کد مطلب : 1967
چهارشنبه ۸ قوس ۱۳۹۶ - ۱:۰۸
1968
فاقددیدگاه
رضا شاهد

محمد محقق؛ از دولت مردی تا ولگردی!

۲۰۱۶۰۸۱۷۰۶۴۱۰۶۳۰۲۶
«محقق از زمانی که در ارگ ساکن شده است تا هنوز یک مورد طرح کاری که یا به نفع منافع ملی و یا حداقل به نفع منافع قومی باشد ارایه نداده و اجرایی نتوانسته است. کسی که از مسایل دولت داری و فهم مسایل بغرنج و پیچیده‌ای سیاسی، اقتصادی، و ... سر درنیاورد و هیچ‌ از آن مسایل نفهمد مجبور است که هرروز به‌جای شرکت کردن در کابینه و طرح و نظر دادن به مسافرت‌های درون کشوری و بیرون کشوری مبادرت ورزد و به قول خودش به «کش‌وفش» خودش مشغول گردد و از تعریفات غلامان چاپلوس و حضور عده‌ای بی‌خبر از ترفندهای آخوندی و سو استفاده‌های سیاسی مسرور گردد.!!»

محمد محقق یکی از آدم‌های است که بدون داشتن ظرفیت و استعداد لازم به موقعیت‌‌های بالای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دست‌یافته و به‌عنوان یکی از چهره‌های سرشناس از آدرس هزاره‌ها مطرح گردیده و از این عنوان و از این موقعیت استفاده‌های لازم را برده و به قول خودش به کش‌وفش رسیده و از آن لذت برده و سرمست  از این باده‌ی جنون‌زا سرخوشانه و بی‌خیال به گردش و چکرزنی پرداخته و از غلامان عمدتا بی‌مزد خویش سرزده به وعده‌های دروغین و فریبکارانه خویش پرداخته و به خوش‌گذرانی و کامیابی خویش می‌پردازد. شاکله شخصیتی محقق در شرایط و زمانی شکل‌گرفته و پرورش‌یافته است که جنگ‌های خانمان‌سوز داخلی و برادرکشی رایج و به اوج خود رسیده بود. محقق در درون این شرایط و با این وضعیت شخصیت  کسب کرد و به خود تشخص بخشید.  تمام مهارت و هنر محقق در برافروختن جنگ داخلی و برادرکشی و راه انداختن نفاق و شقاق سیاسی است. مردم سمت شمال پهلوانی‌های زیاد و خون‌ریزی‌های بی‌شماری از این مرد خون و خیانت به خاطره دارند. با آن‌هم از سر خوش‌شانسی این آدم از زمانی که رحل اقامت را به کابل گسترانده است به‌عنوان رقیب سرسخت کریم خلیلی و به‌عنوان یکی از بازیگران میدان فاسد قدرت مطرح گردیده است.

ضعف و ناتوانی خلیلی در دوران معاونت پانزده‌ساله و نارضایتی مردم از حاکمیت و کارکرد خلیلی زمینه رشد و بالا آمدن محقق در افکار عمومی مردم هزاره به‌عنوان بدیل خلیلی را فراهم ساخت. محقق که سوادی غیر از نوشتن و خواندن ابتدایی و تجربه‌ای غیر از جنگ‌ داخلی در چنته ندارد نتوانست که وزارت پلان را اداره کند، ازاین‌رو ماهرانه و عوام‌فریبانه از وزارت پلان استعفا داد و به افکار عمومی طوری وانمود نمود که به خاطر مردم و وجود تبعیض در حاکمیت استعفا داده است، درحالی‌که که وی توان مدیریتی، سواد و فهم پلان گذاری در وزارت عمده و سنگینی همچون وزارت پلان را نداشت. بعد از استعفا محقق به‌عنوان گروه مخالف دولت و حامی خواست‌ها و مطالبات مردم خود را جا زد، به همین خاطر در قضیه تجاوز کوچی‌ها به بهسود ایشان اعتصاب غذایی صوری و غیرواقعی انجام داد و از مردم خواست تا به خیابان آمده و اعتراض خود را نسبت به تجاوز کوچی‌ها ابراز دارند تا نتیجه حضور مردم را به یغما برده و سبب معامله و زد و بندهای بعدی وی گردد.

بعد از این تظاهرات و حضور گسترده مردم نسبت به اعتراض به تجاوز کوچی‌ها، محقق از این وضعیت استفاده کرد و خود را به‌عنوان قهرمان مدافع خواست‌های مردم جا زد و به چکرزنی و مسافرت‌های تفریحی مبادرت نمود تا کش‌وفش و پایگاه مردمی خود را به رخ رقیب خود (خلیلی) بکشد. اما بعد از ختم دوران کرزی و شریک شدن وی در قدرت، وقتی نوبت کار و مدیریت جدی و علمی به میان آمد محقق که در این برهه باید لیاقت و شایستگی خود را ثابت می‌کرد، اما بازهم بسیار زود ماهیت شخصیتی، توانایی ظرفیتی خود را به نمایش گذاشت و مسافر ارگ لقب گرفت و مردم همه فهمیدند که محقق فقط مرد بلوف و پوف پتاق‌های عوام‌ فریبانه است و از توانایی مدیریتی، فهم و درک مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی برخوردار نبوده و از شناخت مسایل عمده کشوری عاجز و از کشورداری و سیاست علمی هیچ چیزی هم نمی‌فهمد. ازاین‌رو همانند ژنرال دوستم رفیقش نتوانست که پست خود را حفظ و جایگاه خود در حاکمیت را تثبیت نماید. محقق چون دانش و سواد کافی برای اداره امور کشوری را ندارد پیش از آنکه به‌عنوان یک دولت‌مرد تبارز نماید به‌عنوان یک آدم بلوف‌زن ولگرد و یک شیاد و عوام‌فریب دوره‌گرد ظاهر شد.

او به‌جای اینکه در درون حاکمیت روی صندلی معاونت ریاست اجراییه بنشیند و طرح و برنامه‌های با پشتوانه علمی، و راه‌حل‌های عملی در راستای منافع ملی و زدودن تبعیضات قومی و بهبودی اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… ارایه دهد و در درون حاکمیت نفوذ کرده و پشتوانه سیاسی و حامیان داخل حاکمیتی برای خود دست‌وپا نماید به گلایه و شکوه‌‌های خاله زنکی رو آورده به‌پیش مردم از دولت انتقاد می‌کند و تمام نارسایی‌ها و مشکلات موجود را به گردن اشرف غنی و تیمش می‌اندازد تا بی‌کفایتی و ناتوانی خود را استتار و خود را تبریه ‌نماید.!! او نمی‌گوید که خودش شایستگی و اهلیت دولت داری و عرضه کارهای علمی و توانایی پیشبرد امور اداری را ندارد و نمی‌گوید که خودش اهل کار نیست و توان رتق‌وفتق امور را ندارد و اهل طرح و برنامه و منطق نیست، می‌آید از دولتی شکایت می‌کند که خودش عضو آن و در هیات رییسه کابینه آن حضور دارد.!!

محقق از زمانی که در ارگ ساکن شده است تا هنوز یک مورد طرح کاری که یا به نفع منافع ملی و یا حداقل به نفع منافع قومی باشد ارایه نداده و اجرایی نتوانسته است. کسی که از مسایل دولت داری و فهم مسایل بغرنج و پیچیده‌ای سیاسی، اقتصادی، و … سر درنیاورد و هیچ‌ از آن مسایل نفهمد مجبور است که هرروز به‌جای شرکت کردن در کابینه و طرح و نظر دادن، به مسافرت‌های درون کشوری و بیرون کشوری مبادرت ورزد و به قول خودش به «کش‌وفش» خودش مشغول گردد و از تعریفات غلامان چاپلوس و حضور عده‌ای بی‌خبر از ترفندهای آخوندی و سو استفاده‌های سیاسی مسرور گردد و آخرین اوضاع سیاسی کشور را به تحلیل بگیرد که از الفبای تحلیل سیاسی خبری ندارد.!!

مردم باید از محقق بپرسند که به او رای داده و به ارگ فرستاده تا در دولت حضورداشته و حافظ منافعشان باشد نه اینکه مدام  چکرزنی و تفریح و خوش‌گذرانی در داخل و خارج از کشور نماید و به مردم وعده‌های دروغین بدهد. محقق اصلا بحث‌های که در کابینه مطرح می‌شود را نمی‌فهمد چه رسد از اینکه او در کابینه با استدلال و منطق برتر تاثیرگذار باشد.؟!! محقق حتی اگر رییس‌جمهور بلا منازع هم باشد او نمی‌تواند یک دولت‌مرد باشد، زیرا او سواد و دانش دولت مردی، درایت و کفایت سیاسی، عقل و تدبیر یک وزارت که هیچ، حتی توان اداره شایسته و بایسته یک معاونت در یک بخش را هم ندارد. شخصیت او فقط ظرفیت و کشش برای ولگردی و پوف پتاق‌های کذایی را دارد، انتظاری بیش از این از محقق، خطاست.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما