• پنج شنبه ۲۳ جدی ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۵
    خاطره رنجیده
    «راه درمان و بیرون رفت از این وضعیت و از این فلاکت‌های سیاسی، بدبختی‌های اجتماعی، و سیه‌روزی‌های اقتصادی دیده نمی‌شود مگر اینکه نسل جوان با دست بیضایی خود قیام کنند و این جسد بی‌رمق را از این‌همه عفونت‌های مزمن و واگیردار واکسن نموده و این کالبد گندیده و عن‌قریب متلاشی‌شده را دوباره آب حیات داده و شربت نجات بخوراند و انواع میکروب‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دینی، هنری و... را از پیکره این جامعه و این مردم بزدایند.»
  • دوشنبه ۶ جدی ۱۳۹۵ - ۹:۳۵
    احمد زارع
    «وقتی جوانان عدالت‌خواه، در میدان دادخواهی برای برپایی عدالت اجتماعی سینه سپر می‌کنند از طلاب و روحانیت معزز خبری نیست.!! وقتی جوانان عدالت‌خواه توسط توصیه ارگ تکه‌تکه شده و بر دوش مردم داغدار تشییع می‌گردند بازهم از سلسله جلیله روحانیت خبری نیست که نیست. اما وقتی محقق خاین ضیافت افطاری از پول حرام و ناپاک برپا می‌کند این سلسله جلیله علیرغم اینکه می‌دانند که سفره افطاری از پول حرام تهیه‌شده و پول آن از راه حرام تامین گردیده است و علاوه بر اینکه می‌دانند که از حضور آن‌ها سو استفاده می‌شود؛ بازهم سر از پا نشناخته و شتابان و دوان‌دوان سر این سفره حرام ظاهر گشته و به‌اصطلاح روزه کذایی خود را افطار می‌کنند.!!!»
  • یکشنبه ۲۸ قوس ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۷
    خالق فصیح
    «چرا حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها آرام و خاموش نشسته و با ژست قهرآمیز از مردم بغل کج کرده‌اند، به‌سادگی روشن نیست. چه چیز سنگینی بر این دو نهاد راهبردی، لنگرانداخته است که زبان آن‌ها را بند آورده و شهامت سخن گفتن از بی‌عدالتی را از آن‌ها سلب کرده است؟ شاید دلیل این سکوت وابستگی شدید این‌ها به منابع قدرت و مکنت خاینانه خاینان باشد که نمی‌توانند خودشان را از زنجیر زمخت این وابستگی رها سازند. همین‌گونه احتمال دارد این سکوت به دلیل رخوت ذهنی و مشغولیت مادی بیش‌ازحد آن‌ها باشد که تصور روشنی از درک وضعیت اسفبار مردم را برای آن‌ها ناممکن کرده است.»
  • شنبه ۱۵ عقرب ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۱
    نگاره نقاد
    «ممکن است آقای دانش با پنداشت حفظ موقعیت فعلی، شخصیت بی‌جوهرش را زیر سایه شخص آرامش پنهان کند، ولی چشم‌داشت مردم از موقعیت و مقام، دست آورد از آن مقام است نه خود مقام. این بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیکی رهبران هزاره است که بین مقام و دست آورد آن به‌اشتباه افتاده‌اند.!!! این‌ها شخصیت، ارزش‌ها، محرومیت‌های تاریخی و حتی حیثت مردم را فروخته و نادیده گرفتند تا مقام و موقعیت را بدون هیچ دستاورد حفظ کنند و برای اطمینان از آن ذلیلانه از ستمگر دفاع کنند. درحالی‌که اشخاصی منهای شخصیت و تعلق‌خاطر به مردمش نمی‌توانند نمایندگان شایسته‌ی برای ستمدیده‌ها باشند.»
  • دوشنبه ۱۰ عقرب ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۰
    صادق روشنا
    «سکوت سران هزاره پرسش‌برانگیز است؛ چون تنها طعمه‌ی که طمع آنان را برمی‌انگیزد و تنها چیزی که حس رقابت آنان را زنده می‌کند، نزاع‌های درون قومی و درون‌حزبی است؛ چون در آن کارد حیله‌شان تیز، ترفندهای شیطانی‌شان گیرا و بُرد تخریب و خیانتشان اتمی است. وقتی منافع کلان قومی در میان می‌آید کارد حیله‌شان کند و عقل ترفندشان کور و برد تخریبشان به صفر می‌رسند. هم خود سکوت و خموشی را در پیش می‌گیرند و هم منطق غلام بچه‌های حلقه‌ به‌ گوششان، لنگ می‌زنند.!!!»
  • پنج شنبه ۶ عقرب ۱۳۹۵ - ۷:۴۳
    علی خالقی
    «تنها گزینه‌‌ی که می‌‌تواند پارادایم پشتون‌‌گرایی مطلق را تغییر دهد و یا وادار به تغییر نماید، عمل به‌مثل اقوام غیر پشتون به الگوی دوستمی آن است. اگر پشتون‌‌‌ها تصمیمی برای عبور از پارادایم قومی‌شان را ندارند، ما باید آن‌‌ها را از این فضای جنگلی آدم‌خوار عبور دهیم تا بیش از این به مرگ عزیزانمان سوگوار نباشیم. راه این تغییر تحمیلی، پیروی از منطق ناخرسند بکش تا کشته نشوی و سر ببر تا سربریده نشوی است. پشتون‌‌گرایی که دست‌کم دو صدسال است خون خورده و فربه شده است، دشوار است که با گفت‌‌وگو و حرکت‌‌های مدنی تغییر نموده و به پارادایم انسانی، وارد شوند.!!!»
  • جمعه ۲۳ میزان ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۲
    خالق فصیح
    «پنداشت ما از معامله، رفع نیازمندی‌های ضروری در حیطه ضرورت اقتصادی است. اما سیزده سال رهبری محقق و خلیلی نشان داد که تنها نیازمندی‌های مالی تعیین‌کننده سمت‌وسوی موضوع معامله نیست، بل موضوع معامله هر آن چیزی است که هوس‌های حیوانی شده انسان را اشباع نماید. ازجمله، سرهای بریده پاره‌های تن مردم (که درواقع جدا از خود معامله‌گران نیستند)، حیثیت و آبروی مشترک، محرومیت‌های بی‌حد، ظلم و بی‌عدالتی و حتی خود حق و عدالت و درنهایت خون تبسم و صدها جوان بی‌گناه دیگر، می‌تواند موضوع معامله باشد.!!!»
  • یکشنبه ۱۸ میزان ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۱
    صادق روشنا
    «انتساب اعتراض عدالت‌خواهانه مردم در برابر تبعیض سیستماتیک و سو استفاده‌های شیخین، به دست داشتن استخبارات ایران و پاکستان یک نسبت ناروا و یک جفای بزرگی است که از شخص ژرف‌اندیش و از فرد خیر اندیش چون بودا بسیار به دور از انتظار و انصاف است. دقیقاً همین تحلیلی نادرست و نسبت ناصواب، نه در آن دوراندیشی و آینده‌نگری و نه در آن تحلیل شرایط هزاره‌ها در متن کل وضعیت می‌گنجد. افزون بر اینکه یک اتهام بزرگ به هزاره‌ها، و توهین آشکار به شعور جمعی نسل آگاه و فهمیده امروز هزاره نیز هست که با تحریک و تشویق استخبارات دولتی ایران و پاکستان، دست به اعتراض و شورش می‌زنند.»
  • سه شنبه ۱۳ میزان ۱۳۹۵ - ۹:۳۵
    امین یاری
    «هزاره‌ها در افغانستان به عنوان یک قوم و ملیتی که هویت اجتماعی مجزا و متشخص دارند ویژگی‌ها و خصلت‌های مثبت و منفی فراوانی دارند. این قوم از گذشته‌های دور تاریخی خویش تا هنوز اسیر خصلت‌های منفی و زندان عادت‌های همیشگی خود بوده و سرنوشت نکبت‌بار فعلی و وضعیت رقت‌بار کنونی این قوم رابطه‌ای مستقیم با خصلت‌های منفی و عادت‌های عاری از عقلانیت و دانش آنان دارد. ملت افغانستان در کل و قوم هزاره به طور خاص تا هنوز غلبه بر خصلت‌های زشت و منفی خویش را پیدا نکرده و صفات پست و منفی‌ای که جزو عادت‌های اجتماعی و شخصیت انسانیشان گردیده‌اند را شناسایی نکرده و از خود دور نساخته‌اند.»
  • یکشنبه ۴ میزان ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۸
    حسین بی‌نوا
    «من هزاره‌ام و سیمایی هزارگی‌یم پیش از اینكه نمایشگر ویژگیهای انسانی‌یم باشد تقدیرگر سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی‌یم، است. من با این سیما سرنوشتم را نمی‌سازم كه سرنوشت در یك توطیه خدا و تاریخ، با سیمایم درآمیخته و از بدو زایش با من زاده شده و همواره با من می‌زید و من درین زمینه هم نقشی نداشته و سرنوشتم نیز محكوم ساختار سیمای متفاوت از سایر همنوعانم كه محیط اجتماعی‌یم را ساخته و بر آن مسلط گشته‌اند، می‌باشد»