کد مطلب : 1867
سه شنبه ۳ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۹
6337
فاقددیدگاه
خالق فصیح

پرسش از جای خالی پدر و سرود عدالت‌خواهی مادر!

۱۳۹۵۰۵۰۲۱۷۱۹۳۸۶۲۳۸۱۹۷۰۴۱۰
«از کجا شروع کنیم؟ از عدالت‌طلبی گفت‌وگو کنیم یا از نا عدالتی و تبعیض؟ از کمیت شهدا بگوییم یا از کیفیت شهادت؟ از دسته‌های گل آغاز کنیم یا از گلوله‌های تفنگ ظالم، از پدر تعریف کنیم یا از پسر؟ از ناله‌های مادر درد دل کنیم یا از گریه‌های خواهر؟ درنهایت از دشمن سخن کنیم یا از دوست؟ اینجا است که پاسخ دادن به آن‌ها بسی دشوار و مشکل می‌ماند!! البته باید مثل مادران سرود عدالت‌خواهی خواند، ولی نه در گوشه‌های منزل، بلکه با حضور در میدان‌های مبارزه علیه ستم و تبعیض تا باشد که بچه‌های شهدا قصه نبود پدر را از صفوف مطمین و استوار ما در مسیر عدالت‌خواهی بخوانند.»

فاجعه دوم اسد با جانکاه‌ترین دردهایش یک‌ساله شد؛ فاجعه‌ی که جان هر دردمندی را آشفته کرده است. ولی جان نیمه‌جان مادرانی را که فرزند کوچک از شهید عزیزشان در خانه دارند، بیشتر آشفته نموده است. حتما در این‌یک سال غم‌انگیز فرزندان کوچک شهدا پرسش‌های از مادرانشان داشته‌اند. در هر صبح و شام و در هر ایام عید و شادی‌ای که بچه‌ها‌ لباس نو پوشیده و قصد شادی داشته‌اند، طبق عادت  پرسش‌های را فراروی مادرانشان مطرح نموده‌اند. از این سنخ که پدر کجاست، چرا جای پدر خالی است، کجا رفته، چرا برنمی‌گردد و…؟

در این موقع رقت‌آور، مادران چه روشی را برای پاسخ دادن به بچه‌ها در پیش گیرند، خیلی دشوار است. مادری که گلویش بغض گرفته و چشمان مادرانه‌اش لبریز اشک، یا باید لحظه‌ی بچه‌ها را تنها گذاشته و از پاسخ دادن به آن‌ها طفره روند و یا قصه نبود پدر را با تمام ناگواری‌هایش شرح دهند. اما مادران بالطافت طبعی که دارند مشکل است که جای خالی پدر را با واژه‌های چون« مرگ»، « مردن»، انفجار و حتی با واژه شهادت تفهیم کنند، اما می‌توانند بگویند که پسرم هر موجودی در این عالم از یک قاعده مسلم ناگزیرند و آن اینکه روزی زندگی‌شان پایان می‌یابد. پس زندگی پدر شهید شما نیز طبق قاعده به پایان رسیده و دیگر برنمی‌گردد. اما بچه‌ها بازخواهند پرسید که، پس چرا هنوز پدران زیادی هستند، چرا هنوز پدران خانواده همسایه‌ها، پدران خانواده‌های‌ رهبران سیاسی و رییس جمهور زنده‌اند و زندگی‌شان به پان نرسیده‌اند؟ اینجاست که مادران در برابر پرسش‌های بچه‌ها مبهوت مانده چاره‌ای جز خواندن سرود عدالت‌خواهی ندارند تا خود بچه‌ها روزی جای خالی پدر را آگاهانه شرح دهند.

شاید سرود عدالت‌خواهی تنها گزینه‌ای درخور است که غیبت پدر را برای فرزندان شهدا معنا می‌کند، اما باگذشت زمان. اگر این راه، راهی چاره است، زیبنده است که با مادران هم‌صدا شده برای بچه‌های شهدایمان سرود عدالت‌خواهی بخوانیم. در این قالب برای آن‌ها شرح دهیم که پدرانتان نمرده‌اند، آن‌ها نه‌تنها زنده‌اند که برای ما زندگی بخشیده‌اند. جسم پدرانتان را از ما گرفتند، اما روح پاکشان، اهداف و آرمان‌های عدالت‌طلبی‌شان تا ابد زنده‌اند، در میان عدالت‌خواهان حضور دارند و از زبان میلیون‌ها انسان عدالت‌خواه تا تحقق اهدافشان باشهامت سخن می‌گویند. مادران با این سرود معنا کنند که پدران شهید شما در عین غیبت ازنظر، همه‌جا حاضرند؛ از کوچه‌های برچی گرفته تا خیابان‌های این شهر، از میدان روشنایی تا بین جمعیت‌های عدالت‌خواه،از فراز پرچم‌ها و پلاکارت‌های در دستان یاران جوانشان گرفته تا محافل سیاسی و علمی، از بگومگوهای منازل و مساجد تا گفتمان مسلط بر همه ابعاد زنگی ما حضور دارند. پس آن‌ها سزاوار مردن نیستند.

اما سرود چیست؟ سرود در ایستادن بدون ترس‌ولرز تا تحقق مطالبات مردمی که همان آرمان‌‌ و راه شهدا است، می‌باشد. اگر چنین است، پس دشوار می‌ماند آن زمان که فرزندان شهدا، ما، جامعه و یاران پدرانشان را در معرض پرسش قرار دهند. اگر از ما بپرسند ده‌مزنگ چه جای است، چرا آفتاب این ساحه خون‌رنگ و درعین‌حال روشن و درخشنده است؟ از این منطقه صدای ناله می‌آید، این صداها مال کیست و چرا این‌قدر دل‌خراش اما دوام‌دار و بی‌وقفه‌اند؟ شنیده‌ایم که از این میدان جوانان زیادی به معراج رفته و تاکنون برنگشته‌اند این‌ها کیا بودند؟ از آن به بعد این میدان، به میدان روشنایی نام گرفت، واقعا قصه چیست، کمی برای ما شرح دهید!!!! می‌گویند راه ده‌مزنگ، راه روشنایی است، پس چرا عده‌ای ‌از این راه می‌ترسند و عده دیگر این راه را تاریک می‌بینند، پس راه کدام است؟

اگر با خواندن داستان‌وار قصه ده‌مزنگ پاسخ دهیم، سرآغاز این قصه چیست، از کجا شروع کنیم؟ از عدالت‌طلبی گفت‌وگو کنیم یا از نا عدالتی و تبعیض؟ از کمیت شهدا بگوییم یا از کیفیت شهادت؟ از دسته‌های گل آغاز کنیم یا از گلوله‌های تفنگ ظالم، از پدر تعریف کنیم یا از پسر؟ از ناله‌های مادر درد دل کنیم یا از گریه‌های خواهر؟ درنهایت از دشمن سخن کنیم یا از دوست؟ اینجا است که پاسخ دادن به آن‌ها بسی دشوار و مشکل می‌ماند!! البته باید مثل مادران سرود عدالت‌خواهی خواند، ولی نه در گوشه‌های منزل، بلکه با حضور در میدان‌های مبارزه علیه ستم و تبعیض تا باشد که بچه‌های شهدا  قصه نبود پدر را از صفوف مطمین و استوار ما در مسیر عدالت‌خواهی بخوانند. این سرود عدالت‌خواهی است، سرودی که از ده‌مزنگ شکل یافته و مدام عدالت‌طلبی را تازه‌تر از هرروز تعلیم می‌دهد. این قصه، قصه است که پدران شهید شما قهرمانان آن‌اند و این راه‌، راهی است که پدران شما راهنمای آن‌اند. پس بیایید برای بچه‌های شهدا سرود عدالت بخوانیم.

(سال یاد فاجعه خونین ۲ اسد تسلیت باد.)

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما