• شنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۳ - ۸:۵۷
    احمدی رشاد
    «بر پایه‌ی نگاه جنسی در روابط زن و مرد، جامعه‌ی زنان و مردان همانند دو سیم الکتریک مثبت و منفی تلقی می‌گردد که به‌مجرد اتصال و کمترین ارتباط موجب انفجار و برق‌گرفتگی می‌شود و جامعه را در آتش ناشی از این اتصال می‌سوزاند. درحالی‌که این نوع نگاه کاملاً غلط و غیرانسانی هست. زنان و مردان در جامعه مجبور هستند در کنار هم کار کنند و با حفظ حرمت انسانی همدیگر همانند مردان از یک روابط انسانی برخوردار باشند. ازاین‌روی، اگر دختری در کنار پسری در اداره در کنار هم نشستند و باهم کار نمودند و باهم صحبت نمودند، نباید به لحاظ جنسی معنادار تلقی گردد.»
  • پنج شنبه ۲ دلو ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۳
    احمدی رشاد
    «به‌عنوان‌مثال در «طرح انکشاف متوازن» که در دولت کرزی، اعمال گردید؛ جلو کمک‌های موسسات خارجی را به مکاتب دولتی در جاغوری گرفتند و گفتند: در این مناطق مکاتب بیشتر از نیازشان است و کمک‌ها را به قندهار و جلال‌آباد و یا مناطق پشتون نشین ولایت غزنی، به بهانه‌ی مناطق ناامن گسیل داشتند. اما کاش مردم این مناطق از آن کمک‌ها به شکل درست استفاده می‌کردند و پُلچک‌ها و مکاتب ساخته‌شده از بودجه‌ی ملی و مالیات کل مردم کشور را با انتحار و ماین به آتش نمی‌کشاندند و نمی‌سوختاندند.»
  • جمعه ۱۹ جدی ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۶
    عبدالله نظری
    «جامعه افغانی و به خصوص جامعه هزاره که همیشه سر در کلاف مشکلات و مشقتهای بی‌شمار سیاسی و اجتماعی داشته و برای بیرون‌رفت از وضعیت رقت‌بار موجود نیاز به فرزانگانی فکری و اندیشه‌ی دارد. مردم ما سرنوشت تلخ و رقت‌بار زیادی را از نسل‌کشی عبدالرحمانی گرفته تا سیاست ظالمانه هزاره‌ستیزی و هزاره‌زدایی نظام طالبانی آزموده‌اند. هزاره همیشه با مثلت تحقیر، تعصب و توهین مواجه بوده‌اند. برای فرار و گریز یا مبارزه با این وضعیت نابهنجار و دردناک نیاز به نظریه پردازی و تحول فکری و سیاسی دارد که بایست جامعه هزاره را از درون دچار انقلاب و دگرگونی فکری نمايد».
  • جمعه ۱۰ اسد ۱۳۹۳ - ۵:۴۵
    امان الله روشنا
    «داستایوفسکی نویسنده جنایت و مکافات می­‌گفت: اگر خدای نباشد همه چیز مجاز می­‌شود، ولی در فراخنای زندگی سردمداران افغانستان خدای نیست؛ لذا هر کسی برای هر جنایتی مجاز است. قانون‌گذارانی که برای صیانت از حقوق و عزت مردم به مجلس می­‌روند، مجازند قانونی برای صیانت از روز مبادای خود و خانواده‌های خود تصویب کنند. مجازند رييس جمهورش بعد از سیزده سال خیانت، ترورييست­های قومش را آزاد کند تا دسته دسته مظلوم­ترین، صادق­ترین و زحمت‌کش‌ترین انسان­های این سرزمین را به خاک و خون بکشند».
  • سه شنبه ۲۴ سرطان ۱۳۹۳ - ۵:۲۶
    عبدالله نگران
    «نمایندگان افغانی چون زالوهای می‌مانند که خون مردم را مکیدند و ازين طريق به حیات ننگين خویش ادامه داده و با اين شيوه تغذیه کرده‌اند، این‌بار در اندیشه خوردن تنه، اسکلت، گوشت و پوست این ملت گرسنه افتاده و قانونی شرم‌آوري را تصویب نمودند که در واکنش به آن هزاران نفر جوان بیدار و هوشمند در خیابان‌ها، شهرها و روستاهای این کشور چون سیل خروشان سرازیر و تنفر، انزجار، خشم و خروش خویش اعلام نمودند».
  • شنبه ۲۱ سرطان ۱۳۹۳ - ۶:۴۴
    شير احمد مبلغ
    «همکاری حاکمان دینی و مفتیان با سو استفاده از دین برای استحکام پایه‌های استبداد تا بدانجا به‌پیش رفته که قومیت وابسته نیز از آن رنج می‌بردند. به نظر می‌رسد که تکیه بر عوامل مزکور نمی‌تواند موجد رشد زمینه‌های اجتماعی هویت ملی باشند زیرا تکیه روی آن، اذهان عامه را می‌رنجاند. به نظر می‌رسد آنچه که برای به وجود آمدن زمینه‌های اجتماعی هویت ملی حایز اهمیت است. تکیه بر حقوق شهروندی، کرامت انسانی، اصل عدالت و انصاف می‌باشد. هرچند فرهنگ، ادبیات مشترک و اخوت دینی، توجه به معیارهای دینی بی‌تاثیر در این زمینه نیست. اصل انسانی و نفی تبعیض نژادی، همزیستی و هم‌گرایی را به وجود می‌آورد و زمینه پذیرش همدیگر و حفظ احترام متقابل و راه ایمان به اهداف مشترک را هموار می‌سازد».
  • چهارشنبه ۱۴ جوزا ۱۳۹۳ - ۶:۵۲
    استاد عليزاده مالستانی
    «در افغانستان به محض آنکه کسی با آرای مردم پشت شیر سوار می‌شود؛ ريیس می‌شود، دبیر یا رهبر حزب می‌شود، وکیل می‌شود، وزیر و والی می‌شود، به سرعت در طرز معیشت، اخلاق و رفتار و برخوردشان با مردم، تغییرات کلی به وجود می‌آید؛ از مردم طلبکار می‌شوند، بدون آنکه خود را طلبكار مردم بدانند، روحیه‌ی آقایی و سیادت برایشان به وجود می‌آید؛ گویی این‌ها نه مامور و کارمندند، بلکه آغایند و مردم همه بردگان و غلامان حلقه به گوش آن‌هایند، لزوما باید مردم در برابر این‌ها احترام و کرنش کنند. از زیر دستان اطاعت مطلقه می‌خواهند، باید از آن‌ها اطاعت شود هرچند در امور شخصیشان باشد. حفره‌ی عمیق طبقاتی بین آنان و مردم به وجود می‌آید، از آن‌ها یک طبقه‌ی ممتاز به وجود می‌آید؛ طبقه‌ی که راه یافتن به آن برای مردم غیر میسور است؛ گویی خداوند با قلم تقدیرش آنان را ممتاز و خوب آفریده است».
  • یکشنبه ۱۴ ثور ۱۳۹۳ - ۶:۵۹
    عارف وفا
    «در افغانستان همه نيروهاي اجتماعي اعم از نيروهاي امنيتي و غير امنيتي، بسيج شده بودند؛ تا به وضعيت موجود، چه در نهادهاي قدرت و روش‌هاي حكومتي و چه در تهديدات دشمنان بشريت به نام و عنوان پاسداران شريعت؛ نه، بگويند و وضعيت موجود را به شكل مطلقش نفي نمايند. از همين‌رو آمدند تا از طريق ريختن آراي خود به صندوقهاي راي، خواست‌ها و آمال خود را براي همگان (حكومت، مخالفان مسلح، جهانيان) به نمايش گذارند و خوابهاي كساني كه هر شب خوابهاي براي اين مردم و اين كشور مي‌ديدند را پريشان نمايند».
  • پنج شنبه ۱۴ حمل ۱۳۹۳ - ۶:۳۵
    عبدالله نظري
    «تاریخ سیاسی کشور ما را تاریخ مستبدان خون‌خوار و جنایت‌پیشه و قوم مداری شکل می‌دهد که حاکمان قومی با بکار گیری ابزار خشونت و بربریت برای سلطه قومی بر منابع ثروت و قدرت سیاسی از هیچ تلاش و تدبیری دریغ نورزیدند تاریخ سیاسی کشور ما با استبداد، ستم و برخوردهای غیر انسانی گره خورده است که زبان و قلم از شرح و بسط آن احساس شرمساری و شرمندگی می‌نماید حاکمان سیاسی کشور از امیر عبدالرحمن ستمگر گرفته تا ملا عمر جفا پیشه با استفاده از تحریکات و تجویز‌ها قومی خویش همواره دست به تصفیه سایر اقوام می‌یازیدند».