• دوشنبه ۲ حوت ۱۳۹۵ - ۲۱:۴۳
    خاطره رنجیده
    «او (شهید مزاری) خود را وقف و حتی فدا برای تحقق خواست‌ها و مطالبات مردم خود نمود. اما این حضرات، آرمان و مطالبات مردم را قربانی مطامع دنیایی خود نموده‌اند که هیچ؛ حتی حیات و ناموس مردم را هم به معامله گرفته و برای خواست‌های شخصی و مطامع دنیایی خودفروخته و بهای آن را در کیسه همواره تهی خودها ریخته‌اند که همانند «توبره سادات گشتگر» هرگز پر شدنی هم نیست.!! این‌ها همچون آن سید پیر خود، خروس سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مردم را دزدیده و در زیر چپن‌های خود پنهان نموده و به مردم پوزخند هم می‌زنند که خروس سرنوشت مردم اگر اذان دادنی باشد در زیر چپن آن‌ها نیز اذان خواهد داد.!!»
  • دوشنبه ۱۱ دلو ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۶
    خالق فصیح
    «فاجعه‌بار‌ترین کارکرد خود بدگمانی، سرنهادن در دامن قاتل و اضافی خواندن حق‌خواهی عدالت‌طلبان است. این نحوه کارکرد ذهن بدگمان، ناشی از نا موجودیت پنداری خود و خودیت در فضای نا انسانی جامعه است که درواقع، خود و خودیت را به ستم پذیری عادت داده و در هنگام وقوع فجایع انسانی‌ای مثل زابل و دهمزنگ، قاتلان را رها و مقتولین و وارثان آن‌ها را به ملامت می‌گیرند. خودیت یک قوم و مطالبات برحقشان را، نا واقعی دانسته و از روی سرمستی جنون‌واره در کنار عاملان ترور، به مظلومیت مردم خود می‌خندد.»
  • سه شنبه ۵ دلو ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۷
    عبدالله نگران
    «امروز نیز برای وصول به یگانگی و فرار از خودباختگی فرهنگیان و دانش‌آموختگان هزاره راهی جز قطع وابستگی از اصحاب قدرت، سیاست و به خصوص رهبران سیاسی و سنتی هزاره (خلیلی و محقق و ...) وجود ندارد تا اینکه به‌عنوان عناصر فرهنگی به مسوولیت و رسالت فرهنگی و علمی‌شان ایفا وظیفه نمایند و از رکود، خاموشی و سکوت مرگبار در قبال تحولات مرارت بار مردمشان بیرون بیایند و به خیل عاشقان عدالت و برابری هزاره، بپیوندند و پر شور و مشتاقانه در کشاکش واکنش‌های سیاسی حکومت موضع‌گیری فعال و زنده از خویش به نمایش بگذارند.»
  • شنبه ۲ دلو ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۸
    خادم حسین احمدی
    «سرسختی و مقاومت جاهلانه‌ای حاکمان در برابر فریادها و اعتراض‌های برحق مردمِ به ستوه آمده از تبعیض و بی‌عدالتی مانند آنچه جنبش روشنایی انجام می‌دهد، جلوه‌ای آشکاری از خاصیتِ «سرسختی در برابر حقایق» است که شاکله‌ی فرهنگ و خوی عصر بادیه را نشان می‌دهد. ایجاد سد آهنین قبیله‌ای در اطراف نهادها و ادارات حکومتی در برابر مشارکت و بهره‌مندی سایر اقوام و درعین‌حال، سردادن شعار برابری انسان افغانی و قرار دادن چند چهره‌ی دکوری و تزیینی از اقوام دیگر در طاقچه‌ها و میزهای اشیای دکوریِ حکومت، حکایت‌گرِ آشکاری از خاصیتِ «کفر و نفاق» انسان بادیه‌خوی است.»
  • پنج شنبه ۲۳ جدی ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۵
    خاطره رنجیده
    «راه درمان و بیرون رفت از این وضعیت و از این فلاکت‌های سیاسی، بدبختی‌های اجتماعی، و سیه‌روزی‌های اقتصادی دیده نمی‌شود مگر اینکه نسل جوان با دست بیضایی خود قیام کنند و این جسد بی‌رمق را از این‌همه عفونت‌های مزمن و واگیردار واکسن نموده و این کالبد گندیده و عن‌قریب متلاشی‌شده را دوباره آب حیات داده و شربت نجات بخوراند و انواع میکروب‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دینی، هنری و... را از پیکره این جامعه و این مردم بزدایند.»
  • دوشنبه ۶ جدی ۱۳۹۵ - ۹:۳۵
    احمد زارع
    «وقتی جوانان عدالت‌خواه، در میدان دادخواهی برای برپایی عدالت اجتماعی سینه سپر می‌کنند از طلاب و روحانیت معزز خبری نیست.!! وقتی جوانان عدالت‌خواه توسط توصیه ارگ تکه‌تکه شده و بر دوش مردم داغدار تشییع می‌گردند بازهم از سلسله جلیله روحانیت خبری نیست که نیست. اما وقتی محقق خاین ضیافت افطاری از پول حرام و ناپاک برپا می‌کند این سلسله جلیله علیرغم اینکه می‌دانند که سفره افطاری از پول حرام تهیه‌شده و پول آن از راه حرام تامین گردیده است و علاوه بر اینکه می‌دانند که از حضور آن‌ها سو استفاده می‌شود؛ بازهم سر از پا نشناخته و شتابان و دوان‌دوان سر این سفره حرام ظاهر گشته و به‌اصطلاح روزه کذایی خود را افطار می‌کنند.!!!»
  • یکشنبه ۲۸ قوس ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۷
    خالق فصیح
    «چرا حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها آرام و خاموش نشسته و با ژست قهرآمیز از مردم بغل کج کرده‌اند، به‌سادگی روشن نیست. چه چیز سنگینی بر این دو نهاد راهبردی، لنگرانداخته است که زبان آن‌ها را بند آورده و شهامت سخن گفتن از بی‌عدالتی را از آن‌ها سلب کرده است؟ شاید دلیل این سکوت وابستگی شدید این‌ها به منابع قدرت و مکنت خاینانه خاینان باشد که نمی‌توانند خودشان را از زنجیر زمخت این وابستگی رها سازند. همین‌گونه احتمال دارد این سکوت به دلیل رخوت ذهنی و مشغولیت مادی بیش‌ازحد آن‌ها باشد که تصور روشنی از درک وضعیت اسفبار مردم را برای آن‌ها ناممکن کرده است.»
  • شنبه ۱۵ عقرب ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۱
    نگاره نقاد
    «ممکن است آقای دانش با پنداشت حفظ موقعیت فعلی، شخصیت بی‌جوهرش را زیر سایه شخص آرامش پنهان کند، ولی چشم‌داشت مردم از موقعیت و مقام، دست آورد از آن مقام است نه خود مقام. این بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیکی رهبران هزاره است که بین مقام و دست آورد آن به‌اشتباه افتاده‌اند.!!! این‌ها شخصیت، ارزش‌ها، محرومیت‌های تاریخی و حتی حیثت مردم را فروخته و نادیده گرفتند تا مقام و موقعیت را بدون هیچ دستاورد حفظ کنند و برای اطمینان از آن ذلیلانه از ستمگر دفاع کنند. درحالی‌که اشخاصی منهای شخصیت و تعلق‌خاطر به مردمش نمی‌توانند نمایندگان شایسته‌ی برای ستمدیده‌ها باشند.»
  • دوشنبه ۱۰ عقرب ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۰
    صادق روشنا
    «سکوت سران هزاره پرسش‌برانگیز است؛ چون تنها طعمه‌ی که طمع آنان را برمی‌انگیزد و تنها چیزی که حس رقابت آنان را زنده می‌کند، نزاع‌های درون قومی و درون‌حزبی است؛ چون در آن کارد حیله‌شان تیز، ترفندهای شیطانی‌شان گیرا و بُرد تخریب و خیانتشان اتمی است. وقتی منافع کلان قومی در میان می‌آید کارد حیله‌شان کند و عقل ترفندشان کور و برد تخریبشان به صفر می‌رسند. هم خود سکوت و خموشی را در پیش می‌گیرند و هم منطق غلام بچه‌های حلقه‌ به‌ گوششان، لنگ می‌زنند.!!!»
  • پنج شنبه ۶ عقرب ۱۳۹۵ - ۷:۴۳
    علی خالقی
    «تنها گزینه‌‌ی که می‌‌تواند پارادایم پشتون‌‌گرایی مطلق را تغییر دهد و یا وادار به تغییر نماید، عمل به‌مثل اقوام غیر پشتون به الگوی دوستمی آن است. اگر پشتون‌‌‌ها تصمیمی برای عبور از پارادایم قومی‌شان را ندارند، ما باید آن‌‌ها را از این فضای جنگلی آدم‌خوار عبور دهیم تا بیش از این به مرگ عزیزانمان سوگوار نباشیم. راه این تغییر تحمیلی، پیروی از منطق ناخرسند بکش تا کشته نشوی و سر ببر تا سربریده نشوی است. پشتون‌‌گرایی که دست‌کم دو صدسال است خون خورده و فربه شده است، دشوار است که با گفت‌‌وگو و حرکت‌‌های مدنی تغییر نموده و به پارادایم انسانی، وارد شوند.!!!»