کد مطلب : 592
جمعه ۷ حمل ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۸
34208
فاقددیدگاه
صادق روشنا

فرخنده؛ قربانی دین‌داری جاهلانه!

FARKHONDA12
«قرآن و قداستِ قرآن در یک‌طرف و اهانت و توهین به آن در طرف دیگر به میزان جهاد و ازدواج مستمسک جنگ و جنایت قرارگرفته است. فارغ از اینکه دفاع از قرآن و هتاکی به قرآن درست بوده است یا نه ولی جنگ و جدال بر سر تبلیغ و تفسیر، حرمت و اهانت به قرآن به درازای تاریخ اسلام بلند است. عمرو عاص قرآن بر سرنیزه‌ها کرد عده‌ی جاهلانه از آن حیا کردند و بر قرآن ناطق شمشیر کشیدند تا در برابر قرآن حرمت نگهدارند و عده‌ی نیز بر نیزه کردن قرآن را قداست شکنی دانستند و خون غیرت در رگ‌هایشان به جوش آمده و شمشیر برای قصاص از نیام برکشیدند.»

«جهاد» و «ازدواج»، «قداست و اهانت به قرآن» بیشترین جنایت و جفا و شدیدترین شناعت و خیانت به بهانه‌ی آن در جامعه دینی و اسلامی رخ‌داده و شرم‌آورترین فضاحت در جامعه انسانی، فهم غلط و تفسیر دلبخواهی از آن است. ازدواج، ابزار عیاشی مردان و بهانه‌ی به دست آوردن نصف ایمان آنان است که دخترانِ خردسال و ناراضی به تملیکشان درمی‌آیند، فارغ از اینکه فرا چنگ آوردن ایمان کذایی، به بهای یک‌عمر کیف و عیاشی مرد و یک‌عمر نفرت و حقارت زن تمام شود. ازدواج با دخترِ خردسالِ خمسی خود جفا به انسانیت و خیانت به بشریت بود که دین‌داران جاهل حق وی را «قربه الی الله» گرفته و در راه ارضا و رضای نفس سید قربانی کرده‌اند. هزاران «دختر عذر» و « بدل»، « کنیز و خدمتکار» به ازدواج مردانی درآمدند که رضایتشان قربانی نفس مرد و رضایت خدایشان شدند.

جهاد در راه خدا نیز که برای حفظ و حیثیت انسانی و نگه‌داشتن کرامت امت اسلامی است، ابزار کشتن و غارت کردن دین‌داران نادان قرارگرفته و متولیان نادان دین وحشیانه‌ترین قتل و کشتار را برای خشنودی خدای خویش صورت می‌دهند. طالب، داعش، القاعده و لشکر جنگوی و… قتل انسان را به خاطر قرب خدا انجام می‌دهند و کشته شدنشان را شهادت می‌شمارند. مظلومانی را به جرم مخالفت با آنان، تکفیر کرده و به رگبار می‌بندند. چه جنایت بزرگ‌تر از اینکه انسان‌های را یک‌عمر از محبت‌ها و مهربانی‌های پدر و همسر محروم کرده و یا مادرانی را در غم فقدان فرزندانش دل شکسته نمایی. چه وحشیانه و شرم‌آور عملی که دو صف جبهه «الله‌اکبر» سر می‌دهند و برای خوشنودی حق، با دشنه‌های تیز از گوش تا گوش سر می‌برند و آن را جهاد می‌نامند.

قرآن و قداستِ قرآن در یک‌طرف و اهانت و توهین به آن در طرف دیگر به میزان جهاد و ازدواج مستمسک جنگ و جنایت قرارگرفته است. فارغ از اینکه دفاع از قرآن و هتاکی به قرآن درست بوده است یا نه ولی جنگ و جدال بر سر تبلیغ و تفسیر، حرمت و اهانت به قرآن به درازای تاریخ اسلام بلند است. عمرو عاص قرآن بر سرنیزه‌ها کرد عده‌ی جاهلانه از آن حیا کردند و بر قرآن ناطق شمشیر کشیدند تا در برابر قرآن حرمت نگهدارند و عده‌ی نیز بر نیزه کردن قرآن را قداست شکنی دانستند و خون غیرت در رگ‌هایشان به جوش آمده و شمشیر برای قصاص از نیام برکشیدند. سلمان رشدی آیات شیطانی نوشت ولی امام خمینی حکم ارتداد وی را صادر کرد و از مسلمانان خواست تاجانشان را بگیرند تا قداست شکنی باب نشود. سرزمین وحی هم قرآن‌ها را در جوی فاضلاب انداختند و شورش برپا شد. در انتاکیه قرآن زیر پای رقاصان پاره‌پاره شد و زمین رقاص‌ها و رقاصه‌ها را یکجا بلعید و رسانه‌ها آن را معجزه قرآنی خواندند. داعش، طالب، و القاعده میان قرآن مجید و قرآن کریم فرق می‌گذاشتند و قرآن مخالفانش را به آتش می‌سوزاند.

ولی این بار در افغانستان «جرم اثبات نشده قرآن سوزی» «محشر» برپا کرد. فرخنده در یک «مزار» دروغ و فریب به دستان دین‌داران جاهل قربانی شد. ملای جاهل بازهم حکم به خطا صادر کرد. احساسات حامیان قرآن بازهم جان انسان را گرفت و مومنان نادان چون ملا ایاز نیازی امام جماعت مسجد در وزیر اکبرخان، سیمین حسن‌زاده معین نشریاتی وزارت اطلاعات و فرهنگ، زلمی زابلی نماینده مجلس، حشمت استانکزی، سخنگوی قوماندانی امنیه کابل ازین فاجعه انسانی حمایت کردند. فرخنده بی‌ستر شدنش در میان چشمان مردم در مرداب کابل وقاحت چهره واقعی دین‌داران نادان را برملا کرد و از ماجراهای که زیر پوستین شهر در جریان بود پرده برداشت. متولیان دینی را که یک‌عمر با مکر و فریب خیانت می‌کردند و عقده‌های شخصی خود را در قالب دین و دین‌داری به خورد مردم می‌دادند مورد پرسش و تردید قرارداد؛ اما بی‌غیرت مردمی که قربانی شدن فرخنده را (به جرمی نکرده) دیدند و فیلم گرفتند ولی از قربانی شدن او در زیردست و پای اوباشان حمایت نکردند و غرور و غیرت افغانی‌شان در حین تقلای فرخنده به منصه ظهور ننشست و غروب کرده بود.

شرم‌آور انسان‌های که به تماشای سوختن جسد بی‌گناه فرخنده نشستند ولی تنها عکس گرفتند ولی وجدانشان برای نجات انسان نسوخت. فرخنده جلو چشمان مردم سوخت و آتش گیسویانش خرمن جهل و جاهلان دین‌داران را گرفت و وجدان سوز شد و قیامت اجتماعی برای دادخواهی برپا کرد؛ که دیگر متولیان دین با ریا و فریب فرمان نرانند. قداست قرآن نیز چون جنگ و ازدواج، انسانیت را قربانی گرفت؛ چون دین‌داران نادان باز غلط فهمیدند و غیرت دینی به خرج دادند؛ چون در اذهان خالی‌شان نه آموزه‌های قرآنی که جهل و خودخواهی فرمانروایی می‌کرد. خجلت این انسان سوزی به جرم قرآن سوزی دامن‌گیر هر انسان افغانستانی گردید.

تاریخ پرخون این سرزمین باز چون عصر عبدالرحمن شاهد سوختن دختری شد که فریاد بی‌گناهی می‌کرد. اینجا مساله هزاره و ازبک، تاجیک و پشتون مطرح نیست، چون در جامعه دینی انسانیت قربانی شده است. انسانی که در این جامعه مردسالار حق‌خواهی و حق‌گویی‌شان جرم است و ننگ. انسانی که مردان از بردن نامشان خجلت می‌کشند و رنگ عوض می‌کنند؛ چون نگاه اسلامی و انسانی به این موجودات عطوف و مهربان نبوده و نیست و غلط تفسیر شده است. بی‌اعتنایی و بی‌مبالاتی پلیس و شهروندان از این نگاه تبعیض آلود نشات گرفته و شرمندگی جهانی و تاریخی را به بار آورده است.

فرخنده مظلوم! مبارک باد مرگ فرخنده‌ات که درد و ناله‌ات وجدان سوز شد و قیامت اجتماعی برپا کرد، تا دیگر انسانی به احساساتِ دینیِ جاهلانه قربانی نشود. خجسته باد مرگت! که فریادهای بی‌گناهی‌ات وجدان سوز شد و جهالت سوز تا دیگر مردم در برابر فاجعه انسانی، انسانی بنگرند نه قومی و مذهبی. و گوارا باد مرگت! که خون سرخت ریخت ولی در جوی دل‌ها جاری شد و غیرت انسانی به بارور آورد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما