-
شنبه ۹ جوزا ۱۳۹۴ - ۰:۵۰محمد جمالالدین«چند دههیی است که افغانها به دلیل مشکلات زیاد زندگی و اجباری قصد مهاجرت غیرقانونی بهقصد پناهندگی در کشورهای دیگری را ازجمله کشور استرالیا را داشتند. مهاجرین که مسیر کشور استرالیا را از کشور اندونزی میپیمودند و آبهایی اقیانوس نیز به قتلگاه مسافران غیرقانونی استرالیا تبدیلشده بود سالانه هزاران مهاجر از افغانستان سعی میکردند خود را از طریق دریا با قایقها به استرالیا برسانند. سفری که هزاران قربانی از مردم ما گرفته و خانوادههای زیادی را در افغانستان عزادار نموده و این سفر برای خیلیها نیمهتمام مانده است.»
-
چهارشنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۴ - ۲۳:۵۲محمد عرفانی«حقیقت این است که بحران کنونی که دامنگیر جامعهای هزاره شده بحران بودن یا نبودن نیست بلکه بحران چگونه بودن است. هزارههای که از گذشتههای خودشان گذشتهی تلخی دارد و در ازای آنها با همه طوفانهای که از سر گذرانیده و همه زخمهای گرانی را که برداشته است و پس از رهایی از چنگال حکومتهای مستبد آیا بازهم شرایط ایجاب میکند که امروز نیز در موضع حقیرانهای بنشنید که اکنون برای آن تدارک دیدهشده است؟»
-
جمعه ۱۸ ثور ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۱عبدالله نظری«تجلیات نابرابری را میتوان در عرصه قدرت سیاسی بهخوبی مشاهده کرد. اکنونکه کابینه دولت فعلی شکلگرفته است. در حدود هفتاد درصدد کانونهای قدرت از وزارت، سفارت، وکالت و... در دستان یک قوم میچرخد و اقوامی دیگر که از اکثریت جمعیتی برخوردارند در حدود سی در صد در قدرت سیاسی بیشتر سهمی ندارند. تفکر قومی حاکمان سیاسی منجر به حذف و پاکسازی دیگران از صحنه قدرت گردیده و پروژه تک قومی کردن قدرت را در قالب عزل و نصب و بازنشستگی عناصر سیاسی اقوام دیگر و گزینش افراد مسلکی و تخنیکی بهپیش میبرند.»
-
سه شنبه ۸ ثور ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۹محمد عرفانی«هیچ ملتی خود را از بند استبداد و نژادپرستی و افراطیگری نخواهد راند مگر آنکه به درجهای از رشد فکری و تکامل اجتماعی برسد، ملتی نژادپرست خصلت قبیلهای و سنتی و ستم سالاری را به هر دلیلی تحمل بکنند، هرگز آزاد نخواهند شد و پیشرفت نخواهد کرد. تا زمانی از كمالات عقلی انسانی و آزادگی نه بهعنوان یک شعار و حرف و آرزو، بلکه بهعنوان یک درک عمیق و باور محکم جا نیفتد، هرگز برای کسب پیشرفت و آزادی از قیدوبند استبداد آزاد نخواهند شد.»
-
شنبه ۵ ثور ۱۳۹۴ - ۰:۴۱عبدالله نگران«آزادی برای هر افغانی؛ رهایی و نجات از درد و رنج لقمه نان و خوراکی زن و فرزند، فقر و گرسنگی خانواده، فرار از محنت عدم امنیت در جامعه را تشکیل میدهد. آزادی موردنظر، همان آرزوی ریزش مرزهای تصنعی ساختار قومی، نژادی، مذهبی، ایدیولوژیکی، اتنیکی، زبانی و دینی، آزادی خیال و آرزو کردن کشوری مملو و سرشار از آسایش، آرامش، رفاه، امنیت، برادری، برابری، همسویی، همزبانی، خردورزی، اراده جمعی و مدنی، دگراندیشی و دیگران پذیری، انحصارشکنی و مطلقاندیشی است.»
-
شنبه ۲۹ حمل ۱۳۹۴ - ۳:۱۰صادق روشنا«اکنون زمان آن رسیده است که مردم خود در سرنوشت خود تصمیم بگیرند و مسیر کاروان خود را خود جهت دهند و نگاههای تعصبآلود قومی و مذهبی را انسانی کرده و به یک فرهنگ تبدیل کنند. زعامت و قیادت مردم صداقت میخواهد و کیاست با این بیکفایتیها و بیلیاقتیها راه دشوار نیکبختی را هموار نمیتواند؛ زیرا با فیصله شدن نوزده درصد نفوس این مردم در توافق بن و تطبیق شدن یک درصد در ساختار اداری چیزی جز نشانه بیکفایتی و بیدرایتی رهبران چه میتواند باشد؟»
-
سه شنبه ۲۵ حمل ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۶محمد عرفانی«سوال اینجا پیش میآید؛ پس چرا یکدیگر را تحقیر میکنیم و بدتر از آن باهم همیشه در نزاع و جنگیم؛ اصولا قبولاندن یک قوم و باور از طریق زور در دنیای کنونی امکانپذیر است؟ اگر کسی نظری را نداند هرچه او را بزنید بر باور خودش محکمتر میشود. اصولا درک انسانی زور نیست مخصوصاً در دنیایی امروز. اگر کسی حرف درستی داشته باشد راه انتقال آن استدلال و گفتگو است نه، شمشیر، نه گروگانگیری و بربریت، نه قتلعام ، نه انتحاری و نه شمشیر .چرا اینان روح بزرگ آدمی و کرامت انسانی را در پای قبیلهگرایی قربانی میکنند؟»
-
چهارشنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۴ - ۱:۰۶حکیم انصاری«اشرف غنی نمیتواند خدمتی برای شهروندان افغانستان بکند؛ چون با نگاه تعصبآلود شکافها را در میان مردم بزرگتر میکند و چون در شرایطی که کشور نیازمند حمایت کشورهای همسایه است بیخردانه از حمله نظامی عربستان حمایت و اعلان موضع کرده که میتواند جنگ نیابتی را در درون کشور به بار آورده و دشمنی همسایگان را زنده کند و چون به جای تلاش برای رهای شهروندان خود سکوت و بیمسولیتی در پیش گرفته و برای توجیه این نژادگرای و ناکار آمدی خود آن را سکوت استراتژیک خوانده است»
-
یکشنبه ۱۶ حمل ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۹فصیح هزارستانی«از این نظر است که خشونت دینی، یا همان برداشت متعصبانه نا آگاهانه متالهان از دین و قانون الهی که منشای پیدایش چنین خشونتهای مرگبار و نابود کننده میشود، خشونت ویرانگر نام میگیرد. چرا که قلمرو این گونه خشونتها نا معین بوده و مجریان این گونه قانون نیز سِمَت و مقام خاصی ندارند، بلکه مکان جنایت دادگاه و ناظران جنایت داور، قاضی و مجریان بی نشان قانون مرگاند. در اینجا هیچ کسی حق سوال از برخورد خشونت بار مجریان عمومی را ندارد، حتی پلیس که وظیفهاش تامین امنیت شهروندان است، حق چرای و مداخله را نداشته، بلکه همه باید مرگ تدریجی فرد نگون بخت گرفتار آمده در دادگاه عدم را تماشاکنند.»
-
جمعه ۷ حمل ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۸صادق روشنا«قرآن و قداستِ قرآن در یکطرف و اهانت و توهین به آن در طرف دیگر به میزان جهاد و ازدواج مستمسک جنگ و جنایت قرارگرفته است. فارغ از اینکه دفاع از قرآن و هتاکی به قرآن درست بوده است یا نه ولی جنگ و جدال بر سر تبلیغ و تفسیر، حرمت و اهانت به قرآن به درازای تاریخ اسلام بلند است. عمرو عاص قرآن بر سرنیزهها کرد عدهی جاهلانه از آن حیا کردند و بر قرآن ناطق شمشیر کشیدند تا در برابر قرآن حرمت نگهدارند و عدهی نیز بر نیزه کردن قرآن را قداست شکنی دانستند و خون غیرت در رگهایشان به جوش آمده و شمشیر برای قصاص از نیام برکشیدند.»