• شنبه ۴ اسد ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۷
    عبدالله نظري
    « در فرایند انتخابات دیو بدسیرت حاکمان قوم‌مدار بیدار گشت، بذر خشونت، انحصار و افراط‌گری را در کشت‌زار حیات سیاسی افشاندند. انتخابات نه صمیمیت، محبت، عشق و دوستی بلکه خصومت و عداوت آفرید، پیوست و همبستگی سیاسی از میان سران سیاسی را برداشت. گسست و از هم‌گسیختگی را برجای گذاشت، طوری که مردم نسبت به اصل حکومت نفرت شدید پیدا نمودند. حکومت را ابزار دروغ و حقه‌بازی در دستان قوم حاکم پنداشتند، انتخابات منجر به دیوارکشی بی‌اعتمادی و بی‌اطمينانی در میان اقوام گردید، روحیه همدلی و همگرایی را از متن مردم رخت بربست. امواج شور و امیدی مردم را به توفان یاس و ناامیدی مبدل ساخت. انتخابات تمامی کرامت و شرف ملی مردم را برباد داده و حیثیت و اعتبار مردم را به حراج گذاشت».
  • سه شنبه ۱۰ سرطان ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۷
    حميد فروزان

    «بالاخره فشارهاي سياسي و خيزش‌هاي مردمي نتيجه‌ خود را داد و كنار رفتن وي را به ارمغان آورد و امرخيل را وادار كرد كه برود سراغ همان شغلي كه در نوار صوتي خويش گفته بود كه گوسفندان را به كوه‌ها ببريد و چاق كرده برگردانيد. امرخيل بايد سراغ گوسفند چراني برود؛ اما نه گوسفند چراني از قبيل نوار صوتي‌اش؛ بلكه سراغ گوسفند چراني واقعي. زيرا او شايستگي ماندن در پست كليدي و حساسي كه درياي از ايمان، صداقت، امانت‌داري، فهم و شعور را مي‌طلبد، نداشته و بر اساس سنت هميشگي خيانت تاريخي، براي خيانت برگزيده شده بود».
  • چهارشنبه ۱۴ جوزا ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۳
    حسين تنها
    «چنانچه گفته شد اشرف‌غني شاكله شخصيتي‌اش در افغانستان قبيله‌محور؛ آن هم در ميان قبيله‌ي از نوع قبايل كوچي‌ شكل گرفته و اين همه مدت كه در دنياي غرب به سر برده فرهنگ غرب را نتوانسته دروني كند. آدم در مرحله اول فكر مي‌كند كه كسي كه زنش مسيحي و مادر زنش يهودي باشد؛ اين آدم خيلي به كثرت‌گرايي فرهنگي و قومي و سياسي اعتقاد داشته باشد اما اشرف غني از بسكه در تفكر تك هويتي به سر ‌برده و با آن نفس مي‌كشد كه در طول مدت كمپاين‌هاي خود يكبار مناطق هزارجات را به اسم و رسم خودش خطاب نكرده و به رسميت نشناخت. هزارجات را دايما به عنوان افغانستان مركزي ياد كرده و مي‌كند. به قول وحيد مژده، «سعودی در افغانستان دست به کار شد و با دادن 100 ملیون دالر به اشرف غنی و دادن اطمینان به کرزی که می‌تواند در صورت احساس خطر به استراحتگاه سیاستمداران ورشکسته در سعودی پذیرفته شود، دور دوم انتخابات را مهندسی کرد». آقاي مژده هم‌چنان مي‌نگارد كه «داکتر عبدالله و تیم وی برداشت سطحی از این جریانات داشتند. آنها سرشار از احساس خوش پیروزی در دور اول، به دور دوم پا گذاشتند غافل از این که عربستان سعودی و کمیسیون انتخابات تصمیم خود را گرفته بودند».
  • سه شنبه ۱۳ جوزا ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۱
    احمدي رشاد
    اما انتخابات در افغانستان، با آگاهی فزاینده‌ی جامعه و قدرت انتخاب آگاهانه‌ی مردم، مدیریت انتخابات را با دشواری همراه ساخته است. لذا سرانجام بحران‌سازی کرزی در انتخابات و تقلب گسترده، لاجرم به یک دولت نجات ملی نیاز است که باید پلی باشد میان دکتر عبدالله و اشرف غنی. حال آن چهره‌ی مورد توافق همه‌ی شرکای سیاسی قدرت اعم از خارجی و داخلی، کی خواهد بود، آینده جواب می‌دهد. اما همین مقدار روشن است که اعلام نتایج اتخابات دور دوم، صوری خواهد بود و دولت آینده باید با توافق طرفین انتخابات، تحت اشراف شرکای خارجی بحران افغانستان تشکیل شود.
  • شنبه ۳ جوزا ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۵
    عبدالله نگران
    بنابر این از نقد و بررسی مجموع این گمانه زنیهای فوق بهترین راه حل توزیع قدرت سیاسی میان گروه‌های قومی و سیاسی است زیرا بدون همراهی سران اقوام در افغانستان نمی‌توان به یک چشم انداز ثبات سیاسی و امنیت و آرامش چشم دوخت و هردم افغانستان را توام با بحران و بی‌ثبات را مجسم می سازد. برای تامین امنیت و آرامش و آسایش همدلی و همکاری تمامی گروه‌های قومی و سیاسی ضروری به نظر می‌رسد در جوامع چندقومی باید بر اساس قومیتها حکومت ایتلافی و مشارکتی صورت گیرد تا زمینه درگیری و بحران و ناامنی را از بین برده شود و بستری دلگرمی و همسویی میان تمامی جریانهای قدرتمند قومی فراهم شود از بروز عقده های فروخورده سیاسی اقوام محروم جلوگیری شود و قدرت نیز از انحصار یک قوم خارج و به یک منبع تعامل و همکاری اقوام تبدیل گردد.
  • جمعه ۲ جوزا ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۸
    طرح نو
    «ا توجه به اظهارات و واكنش‌هاي مسوولين ستادهاي انتخاباتي دو كانديداي رقيب چنين استنباط و برداشت مي‌گردد كه انگار در دور دوم رمقي براي رقابت پر شور، و تواني براي كشاندن مردم در پاي صندوق‌هاي راي باقي نمانده و احساس خستگي از سيماي تك تك چهره‌هاي بازيگر عرصه رقابت انتخابات ديده مي‌شود. دليل اين خستگي و سرخوردگي هم مبرهن و روشن است زيرا، ستادهاي انتخاباتي تمام توان و نيروي خود را كه متراكم و ذخيره كرده بودند در دور اول انتخابات آزاد كرده و به مصرف رساندند و همه هم درين فكر بودند بازي را در همين دور اول ختم و تكليف وراثت ارگ رياست جمهوري يكسره نمايند؛ اما به هر دليلي كه بود اين طور نشد و انتخابات به دور دوم رفت و ناگزير دو كانديداي پيشتاز بار ديگر در يك رقابت نفس‌گير ديگر شركت نمايند».
  • یکشنبه ۲۴ حمل ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۸
    احمدي رشاد
    «تحولات منطقه‌يی خاورمیانه، بحران هسته‌يی در روابط ایران و غرب، نمایانگر آن است که احتمال حل منازعه‌ی ایران و آمريكا نیز جدی شده است. از آن سوی تداوم بحران اقتصادی آمريكا دو عاملی است که احتمال کاهش انگیزه‌ی امریکا را برای ماندن در افغانستان، جدی‌تر می‌کند و بعید نیست که آمريكا تحت فشار اقتصادی و پیش بردن سیاست‌های خود با هزینه‌های کمتر در منطقه به ویژه از طریق پاکستان، گزینه‌ی صفر را انتخاب نموده و افغانستان را بعد از سال 2014 به طور کامل ترک نماید. بنابراین، نتیجه می‌گیریم که افغانستان بیشتر به آمریکا نیاز دارد تا آمريكا به افغانستان».