-
یکشنبه ۲۳ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۱رضا نوروزی«با اینکه همه میدانند که ناامنی، قتل، کشتار، رهگیری، گروگانگیری تجاوز به عنف و... ریشه در ارگ دارند و ارگ خود پایگاهی برای توطیه علیه مردم و امنیت آنان گردیده است اما همچنان بیتدبیر و سر به زیر به چنین سرنوشتی تن داده و آن را تحمل میکنند بدون اینکه واکنشی از خود نشان داده و ارگ را وادار به پاسخگویی نمایند و از ارگ بازخواست نمایند که برای چه پول، ثروت، و تمام هست و بود مادی و معنوی این مردم را میخورند و میبلعند اما در قبال امنیت، معیشت، و سرنوشت این مردم نه تنها احساس مسوولیت نمیکنند که با دشمنان جان، مال، ناموس این مردم دست به یکی شده و هر روز مرتکب جنایت شده و هر لحظه به خیانت متوسل میشوند.!!؟؟»
-
یکشنبه ۱۶ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۸قادر خالقیار«صداقت، تعهد، وحدت نگری، ملی نگری و اراده تامین امنیت، از نا بودگی و نداشتههای غنی، عبدالله و محقق است. سخن گفتن از این فضایل در مورد این سه نفر، سخن گفتن از نیستی و نداری آنها است و این، یعنی تهمت و اتهام به خود برای دارا جلوه دادن واقعیتهای را که هرگز ندارند. درستگویی یکی از داراییهای ارزشمند، بافضیلت و ماندگار برای هر انسانی فاضل و مخصوصا انسان سیاستمدار است. برای سیاستمدار، قدرت، ثروت و جایگاهی که از شیطنتهای فتنهانگیز سیاسی، فریب مردم و دروغ بهدستآمده باشند،اصلا جزو داراییها و داشتهها نیست، بلکه عین نداری و ناچیز بودگی است.»
-
جمعه ۷ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۶احمدی رشاد«حال سخن ما آن است که جناب رييس جمهور شما بهعنوان شخص اول این مملکت که نسبت به مصالح و منافع ملی در این کشور مسوول هستی، آیا در شرایطی که خود شما این تغییر را اشتباه میدانی و كمسيون شما نیز راه بامیان را مطابق مصالح ملی، امن و پایدار توصیف نموده، واقعن شما وجدان خود را چگونه در محکمه عدل الهی راضی میدانی که برخلاف مصالح کلی مملکت و منافع ملی حکم میکنید؟ آیا در فردای تاریخ، هرگاه برق برای شهروندان کشور قطع و هیچ کارخانهی در مسیر انتقال برق شکوفا نشد و هیچ کمکی به توسعهی ملی نگردید و صرفن پول مردم افغانستان به جیب خارجیها رفت.»
-
پنج شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۵ - ۰:۰۳علی جاویدان«کارنامهی چنین سیاه و ناکارآمدی فضاحتبار رهبران بی مسوولیت حکومت بهاصطلاح وحدت ملی، هیچ محملی جز مرگ و فقدان وجدان در رهبران مذکور نمیتواند داشته باشد. رهبران قومی که با آرای بالای خودی و با وعدههای دروغین پاسداری از حقوق برابر و عادلانهی شهروندی و دفاع از مطالبات برحق مردم و انکشاف متوازن ملی به ارگ نفاقافکن و موقعیت ناپایدار و وسوسهانگیز سیاسی رسیدهاند، نیز وضعیت بهتر از عین و غین ندارند که در بسیاری از موارد به موقعیت فرومایهتری قناعت و دلخوش داشتهاند.»
-
دوشنبه ۳ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۳صادق روشنا«جنبش تبسم و جنبش روشنایی یک دادخواهی ملی ویک اعتراض مدنی بود که به خاطر تبعیض سیستماتیک و رویکرد قومپرستانه آشکار دولت به راه افتاد؛ اما نسل نو هزاره در برابر این تبعیض و تعصب ایستادند، و طشت رسوایی حکومت را از بام دموکراسی به زیر انداختند تا جهان، قومپرستی و غارتگری و افتضاح عملکرد آنان را ببینند. تلاش نیروهای فکری هزاره برای فراگیر کردن عدالتخواهی بینظیر، ستودنی و غرورآفرین بود؛ چون در هیچ برهه تاریخ، اقوام افغانستان به این حد همسو و همدل به خیابان نیامده و برای دادخواهی شعار عدالت سر نداده بودند.»
-
یکشنبه ۲۶ ثور ۱۳۹۵ - ۰:۰۱عبد الله نظری«در طول یکونیم دهه دولت دموکراتیک و مردمی، تمامی خدمات رفاهی،آموزشی و تعلیمی، بهداشتی و درمانی، کار و مشاغل، عمران و سازندگی در ولایات و مناطق پشتون نشین، چون قندهار و ارزگان و هلمند و لشکرگاه و جلال آباد و خوست و کنر و ... صورت گرفت. در حالیکه ولایتهای اقوام دیگر، چون بامیان و یکاولنگ و بدخشان و تخار و سمنگان و جوزجان و ...فاقد امکانات و امتیازات ابتدایی و اولیه زندگی هستند. برسران قوم حاکم اند که به جای تغییرات صوری و فيزیکی زندگی جامعه پشتون، به تغییر تفکر انتحاری و انفجاری انسان پشتون باشند که هر روز در گوشه و کنار کشور فاجعه المناک و غم انگیزی را میآفرینند.»
-
پنج شنبه ۱۶ ثور ۱۳۹۵ - ۱:۲۲امان الله علیزاده«هزارهها و اقلیتهای قومی نباید بگذارند ریزهخوار سفره این دولت فاشیست باشند و منافعشان در سایه منافع سردمداران متعصب رقم بخورند. عملی نشدن پروژه «سرک گردن دیوال» و «سرک غزنی و ولسوالیهای اطراف» آن غیرازاین نبوده است که عملیاتی شدن آن برای دولتمردان پر تعصب و نژادپرست، سودی نداشته است و لذا همواره در طول چهارده سال کارشکنی کردند و نگذاشتند عملی شود. چطور میشود دیگر ساکت نشست و به یاوهگوییها و توصیههای رهبران قومی گوش داد که حساسیت زمان اقتضا میکند بردباری کنیم و صبر پیشه کنیم؟»
-
چهارشنبه ۱۸ حمل ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۳صادق روشنا«در این فلاکت و نکبتی امروز افغانستان هم آگاهان جامعه سهیماند که جهتگیریهای مشخص و جبههگیریهای روشن نسبت به افکار عمومی و عملکرد دولت و دولتمردان ندارند و هم تودههای مردم که خنثی و بیخاصیت در برابر تمام بلاهتهای روزگار «روزه سکوت» گرفتهاند و هیچ حساسیت اجتماعی بر خواسته از شعور انسانی و آگاهی جمعی ندارند. این چرخه فساد و تباهی را هم سیاستمداران فاسد میچرخانند چون حیات اجتماعیشان در گروه این گردونه فساد است و هم آگاهان جامعه که مسوولیت آگاهی بخشی هدفمند و سازنده خود را ازدستدادهاند.»
-
سه شنبه ۲۵ حوت ۱۳۹۴ - ۱۹:۲۹علی اسلامی«سلسلهجنبان سادات افغانستان به خاطر دارا بودن فواید مادی و معنوی پایگاه سیادت، هرگز حاضر نیستند که زمینههای اجتماعی پایگاه انتسابی برچیده شود و جامعه هزاره ارزشهای بر مبنای لیاقتها و شایستگیها و تلاشهای شخصی را احترام گذاشته و به خون و نسب که امور غیر اختیاریه هستند بها نداده و پاداش مفت و رایگان به عدهای ندهند و ملاک حرمت و پاداش اجتماعی افراد در مناسبات انسانی همان کارایی و نقش افراد باشند نه نسب، خون، تبار و... که هیچ کارایی و نفعی برای جامعه ندارند. بنابراین جنگ و دعوایی که مدتهاست میان سادات و هزارهها جریان دارد جنگ میان پایداری سنت و گذار به مدرنیته است.»
-
یکشنبه ۲ حوت ۱۳۹۴ - ۲۳:۵۵ح-الف قاسمی«کاش میشد به خاطر لبخند کودکان که روایت معصومانه زندگی است و به خاطر عشق مادرانه؛ که ایثار صادقانه برای ادامه حیات است و همچنین به خاطر همهی خوبیها و زیباییها و جلوهها و سازها و سرودهای که در رگ رگ زندگی جاری است جنگ مارا نیز پایانی میبود و مردم این سرزمین و ویرانه آباد یکبار دیگر روی صلح و آرامش، رفاه و آسایش را دیده و از زندگی تفسیر نو و معنای غیر از جنگ و خون، قساوت و جنون مینمودند. ما در این دوره و زمانه آرزو میکنیم که ایکاش بهجای پایان یافتن عمر اینهمه کودکان معصوم و انسانهای بیگناه، روزی عمر جنگ پایان مییافت و جنگ هم میمرد تا بستری برای زندگی فراهم میگشت. کاش!!!.»