-
یکشنبه ۲۹ اسد ۱۳۹۶ - ۱:۴۱علی خراسانی«پس از فاجعه میرزاولنگ، ارادهای غیر از اراده مردن بیشتر دلگرفته است؛ گویا که منطق سیاست در افغانستان کمکم برای مردم ما فهم شده است و اراده مردن و ماتمزدگی به اراده میراندن و مسلح شدن در حال قالب گرفتن است. اراده مسلح شدن و میراندن در عین که در بیارادگی ما جان میگیرند، ممکن است آخرین راهحل سیاسی نباشد، اما به نظر میرسد که آخرین انتخاب ما در عین بی انتخابی است؛ زیرا که هزارهها مدنیت را برای همه ثابت کردند، ولی در فضای مدنیت مردند و ماتم گرفتند. این نشان میدهد که منطق سیاست مدنیت نبوده و ما بیاراده و اشتباهی وارد آن شدهایم.»
-
جمعه ۲۰ اسد ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰حکیم دوران«مردم هزاره با بحران رهبری گرفتارند. ازاینرو سردرگم و فاقد تصمیمهای استراتژیک و کارساز میباشند. هر جنایت و یا هر رویداد تلخی که رخ مینمایانند با واکنش تودهای روبهرو گشته و چند روزی آه و فغان و فحش به زمین و زمان داده میشود و بعد بدون هیچ تصمیم، تدبیر، و اقدامات پیشگیرانه برای تکرار نشدن فاجعه، آن رویداد فراموششده و مردم دوباره سرگرم کارهای روزمره و منتظر جنایت و فاجعه دیگری به سر میبرند.!!!؟؟ عمدهترین دلیل این امر این است که همانطوری که گفته شد رهبران سنتی که مردم بهطور سنتی بر آنها تکیه داشته و منتظر اقدامات آنها هستند دیگر دغدغه مردمی ندارند.»
-
چهارشنبه ۱۱ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۵علی اسلامی«نفی وضعیت موجود و عصیان علیه فساد پرسود باعث شده است که نسل روشن و بیدار جنبش روشنایی به عرصه مبارزات پا گذاشته و همچنان ایستادگی نموده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نگردند و علیرغم توطیهها و دسیسههای درونی و بیرونی همچنان بالنده و تابنده بهسوی تحقق بخشیدن به آرمانهای شهدای دوم اسد گام برداشته و درصحنه پیکار باقی بمانند. این جبهه و این نیروی انسانی و این نسل برخاسته از متن مناسبات نابرابر اجتماعی، تنها واکنش بیدارگرانه و کنش آگاهانهی است که علیه وضعیت موجود و علیه فساد پرسود شکلگرفته و به میدان مبارزه آمدهاند.»
-
دوشنبه ۲ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۰سخی ناصری شیدانی«واکنش جامعهی هزاره در قبال فاجعهی دهمزنگ، یکدست نبود. در همان فردای دوم اسد، عدهی زیادی به ترویج بداخلاقی و محکوم کردن تظاهرکنندگان جنبش روشنایی، پرداختند. چنین برخوردی، غیرانسانیتر از برخورد «فاشیستترین ارگ دنیا» با تظاهرکنندگان بود. ارگ، مدنیترین و فرهنگیترین قشر جامعهی هزاره را به انتحار بسته بود؛ ولی روشنفکران تهیمغز و جیرهخواران «احزاب سنتی هزارهها»؛ بدتر از ارگ، با زبانهایشان بر تن پارهپارهی «هزاره» زخم زدند.از این برخوردهایی سیاسی و ضد اخلاقی که بگذریم؛ فاجعهی میدان روشنایی، هزارهها را در سراسر جهان تکان داد.!!»
-
پنج شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۹امین یاری«نسل روشنایی با دادن آنهمه هزینه جانی در دهمزنگ و هزینه مالی در سراسر دنیا باز به صحنه خیابان برمیگردند تا یکبار دیگر بر عزم استوار و ایمان پایدار خویش مبنی بر تحقق بخشیدن به عدالت و آزادی، دموکراسی و حقوق برابر شهروندی پا فشرده و به دشمنان عدالت اجتماعی و آزادیهای انسانی و حقوق برابر انسانی بفهمانند که با قتل و کشتار و ترفندها و حیلهها برای فریب افکار، نمیتوانند عزم و اراده شان را بشکنند و این نسل تا شکستن انحصار و استبداد در میدان و در سنگر خیابان باقی خواهد ماند و به مبارزه خود ادامه خواهند داد و اهداف و آرمان یاران شهیدش را فراموش نکرده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نخواهند کرد.»
-
یکشنبه ۱۸ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۶عبدالخالق فصیحی«رهبران دربند و اسیر همه راههای بازگشت به جماعت را تخریب کردهاند. تنها راه بازگشت، راه شهدای دهمزنگ و چهارراه زنبقاند که این هم عبور رهبران دربند را بسیار مشکل و دشوار نمودهاند. چراکه این دو راه با سیلاب خون به هم وصل و یا نزدیک است. بعید است این اتفاق رخ دهد. به هم رسیدن این سیلابها، دریای خون به وجود آورده است که بدون مهارتهای شناوری عدالتطلبی نمیشود از آن رد شد. در این دو راه عدالت و آزادگی در قامت شهدا قد کشیده که هرگز بدون تحقق خواستههای مردم کسی مانند رهبران اسیر را اجازه بازگشت نمیدهند. پس راه بازگشت به جماعت یا مسدود است و یا خیلی صعبالعبور شده است.»
-
پنج شنبه ۱ سرطان ۱۳۹۶ - ۰:۱۴خالق فصیح«البته باید پذیرفت که جنبش روشنای در آستانه ایجاد یک بدن استوار، در قامت با نشاتی از نسل نو، با ایدههای جدید و آرمانهای تازه، قرار گرفته اند، اما یقینا برای تنومند ساختن آن نیاز به تلاشهای پیگیر دارد. از این رو، همراهی با جنبش روشنای برای تحقق هر طرحی، از جمله طرح حکومت فدرالی، یک ضرورت تاریخی است. این ضرورت از اینجا ناشی میشود که جنبش روشنای محصول ستمها و تبعیض-های تاریخی بوده، نه رفاه طلبی در شرایط عادی آن. لذا ایجاد یک محوریت مقاوم قومی، از مهمترین استراتژیهای چنین جنبش به حساب میآید تا بتواند به تقدیر قومش که با ظلمها و کشتارهای بیرحمانه رقم خورده است، پایان دهند.»
-
شنبه ۲۰ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۰محمد عرفانی«از آنجایی دولت افغانستان و نهادهای بینالمللی از تامین ثبات و نظم و امنیت در افغانستان قصور ورزیده است، طالبان در سالهای اخیر به گونهی تراژیکی در حال بازگشتاند. فساد زیاد در درون دولت و همچنین کشتار مداوم مردم عادی و بیگناه، به خشم مردم افزوده است. امروزه طالبان قسمتهای زیادی از کشور را در دست دارند. طالبان و گروههای تروریستی به شکل وحشیانهترین شکلی به شهروندان کشور حمله میکنند، و موفقیتآمیز بودن چنین حملاتی بدون شک متوجه ضعف دولت افغانستان و نهادهای امنیتی افغانستان است. ورود به ناحیه امنیتی در مرکز کابل که آن را قلب اداری و دیپلماتیک مینامند بهسادگی و بدون خلای امنیتی امکانپذیر نیست.»
-
چهارشنبه ۳ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۲عباس آگاه«روسیه بهعنوان قدرت منطقهی و اثرگذارترین آنها در منطقه و افغانستان پس از پانزده سال کمتحرکی دیپلماتیک بار دیگر بااحساس نادیده گرفته شدن از سوی رقبا و ترس امنیتی در حاشیههای قدرت و نفوذ خویش و تهدید بالقوه از سوی داعش و گروههای تندرو در افغانستان بهعنوان محل تلاقی گروههای مختلف تروریستی و نزدیک مرزهای خود و همچنین جلوگیری از گسترش ناتو در قلمرو نفوذ خویش، به تحرکات و فعالیتهای دیپلماتیک و یارگیری از کشورهای دور و نزدیک و از گروههای که پیشازاین با آنان درگیر جنگ بوده، مشغول شده است و بهطور فزاینده بر میزان این تحرکات افزوده است»
-
شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۳امین استوار«حال در سطح کلان اجتماعی- سیاسی آدمهای مثل محقق که بهزحمت یک متن ساده را میتواند بخواند چون نماد قبیله گردیده است باید حمایت و اطاعت شود و رهبر خردمندی که خردمندیاش فقط در معاملهگری به نفع حضرت جیب و سود شخصی است باید اعضای قبیله از او پیروی کورکورانه و بیچون چرا بکنند و هیچ پرسشی را نباید طرح بکنند. اگر روزی توتا را خط قرمز اعلان کرد و روزی دیگر خط سبز، بازهم باید تایید و از آن حمایت کرد چونکه از بزرگان قبیله است و هوش کنید که انتقاد نکنید و آنها را به چالش نکشید که خودزنی میگردد و به نفع مصلحت جمعی و سرنوشت هزارگی نیست.!!؟ »