محمد محقق؛ از دولت مردی تا ولگردی!
محمد محقق یکی از آدمهای است که بدون داشتن ظرفیت و استعداد لازم به موقعیتهای بالای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دستیافته و بهعنوان یکی از چهرههای سرشناس از آدرس هزارهها مطرح گردیده و از این عنوان و از این موقعیت استفادههای لازم را برده و به قول خودش به کشوفش رسیده و از آن لذت برده و سرمست از این بادهی جنونزا سرخوشانه و بیخیال به گردش و چکرزنی پرداخته و از غلامان عمدتا بیمزد خویش سرزده به وعدههای دروغین و فریبکارانه خویش پرداخته و به خوشگذرانی و کامیابی خویش میپردازد. شاکله شخصیتی محقق در شرایط و زمانی شکلگرفته و پرورشیافته است که جنگهای خانمانسوز داخلی و برادرکشی رایج و به اوج خود رسیده بود. محقق در درون این شرایط و با این وضعیت شخصیت کسب کرد و به خود تشخص بخشید. تمام مهارت و هنر محقق در برافروختن جنگ داخلی و برادرکشی و راه انداختن نفاق و شقاق سیاسی است. مردم سمت شمال پهلوانیهای زیاد و خونریزیهای بیشماری از این مرد خون و خیانت به خاطره دارند. با آنهم از سر خوششانسی این آدم از زمانی که رحل اقامت را به کابل گسترانده است بهعنوان رقیب سرسخت کریم خلیلی و بهعنوان یکی از بازیگران میدان فاسد قدرت مطرح گردیده است.
ضعف و ناتوانی خلیلی در دوران معاونت پانزدهساله و نارضایتی مردم از حاکمیت و کارکرد خلیلی زمینه رشد و بالا آمدن محقق در افکار عمومی مردم هزاره بهعنوان بدیل خلیلی را فراهم ساخت. محقق که سوادی غیر از نوشتن و خواندن ابتدایی و تجربهای غیر از جنگ داخلی در چنته ندارد نتوانست که وزارت پلان را اداره کند، ازاینرو ماهرانه و عوامفریبانه از وزارت پلان استعفا داد و به افکار عمومی طوری وانمود نمود که به خاطر مردم و وجود تبعیض در حاکمیت استعفا داده است، درحالیکه که وی توان مدیریتی، سواد و فهم پلان گذاری در وزارت عمده و سنگینی همچون وزارت پلان را نداشت. بعد از استعفا محقق بهعنوان گروه مخالف دولت و حامی خواستها و مطالبات مردم خود را جا زد، به همین خاطر در قضیه تجاوز کوچیها به بهسود ایشان اعتصاب غذایی صوری و غیرواقعی انجام داد و از مردم خواست تا به خیابان آمده و اعتراض خود را نسبت به تجاوز کوچیها ابراز دارند تا نتیجه حضور مردم را به یغما برده و سبب معامله و زد و بندهای بعدی وی گردد.
بعد از این تظاهرات و حضور گسترده مردم نسبت به اعتراض به تجاوز کوچیها، محقق از این وضعیت استفاده کرد و خود را بهعنوان قهرمان مدافع خواستهای مردم جا زد و به چکرزنی و مسافرتهای تفریحی مبادرت نمود تا کشوفش و پایگاه مردمی خود را به رخ رقیب خود (خلیلی) بکشد. اما بعد از ختم دوران کرزی و شریک شدن وی در قدرت، وقتی نوبت کار و مدیریت جدی و علمی به میان آمد محقق که در این برهه باید لیاقت و شایستگی خود را ثابت میکرد، اما بازهم بسیار زود ماهیت شخصیتی، توانایی ظرفیتی خود را به نمایش گذاشت و مسافر ارگ لقب گرفت و مردم همه فهمیدند که محقق فقط مرد بلوف و پوف پتاقهای عوام فریبانه است و از توانایی مدیریتی، فهم و درک مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی برخوردار نبوده و از شناخت مسایل عمده کشوری عاجز و از کشورداری و سیاست علمی هیچ چیزی هم نمیفهمد. ازاینرو همانند ژنرال دوستم رفیقش نتوانست که پست خود را حفظ و جایگاه خود در حاکمیت را تثبیت نماید. محقق چون دانش و سواد کافی برای اداره امور کشوری را ندارد پیش از آنکه بهعنوان یک دولتمرد تبارز نماید بهعنوان یک آدم بلوفزن ولگرد و یک شیاد و عوامفریب دورهگرد ظاهر شد.
او بهجای اینکه در درون حاکمیت روی صندلی معاونت ریاست اجراییه بنشیند و طرح و برنامههای با پشتوانه علمی، و راهحلهای عملی در راستای منافع ملی و زدودن تبعیضات قومی و بهبودی اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… ارایه دهد و در درون حاکمیت نفوذ کرده و پشتوانه سیاسی و حامیان داخل حاکمیتی برای خود دستوپا نماید به گلایه و شکوههای خاله زنکی رو آورده بهپیش مردم از دولت انتقاد میکند و تمام نارساییها و مشکلات موجود را به گردن اشرف غنی و تیمش میاندازد تا بیکفایتی و ناتوانی خود را استتار و خود را تبریه نماید.!! او نمیگوید که خودش شایستگی و اهلیت دولت داری و عرضه کارهای علمی و توانایی پیشبرد امور اداری را ندارد و نمیگوید که خودش اهل کار نیست و توان رتقوفتق امور را ندارد و اهل طرح و برنامه و منطق نیست، میآید از دولتی شکایت میکند که خودش عضو آن و در هیات رییسه کابینه آن حضور دارد.!!
محقق از زمانی که در ارگ ساکن شده است تا هنوز یک مورد طرح کاری که یا به نفع منافع ملی و یا حداقل به نفع منافع قومی باشد ارایه نداده و اجرایی نتوانسته است. کسی که از مسایل دولت داری و فهم مسایل بغرنج و پیچیدهای سیاسی، اقتصادی، و … سر درنیاورد و هیچ از آن مسایل نفهمد مجبور است که هرروز بهجای شرکت کردن در کابینه و طرح و نظر دادن، به مسافرتهای درون کشوری و بیرون کشوری مبادرت ورزد و به قول خودش به «کشوفش» خودش مشغول گردد و از تعریفات غلامان چاپلوس و حضور عدهای بیخبر از ترفندهای آخوندی و سو استفادههای سیاسی مسرور گردد و آخرین اوضاع سیاسی کشور را به تحلیل بگیرد که از الفبای تحلیل سیاسی خبری ندارد.!!
مردم باید از محقق بپرسند که به او رای داده و به ارگ فرستاده تا در دولت حضورداشته و حافظ منافعشان باشد نه اینکه مدام چکرزنی و تفریح و خوشگذرانی در داخل و خارج از کشور نماید و به مردم وعدههای دروغین بدهد. محقق اصلا بحثهای که در کابینه مطرح میشود را نمیفهمد چه رسد از اینکه او در کابینه با استدلال و منطق برتر تاثیرگذار باشد.؟!! محقق حتی اگر رییسجمهور بلا منازع هم باشد او نمیتواند یک دولتمرد باشد، زیرا او سواد و دانش دولت مردی، درایت و کفایت سیاسی، عقل و تدبیر یک وزارت که هیچ، حتی توان اداره شایسته و بایسته یک معاونت در یک بخش را هم ندارد. شخصیت او فقط ظرفیت و کشش برای ولگردی و پوف پتاقهای کذایی را دارد، انتظاری بیش از این از محقق، خطاست.

(
(