کد مطلب : 1693
دوشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۱
11538
فاقددیدگاه
عبدالخالق فصیحی

مزاری و ایجاد برش بر خط اتصال تبعیض!

بابه مزاری
«دقیقا همین منافع شخصی است که رهبران فعلی را از مردم جدا نموده و شکاف عمیق بین آن‌ها و مردم محقق شد. با ایجاد این شکاف و رفتار منافقانه مدعیان رهبری، دوباره قبلی‌ات تبعیض به بعدی‌ات آن رسیده و حرکت اتصالی فاجعه از سرآغاز شد. سیالی‌ات تبعیض و نابرابری‌ها که مزاری آن را قطع کرده و برش زده بود، بار دیگر به راه افتاده و مثل گذشته صورت اتصالی به خود گرفتند. بنابراین، پاسخ سوال منفی بوده و رهبران پس از مزاری ناتوان‌تر از آن ظاهر شدند که بتوانند از دست آورد شهید مزاری محافظت نمایند. درواقع، جایگاه رهبری هزاره پس از مزاری عملا به قمارخانه خیانت و معامله‌گری بر سر منافع مردم و حتی به قیمت خون صدها جوان تبدیل شد.»

زمان، امری متصل و سیال است؛ متشکل از دو شناسه قبلی‌ات و بعدی‌ات تنیده در هم که حرکت زندگانی انسان را اندازه می‌گیرد. قبلی‌ات جایش را بعدی‌ات داده پس از آمدن بعدی‌ات از چنگ نظر و عمل خارج می‌شود. بعدی‌ات که تاکنون در بستر بالقوگی قبلی‌ات خفته بود و زوال قبلی‌ات را انتظار می‌کشید، اکنون سررسیده و سیالی‌ات تاریخ زندگی انسان را رسم می‌کند. اگر زمان مقدار حرکت است، تاریخ انسان نیز که در بستر زمان صورت عینی می‌یابد با دو شناسه قبلی‌ات و بعدی‌ات تبعیض با وصف پیوستگی‌شان اندازه‌گیری می‌شود. اما درعین‌حال، زمانی وحدت اتصالی قبلی‌ات و بعدی‌ات برش خورده و سیلان آن از جریان می‌افتد که مزاری نمونه روشنی بر اثبات این ایده در تاریخ سیاسی هزاره است.

تاریخ سیاسی هزاره، با رنج‌ها، تبعیض‌ها و نا عدالتی‌های فراوان وحدت اتصالی یافته و مثل زمان در حالت سیالی‌ات بی‌وقفه به‌پیش می‌رود. ظلم پس از ظلم، تبعیض پس از تبعیض و مصیبت‌ها پس از دیگری مقدار تاریخ زندگی هزاره را تعیین می‌کند. ظلم قبلی زمینه‌ساز ظلم بعدی و همین‌گونه صورت اتصالی فجایع نسلی را حفظ می‌کند. قبلی‌ات فجایع عزیمت‌گاه بعدی‌ات آن، و بعدی‌ات که سر از خاستگاه قبلی‌ات برکشیده وحدت اتصالی فاجعه انسانی را رقم می‌زند. مشخصا عبدالرحمن و اشرف غنی دو عامل فجایع انسانی و نسل‌کشی از هزاره‌ها علیرغم فاصله زمانی به هم وصل شده و وحدت اتصالی فاجعه نیز ماهیت هردو را روی یک سفره قابل رویت می‌کند. قبلی‌ات عبدالرحمنی بعدی‌ات غنی را با خود حمل کرده و با حفظ صورت اتصالی بار بعدی‌ات فاجعه را در زابل و دهمزنگ به زمین می‌گذارند. قبلی‌ات تا لحظه تولد بعدی‌ات مدتی ازنظر پنهان می‌شود، اما نابود نمی‌گردد و همین صورت اتصالی تبعیض است که مقدار حرکت تاریخ هزاره را به سنجه می‌گیرند.

اما در یک مقطعی از زمان، وحدت اتصالی فجایع قطع و برش خورده بین قبلی‌ات و بعدی‌ات فاجعه فاصله ایجاد می‌گردد. شهید مزاری همان کسی است که قبلی‌ات و بعدی‌ات تبعیض را از هم جدا کرده و وحدت اتصالی فاجعه‌ی ناشی از آن را در هم می‌شکند. او با ایجاد برش بر خط اتصال ظلم و تبعیض، روند حرکت اتصالی استبداد قومی را از جریان انداخت و سیالی‌ات آن را قطع کرد. شهید مزاری با تمام تجهیزات از جنس خلوص مصمم بود دیگر اجازه ندهد قبلی‌ات و بعدی‌ات فاجعه به‌صورت پیوسته مقدار تاریخ هزاره را تعیین کرده و به هم وصل شوند.

از همین رو، با تکیه بر نیروی معنوی اخلاص، حمایت مردمی و با درک درست از صورت اتصالی فجایع تاریخی، حرکت به‌هم‌پیوسته ستم را متوقف نمود. او خوب متوجه بود که بدون حمایت مردمی رسیدن به منافع شخصی و سرمستی‌های زندگی فردی میسر است. اما شکستن وحدت اتصالی قبلی‌ات و بعدی‌ات ظلم و تبعیض که به سنجه تاریخ هزاره تبدیل‌شده است، هر گز ممکن نخواهد بود. او با انتخاب دومی و باهم بودگی کامل با مردم، مقتدرانه صورت اتصالی فاجعه را برش زده، سیالی‌ات آن را از کار انداخت و نشان آزادی‌خواهی و حق‌طلبی را روی این قطعه برش خورده به اهتزاز درآورد. هرگاه ظلم و تبعیض اراده عبور از آن را داشتند تا قبلی‌ات تبعیض را به بعدی‌ات آن وصل نمایند، مزاری و آزادی‌خواهی را استوارتر از هر وقت روی آن می‌دیدند.

اما آیا پس از مزاری قبلی‌ات تبعیض روی لبه‌ی این قطعه برش خورده متوقف ماند؟ مسلما پس از مزاری کسی پا روی این قطعه نگذاشتند و لذا سنگر مزاری خالی ماند. رهبران هزاره با دو ژست پهلوانی و خردمندی‌شان، بزدلانه‌ترین و احمقانه‌ترین دوره تاریخی رهبری سیاسی یک قوم را رقم زدند. رهبران پس از مزاری نه درک درست از صورت اتصالی فجایع تاریخی داشتند و نه شهامتی برای توقف آن، بلکه همواره منافع شخصی بیانگر فلسفه حضور این‌ها در میدان‌های پرسود سیاست بوده است.

دقیقا همین منافع شخصی است که رهبران فعلی را از مردم جدا نموده و شکاف عمیق بین آن‌ها و مردم محقق شد. با ایجاد این شکاف و رفتار منافقانه مدعیان رهبری، دوباره قبلی‌ات تبعیض به بعدی‌ات آن رسیده و حرکت اتصالی فاجعه از سرآغاز شد. سیالی‌ات تبعیض و نابرابری‌ها که مزاری آن را قطع کرده و برش زده بود، بار دیگر به راه افتاده و مثل گذشته صورت اتصالی به خود گرفتند. بنابراین، پاسخ سوال منفی بوده و رهبران پس از مزاری ناتوان‌تر از آن ظاهر شدند که بتوانند از دست آورد شهید مزاری محافظت نمایند.

درواقع، جایگاه رهبری هزاره پس از مزاری عملا به قمارخانه خیانت و معامله‌گری بر سر منافع مردم و حتی به قیمت خون صدها جوان تبدیل شد. با این سرگرمی رهبران در قمارخانه‌های رهبری، هم‌سنگر آزادی‌خواهی خالی ماند و هم قبلی‌ات و بعدی‌ات تبعیض و نابرابری فرصت وصل شدن را به دست آورد. وحدت اتصالی ظلم و تبعیض این بار در قلمرو رهبری خیانت و معامله خودش را بازیافت. ظلم و ستم و نا عدالتی و نابرابری از قطعه برش خورده مزاری به‌راحتی عبور نموده و قبلی‌ات فاجعه را به بعدی‌ات آن پیوند زد.

خط فاصل که مزاری با عدالت و آزادی روی آن اقامت گزیده بودند از میان برداشته شد. ظلم و تبعیض نه‌تنها این فاصله را پر کرد که فواصل ارزگان و زابل، دهمزنگ و جلریز را نیز به هم وصل کردند تا وحدت اتصالی فاجعه در حین سرمستی قماربازان سیاسی رهبران هزاره تکمیل گردد و تکمیل شد. مردم که مزاری مجرمی‌ات هزاره بودن را از پیشانی آن‌ها پاک‌کرده بود، دوباره به وضع فجیع‌تری مجرمانه به پشت دروازه‌های اداری دولت استبداد قومی رانده‌شده  و به جرم هزاره بودن در جاده‌ها و میدان‌ها کشور به خون خفتند. درنتیجه، سلسله مصیبت‌های ناشی از ظلم و تبعیض که تازه مزاری آن‌ها را از خانه‌های مردم دور انداخته بود، با بی‌کفایتی و خیانت رهبران فعلی دوباره به کاشانه‌های آن‌ها بازگشته و مردم را زمین‌گیر کردند.

امتیاز:
(1) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما