-
جمعه ۱۸ حوت ۱۳۹۶ - ۹:۲۵امین یکتا«معاملهگران سیاسی و رجالههای زبون اجتماعی که توانایی رشد و ارتقای شخصیتی و نزدیک شدن به مقام و موقعیت اجتماعی آن شهید وارسته و آن رهبر جانباخته را ندارند از طریق شعارهای فریبنده و عزاداریهای ریاکارانه به اغفال مردم و فریب رهروان و دلدادگان کوی او مشغول و سالگرد شهادت آن رادمرد تاریخ را زمینه خوب برای دکانداری و فریب اذهان عمومی دانسته و برای شهادت آن شهید سرافراز اشک تمساح ریخته و به فریب خلق مشغول و دکان معاملهگری سیاسی را باز و فرش وراثت ادعایی را پهن و به خودفروشی مشغول و به خودنمایی خویش مسرور و با نمایشهای خندهآور غیراخلاقی خود مشعوف و به ریش همه میخندند!»
-
پنج شنبه ۳ حوت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۲غلام سخی حلامیس«اسد بودا، ادعا نموده است که: «در روز دوم اسد فقط مردم نبودند که به خاک و خون کشیده میشدند، اصلِ اعتراضِ مردمی بود که بهخاک و خون کشیده شد». برخلاف این مدعای اسد بودا، تازه پس از «فاجعه دوم اسد» اصل اعتراض مردمی شکل گرفت. زیرا، پیش از آن در نزد هواداران جنبش روشنایی، صورتبندی دشمن و دوست امکانپذیر نبود. این «فاجعه دهمزنگ» بود که علیرغم بار تراژیکش، برای نخستین بار ثابت ساخت که؛ چه کسانی نسبت به آرمانهای عدالتخواهانهی مردم هزاره، تعهد دارند و چه کسانی تعهد لازم را در برابر سرنوشت مردم هزاره ندارند.»
-
شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۱محمد قاسم سرابی«در شرایط کنونی معضلهای ناامنی و انفجارهای مرگبار و پیدرپی در نکات کلیدی و بهشدت محافظتشده در افغانستان، بیشتر از هر عامل دیگری ناشی از بیکفایتی سران حکومت و ناکارآمدی نهادهای کشفی و استخباراتی آنان است. بیکفایتی و بیحیایی حکومت در قبال یک ملت مظلوم وحشتزده تا آنجا رسیده است که سخنگویان حکومتی در برابر چشمان میلیونها نفر داغدار که عدهایشان هنوز پارههای تن جگرگوشههایشان را از میان مخروبههای حادثه به دست نیاوردهاند، ادعا میکنند که دولت در امر جلوگیری از رسیدن انتحارکننده به هدف موفق بوده است.»
-
یکشنبه ۸ دلو ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۰عبدالخالق فصیحی«مسلما صدای اعتراضیای که از گلوی بریده تبسم از ماذنه میدان روشنایی برخاسته است، همان صدای آموزگاران انسانیت است. این اعتراضات، همانگونه که طالب خواستههای مردم بر محوریت برابری و مساواتاند، بیزاری از نا انسانیها را نیز، میآموزاند. اعتراضات و نارضایتیهای مدنی، تنها مطالبات سیاسی نیستند، بلکه آگاهانه و صادقانه اظهار محبت به بازگشت انسان و انسانیت در این کشور جهنمی نیز است. زنجیرهای جهل و تعصب مدتها است که انسان و انسانیت را به دام انداخته و با ترور و انفجار، تبعیض و نژاد پرسی، قومگرایی و انحصارطلبی، ضمن قبیلهای کردن قدرت، هیچ مرزی برای انسانیت باقی نگذاشتهاند.»
-
سه شنبه ۱۹ جدی ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۶عبدالخالق فولادی«انفجار صورت میگیرد و عدهای بیگناه به خاک و خون کشیده میشوند، ولی واکنشهای ما روی خط و مشی ملالآوری غلت میخورد که جز معنای سرگرمی با مردگان، حقیقتی دیگری را برملا نمیسازد. پس از انفجار، عدهای که داغدیدهاند جنازه عزیزش را در آغوش کشیده، به خود میپیچند و سخت غمانگیز ناله سر میدهند. برخی دیگر خیرهخیره از کنار جنازههای ناآشنا رد شده و اگر بپرسی این کشتهها کیستاند، پاسخ میدهند از آشناهای ما نیستند!!!»
-
یکشنبه ۱۰ جدی ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۱علی غزنوی«آنکسانی که در برابر صفوف فشرده و مطالبات برحق مردم ایستاد شده و باکمال بیشرمی و با نهایت بیحیایی مردم را تحقیر و خود را در برابر خواستها و مطالبات مردم قرار داده و به فاشیستها و تبعیضگران تاریخی خدمت بیمزد میکنند خودزنی نکرده اما همینکه مردم زبان به شکایت و اعتراض از این خاینان میگشایند آسمان به زمین میخورد و ناگهان عقلای خود خوانده که توان تفکیک همین مساله ساده و پیشپاافتاده را هم ندارند، قیافه عالمانه و لحن خیرخواهانه به خود گرفته وارد میدان شده و داد و فریاد بر میدارند که وامصیبتا ارکان قوام و عوامل دوام قوم به خطر افتاده و ما مردم به جان هم افتاده و داریم خودزنی میکنیم.!!؟»
-
شنبه ۲۵ قوس ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۵امین استوار«اگر زبان مردم افغانستان رشد میکرد و گفتوگوی انسانی رایج میگشت اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به شکل امروزش نبود. زبان مردم افغانستان در حدی است که فقط به احتیاجات روزمره مردم پاسخ میگوید و ظرفیتی بالاتر از آن ندارد. در سطح تحصیلکردههای آکادمی و مدعیان روشنفکری و خودباوران اندیشمندی هم که نظر بیندازیم همین فاجعه عقبماندگی زبان را شاهد و ناظریم. در گفتوگوی چهره به چهره با دو کلمه ردوبدل شدن در موضوعات علمی، سیاسی و... جنگ و نزاع و فحش و دشنام قهر و کین فضا را انباشته کرده و درختهای دوستی را کنده و نهالهای دشمنی را کاشته و مناسبات انسانی را مکدر و تیرهوتار میگرداند.»
-
سه شنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۱احمد روستا«اما پرسش این است که چرا چنین دولتی دوام مییابد؟ تا چه وقت مردم در اثر رنج، فقر و تحقیر هرلحظه پست عوض کرده و همواره سنگینی فساد، تبعیض و بیعدالتی را بیشازپیش بر گرده خود حس کنند؟ چرا یک حکومت با تمام بیاحترامی به مردم، با پشت پا زدن به همه وظایف ملی و قانونیاش و با غارت نمودن همه ثروتهای ملی، دوام یافته و انحلال آن به تاخیر بیفتد؟ ممکن است عوامل مختلفی در بقای چنین دولت قبیلهگرا و ضد مردمی، دخیل باشند، ولی نقش خیانت خاینان قومی، بلهوسی هوسبازان سیاسی، فرصتطلبی رهبران معاملهگر و تحجر حواریون متحجر آنان، اصلا قابلانکار نیست.»
-
چهارشنبه ۸ قوس ۱۳۹۶ - ۱:۰۸رضا شاهد«محقق از زمانی که در ارگ ساکن شده است تا هنوز یک مورد طرح کاری که یا به نفع منافع ملی و یا حداقل به نفع منافع قومی باشد ارایه نداده و اجرایی نتوانسته است. کسی که از مسایل دولت داری و فهم مسایل بغرنج و پیچیدهای سیاسی، اقتصادی، و ... سر درنیاورد و هیچ از آن مسایل نفهمد مجبور است که هرروز بهجای شرکت کردن در کابینه و طرح و نظر دادن به مسافرتهای درون کشوری و بیرون کشوری مبادرت ورزد و به قول خودش به «کشوفش» خودش مشغول گردد و از تعریفات غلامان چاپلوس و حضور عدهای بیخبر از ترفندهای آخوندی و سو استفادههای سیاسی مسرور گردد.!!»
-
یکشنبه ۱۴ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۴رسول پیغام«سربریدن تبسم، نسلکشیهای زنجیرهای از میدان روشنایی تا میرزاولنگ و فجایع تروریستی از قرارگاههای امنیتی تا مساجد، همه یادآور این است که اینجا قلمرو دولت است و در این قلمرو اصل بر تثبیت حاکمیت با شیوههای فاجعه باری مانند موارد مذکور است، نه حفظ امنیت. لذا پس از فاجعه غمانگیز تبسم وقتی مردم با کوله باری از غم و اندوه بهمنظور دادخواهی در قلمرو دولت وارد شدند، با برخوردهای سگواره ارگ نشینان مواجه شدند. درست مثل آن بینوای پاریس، زمانی که نه ژاندارمریها، نه مسافرخانهها و نه مردم جای دادند، شبهنگام به لانه سگ پناه گرفت، اما طولی نکشید که با غرش سگ دیوانه از این لانه کثیف و بد بو هم رانده شد.»