کد مطلب : 1857
پنج شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۹
4164
فاقددیدگاه
امین یاری

جنبش روشنایی، خودآگاهی جمعی و اراده تاریخ‌سازی

بازمادگان دهمزنگ
«نسل روشنایی با دادن آن‌همه هزینه جانی در دهمزنگ و هزینه مالی در سراسر دنیا باز به صحنه خیابان برمی‌گردند تا یک‌بار دیگر بر عزم استوار و ایمان پایدار خویش مبنی بر تحقق بخشیدن به عدالت و آزادی، دموکراسی و حقوق برابر شهروندی پا فشرده و به دشمنان عدالت اجتماعی و آزادی‌های انسانی و حقوق برابر انسانی بفهمانند که با قتل و کشتار و ترفندها و حیله‌ها برای فریب افکار، نمی‌توانند عزم و اراده شان را بشکنند و این نسل تا شکستن انحصار و استبداد در میدان و در سنگر خیابان باقی خواهد ماند و به مبارزه خود ادامه خواهند داد و اهداف و آرمان یاران شهیدش را فراموش نکرده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نخواهند کرد.»

جنبش روشنایی محصول خودآگاهی نسلی است که وارث تبعیض، ستم، و حذف سیستماتیک تاریخی است. نسلی که ققنوس‌وار از دل خاکستر سرد و خاموش به‌جامانده‌ از گذشته‌های تلخ و غمبار انسان هزاره سر برزده و روییده است. این جنبش صرفا واکنشی در برابر یک تبعیض آشکار دولت درباره انتقال خط توتا نیست که فوران عقده‌های متراکم تاریخی نسل نوخاسته و آگاهی یافته‌ی از دل قتل و غارت تاریخی و رفتارهای غیرانسانی ستم‌پیشگان و ستم سالارانی است که میراث به‌جامانده آن‌ها امروز مایه شرم بشریت و لکه ننگ بر جبین انسانیت است. جنبش روشنایی عصیان بیداری و آزادی‌خواهی نسلی است که به پا خاسته‌اند تا استبداد سیاسی، انحصار قومی، تبعیضات اجتماعی، تضادهای قومی و … را به زباله‌دان تاریخ سپرده و سرنوشت خویش را با دستان معجزه‌گر خویش رقم‌زده و تاریخ خویش را خود بیافرینند و مسلط بر سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خویش گردند.

خودآگاهی اجتماعی- ‌سیاسی یکی از شاخصه‌های جنبش روشنایی است. این نسل به این خودآگاهی رسیده‌اند که سرنوشت انسان‌ها و جوامع انسانی را دست نامریی خارج از اراده و عزم انسان رقم نمی‌زنند بل این خود انسان است که با کمک دانش و اراده انسانی و ظرفیت‌های فکری و توانایی‌های بی‌پایان خدادادی خویش سرنوشت خویش را می‌تواند بسازد. جنبش روشنایی آگاهی نسلی است که بینش تقدیرگرایی و منش صبر و انتظار را به چالش کشیده و به پرسش گرفته‌اند. این بینش و این گرایش پدیده نو در اندیشه و فرهنگ حاکم بر مردم افغانستان است. مردم افغانستان در طول تاریخ حیات سیاسی – اجتماعی‌اش به‌جای اینکه معضلات و مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی خود را با تفکر و اندیشه، تدبیر و تعقل، اراده و پشت‌کار حل نمایند دست به دامن نیروهای مرموز ماورایی و گره‌گشایی از عالم غیب شده و منتظر می‌نشستند تا دستی از غیب برآید و کاری بکند و کار نابسامان این‌ها را سامان داده و زندگی این‌ها را بر وفق مراد سوق داده و زندگی را مملو از شادی و برخورداری و رفاه و آسایش نماید. این بینش و این منش در جنبش روشنایی باطل اعلان و بر رویش خط بطلان و از متن مناسبات اجتماعی و باورهای فرهنگی دور ریخته شد و جای آن را باور به انسان خود آزاد و خلاق گرفته است که می‌گوید که انسان سرنوشت خویش را در ابعاد مختلف و عرصه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی می‌تواند بسازد و جز خود انسان احدی نمی‌تواند که زندگی و محیط اجتماعی انسان را بهبود بخشیده و سروسامانی بدهد.

به خاطر همین باور و بینش جدید که انسان را خودمختار می‌شناسد، نسل نو عزم خود را جزم کرده‌اند تا تاریخ خویش را از نو و طبق دلخواه و میل خویش رقم‌زده و بیافرینند. جنبش روشنایی جنبش رقم زدن سرنوشت جمعی و اراده تاریخ‌سازی است که برای اولین بار در تاریخ این کشور مجهز با همچون بینشی که انسان و جامعه را از زیر یوغ بینش جبرگرایی و منش تقدیرگرایی نجات داده و نقش انسان را در بازی سرنوشت به رسمیت شناخته و انسان افغانی را انسان قدرتمند و صاحب توانایی و خلاقیت و مسلط بر خود و محیط خود می‌داند. جنبش روشنایی یک مطالبه مقطعی و یک خواست محدود اجتماعی به شکل مدنی نیست بلکه عصیان نسل بیدار و خسته از جبر تبعیض و تعصب و وامانده از نقش‌آفرینی و خلاقیت است. این جنبش را روشنایی نام‌گذاری کرده‌اند برای اینکه نه‌تنها روشنایی خانه‌هایشان را که روشنایی اندیشه‌های راکد و منجمد در یخبندان تاریخ و روشنایی باورهای تاریک و سیاه حاکم بر سرشت و سرنوشتشان را نیز خواستارند. این نسل روشن‌شده با نور دانش و آتش‌گرفته از عشق به آزادی و رهایی و جان گرفته از امید به فلاح و رستگاری به میدان آمده تا تاریخ فردای خویش را با دستان خویش و طبق میل و اراده خویش بنگارند و دیگر بازیچه تقدیر و منتظر رخدادهای بی‌تدبیر نه که خود خلاق و آفریننده جهان و سرنوشت آینده خویش باشند. تاریخ سازی و تعیین آینده برای این نسل و نسل‌های فردا یکی از رسالت‌های مهم جنبش روشنایی است. جنبش روشنایی برای ورق زدن و صفحه عوض کردن تاریخ بی‌تاریخ و منحط افغانستان شکل‌گرفته و به میدان مبارزه و کارزار نبرد با پاسداران تاریکی، حاکمان جور و بی‌عدالتی، اعمال کنندگان استبداد تاریخی و استمراردهندگان تبعیضات سیستماتیکی و انحصارگران قدرت‌های سیاسی، اقتصادی، پا گذاشته و وارد معرکه شده‌اند. نسلی با این آگاهی انسانی و جوانانی با این شعور اجتماعی و مردان و زنانی که با این رسالت تاریخی جنبش روشنایی را شکل داده و متشکل گردیده‌اند تا رقم زدن سرنوشت دلخواه خویش و ساختن تاریخ فردای خویش از میدان به در نشده و خسته نمی‌شوند.

مبارزه برای ساختن تاریخ و تغییر مسیر و به جریان انداختن آن در بستر فرهنگ انسانی و عدالت اجتماعی و متوقف کردن و سد نمودن جریان دایمی و بستر همیشگی آن، کار آسان و یک‌شبه و یک‌بار به میدان آمدن نیست بل مبارزه نفس‌گیر با هزینه‌های مالی و قربانی دادن جانی فراوان می‌خواهد تا استبداد تاریخی، انحصار قومی، بینش منحط قبیله‌ای، برتری ‌طلبی‌های نژادی و ارزش‌گذاری‌های خونی و امتیازطلبی‌های تباری را تبدیل به بینش انسانی، روابط سالم اجتماعی و نظام دموکراتیک سیاسی و نظام دانایی و ساختمان معرفت افغانی را از بیخ و بن دگرگون و بنایی از نو بر پایه آگاهی و دانایی و بینش مترقی و انسانی ساخت و زمینه انسانی زیستن و اخلاقی رفتار کردن را در کشور افغانی و بربریت قرن بیست و یکمی فراهم نماید.

به همین خاطر نسل روشنایی با دادن آن‌همه هزینه جانی در دهمزنگ و هزینه مالی در سراسر دنیا باز به صحنه خیابان برمی‌گردند تا یک‌بار دیگر بر عزم استوار و ایمان پایدار خویش مبنی بر تحقق بخشیدن به عدالت و آزادی، دموکراسی و حقوق برابر شهروندی پا فشرده و به دشمنان عدالت اجتماعی و آزادی‌های انسانی و حقوق برابر انسانی بفهمانند که با قتل و کشتار و ترفندها و حیله‌ها برای فریب افکار، نمی‌توانند عزم و اراده شان را بشکنند و این نسل تا شکستن انحصار و استبداد در میدان و در سنگر خیابان باقی خواهد ماند و به مبارزه خود ادامه خواهند داد و اهداف و آرمان یاران شهیدش را فراموش نکرده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نخواهند کرد و هستند بر آن عهدی بستند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما