کد مطلب : 1273
سه شنبه ۲۵ حوت ۱۳۹۴ - ۱۹:۲۹
52934
فاقددیدگاه
علی اسلامی

سادات افغانی، و استمرار نابرابری در مناسبات انسانی!

پیش از نقد استبداد ۷
«سلسله‌جنبان سادات افغانستان به خاطر دارا بودن فواید مادی و معنوی پایگاه سیادت، هرگز حاضر نیستند که زمینه‌های اجتماعی پایگاه انتسابی برچیده شود و جامعه هزاره ارزش‌های بر مبنای لیاقت‌ها و شایستگی‌ها و تلاش‌های شخصی را احترام گذاشته و به خون و نسب که امور غیر اختیاریه هستند بها نداده و پاداش مفت و رایگان به عده‌ای ندهند و ملاک حرمت و پاداش اجتماعی افراد در مناسبات انسانی همان کارایی و نقش افراد باشند نه نسب، خون، تبار و... که هیچ کارایی و نفعی برای جامعه ندارند. بنابراین جنگ و دعوایی که مدت‌هاست میان سادات و هزاره‌ها جریان دارد جنگ میان پایداری سنت و گذار به مدرنیته است.»

در پی دگرگونی و تحول در جوامع، نقش‌ها و جایگاه‌های افراد در درون ساختار اجتماعی دگرگون گردیده و متحول می‌گردند. در جوامع سنتی که جوامع بسته و ایستا می‌باشند؛ تحرک اجتماعی یا هیچ پیدایی ندارد، یا اگر هم پیدایی داشته باشد پایایی و پویایی ندارد؛ بدین‌جهت جایگاه و پایگاه افراد و گروه‌های اجتماعی همواره ثابت بوده و تغییر نمی‌پذیرد اما در جوامع مدرن و پیشرفته که به آن‌ها جوامع باز و پویا نیز اطلاق می‌گردد، تحرک اجتماعی و جابه‌جایی نقش‌ها و دگرگونی‌ پایگاه‌ها همواره پویا و این پویایی‌اش پایا می‌باشد.

باز بودن جوامع، سبب می‌گردد که تحرک اجتماعی به جریان افتاده و از رکود و جمود دیرینه و سنگین تاریخی خود بیرون جهیده و از انحطاط و در جا زدن، ماندن و پوسیدن در امان بماند. جریان داشتن تحرک اجتماعی، عاملی برای آزاد گشتن پتانسیل و نیروی نهفته و راکد تاریخی خواهد بود و پویایی و پایایی جوامع مدرن و مترقی و انکشاف یافته دنیا، به‌یقین مرهون این ویژگی خواهد بود.

در دنیای مدرن امروز، جا به‌جای نقش‌ها و پایگاه‌های اجتماعی یک امر معمول، معقول و پذیرفته‌شده می‌باشد که افراد و گروه‌ها، برای تغییر موقعیت خود در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی و تصاحب موقعیت‌های بهتر به تلاش و تکاپو پرداخته و جهش‌ها و جوشش‌ها را در یک جامعه خلق کرده و نوید‌بخش فردای خوب و سرشار از تحقق ظرفیت‌ها، استعدادها و توانایی‌های انسانی و رفتار ارادی و آزادی‌های مدنی می‌گردد.

همین نکته هم سبب پیشرفت‌های شگرف و محیرالعقول دنیای غرب و به‌تبع و پیروی از دنیای غرب کشورهای که از آنان الگو و سرمشق گرفته‌اند، گردیده است و کشتی خود را به ساحل آسایش و آرامش سوق داده و از زندگی لذت وافی و بهره‌های کافی را می‌برند؛ اما در کشورهای اسلامی هنوز که هنوز است آسیابش بر همان قطب و چکشش بر همان سندان گذشته و میراثی نیاکان فرود آمده و حاصلش همین است که شاهدش هستیم.

سیادت، یک پایگاه اجتماعی است که بر اساس ارزش خونی و ارتباط نسبی به عده‌ی از افراد که ازنظر خونی و نسبی به کانون تقدس خون و تبار وصل هستند، استوار می‌باشد. چون خون و نسب ژنتیکی و وراثتی است، پایگاه اجتماعی سیادت نیز وراثتی بوده و از نسلی به نسلی دیگر انتقال می‌یابد و افراد، هیچ‌گونه تلاش و کوششی برای احراز این پایگاه و جایگاه نمی‌کنند؛ بنابراین پایگاه اجتماعی سادات پایگاه انتسابی بوده و افراد وقتی در دامن آن متولد گشت خودبه‌خود صاحب آن جایگاه و پایگاه می‌گردند.

در بستر فرهنگی اسلام، خصوصا اسلام شیعی، سیادت پدیده‌ی اجتماعی است که در بستر سنت و تفکر سنتی متولد گشته و حیاتشان را نیز مرهون سنت خواهد بود به همین دلیل تا وقتی جامعه و مردم سنتی هستند و تفکر مدرن پیدا نکرده باشند سیادت همچنان به حیات خود ادامه داده و روشنفکران و آگاهان جامعه، هرچه تلاش نمایند ره به‌جای نخواهند برد، زیرا جامعه آمادگی و ظرفیت لازم برای درک پیام نسل جدید و روشنفکر را پیدا نتوانسته به همین دلیل هم با آنان ارتباط منطقی برقرار کرده نمی‌توانند.

بعد از انقلاب اسلامی و تکانه‌های اجتماعی براثر مهاجرت و باز شدن افق فکری مردم افغانستان ساختمان کانکریت شده قرون و اعصار آنان فروریخته و پرسش‌های از نقش‌ها و جایگاه‌های افراد و گروه‌های اجتماعی مطرح گردیده و وجاهت و پایگاه انتسابی افراد و گروه‌ها مورد چالش اندیشه‌ورزان نسل جدید قرارگرفته و مشروعیت دینی و توجیه مذهبی آن زیر سوال رفته و تردیدها و تشکیک‌های بر مبانی دینی و منطق مذهبی آن، روا داشته و بر اساس منطق علمی و قضاوت عقلی آن را باطل دانسته و اساسا چنین چیزی را پدیده‌ی خرافی دانسته و حتی نوعی شیادی و ترفندهای آگاهانه‌ی برای بهره‌برداری و سو استفاده از جهل و نادانی مردم از طرف جاعلان و طراحان آن اعلان کرده‌اند.

به همین خاطر میان سلسله‌جنبان سادات و هزاره‌ها اختلاف به وجود آمده و کشمکش‌های ایجاد گردیده است. هرکدام تلاش می‌ورزند که اندیشه و تفکر خود را در جامعه بسط داده و به کرسی بنشانند اما سلسله‌جنبان سادات هرگز حاضر نیستند که جامعه، آداب‌ورسوم و سنت‌های گذشتگان و نیاکان را دور ریخته و در قالب و فرم جدید متولد گردند زیرا اگر چنین اتفاقی صورت گیرد دیگر پدیده‌ی به نام سیادت وجود خارجی نخواهد داشت، و پایگاه اجتماعی‌ بر اساس و بنیان نسب و ارزشی بر مبنای حسب در جامعه خلق و آفریده نخواهد شد؛ زیرا جامعه‌ی که از سنت خود بریده و به کاروان مدنیت پیوسته باشد، ارزش‌ها، آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایش فرق کرده و عقلانی ‌می‌گردد.

بدین‌جهت سادات، در تب‌ و تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر به سر می‌برند که پایگاه اجتماعی که در طول تاریخ داشته را، از دست ندهند و همان مناسبات و روابط قدیم که عنوان رابطه پیر مریدی در جامعه هزاره داشته و دارد را حفظ نمایند. حفظ این پایگاه؛ علی‌رغم اینکه ازنظر منطق انسانی و وجدان عصر و زمانه یک امر مذموم، ناعادلانه، موهوم و خرافی تلقی می‌گردد؛ ولی برای سادات از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار بوده و برخوردار می‌باشد. این حساسیت و اهمیت را از واکنشی که سادات از زیر سوال بردن این پایگاه از خود بروز می‌دهند می‌توان درک کرد. وقتی از طرف روشنفکران جامعه هزاره بر این پایگاه اجتماعی حمله می‌گردد سادات، از تمام ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود برای مقابله با آنان استفاده و واکنش نشان می‌دهند.

حفظ این پایگاه برای سادات هم ازنظر اقتصادی و هم ازنظر اجتماعی مهم است. زیرا این پایگاه برکات زیاد و نعمات مادی و معنوی برای آنان دارد. برکت مادی‌اش استفاده و بهره بردن از خمس و دستاورد مالی بدون زحمت و عرق جبین ریختن است و برکت و فواید معنوی، داشتن حرمت اجتماعی و بهره بردن از تکریم مریدان می‌باشد. مهم‌ترین نیازهای انسانی همین دو نیاز (اقتصاد و احترام) است که سادات از برکت نسب خودشان از این دو نیاز بهره‌مند می‌باشند. از دست دادن این دو عنصر حیاتی برای اینان دشوار و سخت خواهد بود. این مساله از بس برای سادات حساسیت‌زا و حیاتی می‌باشد که حتی ساداتی که هیچ باور به اصل دین نداشته و پابند به دستورات و واجبات و منهیات آن نمی‌باشند هم از وجود و حفظ پایگاه سیادت دفاع چند آتشه کرده و با حرارت هزار درجه به واکنش می‌پردازند و اگر هم برخی اینان خیلی روشنفکر شده و از نابود شدن این پایگاه زیاد نگران نبوده و با روشنفکران هزاره هم‌عقیده باشند از ترس واکنش و طرد سادات دم فرومی‌بندند و سکوت را پیشه خویش می‌نمایند.

سلسله‌جنبان سادات افغانستان به خاطر دارا بودن فواید مادی و معنوی پایگاه سیادت، هرگز حاضر نیستند که زمینه‌های اجتماعی پایگاه انتسابی برچیده شود و جامعه هزاره ارزش‌های بر مبنای لیاقت‌ها و شایستگی‌ها و تلاش‌های شخصی را احترام گذاشته و به خون و نسب که امور غیر اختیاریه هستند بها نداده و پاداش مفت و رایگان به عده‌ای ندهند و ملاک حرمت و پاداش اجتماعی افراد در مناسبات انسانی همان کارایی و نقش افراد باشند نه نسب، خون، تبار و… که هیچ کارایی و نفعی برای جامعه ندارند. بنابراین جنگ و دعوایی که مدت‌هاست میان سادات و هزاره‌ها جریان دارد جنگ میان پایداری سنت و گذار به مدرنیته است. کسانی که این دعوا و نزاع را به جنگ و کشمکش‌های صرفا سیاسی تقلیل می‌دهند اشتباه می‌کنند. نزاع و کشمکش صرفا سیاسی نیست بل گسترده‌تر از آن است. جنگ میان حفظ آقایی و نفی آن است. جنگ میان خود آقا شدن و غلام و مرید باقی ماندن و باج دادن به ارزش‌های خرافی و غیرعقلانی و غیراخلاقی است.

سادات افغانستان ناعادلانه تلاش می‌ورزند که مردم را در جهل و نادانی نگهدارند و نااخلاقانه کوشش به خرج می‌دهند تا برتری ذاتی و پندارهای واهی خود را حفظ و این نابرابری در مناسبات انسانی را استمرار بخشیده و بازتولید نمایند تا هم از احترام اجتماعی برخوردار باشند و هم از درامدهای مالی آن بهره‌مند گردند. ازاین‌رو سادات افغانی، استمرار نابرابری در مناسبات انسانی را خواستارند.

امتیاز:
(1) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما