• جمعه ۳ میزان ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۶
    عبدالخالق فصیحی
    «حزب وحدت خلیلی و محقق که هم در سازماندهی درونی خود ناکام بوده و هم از ایجاد رابطه صادقانه با مردم، پس از تامین منافع شخصی و خانوادگی‌شان، هیچ انگیزه‌یی برای حضور در کنار مردم نداشته و نه مردم چنین حضوری را احساس کردند. این در حالی است که مردم علی‌رغم تنفرشان از این دو رهبر "به خاطر مصالح کلی هزاره‌ها"، از هیچ گونه حمایتی در هر شرایط سختی دریغ نورزیده‌اند و در مقابل، رفتار صادقانه را نیز از رهبران شان انتظار داشتند. ولی حزب و رهبران آن به عنوان تنها هماهنگ کننده نیروها و امکانهای مردم، همه‌ی این احساسات پاک را قربانی منافع شخصی و رفیق بازی‌های خود کردند.»
  • جمعه ۲۷ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۶
    خالق فصیح
    «مردم هزاره که آماده عبور از دوران سیاه تحمیلی(جوالی‌گری) بودند با بی‌کفایتی رهبران سیاسی‌شان به همان تجربه تلخ نوکری برگردانده شدند و رهبران هزاره خودشان برخی را در خانه کرزی و بعد غنی و برخی دیگر را در خانه عبدالله، روح نوکری را تمرین دادند. حس هزاره بودن را از مردم سلب کرده و مردم را نسبت به سرنوشت مشترک و حضور جمعی‌شان بی‌خاصیت کردند. این‌ها همه نشانه این است که ما اسما هزاره‌ایم و درواقع هزاره نیستیم. ریخت و قیافه ما هزارگی است اما وجود و هستی و احساسات ما هیچ تعلقی به هزاره ندارد تا درد هزاره بودن را احساس نموده و منافع مشترک هزاره‌های وامانده معیار رفتار ما باشد.»
  • پنج شنبه ۱۹ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۳
    اسد بودا
    «تاجیک‌های حامی مسعود بیش از دیگران با او برخورد غیر ملی می‌کنند. آن‌ها می‌توانستند هفته‌ی شهید را در شهدای قوم خود (مسعود، ربانی و فهیم) خلاصه نکنند و به مناسبت هفته‌ی شهید به‌جای عکس فهیم، عکس مزاری را كه به‌صورت نامرئی و مصلحتی و محذوف در حاشیه دیده می‌شود، در کنار ربانی و مسعود بچسبانند. چنین چیزی حتا در مخیله‌ی آن‌ها نمی‌گنجد. احتمالن به این دلیل که نیروهای واقعی درگیر در تاریخ، ادعاهای ما را تکذیب می‌کنند و هیچ‌گاه قرار نیست، در کنار هم قرار گیرد. به‌ویژه اگر طرفِ درگیری هزاره باشد که استثنای برسازنده‌ی تاریخِ افغانی است.»
  • یکشنبه ۱ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    سهراب یزدانی
    «وقتی اشرف غنی و سایر بازیگران پشتون در مناسبات سیاسی تا هنوز بر اساس باورهای قرون‌وسطایی سیاست می‌کنند و تا هنوز از مرز قومیت عبور نکرده و نمی‌توانند سایر اقوام ساکن در کشور را خودی به‌حساب آورده و مورد تعصب و تبعیض اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی قرار ندهند؛ انسان شگفت‌زده می‌شود از این‌همه کودنی فکری و از این‌همه پسماندگی تاریخی و از این‌همه فقدان شعور اجتماعی و کمبود بینش انسانی!! که موجوداتی دوپای از جنس و نوع انسان‌ در این دور و زمانه نیز وجود دارند که تا هنوز نتوانسته‌اند به مرز انسانیت برسند و پندار، رفتار و کردار انسانی داشته و انسان‌های خارج از گروه خود را نیز انسان پندارند.»
  • جمعه ۱۶ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۵
    علی محمد دادگر
    «برابر نبودن انسان افغانستانی در عمل احمدزی آنجا عریان‌تر و بی‌شرمانه‌تر ظهور پیدا می‌کند که وی از بازماندگان سربازان کشته‌شده لوگر به دست نیروهای آمریکایی در ارگ ریاست جمهوری دلجویی می‌کند ولی برای تشیع جنازه سربازان جلریز و دایچوپان حاضر نمی‌شود و بدتر از آن با تعیین «حقوق دوام‌دار» برای خانواده‌های سربازان لوگر و پشتون خود از کیسه ملت و بی‌اعتنای به خانواده‌های شهدای جلریز و دایچوپان دل آنان را پرخون کرده و جگرشان را بیشتر ریش‌ریش می‌کند. نمی‌دانم آقای احمدزی شما این را چه می‌نامید؟»
  • سه شنبه ۶ اسد ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۴
    حسین رهنما
    «زمانی شهید مزاری گفت که: در افغانستان شعارها مذهبی اما رفتارها نژادی هستند. این جمله شهید مزاری از همین دروغ‌های همگانی شده حکایت می‌کند که تا هنوز در کشور ما رایج بوده و اخلاق و رویه عمومی بوده و هست. امروزه در کشور ما کمتر کسی به انتقادهای که مطرح می‌شوند باور کرده و آن را جدی می‌گیرند نه دولت به انتقادها توجه می‌کنند و نه مردم و افکار عمومی انتقادها را جدی گرفته و آن را حمایت می‌کنند. در کنار دلایلی زیادی که به انتقادها توجه نمی‌گردد و آن را به‌عنوان یک هشدار و یک تذکر به‌حساب نمی‌آورند یکی از دلایلش همین است که گفته شد.»
  • جمعه ۲۶ سرطان ۱۳۹۴ - ۷:۱۸
    عبدالحق عاشوری
    «این ناآرامی‌ها دو روز قبل از شهادت شهدای جلریز در نطق رسمی اشرف غنی در مورد حل منازعات کوچی و مردم هزاره به‌وضوح دیده شد. او همان روزی که گفت فرهنگ گروگان‌گیری برایم قابل‌تحمل نیست، بی‌رحمانه‌ترین نقشه نسل کوشی هزاره را در لفافه تشکیل هیات آشتی میان کوچی و هزاره به والی میدان وردک ابلاغ کرد. نقش والی میدان وردک چه بود؟ شرح وظایف این والی فاسد، طبق دستور غنی، هماهنگی بین کوچی‌های برگشته از بهسود، نیروهای امنیتی دولت وحشت ملی، طالبان و پشتون‌های محل برای حمله به جوانان هزاره بود که در جلریز برای امنیت مردم خدمت می‌کردند.»
  • شنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۶
    سهراب مبارز
    «بازهم خودخواهی و کوتاهی رهبران و غلام بچگان روشنفکر هزاره مددکار فاجعه شدند. بازهم استراتژی کثیف اشرف غنی و فاشیست‌هایشان را نفهمیدند و مردم در سوگ و خون نشستند. بارها ما زنگ خطر را از طریق «طرح نو» به صدا درآوردیم از« قطار صلح با طالب» از «والی غزنی و حامی طالب» از «کرختی تاسفبار هزاره گفتیم» و از «رد پای اشرف غنی در نابسامانی‌های امنیتی» مطلب نوشتیم، از« استراتژی کثیف و فاشیستی اشرف غنی» حرف زدیم، اما هیچ گوش نیوشایی نبود تا این ناقوس مرگ را بشنود و برای ممانعت از فاجعه چاره‌یی بیندیشد.
  • چهارشنبه ۱۰ سرطان ۱۳۹۴ - ۳:۰۱
    خالق خالقیار
    «مگر هزاره‌ها چه سهمی در دولت غنی دارند که هرروز باید بهای آن را پس بدهند؟ دولت چه خدمات ملکی برای مردم هزاره انجام داده است؟ کدام سرک یا جاده‌ی را برای این مردم ساخته و چه طرح سازندگی‌یی در مناطق محروم هزاره نشین روی میز ریاست جمهوری رفته است؟ چند باب مکتب برای فرزندان خاک‌نشین هزاره‌ها از بودجه به غارت رفته وزارت معارف ساخته و یا فکری درباره‌اش شده است؟ چه بازسازی‌‌یی در مناطق شهرنشین و ده‌نشین مردم هزاره صورت گرفته است، و درکل، کمک‌های بین‌المللی صرف چه مناطقی، کدام قومی و به چه بهانه‌های می‌شوند؟»
  • دوشنبه ۸ سرطان ۱۳۹۴ - ۴:۴۵
    احسان امانی
    «بخت عیسی‌خان لقمانی هم در این بود که محافظ وکلای مردم شده بود که با پول‌های حرام و نامشروع آنان، حساب بانکی‌اش پُر شد و هم اقبالش در این بود که از قوم پشتون و از برادران احمدزی بود که به‌پاس شجاعتش مورد سخاوتمندانه‌ترین بخشش اشرف غنی اما از کیسه ملت قرار گرفت. اگر کمی تامل کنیم درخواهیم یافت که اتفاق آن روز مثل هر اتفاقی دیگر و حتی کمتر از هر حادثه­ی بود که همه‌روزه در سراسر کشور رخ می­دهد و انسان‌های را به قربانی می‌­گیرد.»