• سه شنبه ۱۲ جوزا ۱۳۹۴ - ۱:۱۱
    عبدالخالق فصیحی
    «بدون تردید، عوامل بیرونی در خلق فجایعی مانند کشتار و آوارگی مردم ما از سوی عبدالرحمن و تصرف مناطقی مثل دایه (این سند زنده مظلومیت تاریخی مردم هزاره) توسط کوچی نماها نقش اساسی را داشته و دارد، اما عامل داخلی، یعنی نبود وحدت و انسجام درونی خود ما نیز قابل تامل است. آیا امروز با تمام بازخوانی‌های که از تاریخ گذشته داشته و باید داشته باشیم، توانسته‌ایم از معایب آن عبرت گرفته و عمق بحران را درک نماییم؟.»
  • چهارشنبه ۶ جوزا ۱۳۹۴ - ۳:۰۱
    محمد علی رضایی
    «اینکه چه چیزی شهید مزاری را درست زمانی که انقلاب اسلامی به‌ظاهر پیروز شده به رجوع به گذشته وا‌می‌دارد؟ باید دو بعد برای این قضیه در نظر گرفت: یک بعد مربوط به مساله درون قومی است و دیگری مربوط به افق دید خارج از قوم و در ارتباط با اقوام دیگر است. در بعد درون قومی مزاری می‌کوشد، ملیت‌ هزاره را که هم‌اکنون رهبری این جامعه بر گردن او نهاده شده است، قدرتمند و درصحنه نگه دارد. نه اینکه او نیز همانند دیگران به استیلای تمام قامت هزاره‌ها بر افغانستان یا حداقل تلاش در این راستا بیندیشد، بلکه بدین‌جهت که زمینه را برای گفتگوی برادرانه نه ارباب‌ورعیتی فراهم سازد.»
  • یکشنبه ۳ جوزا ۱۳۹۴ - ۰:۰۲
    هادی نوروزی
    «پرواضح است وقتی غنی در عمل مدافع طالب و در گفتار مخالف طالب باشد، امنیت و رفاه اجتماعی برای این مردم یک خیالی بیش نخواهد بود. غنی با برادران ناراضی و مخالفان سیاسی خواندن تروریستان، نیات تعصب‌آلود قومی و غیرانسانی خود را فاش کرده است؛ چون نمی­توان تفاوت قایل نشدن میان مسایل به این روشنی را به نافهمی و نادانی این دانشمند دوم جهان گذاشت!!!؛ بلکه می‌توان رفتار پوپولیستی و مردم‌فریب این متعصبِ نژادپرست را در چینش وزرا، مشاوران، اعضای دارالانشا، انتخاب والی­ها نشانه‌های از نیات شوم و پلیدشان شمرده و ده‌ها مورد دیگر را موید بر پشتون گرایی وی آورد.»
  • دوشنبه ۲۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۶
    عبد الله نظری
    «ظاهرا به توافق رسیدن صلح و گفتگو با طالبان احتمال بعیدی است. با توجه به تضادهای سیاسی، فکری که میان دولت و جریان طالبانیسم وجود دارد امیدی به ثمر رسیدن آن غیرممکن به نظر می‌رسد زیرا میان سطح درخواست و مطالبات دو طرف فاصله یا تضاد فاحش و عمیقی وجود دارد که تلفیق و همسو کردن تقاضاهای دو طرف بسیار دشوار بوده؛ بلکه به دلایل که در ذیل به آن اشاره خواهد شد ناممکن جلوه می‌نماید.»
  • جمعه ۱۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۸
    دکتر لطیف پدرام
    «"سون اوزی"، استراتیژیست چین کهن گفته بود: اگر دشمن و خودت را بشناسی صدبار می‌جنگی و به خطر نمی‌افتی. اشرف غنی، در مفهومی که آن دانای چینی مراد کرده است خطر نیست او را می‌شناسیم. خطر اصلی صورتک‌های از جنس خود"ما"‌اند که بر کمین‌گاه نشسته‌اند تا جوانان ما و مردم ما را در مسیر منافع شوونیست‌ها سمت‌وسو بدهند.از قدیم گفته‌اند قلعه‌های بزرگ و محکم از درون فتح می‌شوند یعنی از طریق ستون پنجم و خود فروخته‌گان داخلی.»
  • سه شنبه ۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۱
    احمدی رشاد
    «طرح ولایت شدن جاغوری، شاید برخی از مشکلات و پیچیدگی‌های فرهنگی و اتنیکی این ولایت را کاهش می‌داد. اگر ولایت کنونی غزنی به دو بخش غزنی مرکزی و غزنی باختری تقسیم شود، زمینه‌های همگرایی بیشتری در میان دو بخش فراهم می‌گردد و بودجه‌های انکشافی دو بخش کم یا زیاد جدا می‌گردید و مالیات دو بخش برای سازندگی هرکدام از دو بخش هزینه می‌گردید. در شرایط کنونی، کمر مردمان ساکن در بخش شمالی، از مالیات شکسته است، درحالی‌که ساکنان بخش جنوبی همگی مسلح و یاغی هستند و حکومت را قبول ندارند.»
  • پنج شنبه ۲۷ حمل ۱۳۹۴ - ۰:۰۱
    اسد بودا
    «خطاست اگر تمامی ناامنی‌های بدخشان و شمال به خارجی‌ها و طالبان نسبت داده شوند. نه تنها طلبه‌هایِ تعلیم یافته در مدارسِ دینی این مناطق اکنون آماده‌ی هر نوع حرکتِ رادیکال‌اند، بلکه دانشگاهِ شرعیاتِ کابل و مدارسِ دینی پایتخت مرکز ترویجِ ایده‌های ترور و افکار ضد دولتی هستند: مرگ بر زن، مرگ بر حقوقِ بشر، مرگ بر دموکراسی، مرگ بر دولت و... شعارهای هستند که دانشجویانِ دانشکده‌ی‌ِ شرعیات کابل دیوارنه‌وار در خیابان‌های پایتخت عربده می‌کشند. آتش‌زدنِ فرخنده در چند قدمی ارگ ریاستِ جمهوری نشان داد که این سرزمین تا چه حد آبستنِ جنبش‌های طالبانی است.»
  • شنبه ۱۵ حمل ۱۳۹۴ - ۰:۰۵
    محمد عرفانی
    «آیا سردمداران حكومت از منازعات قومی سود می‌برند و حس قوم‌گرایی دارند و یا در اندیشه تسویه نژادی و مذهبی هستند؟ آیا در برابر قانون اساسی و همه مردم احساس مسوولیت نمی‌كنند و یا مشغله‌های مهم‌تری دارند؟ هم‌چنین حضور گروه‌های که هویت مشخصی نداشته باشند و از مزایای ویژه‌ی در کشور بهره‌مند باشند، ولی هیچ‌گونه تکلیفی متوجه‌شان نباشد و بدون اعتنا به اصول و قوانین مسلم کشوری گروگان‌گیری نمایند و با خود سلاح و تجهیزات نظامی حمل کنند، ممکن است مقوله‌ی سیاسی باشد. این کار ممکن است تداوم همان پروژه‌ی است که عبدالرحمان و طالبان برای تصفیه نژادی و یکدست کردن جمعیت کشور شروع کرده بود.»
  • یکشنبه ۹ حمل ۱۳۹۴ - ۲:۴۰
    احمدی رشاد
    «اما با مسافرت غنی و عبدالله به آمریکا و همچنان استقبال مردم، کنگره و مقامات رهبری پنتاگون و دولت آمریکا از هیات افغانی، این حقیقت را برای ما برملا می‌سازد که «توپ اکنون در زمین آمریکاست» تا دیده شود که سرانجام شورشگری داعشی در افغانستان ماندگار می‌شود و یا مطابق توافقات اولیه از کشور عبور نموده و به مقصدهای دیگری در ورای مرزهای افغانستان، رحل اقامت می‌بندند. ازاین‌روی، به گمان من همه‌چیز به صداقت پاکستان در دیپلماسی‌اش، با افغانستان و نیز به روند تحولات صلح در اوکراین و مناقشات اتمی ایران و غرب بستگی دارد.»
  • سه شنبه ۲۶ حوت ۱۳۹۳ - ۲۲:۳۴
    عباس آگاه
    «اما در نگاه واقع‌بینانه‌تر، که با شواهد و قراین بیرونی نیز همراه هست مثلا وقوع حوادثی چون گروگان‌گیری مسافرین در مسیر قندهار- کابل و جنگ‌های که هنوز در هلمند و حمله‌ها و انتحارهای که در قندهار و... صورت می‌گیرد، حضور و اعمال وحشیانه‌ی داعش در تعدادی از ولایت‌های کشور و حتی پخش شب‌نامه میان اهالی غرب کابل و تهدید و ارعاب آنان ، علاوه بر آنچه در فوق اشاره شد( بی‌حوصلگی و پایان یافتن تحمل جامعه جهانی از رفتار سیاسی پاکستان) به نظر می‌رسد موازنه‌ی در روابط با پاکستان، - که به سمت انعطاف بیش‌ازحد و خوش‌بینی مفرط در نگاه سران دولت وحدت ملی- همراه شده است ، گمراه‌کننده است.»