• جمعه ۱۶ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۵
    علی محمد دادگر
    «برابر نبودن انسان افغانستانی در عمل احمدزی آنجا عریان‌تر و بی‌شرمانه‌تر ظهور پیدا می‌کند که وی از بازماندگان سربازان کشته‌شده لوگر به دست نیروهای آمریکایی در ارگ ریاست جمهوری دلجویی می‌کند ولی برای تشیع جنازه سربازان جلریز و دایچوپان حاضر نمی‌شود و بدتر از آن با تعیین «حقوق دوام‌دار» برای خانواده‌های سربازان لوگر و پشتون خود از کیسه ملت و بی‌اعتنای به خانواده‌های شهدای جلریز و دایچوپان دل آنان را پرخون کرده و جگرشان را بیشتر ریش‌ریش می‌کند. نمی‌دانم آقای احمدزی شما این را چه می‌نامید؟»
  • سه شنبه ۶ اسد ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۴
    حسین رهنما
    «زمانی شهید مزاری گفت که: در افغانستان شعارها مذهبی اما رفتارها نژادی هستند. این جمله شهید مزاری از همین دروغ‌های همگانی شده حکایت می‌کند که تا هنوز در کشور ما رایج بوده و اخلاق و رویه عمومی بوده و هست. امروزه در کشور ما کمتر کسی به انتقادهای که مطرح می‌شوند باور کرده و آن را جدی می‌گیرند نه دولت به انتقادها توجه می‌کنند و نه مردم و افکار عمومی انتقادها را جدی گرفته و آن را حمایت می‌کنند. در کنار دلایلی زیادی که به انتقادها توجه نمی‌گردد و آن را به‌عنوان یک هشدار و یک تذکر به‌حساب نمی‌آورند یکی از دلایلش همین است که گفته شد.»
  • جمعه ۲۶ سرطان ۱۳۹۴ - ۷:۱۸
    عبدالحق عاشوری
    «این ناآرامی‌ها دو روز قبل از شهادت شهدای جلریز در نطق رسمی اشرف غنی در مورد حل منازعات کوچی و مردم هزاره به‌وضوح دیده شد. او همان روزی که گفت فرهنگ گروگان‌گیری برایم قابل‌تحمل نیست، بی‌رحمانه‌ترین نقشه نسل کوشی هزاره را در لفافه تشکیل هیات آشتی میان کوچی و هزاره به والی میدان وردک ابلاغ کرد. نقش والی میدان وردک چه بود؟ شرح وظایف این والی فاسد، طبق دستور غنی، هماهنگی بین کوچی‌های برگشته از بهسود، نیروهای امنیتی دولت وحشت ملی، طالبان و پشتون‌های محل برای حمله به جوانان هزاره بود که در جلریز برای امنیت مردم خدمت می‌کردند.»
  • شنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۶
    سهراب مبارز
    «بازهم خودخواهی و کوتاهی رهبران و غلام بچگان روشنفکر هزاره مددکار فاجعه شدند. بازهم استراتژی کثیف اشرف غنی و فاشیست‌هایشان را نفهمیدند و مردم در سوگ و خون نشستند. بارها ما زنگ خطر را از طریق «طرح نو» به صدا درآوردیم از« قطار صلح با طالب» از «والی غزنی و حامی طالب» از «کرختی تاسفبار هزاره گفتیم» و از «رد پای اشرف غنی در نابسامانی‌های امنیتی» مطلب نوشتیم، از« استراتژی کثیف و فاشیستی اشرف غنی» حرف زدیم، اما هیچ گوش نیوشایی نبود تا این ناقوس مرگ را بشنود و برای ممانعت از فاجعه چاره‌یی بیندیشد.
  • چهارشنبه ۱۰ سرطان ۱۳۹۴ - ۳:۰۱
    خالق خالقیار
    «مگر هزاره‌ها چه سهمی در دولت غنی دارند که هرروز باید بهای آن را پس بدهند؟ دولت چه خدمات ملکی برای مردم هزاره انجام داده است؟ کدام سرک یا جاده‌ی را برای این مردم ساخته و چه طرح سازندگی‌یی در مناطق محروم هزاره نشین روی میز ریاست جمهوری رفته است؟ چند باب مکتب برای فرزندان خاک‌نشین هزاره‌ها از بودجه به غارت رفته وزارت معارف ساخته و یا فکری درباره‌اش شده است؟ چه بازسازی‌‌یی در مناطق شهرنشین و ده‌نشین مردم هزاره صورت گرفته است، و درکل، کمک‌های بین‌المللی صرف چه مناطقی، کدام قومی و به چه بهانه‌های می‌شوند؟»
  • دوشنبه ۸ سرطان ۱۳۹۴ - ۴:۴۵
    احسان امانی
    «بخت عیسی‌خان لقمانی هم در این بود که محافظ وکلای مردم شده بود که با پول‌های حرام و نامشروع آنان، حساب بانکی‌اش پُر شد و هم اقبالش در این بود که از قوم پشتون و از برادران احمدزی بود که به‌پاس شجاعتش مورد سخاوتمندانه‌ترین بخشش اشرف غنی اما از کیسه ملت قرار گرفت. اگر کمی تامل کنیم درخواهیم یافت که اتفاق آن روز مثل هر اتفاقی دیگر و حتی کمتر از هر حادثه­ی بود که همه‌روزه در سراسر کشور رخ می­دهد و انسان‌های را به قربانی می‌­گیرد.»
  • یکشنبه ۳۱ جوزا ۱۳۹۴ - ۲:۰۲
    عبدالخالق فصیحی
    «انتظاراتی به‌جای جامعه هزاره از نسل جدیدشان این بوده و هست که این­ها با درک درست از محرومیت­های تلخ گذشته، ازهم‌پاشیدگی فعلی و سردرگمی آینده پا به میدان گذاشته و سرآغاز یک حرکت جدید به‌سوی آینده باشند. اما فهمیده می‌شود که استادان دانشگاه و سیاسی‌های جوان ما به‌جای درک شکست­ها و ناکامی­ها، در اطراف رهبران شکست‌خورده‌ی مانند خلیلی و محقق چرخ می­زنند تا تکیه‌بر تجربه ناکام، ناکامی‌های دیگری را خود تجربه نمایند.»
  • شنبه ۲۳ جوزا ۱۳۹۴ - ۲۰:۴۲
    صادق روشنا
    «جفای این رهبران در اخته کردن مردم و گرفتن روحیه حساسیت جمعی از گناه جانیان این قوم نه‌تنها کمتر؛بلکه بزرگ‌تر و فجیع‌تر است؛ چون دشمنان این قوم گردنه را می­گیرند، شکنجه می­کنند و جنایت مرتکب می­شوند ولی این رهبران چون اخته «قدرت» «شهوت» و «ثروت»اند روحیه کرختی، اختگی در میان مردم را رواج داده‌اند تا خود به «قدرت، ثروت و زن‌بارگی» برسند. چون رهبران مردم تابع و سربه‌راه می­خواهند که برای آنان گوسفندوار در برابر جنایت و خیانت تسلیم شوند. این‌ها بودند که روحیه مقاومت و ایستادگی و غیرت را از مردم گرفتند.»
  • سه شنبه ۱۵ ثور ۱۳۹۴ - ۰:۵۷
    عبدالخالق فصیحی
    «روشن‌ترین نشانه اینکه ورای ابتذال چیزی وجود ندارد یا باقی نمانده است، همین مشت و لگدزدن دو پیرمرد کارکشته سیاسی و دینی در قلب جامعه فرهنگی کابل است. اگر به خاستگاه اصلی این گردوغبار هنجارشکن نظر اندازیم، حضور همه‌جانبه سیاست را در فکر و عمل حضرات محسنی و مرتضوی شاهد بوده و حضور تمام‌قد آن را تعیین‌کننده هر نوع گفت‌وگو، جهت‌گیری‌های سیاسی و جناحی و معیار برای اصول اخلاقی و روابط فردی و اجتماعی می‌یابیم. سیاست روی همه‌چیز لایه کشیده و هر نوع بحث و تبادل‌نظر، ولو علمی و دینی هم که باشد باید از فیلتر او رد شده و مجوز بگیرد.»
  • چهارشنبه ۹ ثور ۱۳۹۴ - ۰:۵۱
    خاطره رنجیده
    «طرفداران هشت ثور علاوه بر اینکه خاطره خوش غارت جهاد و تاراج اموال زیاد را در حافظه‌دارند نوعی احساس هویت جهادی داشتن را نیز می‌کنند. اینان هویت اجتماعی‌شان با جهاد و مجاهدت گره‌خورده و جهاد و مجاهدت، تابلوی شناسایی و برگ کارکرد تاریخی‌شان به‌حساب می‌آید. به همین دلیل جهادی‌ها تجلیل از هشت ثور را تجلیل از جهاد و مقاومت علیه اشغالگری عنوان کرده و به آن فخر و مباهات کرده و خود را علم برداران جهاد بدانند که جنگ‌ها و مقاومت‌هایشان سبب گردید که برای اولین بار در تاریخ ارتش سرخ شوروی مجبور به خروج و عقب‌نشینی شوند.»