کد مطلب : 1874
چهارشنبه ۱۱ اسد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۵
5752
فاقددیدگاه
علی اسلامی

جنبش روشنایی ویرانگر نظام برده پروری

TUTAP KAbul Protest
«نفی وضعیت موجود و عصیان علیه فساد پرسود باعث شده است که نسل روشن و بیدار جنبش روشنایی به عرصه مبارزات پا گذاشته و همچنان ایستادگی نموده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نگردند و علی‌رغم توطیه‌ها و دسیسه‌های درونی و بیرونی همچنان بالنده و تابنده به‌سوی تحقق بخشیدن به آرمان‌های شهدای دوم اسد گام برداشته و درصحنه پیکار باقی بمانند. این جبهه و این نیروی انسانی و این نسل برخاسته از متن مناسبات نابرابر اجتماعی، تنها واکنش بیدارگرانه و کنش آگاهانه‌ی است که علیه وضعیت موجود و علیه فساد پرسود شکل‌گرفته و به میدان مبارزه آمده‌اند.»

در اینکه سایه فساد و تباهی همگانی بر سر عموم مردم افغانستان دامن گسترانیده شکی وجود ندارد و در اینکه اقشار مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در دریای از فساد دست‌وپا می‌زنند نیز سخنی نیست. اما در اینکه عوامل پیدا و پنهان این فساد و تباهی همگانی چیست، اختلاف‌نظر وجود دارد. هرکسی شاید به چند عوامل  فساد انگشت گذاشته و آن را برجسته‌نمایند که بی‌شک شاید یکی از عوامل فساد همگانی در کشور باشد اما آنچه در این یادداشت بناست که به آن توجه و برای افکار عمومی گوشزد گردد مساله نظام‌های اجتماعی فساد انگیز و وضعیت اقتصادی برده خیزی است که بعد از دوران جهاد و رشد قشری به نام رهبران و فرماندهان جهادی به وجود آمده‌اند.

فقر عمومی و نبود کار و درآمد مالی باعث گردیده که مردم مدام با تنگ‌دستی و بی‌نوایی دست‌وپنجه نرم نمایند. فقر اقتصادی زمینه‌ساز فقرهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری گشته و در تمام عرصه‌های ذکرشده فقر و بی‌نوایی بیداد می‌کند. در دوران جهاد، کمک‌های خارجی برای مبارزه با توسعه‌طلبی اتحاد جماهیر شوروی سابق، در اختیار رهبران و فرماندهان برجسته جهادی قرار گرفت و به دست مردم و مجاهدانی که در سنگرها رزمیدند نرسیدند. این امر سبب انباشت سرمایه‌های شخصی در نزد این افراد و اشخاص گردید. سرمایه‌دار شدن از راه دزدی و غارتگری کمک‌های بین‌المللی و شخصی‌سازی سرمایه و اموال عمومی سبب گردید که قشری به‌عنوان سرمایه‌دار «غارتی» به نام و عنوان جهادی در جامعه ظهور نمایند که هم سرمایه مالی و هم سرمایه معنوی جامعه به نام جهاد و اسلام را در اختیار گرفته‌اند. وقتی چنین قشری در جامعه به ظهور نشست قشر و یا گروهی دیگری در جامعه به‌مرورزمان شکل‌گرفته و بروز نمودند که به خاطر فقر مالی و یا به امید رسیدن به موقعیت‌های سیاسی و اجتماعی در استخدام و خدمت این اربابان نوظهور و کیسه‌داران نو حضور، درآمدند و برای ارضای نیازها و بر‌آوردن خواست‌های این اربابان به خدمت‌گزاری و چاکری مشغول و حرفه نوکری و وظیفه غلامی را پیشه خود ساختند و نظام بردگی جدیدی در واقعیت اجتماعی ساخت‌یافته و متولد گردید.

از زمان سقوط طالبان تا هنوز قشری و گروهی زمام امور را به دست گرفته و حکومت می‌کنند که مرکب از دزدان بی‌دین جهادی و مفسدان فاسد غرب‌زدگی‌اند. این دو قشر فاسد بر مقدرات و سرنوشت مردم مسلط گشته و سرمایه‌های مادی و معنوی مردم افغانستان را به غارت برده و شیرازه حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را از هم پاشانده و به‌سوی نابودی و اضمحلال سوق می‌دهند. این دو قشر نوکیسه و این دو تیپ نو بنیه برخاسته از شرایط خاص تاریخی و معلول عوامل خاص اجتماعی با نوکران فرهنگی و بردگان اقتصادی و عقب‌ماندگان ذهنی جامعه به جان این کشور افتاده و به غارتگری سرمایه‌های مادی و معنوی جامعه مشغول‌ و به تاراج و ویران‌سازی روح همبستگی ملی مشعوف، تا به حیات ننگین برخاسته از فساد و تباهی و ویرانی خود ادامه داده و هرروز بیش از دیروز خون این ملت را مکیده و همچون زالو از خون این مردم فربه‌تر گشته و همواره به کش‌وفش روزگار بگذرانند.

این‌ها در عین اینکه به سرمایه‌های مادی رحم نکرده و به یغما برده‌اند به سرمایه‌های معنوی و روحیه و رمق حیات ملی نیز رحم نکرده و به تاراج برده‌اند. به‌طوری‌که روزبه‌روز فاصله میان اقوام شفاف، و گسل‌های بنیان‌کن شکاف، فعال‌تر شده و احتمال یک انفجار و زلزله شدید سیاسی، اجتماعی که بنیاد ساختار سیاسی و نظم نیم‌بند اجتماعی را زیرورو نماید، بسیار شدید گردیده است.

ظهور قشری نوکیسه جهادی از زمان که کمک‌های کشورهای بیرونی به آن عده‌ی تعلق می‌گرفت که تعداد افراد را گرد هم جمع کرده و به‌عنوان ملیشه و یا نظامی در اختیار خود می‌گرفتند. قومندان‌ها در زمان سلطه خود هم کمک‌های خارجی را گرفته و به جیب مبارک می‌زدند و هم ره‌گیری از مردم کرده و جیب مردم عادی و موترداران را به‌عنوان حق عبور و کمک به جهاد خالی می‌نمودند. این اشخاص مسلح از این طریق صاحب ثروت‌های بادآورده گردیدند. این‌ها به خاطر سازمان‌یافته بودن و همچنین سابقه جهادی و مبارزاتی‌شان در دنیا به‌عنوان نمایندگان مردم افغانستان شناخته و طرف معامله و گفت‌وگویی جهان غرب نیز قرارگرفته و کمک‌های دول مذکور را در کنار آدم‌های غرب رفته و موردحمایت آن‌ها که سازمان‌یافتگی لازم را هم نداشتند؛ صاحب گشته و سرمایه‌های غیرقابل‌باور و پیش‌بینی‌نشده‌ای را به جیب زده و طبقه‌ای مرفه و برخوردار جامعه را شکل داده و سرنوشت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را به دست گرفته‌اند. در این دوره و زمانه برخوردار‌ترین و مرفه‌ترین و پولدارترین افراد جامعه رهبران و فرماندهان جهادی هستند. افرادی که از راه مشروع و درست سرمایه جمع‌آوری کرده و به‌عنوان سرمایه‌دار مطرح باشند بسیار اندک و نادر هستند.

این افراد ثروتمند جهادی، اما بی‌سواد و بی‌کمال انسانی از میان اقشار مختلف و ازجمله فرهنگیان جامعه، عده‌ی را به‌عنوان کارمند و اعضای باند مافیایی خود درآورده و مقاصد خود را توسط آنان پیش برده و رفتار غیر جمعی و کردار غیر ملی خود را توجیه کرده و به فریب و اغفال افکار عمومی پرداخته و به تاراج معنوی و غارت اقتصادی مشغول و سلطه سیاسی خود را حفظ و فساد را هرروز گسترش داده و بازتولید می‌نمایند. در شرایط و اوضاع کنونی بزرگ‌ترین مشکل مردم افغانستان مسلط بودن باندهای مافیایی و غارت‌گران جهادی بر سرنوشت و مقدرات سیاسی، اقتصادی،  فرهنگی کشور است که کشور را به‌سوی پرتگاه و انحطاط فکری، اخلاقی، عقیدتی و… سوق داده و با سرنوشت مردم معامله‌های خاینانه و بازی‌های رذیلانه کرده و باعث تداوم بحران‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی گردیده و از خون مردم بی‌گناه به تجارت خود رونق داده و بازار خود را گرم و سفره‌های خود را رنگین نگه ‌می‌دارند.

آنچه سبب تداوم حیات این غارتگران جهادی و سرمایه‌داران تیکه‌دار قومی گردیده همانا فقر عمومی و ناداری فرهنگیان و بی‌نوایی قلم‌به‌دستان و عدم اشتغال تحصیل‌کردگانی است که به خاطر امرارمعاش و ادامه حیات خود دوروبر این رجاله‌های سیاسی و زراندوزان اقتصادی طواف کرده و حاجات خود را نه از خدا که از این ملأها، مترف‌ها و رهبان‌های زمان تقاضا کرده و می‌خواهند.!! درحالی‌که انتظار این است که باید این قشر سبب پالایش فساد و زدودن عفونت‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … از پیکره جامعه می‌بود اما به خاطر احتیاجات مادی و داشتن عقده‌های اجتماعی نه‌تنها آن انتظار برآورده نشد که باعث تکثیر، تداوم و ماندگاری و بازتولید فساد و تباهی و خود تبدیل به ویروس سازی و میکروب کشنده جاری در کشور گردیده‌اند.!

جنبش روشنایی یکی از پیامدها و کارکردها و اهدافش، ویرانگری خرده نظام‌های اجتماعی، راه و روش غلام‌پروری و براندازی اربابان زراندوزی است که باعث ازخودبیگانگی نسل نو و فرهنگیان فرهیخته و کنشگران اجتماعی و بازیگران عرصه سیاسی کشور گردیده‌اند. این جنبش نه‌تنها عصیان علیه حاکمیت جور و استبداد و انحصارگران تبعیض و بیداد است که توفان و خیزش آگاهانه علیه وضعیت ناهنجار و چندش‌آور نظام طبقاتی و برده پروری است که مردم را در چنبره چرخه تولید فساد و تباهی قرار داده و شریان شاهرگ اقتصادی جامعه را در حصار انحصار سرمایه‌های جهادی و درآمدهای مالی خویش قرار داده و نظام بردگی به شکل جدید و از نوع قرن بیست و یکمی را خلق کرده و به وجود آورده است.

جنبش روشنایی خیزش نسل نو و رویش نیلوفرهای روییده در لجن و گل‌های شکفته در مردابی است که از متن راکد مرداب و از بستر متعفن فسادآلود و لجن‌های رودبار زمان، روییده و سبز کرده و تماشایی گشته است. این نسل تازه و این رویش فرخنده، نویدبخش صبح روشن و فردای گلشن و آینده سبز و خرم را به گوش زمان نجوا کرده و سرود رهایی و نغمه‌ی آزادی را فریاد می‌کند. افغانستان یک مرداب فساد و تباهی است که هر که در آن پا می‌گذارند در دام گل‌ولای فساد آن گیر می‌کنند و هرکسی در این باتلاق گیر بیفتند حسابش با کرام‌الکاتبین است. زیرا در این مرداب‌ هر چه دست‌وپا بزنند بیشتر فرورفته و هر چه تقلا و تلاش نمایند بیشتر غرق می‌شوند. این جوانان و نسل جنبش روشنایی هستند که از این مرداب پر از لجن، نیلوفرانه گردن کشیده و سبز گشته و منظره زیبا و جذاب را شکل داده و نگاه رهگذران و توجه تماشاگران را به خود جلب کرده و می‌درخشند.

نفی وضعیت موجود و عصیان علیه فساد پرسود باعث شده است که نسل روشن و بیدار جنبش روشنایی به عرصه مبارزات پا گذاشته و همچنان ایستادگی نموده و شامل مرور زمان و گذشت دوران نگردند و علی‌رغم توطیه‌ها و دسیسه‌های درونی و بیرونی همچنان بالنده و تابنده به‌سوی تحقق بخشیدن به آرمان‌های شهدای دوم اسد گام برداشته و  درصحنه پیکار باقی بمانند. این جبهه و این نیروی انسانی و این نسل برخاسته از متن مناسبات نابرابر اجتماعی، تنها واکنش بیدارگرانه و کنش آگاهانه‌ی است که علیه وضعیت موجود و علیه فساد پرسود شکل‌گرفته و به میدان مبارزه آمده‌اند. تا هنوز هیچ حرکت و خیزشی اجتماعی و سیاسی در کشور با این پاکی و با این اهداف بلند و آرمانی بروز نکرده و دیده نشده است. مردم همه شاهدند که تنها جنبش مردمی که به‌دوراز اغراض پست شخصی برای تحقق اهداف و مطالبات اجتماعی به میدان آمده است جنبش روشنایی است. این جنبش به قول یکی ازسرانش آمده‌ است که سیاست را انسانی کند.

بنابراین بر نسل هوشیار و بیدار و بر مردم عزیز خسته از تبعیض و فساد و تزویر و معامله‌اند که نگذارند فساد پیشگان تاریخ با حیله‌های رندانه و ترفندهای خاینانه و خریدوفروش‌های تاجرانه این جنبش را ناکام و این خیزش را متلاشی نمایند. زیرا تنها روزنه امید برای رهایی از این وضعیت موجود و تنها راه بیرون رفت از این ناهنجاری‌های دردآلود و تنها چاره‌ی کوتاه کردن و از میان برداشتن فسادهای پرسود، حمایت و تقویت همه‌جانبه این جنبش و ادامه دادن راه و وفادار ماندن به آرمان والای شهدا است. نمی‌گویم که سران جنبش همه از عیب و نقص و ضعف … مبرا هستند بلکه می‌گویم که این راه، راه درست و این مسیر مسیری بر حق و قابل دفاع است. اعضای شورای عالی تا زمانی محترم‌اند که در راستای اهداف عدالت‌خواهانه و آرمان شهدای عزیز  گام‌های راست و درست بردارند. اگر احیانا کوچک‌ترین انحراف، معامله، خیانت و سو استفاده شخصی از آنان مشاهده گردید آنگاه آنان را همچون محقق و خلیلی به زباله‌دان تاریخ انداخته و دست از حمایتشان برداشته و راه عدالت‌خواهانه خویش را ادامه داده و تا آخر خواهند پیمود.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما