-
شنبه ۹ سرطان ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۳عزیز پرهیز«فساد عمدهای که سبب فساد همه اقشار گردیده و کشور را به جهنم تبدیل نموده و مردم در درون آن میسوزند، فساد ملاهای است که از دین بهعنوان سرمایه اجتماعی، قمار سیاسی و دکانی برای زراندوزی و ابزاری برای بازیگری جهت رسیدن به اهداف دنیایی استفاده میکنند.! فساد ملاها باعث شده که فساد همگانی شود و هنجارهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی فروریخته و از میان بروند و جامعه به یک وضعیت آنومیک و روابط اجتماعی آسیب ببیند و وجدان انسانی بمیرند. از فساد آخوندها فساد در همه اقشار و همه اصناف سرایت کرده و فساد همگانی شده و تماماندامهای جامعه را فرا گرفته است.»
-
پنج شنبه ۱۰ جوزا ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۰عارف روستا« تا هنوز یک گروه قومی حتی غرب رفتهها و تحصیلکردههایشان خصلت طبیعی و منش حیوانی دارند. اصلا بهجز زور و حذف فیزیکی و درندهخویی چیزی دیگر را نمیفهمند. عقلها اصلا تعطیل و اندیشهها همه راکد و وضعیت کلا طبیعی است. در این دوره و زمانهای که حتی منحطترین و بیتمدنترین و وحشیترین انسانهای کره زمین به مرحلهی بسیار بالای از پیشرفت و ترقی رسیده و در عرصههای مختلف حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و هنری رشد و طبیعت وحشی را رام کرده و جنگل خویش را تبدیل به بهشت موعود ادیان نموده ما همچنان در جهنمی بنام افغانستان میسوزیم و میسازیم.»
-
پنج شنبه ۳ جوزا ۱۳۹۷ - ۳:۳۴خالق فصیح«این تغییر مرگبار، یعنی انتخاب مرگ بهجای انتخاب نماینده، نه از روی خطا و اشتباه که از سر عمد صورت میگیرد. مردم با پنداشت اینکه نمایندگان، و درواقع، سرنوشتشان را انتخاب میکنند، خودشان با جلیقههای انفجار انتخابشده و نتیجه از روی تختهای بیمارستانها و سنگهای قبر منتخبین اعلام میگردد. پس، در مبدا، نه انتخاب نمایندهای در کار است و تعیین سرنوشتی وجود دارد، بلکه هدف اصلی و انتخاب واقعی مرگ مردم و نسلکشی از آنها است. در اینجا است که مبدا و مقصد برای مردم یکی شده و انتخاب و نتیجه یکجا مشخص میگردد. »
-
یکشنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۲صادق روشنا«اکثریت قومی را معیار برای انتخاب نام کشور قرار دادن، سوای از اینکه یک معیار غلط است، در این کشور معنا ندارد؛ زیرا پشتونها اکثریت شهروندان این سرزمین را تشکیل نمیدهند؛ چون اگر اعتراف خود پشتونها را هم بپذیریم که چهل درصد جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند، چهل درصد اکثریت قومی نیست. پس کشوری که پر است از نکبتی برای تصاحب انحصاری یک قوم، برای رفاه و آسایش یک قوم و برای نشستن بر سر قدرت یک قوم، نمیتواند آن احساس همبستگی و آن تعلقخاطر همگانی را به وجود بیاورد. اکنون افغانستان یعنی کشوری که برای افغان است؛ یعنی کشوری که خیلی از افغانها معیار تمام تعاملات در آن را پشتون بودن و افغان بودن میدانند.»
-
دوشنبه ۳ ثور ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۳نبی مسیح«زمینهسازی از دولت و ترور و انتحار از تروریستها با این شیوه توانستهاند دموکراسی و ترور را به نفع حاکمیت قومی، تلفیق کنند. دولت، برای رد گم کردن این مرجع ضمیر، یک مثلث فرضی تشکیل داده که عبدالکریم خلیلی را به حیث رییس شورای صلح مقرر ساخته است؛ کسی را که در هیچ معاملهای، حتی اگر حوادث خونین مانند میدان روشنایی باشد، پا پس نمیکشد. کریم خلیلی شخصیت مطرح و در میدان سیاسی فرد ماهری است. به همین دلیل، او تمام شخصیتهای درونی حزب وحدت، از جمله استاد عرفانی را مثله سیاسی نمود و حزب را فامیلی کرده است.
-
سه شنبه ۲۸ حمل ۱۳۹۷ - ۲۰:۱۸حبیب الله ندیم«کم نبوده و نیستند کسانی که ادعاهای بلند بالایی تحصیلی داشته اما مدام خواستار این بودهاند که جنبش روشنایی باید موضع خود را نسبت به کسانی که به هر دلیلی شخصیت موردنظر او را قبول ندارند ولی به خاطر اهداف مشترک در صف دادخواهی و ظلمستیزی و نابودی تبعیضهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... پیوسته و در این راه تا پای جان ایستاده و حتی خون دادهاند؛ معلوم کرده و آنان را از صف عدالتخواهان بیرون کنند. تعجب اینجاست که این گروه از آدمها قبول نداشتن خدا، پیامبر، امامان و... برایشان مطرح نیست و شرط نمیکنند که افرادی که وارد جنبش میشوند باید مسلمان، یا شیعه، یا هزاره باشند.»
-
جمعه ۱۸ حوت ۱۳۹۶ - ۹:۲۵امین یکتا«معاملهگران سیاسی و رجالههای زبون اجتماعی که توانایی رشد و ارتقای شخصیتی و نزدیک شدن به مقام و موقعیت اجتماعی آن شهید وارسته و آن رهبر جانباخته را ندارند از طریق شعارهای فریبنده و عزاداریهای ریاکارانه به اغفال مردم و فریب رهروان و دلدادگان کوی او مشغول و سالگرد شهادت آن رادمرد تاریخ را زمینه خوب برای دکانداری و فریب اذهان عمومی دانسته و برای شهادت آن شهید سرافراز اشک تمساح ریخته و به فریب خلق مشغول و دکان معاملهگری سیاسی را باز و فرش وراثت ادعایی را پهن و به خودفروشی مشغول و به خودنمایی خویش مسرور و با نمایشهای خندهآور غیراخلاقی خود مشعوف و به ریش همه میخندند!»
-
پنج شنبه ۳ حوت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۲غلام سخی حلامیس«اسد بودا، ادعا نموده است که: «در روز دوم اسد فقط مردم نبودند که به خاک و خون کشیده میشدند، اصلِ اعتراضِ مردمی بود که بهخاک و خون کشیده شد». برخلاف این مدعای اسد بودا، تازه پس از «فاجعه دوم اسد» اصل اعتراض مردمی شکل گرفت. زیرا، پیش از آن در نزد هواداران جنبش روشنایی، صورتبندی دشمن و دوست امکانپذیر نبود. این «فاجعه دهمزنگ» بود که علیرغم بار تراژیکش، برای نخستین بار ثابت ساخت که؛ چه کسانی نسبت به آرمانهای عدالتخواهانهی مردم هزاره، تعهد دارند و چه کسانی تعهد لازم را در برابر سرنوشت مردم هزاره ندارند.»
-
شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۱محمد قاسم سرابی«در شرایط کنونی معضلهای ناامنی و انفجارهای مرگبار و پیدرپی در نکات کلیدی و بهشدت محافظتشده در افغانستان، بیشتر از هر عامل دیگری ناشی از بیکفایتی سران حکومت و ناکارآمدی نهادهای کشفی و استخباراتی آنان است. بیکفایتی و بیحیایی حکومت در قبال یک ملت مظلوم وحشتزده تا آنجا رسیده است که سخنگویان حکومتی در برابر چشمان میلیونها نفر داغدار که عدهایشان هنوز پارههای تن جگرگوشههایشان را از میان مخروبههای حادثه به دست نیاوردهاند، ادعا میکنند که دولت در امر جلوگیری از رسیدن انتحارکننده به هدف موفق بوده است.»
-
یکشنبه ۸ دلو ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۰عبدالخالق فصیحی«مسلما صدای اعتراضیای که از گلوی بریده تبسم از ماذنه میدان روشنایی برخاسته است، همان صدای آموزگاران انسانیت است. این اعتراضات، همانگونه که طالب خواستههای مردم بر محوریت برابری و مساواتاند، بیزاری از نا انسانیها را نیز، میآموزاند. اعتراضات و نارضایتیهای مدنی، تنها مطالبات سیاسی نیستند، بلکه آگاهانه و صادقانه اظهار محبت به بازگشت انسان و انسانیت در این کشور جهنمی نیز است. زنجیرهای جهل و تعصب مدتها است که انسان و انسانیت را به دام انداخته و با ترور و انفجار، تبعیض و نژاد پرسی، قومگرایی و انحصارطلبی، ضمن قبیلهای کردن قدرت، هیچ مرزی برای انسانیت باقی نگذاشتهاند.»