کمسیون دولتی توتا و داوری غیر ملی!
انتظار عمومی از رییس جمهور و دولت وحدت ملی آن بود که در پاسخ به اعتراضات مدنی و میلیونی مردم، مصوبه ۱۱ ثور دولت را ملغی اعلان نموده و آنگاه با انتخاب چهرههای ملی و متخصص، مسیر انتقال لین ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان را موردبررسی قرار میدادند. اما با تاسف که چنین نشد و رییس جمهور از همان آغاز در برابر صدای عدالتخواهانهی مردم افغانستان قرارگرفته و دادخواهی میلیونی مردم را صدای قومی تلقی نمودند. بر همین اساس، بعد از پایان تظاهرات میلیونی مردم در ۲۷ ثور ۱۳۹۵ برای فریب افکار عمومی، کمسیونی را با ۱۴ عضو اعلان نمود که فقط چهار عضو آن از جنبش روشنایی بود و بقیه همگی دولتی و دارای نیات غیر ملی بودند. از همینرو، شورای عالی مردمی جنبش روشنایی، کمسیون را غیرعادلانه دانسته و طی یک اعلامیهی آن را رد نمودند و مصوبات آن را نیز غیرقابلقبول اعلان کردند.
اما بهرغم عدم حضور نمایندگان جنبش روشنایی، دولت با خیرهسری و رویه تبعیض آلود خود کمسیون را فعال نموده و ده روز فرصت داد تا فیصلهی نهایی خود را اعلان نماید. از همان آغاز کاملن مشخص بود که کمسیون راه سالنگ را برمیگزیند زیرا آنها دستور داشتند همگی ماموران دولت بودند و جز سالنگ را انتخاب نمیکردند. دولت تبعیضگرای غنی در آن روزها از طریق رسانههای دولتی و طرفدار خود به نفع سالنگ جهتگیری مشخصی داشت و اعضای کمسیون نیز دستور داشتند تا همان جهت دولت را به تصویب برساند. بنابراین، کمسیون کارش از آغاز، فرجامش را نشان میداد و معلوم بود که نظر دولت را تایید میکند. در هیچ کجای دنیا مرسوم و معمول نیست که یک کمسیونی که داوری میکند، نظر یکطرف دعوا را برگزیند، بالاخره طرف دیگر دعوا نیز نظر دارد و در این کمسیون هیچ توجهی به نظر آنان نشده است.
من معتقدم که کمسیون داوری غیر ملی داشته است و دلیل من، برای این ادعا اعلامیهی خود کمسیون است که توسط یکی از اعضای آن خوانده شد، کمسیون خود اذعان میدارد که راه بامیان به لحاظ منافع و مصالح ملی و داشتن انرژی پایدار و بادوام رجحان دارد، اما به دلیل کمبود وقت، عدم تامین مالی دونرها و انجام کار در سالنگ، مسیر سالنگ ترجیح داده میشود.
بنابراین، سه موضوع که باعث ترجیح راه سالنگ گردیده و یک پروژه ملی، اینگونه قربانی منافع قومی و شخصی شده است، را با نگاه بیطرفانه به بررسی میگیرم که چرا سرمایههای ملی به این شکل، در کشمکشهای سیاسی و قومی، به هدر داده میشود. داوود ناجی یکی از رهبران جنبش روشنایی، در تلویزیون طلوع نیوز گفته بود که قصد ما آن است تا پول اضافی به خزانه ملی افغانستان برگردد و به هدر داده نشود. این سخن نیکی است که از پیام عدالتخواهی جنبش عدالتخواه روشنایی، برخاسته بود، بگذریم از نجواهای مخالفی که صدای عدالتخواهی جنبش را قومی قلمداد کردند، اما همین سه موضوع که باعث ترجیح راه سالنگ در نگاه کمسیون شده است را به بررسی میگیرم:
۱- نبود وقت کافی
کمسیون گفته است که دولت وقت کافی ندارد تا دوباره انتقال این پروژه را از طریق بامیان سروی نماید و باید پیش از اتلاف وقت، این لاین از سالنگ عبور داده شود. سوال این است که آیا معقول است که یک پروژه ملی صرفن به دلیل نبود وقت کافی، در مسیری هدایت شود که پایداری و تداوم ندارد؟ سخن جنبش روشنایی از آغاز آن بود که ما برای بامیان برق نمیخواهیم زیرا دولت گفته است که به بامیان برق میدهد، ما عدالت و انکشاف متوازن، برق پایدار و هدر ندادن سرمایههای ملی را میخواهیم.
حال سوال این است که کمسیون واقعن چیزی تازهای داشت؟ آنچه را که کمسیون در داوری خود آورده است را پیشازاین بارها شرکت برشنا و آنان که در پشت سناریوی انحراف مسیر قانونی انتقال برق ترکمنستان از بامیان به سالنگ بودند، گفته بودند و مردم هم شنیده بودند. آری بارها شرکت برشنا گفته بود ما وقت کافی نداریم جنوب و پایتخت از ما برق میخواهد و مردم هم با بلند کردن صدای عدالتخواهی خود گفتند: که ما مخالف رسیدن برق به جنوب نیستیم، بلکه میخواهیم برق پایدار و بادوام به جنوب و پایتخت برسد. پس نبود وقت کافی، دلیل معقولی برای مدیریت پروژههای ملی نیست و نمیتواند پاسخ منطقی به صدای عدالتخواهی مردم باشد.
۲- نبود تامین کننده مالی
کمسیون در داوری خود گفته است که اگر لین برق از بامیان عبور نماید، دونرها آن را تامین مالی نمیکنند بانک انکشاف آسیایی، فقط مسیر سالنگ را تامین مالی میکند و دولت هم پولی ندارد. این همسخن تازهای نیست، پیشازاین، سخنگوی شرکت برشنا گفته بود که کار با دونرها مشکل است و آنها فقط پول سالنگ را میدهند. سوال این است که در دنیا میان کارفرما و پیمانکار و تامین کنندهی مالی یک قواعد حاکم است و کارفرما یا صاحبکار حق تعیین جای و مسیر یک پروژه را دارد. بنابراین، منطقی نیست که گفته شود دونرها تامین مالی نمیکنند زیرا صاحبکار باید دونرها را متقاعد سازد که باید پروژه از مسیری عبور نماید که توسعه و انکشاف افغانستان را به ارمغان آورد.
پس دونرها حق ندارند که بگویند مسیر بامیان یا سالنگ را تامین میکنند، بلکه این صاحبکار است که بگوید مصالح ملی و منافع مملکت ما این است و شما همین را تامین مالی نمایید. به این معنا که مطابق قاعده و منطق انسانی، تعیینکننده صاحبکار است. پس وظیفه دولت وحدت ملی است که باید شرکای خارجی خود را متقاعد سازد تا مطابق منافع ملی و مصالح مملکت، به مردم افغانستان کمک نمایند و الا اگر بنا باشد که منافع و مصالح ملی ما قربانی منافع دونرها و شرکتهای خارجی شود، که آیندهی این مملکت در باد فنا خواهد بود.
پس این موضوع هم اولاً سخن تازهای نیست و ثانیاً دلیل منطقی و قناعت بخش برای ترجیح مسیر سالنگ بر بامیان نیست و در سوم، رییس جمهور دستور داده تا از دوشی به بامیان برقرسانی شود. سوال این است که بودجهی آن را دولت از کجا میآورد و به قطع دولت باید هزینهی بیشتر از عبور لین برق از بامیان را پرداخت نماید. چطور در انتقال پروژه از بامیان میگوید دولت پول ندارد و در ایجاد یک لین برق جدید از دوشی به بامیان، پول پیدا میکند! پس یکی باید دروغ باشد یا بهدروغ مردم را فریب میدهد و هیچ برقی در کار نخواهد بود و یا سخن عدم تامین مالی دروغ است. لذا درمجموع، داوری کمسیون قانعکننده نیست.
۳- انجام کار در سالنگ
سومین موضوع که کمسیون حل منازعه توتا به آن تاکید داشته و موجب ترجیح مسیر سالنگ نسبت به بامیان شده است، را انجام کار و نصب پایههای برق در مسیر سالنگ میداند. کمسیون میگوید که اگر بامیان ترجیح داده شود، این پایههای نصبشده بیفایده میماند. سوال ما از کمسیون آن است که آیا شما صرفن اسناد را بررسی نمودید و یا در عمل هم از نزدیک پایههای برق را مشاهده نمودید؟ این ادعا را برشنا پیشازاین هم داشت که در مسیر سالنگ ما پایهها را نصبکردهایم، درحالیکه مردم همان محل میگویند که هیچ کاری در این مسیرها نشده است و همه ادعای صرف و خیالی میباشد.
برفرض که کار در سالنگ شده باشد، بر اساس عقل و منطق جلو اشتباه را هر زمان بگیری خوب است و خود کمسیون و شخص رییس جمهور پیشازاین تغییر مسیر توتا از بامیان به سالنگ را اشتباه توصیف کرده بود، ولی گفته بود مربوط به دولت قبلی است. حال سخن ما آن است که جناب رییس جمهور شما بهعنوان شخص اول این مملکت که نسبت به مصالح و منافع ملی در این کشور مسوول هستی، آیا در شرایطی که خود شما این تغییر را اشتباه میدانی و کمسیون شما نیز راه بامیان را مطابق مصالح ملی، امن و پایدار توصیف نموده، واقعن شما وجدان خود را چگونه در محکمه عدل الهی راضی میدانی که برخلاف مصالح کلی مملکت و منافع ملی حکم میکنید؟ آیا در فردای تاریخ، هرگاه برق برای شهروندان کشور قطع و هیچ کارخانهی در مسیر انتقال برق شکوفا نشد و هیچ کمکی به توسعهی ملی نگردید و صرفن پول مردم افغانستان به جیب خارجیها رفت و جز ضرر و زیان در درازمدت، هیچ سودی برای ملت افغانستان نداشت، شما محکوم وجدانهای بیدار تاریخ نخواهی بود؟ شما چه پاسخی برای نسلهای فردای کشور دارید که اینگونه از سر ستم و تبعیض و با سهلانگاری و نگاه قومی، نسبت به سرنوشت کشور و پروژههای ملی مردم برخورد میکنید؟
درنتیجه من بهعنوان یک شهروند افغانستان که از غزنی و از جنوب کشور هستم از داوری کمسیون منتخب رییس جمهور اصلن راضی نیستم و آن را داوری غیر ملی و غیرعادلانه و یکطرفه میدانم. زیرا آشکار است که منافع کلان ملی بریده از منافع قومی، شمال، جنوب و مرکز در انتقال لین برق از مسیر بامیان است زیرا موجب انکشاف و توسعهی ملی میگردد و زمینهی خودکفایی ملی را فراهم میآورد. پس تا دیر نشده رییس جمهور مطابق منافع ملی، مصوبه را لغو نموده و مسیر بامیان را انتخاب نماید.

(
(