاسی و اجتماعی ضعف مدیریت زمامداران و کارگزاران حکومتی و ناتوانی آن‌ها در اداره امور جاری کشور است. در طول تاریخ هر زمان افراد ضعیف و سست عنصر رهبری جوامع یا مسوولیت بخشی از حکومت را به عهده گرفته‏اند، خسارات فراوانی بر دولت، ملت و نظام سیاسی وارد کرده‏اند. امام علی(ع) از پذیرش مسوولیت بدون لیاقت و شایستگی انتقاد می‏کند و از بیعت مردم با ابابکر پس از رحلت پیامبر(ص) اظهار شگفتی می‏نماید.

آگاه باشید به خدا سوگند، پسر ابوقحافه در حالی جامه خلافت را بر تن کرد که خوب می‏دانست جایگاه من در حکومت اسلامی همانند محور سنگ‏های آسیاب‌ است و آن جز بر محور من نمی‌‏چرخد (کسی چون من شایستگی این مقام را ندارد) و خوب می‏دانست چشمه‏‌سارهای علم و دانش از دامن کوهسار وجودم جاری است، و مرغان دور پرواز اندیشه‌‏ها را به ژرفای آسمان عظمتم راه نیست…([۱] ) شگفتا! ابابکر که در حیات خود از مردم می‌‏خواست عذر او را بپذیرند، چگونه به هنگام مرگ آن را به دیگری واگذار کرد؟! به راستی هر دو (عمر و ابوبکر) از پستان شتر خلافت دوشیدند و نوشیدند، و سرانجام حکومت را در اختیار کسی قرار داد که مجموعه‏‌ی از خشونت، سختگیری، اشتباه و پوزش‏طلبی بود.

۳- استبداد و خودرایی

استبداد پدیده‌ی ضداخلاقی است که ممکن است دامنگیر هر زمامداری شود و نظامی را به سقوط کشاند و ارزش‏ها و اعتبارات بسیاری را بر باد فنا دهد و خسارات جبران‌‏ناپذیر مادی و معنوی برجای گذارد. امام علی(ع) در نهج‏‌البلاغه، سلطنت و قدرت سیاسی و اجرایی را در صورتی که به همراه خودسازی معنوی زمامداران نباشد، عامل پیدایش استبداد آنان معرفی می‏کند و آن را عامل هلاکت و تباهی زمامداران می‌‏داند. آن‏گاه که پرونده قتل خلیفه سوم را بررسی می‌کند، در یک کلام استبداد عثمان و بی طاقتی مردم را عامل پیدایش آن حادثه ذکر می‌‏کند: من جریان عثمان را به نحو خلاصه و جامع برای شما بیان می‌کنم، عثمان استبداد ورزید و چه بد استبدادی، و شما شورشیان (از اهالی کوفه، مصر، مدینه) نیز بی‌تابی کردید و از حد گذراندید، و چه بیتابی زشتی.

۴- کوتاهی زمامداران در انجام وظایف و پرداختن به کارهای غیر ضروری

یکی از نقاط ضعف دستگاه‏های اجرایی، کم‏کاری و انجام ندادن کارهای اولیه و حیاتی در حوزه وظایف تعیین شده است. امام علی(ع) کوتاهی زمامداران در انجام مسوولیت و پرداختن به کارهای فرعی و غیرمرتبط با مسوولیت را یکی دیگر از عوامل آسیب‌پذیری نظام و حکومت و سبب ناامن شدن مرزها، سلب امنیت از شهرها، ناراضی شدن رهبر از کارگزاران و نشانه بی‏کفایتی معرفی می‌کند. امام علی(ع) به مالک اشتر، تاکید می‌کند که: ای مالک! مبادا در کاری که وقت آن نرسیده است، شتاب کنی یا در کاری که وقت آن رسیده است سستی ورزی. بکوش هرکار را در جای خود و زمان مخصوص به خود انجام دهی.

۵- ستم بر مردم

خطرناکترین پدیده‌ی که سلامت و اقتدار هر نظامی را تهدید می‌کند، ستم زمامداران بر مردم است. امام علی(ع) مظهر عدل الهی در زمین و کانون مهر و محبت به بندگان خداست. تا آن‌‏جا که او را بزرگ‏ترین شهید راه عدالت (قتل فی محراب عبادته لشده عدالته) معرفی کرده‌‏اند. حضرت نشانه‏‌های ستمگران و انواع ستم‏ها را بیان فرموده و ستمگری را نکوهیده است. ایشان ستم را در سه دسته طبقه‌‏بندی می‏کند: ستم نابخشودنی (شرک به خدا)، ستم بخشودنی (گناه و ستم برخویشتن)، ستم قابل پیگیری (ستم بر دیگران). امام علی(ع) برای ستمگران سه نشانه ذکر می‏نماید: مردان ستمگر را سه نشانه است: سرکشی از فرمان مافوق، زورگویی و ستم به زیردستان و همکاری و یاری رساندن به ستمگران. در دیدگاه امام علی(ع) زمامداران ستمگر بدترین مردم نزد خدا هستند.

۶- فاصله گرفتن از مردم

یکی از راه‏های آسیب‌‏پذیری و تضعیف حکومت، فاصله گرفتن زمامداران از مردم و رنجش خاطر آنان از حکومت است. اگر نظامی بتواند رضایت عمومی را به نفع خود جلب نماید، به یقین از حمایت‏های آنان در حوادث و مشکلات مهم برخوردار خواهد بود و در مقابل، اگر با نارضایتی عمومی مواجه باشد، در مشکلات و حوادث غیرمترقبه نه‏تنها حمایت نخواهد شد، بلکه مورد اعتراض و خشم مردم نیز قرار خواهد گرفت.

امام علی(ع) در فرمانش به مالک، بیشترین حساب را برای توده مردم باز نموده و وی را به جلب رضایت مردم و بر طرف کردن فاصله‏های حکومت با مردم فرمان داده است: ای مالک! قلب خویش را مملو از رحمت و محبت و لطف نسبت به مردم خود کن، و مبادا که چون حیوان درنده‌ی خوردن آنان را غنیمت شماری. در جای دیگر به مالک فرمان می‏دهد که سعی او در جلب رضایت توده مردم باشد([۲])

۷- زراندوزی

انباشتن ثروت ـ به‏ویژه برای رجال سیاسی ـ آفت است. فریاد ابوذر غفاری در مدینه از زراندوزی‏های عثمان و اطرافیان، گرچه او را به تبعید و مرگ در غربت (ربذه) کشاند، اما فریادهای او هم‌‏چنان در گوش تاریخ طنین‌‏انداز است. امام علی(ع) به ابوذر فرمود: ای ابوذر! تو برای خدا به خشم آمدی و به او امیدوار باش. این مردم (حاکم و اطرافیانش) برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان… ای ابوذر! اگر تو هم دنیای آنان را پذیرفته بودی، تو را دوست می‏داشتند و اگر سهمی از آنان برمی‏گرفتی، دست از تو برمی‏داشتند و چون دیگران در امان بودی.

۸- امتیازخواهی

یکی از نقاط ضعف رهبران و زمامداران جوامع، امتیاز خواهی برای خود و نزدیکانشان است. امام علی(ع) مالک اشتر را از امتیاز خواهی برحذر می‏دارد: ای مالک! مبادا در آنچه همه مردم مساوی‏اند، امتیازی برای خود در نظر بگیری… زیرا به‏زودی پرده‏ها کنار می‏رود و انتقام ستمدیدگان را از تو باز می‏ستانند… .

عثمان در شش سال دوم خلافتش در کار رعیت سستی کرد و خویشان و بستگان نزدیک خود را به امارت و ولایت نشانید. خمس غنایم مصر و آفریقا را تیول مروان ساخت، اموال بیت‌‏المال را میان بنی‏‌امیه تقسیم کرد و بی‌‏مهابا در مقابل مردم گفت: ابوبکر و عمر سهم خودشان را نیز برنمی‏داشتند، اما من آن را برمی‏دارم و میان خویشاوندانم پخش می‏کنم.

۹- شکمبارگی

بسیاری از زمامداران و رهبران جوامع پس از رسیدن به پست و مقام به شکمبارگی مبتلا می‏شوند و از انواع غذاها و نعمت‏ها بهره‏مند می‏گردند. امام علی(ع) در انتقاد از شکمبارگی خلیفه سوم و اطرافیانش فرمود: تا آن‏که سومی (عثمان) به خلافت رسید، دو پهلویش از پرخوری باد کرده و همواره بین آشپزخانه و آبریزگاه در حرکت بود. خویشان پدری او از بنی امیه به‏پاخاستند و به همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه‏ای که به جان گیاه بهاری افتد. عثمان آن‏قدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد، و اعمال او مردم را برانگیخت، و شکمبارگی نابودش ساخت.

۱۰- سایر آسیب‌ها:

الف) انحراف فکری، ب) قانون‏گریزی، ج) بی‏خبری و نااگاهی، د) ابتلا به رذایل اخلاقی،) جناح‌‏بندی‏های سیاسی، و) مردم‏گریزی، ز) بازداشتن مردم از حقوق مسلم آنان و باطل‏گرایی، ح) پذیرش مسوولیت بدون شایستگی، ط) افراط و تفریط در کارها، ی) خشونت و خونریزی، ک) هواپرستی، ل) تزویر و دروغگویی، م) گناه ومعصیت خداوند، ن) عملکرد نادرست اطرافیان، س) گفتار بدون عمل، ع) نفاق و دورویی، ف) لجاجت و ستیزه‏جویی، ص) نداشتن استقلال رای و وابستگی به افراد ناصالح، ق) بخل، ر) تنگ‏نظری، ش) جهل و نادانی، ت) تملق‏پذیری، ف). دنیازدگی و رفاه‏طلبی، ش) قدرت‏طلبی، ل) رشوه ‏پذیری

روش‏‌های مقابله با آسیب‌‏ها:

از آنچه گذشت به‏دست می‌‏آید که آسیب‏‌های زمامداران به نظام، یا ناشی از روحیات و اخلاق ناپسند آنان است، یا به سبب عملکرد نادرستشان، که در هر دو صورت می‏توان باتغییر در روحیه و ایجاد توانایی مدیریتی قوی برای آنان، از این قبیل آسیب‏ها جلوگیری کرد. برخی از راه‏های مقابله با این آسیب‏ها عبارت‏اند از:

۱- خودسازی (تقوا و پرهیزگاری)

پرهیزگاری، از جمله اصول حاکم بر تمام رفتارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فردی یک مسلمان متعهد است. امیرمومنان(ع) تقوا را سردسته اخلاق معرفی می‌کند و در نامه‌ی به والی مصر (محمد بن ابی‏بکر) آن را عامل سعادت دنیا و آخرت برشمرد و در جای دیگر مشکل‏گشای مسایل سیاسی و اجتماعی مسلمانان می‏داند. اگر زمامداران مسلمان روح خود را به زینت تقوا بیارایند، امکان ندارد که از سرِ علم و عمد آسیبی به نظام اسلامی برسانند، بلکه به حکم تقوای سیاسی، زمینه رشد و تعالی آن را نیز فراهم می‌کنند. بی‏تردید بزرگ‏ترین مسوولیت علم اخلاق، راهنمایی انسان به سوی کمالات انسانی و انسان‌های وارسته از خود رسته و به خدا پیوسته است. تمام پیشرفت‏های انسان ـ حتی پیشرفت‏های علمی و صنعتی ـ اگر با تهذیب نفس و خودسازی همراه نباشد، مانند کاخ مجللی است که بر قله کوه آتش‌فشان بنا گردد. امام علی(ع) می‌‏فرماید: گیرم که اصلا ثواب و عقابی در کار نباشد، چرا در کسب مکارم اخلاق کوتاهی می‌کنید؟!

اگر جامعه‏‌ی بخواهد به صلاح و سداد برسد و روی عافیت و پیشرفت را ببیند، زمامداران آن باید خود را به صلاح و سداد بیارایند و از خلاف و فساد و رذایل اخلاقی چشم بپوشند. امام علی(ع) در همه جای نهج‌‏البلاغه درباره رذایل اخلاقی سخن گفته و زمامداران و عامه مسلمانان را از آن برحذر داشته ‏است و حتی به مالک اشتر فرمان می‌‏دهد با کسانی که در رذایلی همچون بخل، حرص و ترس غنوده‏اند، مشورت نکند: ای مالک! بخیل را در مشورت خویش دخالت مده که تو را از نیکوکاری باز می‏دارد و از تنگدستی می‌‏ترساند. با ترسو نیز مشورت نکن، که در انجام دادن کارها روحیه تو را سست می‏کند. با آزمند و حریص نیز به رایزنی منشین، که افزون خواهی ستمکارانه را در نگاهت می‌‏آراید، زیرا بخل و ترس و حرص، غرایز گوناگونی هستند که ریشه در بدگمانی به خدای بزرگ دارند.

از موارد فوق و دیگر تعابیر در نهج‌البلاغه به‏دست می‌‏آید که زمامداران باید دارای این خصوصیات و صفات باشند: همراه بودن با مردم، حقگویی، تعهد، سعی و تلاش، عدالت، امانت، انصاف در برابر مردم، قاطعیت، دور بودن از خودبینی و خودپسندی و منت‏گذاردن برای انجام کار و… .

۲- نظارت

یکی از راه‏های مقابله با بروز آسیب‏های ناشی از زمامداران، نظارت همه جانبه است، از جمله:

الف) حسابرسی از کارگزاران،

ب) نظارت بر چگونگی تقسیم بیت‌المال،

ج) مراقبت از غارت بیت‌المال،

د) نظارت بر گفتار کارگزاران،

ه ) نظارت بر مکاتبات کارگزاران،

و) نظارت بر مهمانی‌‏های کارگزاران،

ز) نظارت بر رفتار کارگزاران با مخالفان،

ح) نظارت بر رفت و آمد کارگزاران و شهروندان،

ط) نظارت و دقت در گزینش کارگزاران.۸۷

طبیعی است که این گونه نظارت‏های فراگیر و پیگیری‏های متعاقبِ آن بر تخلف‏های کارگزاران و زمامداران، آسیب‏های وارد آمده را کاهش خواهد داد.

۳- عدالت‏خواهی و ظلم‌‏ستیزی

عدالت‏خواهی و انعطاف‏ناپذیری حضرت زبانزد بود. گاهی اصحابش می‏آمدند و از ایشان می‏خواستند مقداری انعطاف داشته باشند. حضرت می‏فرمود: از من می‏خواهید که پیروزی و موفقیت در سیاست را به قیمت ستمگری و پایمال کردن حق مردم ضعیف به دست آورم؟ به خدا قسم تا شبی و روزی در دنیا هست، تا ستاره در آسمان در حرکت است، چنین چیزی عملی نیست.

۴- موارد دیگری از روش‏های مقابله:

با مراجعه به کلام علی(ع) در نهج‏البلاغه می‏توان موارد زیر را نیز از روشهای مقابله با آسیب‏رسانی زمامداران به حکومت دینی داشت که تجزیه و تحلیل هرکدام از آن نیازمند مجالی دیگر است.

الف) پیروی از الگوهای ارزشمند (پیامبران و ایمه معصوم)، ب)) تقویت روح مذهبی (اسلام‏گرایی)، ج) حق‏طلبی و باطل‏ستیزی، د) پارسایی و ساده‏زیستی، ه ) یاد مرگ و قیامت و آمادگی برای آن، و) هم‏سطح قراردادن زندگی خود با طبقات پایین یا متوسط جامعه، ز) پرهیز از دنیازدگی، ح) پرهیز از خودکامگی، ط) پرهیز از اختلاف و گذشت از حق خویش، ی) پرده‏پوشی نسبت به عیوب مردم، ک) اطلاع‏رسانی صحیح و به موقع به مردم، ل) رعایت حال مردم (با تخفیف در مالیات‏ها) در بحران‌های اقتصادی، م) رعایت حقوق متقابل زمامداران و مردم، ن) تشویق نیکوکاران، س) تنبیه خلافکاران، ع) سخت‏گیری با خاینان و عفو خطاکاران، ف) انتخاب همکاران صالح، ص) پرهیز از خونریزی، ق) اهمیت دادن به وظایف قانونی، ر) اصلاح‏طلبی صحیح در امور، ش) امر به معروف و نهی از منکر، ت) برطرف نمودن مشکلات اقتصادی کارکنان دولت، ث) استفاده از نیروهای صالح و ازمایش شده، خ) مشورت در انتخاب همکاران و معاونان.

نتیجه گیرى:

در مسیر تولد و رشد هر پدیده‌یى ممکن است آسیب‌ها و آفت‌هایى بروز کند و از تحقق یا استمرار آن جلوگیرى نماید. از این‌رو اگر پدیده‌‌ى بخواهد ایجاد گردد یا تداوم پیدا کند باید مقتضى آن موجود و مانعش مفقود باشد. موانع همان آسیب‌ها و آفت‌هایى هستند که اگر زدوده نشوند، ادامه حیات آن پدیده را با مشکلات جدى رو به رو مى‌سازند. جامعه و حکومت اسلامى هم اگر به آسیب زدایى و آفت زدایى توجه کافى نکند، آسیب‌ها و موانع، حرکت تکاملى و رو به توسعه آن را سد مى‌‌کنند و تحقق اهداف آن را به تاخیر یا ناممکن مى‌‌سازند. شاید به تعداد اهدافى که هر جامعه و حکومت دنبال مى‌کند بتوان آسیب‌ها و موانع را دید. در این مقاله با توجه به سخنان امام على(ع) در نهج البلاغه، چهار نمونه از آسیب‌هاى اساسى را تجزیه و تحلیل کردیم. هر یک از این آسیب‌ها ممکن است ابعاد مختلف سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى را دربر گیرد و منشاى درونى و ارگانیک یا برونى و مکانیک یا ترکیبى از هر دو داشته باشد.

یادداشت‌ها

[۱] – نهج البلاعه ، خطبه ششقییه

[۲] نهج البلاغه نامه اما به مالک اشتر

امتیاز:
(4) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما