-
دوشنبه ۲۵ ثور ۱۳۹۶ - ۰:۵۷امان الله علیزاده«تودههای آگاه مردم که بعد از قتلعام خونین، دردناک و فراموش ناشدنی دوم اسد قامت راست کردهاند مصممتر از همیشه در اقصا نقاط جهان به صحنه آمده و خونخواهی میکنند و فریاد عدالتطلبی سر میدهند. ولی اربابان سیاسی هزاره دیگر پذیرش طرح توتاب را در این برهه و بااینهمه قتل عام و کشتار، یک خودکشی و یک انتحار سیاسی میدانند.!! لذا جسورتر از دولت قومی و فاشیستی در برابر مردم شمشیر را از رو بستهاند و بر خطا بودن دادخواهی و عدالتطلبی پا فشرده و مدام دسیسه میکنند!!. در سایه سنگین امنیت دولت فاشیستی اعتراض مردمی را با چماق سربازان دولت زورگو و متعصب سرکوب کرده و به خشونت میکشند.»
-
دوشنبه ۴ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۵علی غزنوی«هرچند مدتی است که متوجه شدهاند که این اقلیتی که با شعار جهاد و اسلام فریبشان دادهاند دزدان سازمانیافته هستند نه جهادگران از دنیا رسته! اما گروه بدیلی که بتوانند بهجای آنها به آنها اعتماد نمایند را شناسایی نتوانستهاند. لذا این مردم سردرگم هستند و به خاطر این سردرگمی و ماندن در برزخ بلا تصمیمی اینهمه مصیبتها و محنتها را تحمل کرده و واکنش مناسب با رخدادها نشان داده نمیتوانند و ماندهاند که چهکار بکنند!!؟ رهبران بهاصطلاح جهادی و تکنوکراتهای غربی غرق در فساد و تباهی و جنایت و خیانتاند که در تمام معاملهها و جنایتهای ضدبشری و ترورها و انتحارهای طالبانی دخیلاند.!!.»
-
پنج شنبه ۲۸ دلو ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۱حسین عزیزی«اگر مردم هزاره از شانزده سال پیش تا جنبش تبسم و روشنایی ساکت نمیبودند و مبارزات عدالتخواهانه خود را از همان اوان دوران پسا طالبانی آغاز میکردند امروز یقینا وضعیتی بهمراتب بهتر و شرایطی بهمراتب مناسبتر میداشتند. تفاوت دنیای قدیم و جدید در همین است که درگذشته و دنیای قدیم، ستمی که بر هزارهها میرفت هرگز کسی خبر نمیشد و گوش شنوای برای شنیدن آه و فغان، نالههای کودکان، گریهها و ضجههای زنان وجود نداشت. اما امروز آنطور نیست. کمکم انسانیت از مشرق مغرب زمین سوسو میزند و پنجرههای امید کاملا مسدود نیست و اگر بالوپر بزنی روزنهای برای نجات باز و افقی برای پرواز گشوده خواهد شد.»
-
شنبه ۲۳ دلو ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۹امان الله علیزاده«پانزده سال طلایی دولت و دموکراسی که سرنوشت یک ملت به دست چند لکاته سیاسی و چند لُمپن عیاش قرار گرفت، عزت و حیثیت هزاره بر باد رفت و کرامت انسانی هزاره تاراج شد. حضور وحدت چندپاره و وزرایی آواره در ساختار قدرت، برآیندش، همین نکبتی امروز است که خون جوانان هزاره هدر میرود و ناموس هزاره امنیت ندارد. برآیند رهبری خردمندانه و پهلوانی دو دهه گذشته همین خفت و خواری وزرای است که بدون هیچ خیانتی به جرم خیانت از مقامش عزل میشوند و بدون هیچ بازخواستی مارک فساد و غارت میخورند.»
-
سه شنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۹استاد نوروز علی حمیدی«دلواپسان‘ از پیامدها و نتایجی که این جنبش عظیم اجتماعی برجای نهاده است شدیدا نگراناند و از سقوط حتمیای هزارهها در سیاهچال چنددستگی و تفرقه ‘ شکایت دارند و عامل مهم و عمدهی این تفرقه و شکافهای درون اجتماعیای هزارهها را در تشکلهای نوین اجتماعی‘ مانند "جنبش روستایی" مکنون و متمرکز میدانند. از دید این دلواپسان‘ پیش از تحقق " جنبش روشنایی" ‘جامعهی هزاره گلستانی از وحدت‘ یکپارچگی و برخوردار از تمامیای حقوق اساسیای شهروندی بوده است و در ظل ظلیل ! رحمت و هدایت رهبران خود خواندهی خود در اوج خوشبختی‘ رفاه و امنیت کامل به سر میبردهاند! و کمترین کمبود را در تمام شئون زندگی احساس نمیکردهاند!»
-
یکشنبه ۱۷ دلو ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱امین استوار«جنبش روشنایی تنها یک مطالبه کوچک کشیدن لین برق از مسیر بامیان میدان وردک نیست که عصیان مردانه و شورش آگاهانه علیه فساد تاریخی و تباهی دایمی و رنج همیشگی در کشور است. جنبش روشنایی داعیه قطع و سد نمودن مسیر تاریخی فساد و تباهی را دارد تا اعمال تبعیضات قومی و تعصبات نژادی، غارت اموال عمومی و زراندوزیهای قارونی، محو گردد و تیکهداریهای قومی و انحصارگریهای سیاسی نابود شود و قدرت و ثروت ملی از انحصار مافیای موجود بیرون و در اختیار ملت قرار داده شود. بنابراین جنبش روشنایی صدای یک ایست دادن تاریخی و نهیب یک هشدار سیاسی و بانک یک بیدارباش اجتماعی است.»
-
پنج شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۳علی غزنوی«درک شرایط موجود و فهم بحران کنونی شرط اول شکستن بنبستهای فکری و پیدا کردن راهحل عملی میباشد. هزارهها متاسفانه در درک و تحلیل شرایط و اوضاع موجود دچار خطا و اشتباه فاحش گشته و نمیتوانند متوجه این خطا و اشتباه حساس و خطیر خویش گردند. شناخت و درک محیط پیرامون خود شرط اول یک کنش موفق و متناسب است. وقتی یک گروه اجتماعی نتوانند از محیط پیرامون خود تحلیل دقیق و ارزیابی درست و صحیح داشته باشند نمیتوانند کنشگران موفق و بازیگران ماهری باشند.»
-
جمعه ۲۶ قوس ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲صادق روشنا«داعیه عدالتخواهانه جنبش را شخصی جلوه میدهند تا تمام نکبتی را بر سر فرد و سابقه نکبتبار او بکوبند تا شاید روزنهی باز شود و خود را از تنگنای سیاسی و اجتماعی نجات دهند؛ اما بهراستی جنبش و رهروان جنبش، پیرو چند فرد شورای عالی مردمیاند یا مردم خود با درک و درد تاریخی و تبعیض و تعصب امروزی، خود مسیر عدالتخواهی را برگزیدهاند؟ آیا معیار حمایت از جنبش چند فرد خاصی بهمثابه نمایندگان مردم در شورای عالی مردمی است یا ملاک و میزان برای حمایت از جنبش، عدالتخواهی، برابری، حقوق شهروندی، تغییر نگاه فاشیستی و قومی و برچیدن بساط ظلم و زورگویی است؟»
-
دوشنبه ۱۵ قوس ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۰عبدالله رستگار«اگر همه گروههای قومی در فرایند مدیریت کلان کشور سهمی داشته باشند زمینه تضاد و برخورد از بین میرود و سرانجام به همگرایی و همکاری همه اقوام منجر میشود و کشور از واگرایی و تنشهای قومی رهایی مییابد. شکاف قومی در افغانستان شکاف فعالی است. تیم حاکم تلاش میورزد که تمامی ابزار مشروع و نامشروع را برای حفظ قدرت به کار گیرد و قدرت سیاسی را حیاطخلوت قومی خویش میپندارد. اقوام دیگر حق ورود به آن را ندارند. اقوام محکوم برای شکستن انحصار قومی نیز حاضرند که آتش جنگ را دوباره برافروزند و تمام توان و هستی خویش را برای نیل به قدرت نابود سازد، تا تغییر در نگرش سیاسی و توزیع قدرت ایجاد شود.»
-
جمعه ۲۱ عقرب ۱۳۹۵ - ۹:۴۲عبدالخالق فصیحی«این از خاصیت عصر جنایت است که به خانههای رهبران مظلومین نیز سکنی گزیند تا در جنایت و جنایتگری تنها نبوده و دیگران را نیز در عصر جنایت شریک سازد.جای شگفتی نیست که چرا محقق در جنبش تبسم، پا روی گلوی بریده خواهرش شکریه تبسم گذاشت!!!! چون جانیان در عصر جنایت در یک نرمش شیطانی از او جانیای ساخته که قساوتمندانهتر از جانیان اصلی پا روی رگهای بریده ناموسش گذاشت و در حساسترین وقت کمر مردم را شکست!!! همین لگد انداختن محقق به سرهای بریده فرزندان قومش، نمونه روشنی از جانی پروری عصر جنایت است. از این نظر، محقق حقا که پرورده عصر جنایت است.»