• یکشنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۱
    حسین بی‌نوا
    «اما در این تازگی‌ها زمزمه روشنایی به گوش می‌رسد که جرقه‌های امید را در دل من و هم‌نسلانم بشارت می‌دهد. این زمزمه روشنایی و تلاوت آیاتی از جنس خورشید بعد از توفان تبسم خونین گلوهای بریده در بیستم عقرب، به ارمغان نشسته و به گوش می‌رسد و احساس می‌شود که علارغم خیانت‌های ظالمانه و نابخشودنی دیو سیرتان و معامله‌گری‌های پیدا و پنهان زنبارگان و اغواگری‌های ممتد و پیاپی اجیر شدگان، انگار خورشیدی، نه از افق کوه‌ها و قله‌های بلند و مغرور که از پهن دشت دامنه توده‌ها و از ساحل چشم‌اندازهای ناپیدای مردم، طلوع خواهد کرد و این شب سیاه و این سرنوشت تباه را برای ابد دفن کرده و جنبش روشنایی را تبدیل به جشن روشنایی خواهد کرد.»
  • چهارشنبه ۸ ثور ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۱
    عبدالخالق فصیحی
    «ما در منظومه هزاره بودن فکر می‌کنیم، هنر می‌آفرینیم، سرود می‌خوانیم، با دیگران تعامل می‌کنیم، در عرصه سیاسی حضور یافته و هم در همین منظومه سیاست را فهم می‌کنیم. اشک و خون، گریه و لبخند، ذلت و خواری ما در همین منظومه معنی پیدا می‌کند. لذا روی همین برآورد است که شناسنامه الکترونیکی حساسیت به وجود می‌آورد، چراکه ما در این مقطع حساس گم‌شده‌های خود را پیدا می‌کنیم، فراموش‌شده‌های خود را به یاد می‌آوریم و بانام‌های هزاره سنی، اسماعیلی و شیعی در منظومه هزاره بودن گرد هم آمده و بر این بنیان می‌ایستیم.»
  • شنبه ۲۸ حمل ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۱
    ا.ع. هزاره
    «تمام هزاره‌ها مسوولیت تاریخی، اجتماعی و حتی اخلاقی دارند که در برکندن این نقاب غیریت از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و مراکز علمی و فرهنگی به آگاهی بخشی توده‌های مردم هزاره یاری رسانند تا هزاره‌ها؛ هویت اصیل، نجیب و صلح‌دوست خود را با شجاعت و افتخار افشا کنند. هویت اصیل هزاره دوستدار دانایی و توانایی، هنر و فرهنگ، دانش و شکوفایی بوده و هست. علی‌رغم جفای روزگار در این سرزمین هزاره جز افتخار ملی و بین‌المللی چیزی برای این سرزمین نیا روده است.»
  • دوشنبه ۲ حمل ۱۳۹۵ - ۱:۲۱
    طرح نو
    «سایت «طرح نو» فرارسیدن سال نو تقویمی و مقدم بهار طبیعی را به هم‌وطنان بی ‌بوریا و بی‌ستاره خویش تبریک گفته و فرارسیدن سال نو تاریخی و بهار زیبای اجتماعی را برای مردم خویش آرزو دارد تا شاید در آن بهار، زمینه‌ی برای آدم‌های بی‌‌بوریا و بی‌ستاره فراهم ‌گردد که در زمین صاحب بوریا و ‌در آسمان صاحب ستاره گردند. بیایید با نیروی اراده و معجزه آگاهی سال نو تاریخی و بهار اجتماعی را خودمان برای خویش خلق نماییم و از این وضعیت اسف‌ناک بی‌بوریایی و از این فقر و درد بی‌ستارگی خارج شویم و جهان اجتماعی‌ای را بیافرینیم که مستحق آن هستیم.»
  • پنج شنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۲
    ع.س. آگاه
    «تاکنون دولت وحدت ملی نتوانسته است نسبت معقول با اعتراضات مدنی یادشده برقرار نماید. چرایی این مساله به نظر می‌رسد در تقویت و تشکل بخشی و نهادینه کردن اعتراضات مدنی و ایجاد جامعه‌ی فراگیر مدنی نهفته است که برخوردار از مولفه‌های استمرار و اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی مداوم باشد. و در کلام دیگر تاثیرگذاری و نیل به مطالبات مدنی، پدیده‌ی فرایندی است که باگذشت زمان و پیگیری مستمر نتیجه‌بخش می‌گردد و انتظار ثمربخشی آن در کوتاه‌مدت، گمراه‌کننده است.»
  • دوشنبه ۱۷ حوت ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۸
    علی نظری
    «هزاره‌ها .... با هم احساس همدردی و نیاز به پایمردی و شعور هم‌نوایی و شعار هم‌صدایی را ندارند و چون رمه‌ی بی‌چوپان کنار هم هستند اما با هم نیستند، همکلام هستند اما هم سلام نیستند، کنار هم، راه می‌روند اما با هم راه نمی‌روند. دردشان مشترک‌اند اما مقصد و هدف‌شان مشترک نیستند، باهم قربانی می‌شوند اما برای هم یار جانی نمی‌گردند، هویت هزارگی دارند اما حمیت و عصبیت هزارگی ندارند. تشخص هزارگی دارند اما تشخیص هزارگی ندارند؛ چالش هزارگی دارند اما نگرش هزارگی ندارند، منش هزارگی دارند اما بینش هزارگی ندارند، سنجش هزارگی دارند اما کنش هزارگی ندارند.»
  • شنبه ۸ حوت ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۶
    عبدالله نظری
    «انسان هزاره دارای استعداد برتر ذاتی و خدادادی است که باید زمینه و بستری بروز و ظهور، شکوفایی و باروری آن را فراهم نمود. انسان هزاره، قدرت فکری و فلسفی و هنری و نوآوری و ابداعی خود را به نمایش بگذارد. درصحنه‌های عملی و اجرایی ثابت نماید که هزاره توان خلق و آفرینش در تمامی ابعاد و ساحات زندگی جمعی سیاسی را دارد چنانچه در سال‌های اخیر نبوغ و قدرت خلاقیت انسان هزاره را در عرصه‌های علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، نظامی و... می‌توان مشاهده نمود. انسان هزاره زمانی می‌تواند به دگرگونی دست بیابند و به وضع مطلوب و آرمانی برسد که حس خودباوری و خوداتکایی را در خویش ایجاد و تقویت نماید.»
  • پنج شنبه ۶ حوت ۱۳۹۴ - ۰:۱۴
    علی‌زاده غزنوی
    «اگر نام شکوهمند عدالت با هزاره گره‌خورده است و اگر تاریخ عدالت‌خواهی در افغانستان با هزاره ثبت‌شده است، تحقق عدالت نیز با تعهد و پاک اندیشی هزاره ممکن است. شعار عدالت دادن و هم‌کاسه دزدان شدن به همان میزانی که به زیان درک ضرورت تغییر وضع قساوت‌بار موجود است به زیان اعتبار و حیثیت هزاره هم است؛ چون ضرورت حضور هزاره و اعتماد به تعهد هزاره وقتی همگانی می‌شود که هزاره قدرت داشته باشد، بتواند فساد کند ولی به خاطر تعهد و مسوولیت، از فساد و همگانی شدن فساد جلوگیری کند.»
  • جمعه ۱۶ دلو ۱۳۹۴ - ۲۳:۰۹
    علی فروزان
    «اگر کل افغانستان را در قطب شمال تاریخی تصور کنیم که گرفتار یخبندان و انجماد ممتد تاریخی است، سرزمین هزارستان در قطبی‌ترین نقطه شمال تاریخی به سر می‌برد که آفتاب گرمابخش و نوری که پیام گرما و فصل تازه تاریخی را نوید دهد، نمی‌تابد و کوه‌های یخ و دریای منجمد و آسمان سوزناک و بی‌رحم و بادهای وحشی و برف‌های همیشگی حکم رانده و بیداد می‌کنند و مردم همه در کولاک‌ها و توفان‌های ممتد و پیوسته گیر مانده و از نشانه‌ی حیات فقط نفس کشیدن را با خود دارند و دیگر هیچ علایم و نشانه زنده‌بودن و زنده شدن مشاهده نمی‌گردد.‌»
  • سه شنبه ۱۳ دلو ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۴
    عبدالخالق فصیحی
    «این هامارتیا یعنی ناپاکی، پستی و خیره‌سری که در ارگ فاجعه آفرید، بسی عمیق‌تر و مخرب‌تر از فاجعه تولد یافته از ناپاکی‌های قوم‌گرای بود. هم ازاین‌جهت که خواسته‌ها و مطالبات بر حق مردم را از چنگ آن‌ها خارج کرده و بر باد دادند، و هم این‌که هزاره‌های سیاه‌بخت این بار توسط هامارتیای خودی یعنی «محقق» در پیش چشمان مردم دنیا تحقیر شدند. روز بیستم عقرب که مردم دنیا به صفحه‌نمایش غلبه اتوس بر هامارتیا و محکومیت تروریست‌های قومی و نسل‌کشی، خیره شده بودند و عن‌قریب که پیروزی عدالت‌خواهی را همراه با مردم ستمدیده افغانستان جشن می‌گرفتند، که به‌یک‌باره در شوک شکست اتوس قهرمان فرورفتند.»