-
پنج شنبه ۲۱ اسد ۱۳۹۵ - ۱:۴۹صادق روشنا«بههرحال معمای آمدن محقق، دانش و خلیلی و اطرافیانشان به جنبش روشنایی در میان مردم و درنهایت رها کردن، تنها گذاشتن آنان در میدان فاجعه، بدون هیچ پاسخ قناعتبخش و بدون هیچ توضیحی رضایتبخش نه پذیرفتنی است و نه معقول. چون پشت پرده این استدلالهای ظاهری هیچ روشن نیست که چه منطقی خوابیده است و زیر پوستین سیاست چه بازی در جریان است. این معمای است که نیاز به توضیح دارد و این پرسشهای است که نیاز به پاسخ دارد. محقق، دانش و خلیلی چه بخواهند و چه نخواهند نسل امروز جسورانه و مجدانه این پرسشهای ویرانگر و خانمانبرانداز را میپرسند و پاسخ روشن و قناعت بخش میطلبند»
-
جمعه ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۱امان الله علی زاده«ازآنچه گفته شد به این پایانی رهنمون میشویم که پرسش از مبنای عقلی و ارزش اخلاقی رفتار رهبران جنبش، با یک ذهنی پر از غرض و با قلم پر از عقده و با پستوی پر از کین و نفرت نه پرسش فلسفی است و نه با این شمشیر پرکینه دل فاجعه شکافته میشود و نه راهی بهسوی حقیقت باز میشود. رنگ و لعاب فلسفی دادن به این پرسشهای غرضآلود نهتنها ما را به سرچشمه فاجعه رهنمون نمیکند که خود تسویهحسابهای حزبی، سیاسی را برملا میکند».
-
جمعه ۲۵ سرطان ۱۳۹۵ - ۲۳:۰۷خادمحسین احمدی(بیخطی رهبران هزاره با هر تلقیِ که از آن بشود، اگر نگوییم نشانگر جهل و بیسوادی آنان است، عدم پایبندی آنان به ارزشها و خطوط قرمزِ حاکم بر جامعه هزاره را به خوبی آشکار میکند. به گونهای که آنان به هیچ کدام از این خطوط پایبند نیستند؛ آنها بیخطانی هستند که هم خود آن را به صراحت اعلام کردهاند و هم در مقاطع حساس تاریخی و سرنوشتساز، آن را به خوبی نشان دادهاند. نمونههای بیشماری را از موضعگیریهای ناشی از بیخطی شان، میتوان برشمرد که مجال بررسی همه آنها نیست)
-
شنبه ۵ سرطان ۱۳۹۵ - ۲:۴۴صادق روشنا«هرچه بیشتر زمان میگذرد و هرچه پاسخها بیشتر ردوبدل میشوند بیمنطقی و بیبنیادی رفتار و گفتار محقق و پیروان وی و تناقضات رفتاری و گفتاری آنان را در انتخاب مسیر سیاسیشان برملا میکند. پستی، ناپختگی خود را بیشازپیش نمایش میگذارند. به باور مردم،خطاست اگر محقق و اطرافیان وی تصور کنند که با استهزا و ناسزا میتوانند خیانت خود را توجیه و مخالفان خود را مفتضح کنند؛ چون بلوغ سیاسی و رشد فکری مردم به لطف رسانههای همگانی از آن مرحله بدویت گذشته است. مردم خود خطا و خیانت را تحلیل میکنند و به قضاوت مینشینند و آنگاه عکسالعمل نشان میدهند.»
-
یکشنبه ۲۳ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۱رضا نوروزی«با اینکه همه میدانند که ناامنی، قتل، کشتار، رهگیری، گروگانگیری تجاوز به عنف و... ریشه در ارگ دارند و ارگ خود پایگاهی برای توطیه علیه مردم و امنیت آنان گردیده است اما همچنان بیتدبیر و سر به زیر به چنین سرنوشتی تن داده و آن را تحمل میکنند بدون اینکه واکنشی از خود نشان داده و ارگ را وادار به پاسخگویی نمایند و از ارگ بازخواست نمایند که برای چه پول، ثروت، و تمام هست و بود مادی و معنوی این مردم را میخورند و میبلعند اما در قبال امنیت، معیشت، و سرنوشت این مردم نه تنها احساس مسوولیت نمیکنند که با دشمنان جان، مال، ناموس این مردم دست به یکی شده و هر روز مرتکب جنایت شده و هر لحظه به خیانت متوسل میشوند.!!؟؟»
-
یکشنبه ۱۶ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۸قادر خالقیار«صداقت، تعهد، وحدت نگری، ملی نگری و اراده تامین امنیت، از نا بودگی و نداشتههای غنی، عبدالله و محقق است. سخن گفتن از این فضایل در مورد این سه نفر، سخن گفتن از نیستی و نداری آنها است و این، یعنی تهمت و اتهام به خود برای دارا جلوه دادن واقعیتهای را که هرگز ندارند. درستگویی یکی از داراییهای ارزشمند، بافضیلت و ماندگار برای هر انسانی فاضل و مخصوصا انسان سیاستمدار است. برای سیاستمدار، قدرت، ثروت و جایگاهی که از شیطنتهای فتنهانگیز سیاسی، فریب مردم و دروغ بهدستآمده باشند،اصلا جزو داراییها و داشتهها نیست، بلکه عین نداری و ناچیز بودگی است.»
-
جمعه ۷ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۶احمدی رشاد«حال سخن ما آن است که جناب رييس جمهور شما بهعنوان شخص اول این مملکت که نسبت به مصالح و منافع ملی در این کشور مسوول هستی، آیا در شرایطی که خود شما این تغییر را اشتباه میدانی و كمسيون شما نیز راه بامیان را مطابق مصالح ملی، امن و پایدار توصیف نموده، واقعن شما وجدان خود را چگونه در محکمه عدل الهی راضی میدانی که برخلاف مصالح کلی مملکت و منافع ملی حکم میکنید؟ آیا در فردای تاریخ، هرگاه برق برای شهروندان کشور قطع و هیچ کارخانهی در مسیر انتقال برق شکوفا نشد و هیچ کمکی به توسعهی ملی نگردید و صرفن پول مردم افغانستان به جیب خارجیها رفت.»
-
پنج شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۵ - ۰:۰۳علی جاویدان«کارنامهی چنین سیاه و ناکارآمدی فضاحتبار رهبران بی مسوولیت حکومت بهاصطلاح وحدت ملی، هیچ محملی جز مرگ و فقدان وجدان در رهبران مذکور نمیتواند داشته باشد. رهبران قومی که با آرای بالای خودی و با وعدههای دروغین پاسداری از حقوق برابر و عادلانهی شهروندی و دفاع از مطالبات برحق مردم و انکشاف متوازن ملی به ارگ نفاقافکن و موقعیت ناپایدار و وسوسهانگیز سیاسی رسیدهاند، نیز وضعیت بهتر از عین و غین ندارند که در بسیاری از موارد به موقعیت فرومایهتری قناعت و دلخوش داشتهاند.»
-
دوشنبه ۳ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۳صادق روشنا«جنبش تبسم و جنبش روشنایی یک دادخواهی ملی ویک اعتراض مدنی بود که به خاطر تبعیض سیستماتیک و رویکرد قومپرستانه آشکار دولت به راه افتاد؛ اما نسل نو هزاره در برابر این تبعیض و تعصب ایستادند، و طشت رسوایی حکومت را از بام دموکراسی به زیر انداختند تا جهان، قومپرستی و غارتگری و افتضاح عملکرد آنان را ببینند. تلاش نیروهای فکری هزاره برای فراگیر کردن عدالتخواهی بینظیر، ستودنی و غرورآفرین بود؛ چون در هیچ برهه تاریخ، اقوام افغانستان به این حد همسو و همدل به خیابان نیامده و برای دادخواهی شعار عدالت سر نداده بودند.»
-
یکشنبه ۲۶ ثور ۱۳۹۵ - ۰:۰۱عبد الله نظری«در طول یکونیم دهه دولت دموکراتیک و مردمی، تمامی خدمات رفاهی،آموزشی و تعلیمی، بهداشتی و درمانی، کار و مشاغل، عمران و سازندگی در ولایات و مناطق پشتون نشین، چون قندهار و ارزگان و هلمند و لشکرگاه و جلال آباد و خوست و کنر و ... صورت گرفت. در حالیکه ولایتهای اقوام دیگر، چون بامیان و یکاولنگ و بدخشان و تخار و سمنگان و جوزجان و ...فاقد امکانات و امتیازات ابتدایی و اولیه زندگی هستند. برسران قوم حاکم اند که به جای تغییرات صوری و فيزیکی زندگی جامعه پشتون، به تغییر تفکر انتحاری و انفجاری انسان پشتون باشند که هر روز در گوشه و کنار کشور فاجعه المناک و غم انگیزی را میآفرینند.»