کد مطلب : 1931
دوشنبه ۱۷ میزان ۱۳۹۶ - ۰:۰۴
1497
فاقددیدگاه
خالق فصیح

پایان دوره ملال آور رهبری خلیلی!

خلیلی
«تنها توفیق خلیلی در این بوده است که بی‌غیرت‌سازی و به خواب بردن مردم را با لالایی دموکراسی سرایی سیاست، همراه کرده تا استفاده‌های شخصی بدون هیچ مزاحمتی به انجام برسد. بنابراین، این دوره که از هر دوره دیگر ملال آورتر، دردناک‌تر و ناجوان مردانه‌تر برای مردم هزاره بوده است، دلیل روشنی بر پایان دوره رهبری خلیلی است. خلیلی با جا گذاشتن قدرت، حیثیت و سرمایه‌ی مردم در دوره بامیان، جایگاه رهبری را هم به تاراج داد. این رخداد تلخ تنها نشان شکست خلیلی در عرصه سیاسی و نظامی نبود، بلکه در اساس، شکست در عرصه رهبری مردم هزاره بود.»

بدون تعصب، دوره رهبری خلیلی‌، دوره ملال‌آور، و برای مردم هزاره جز رنج، شکست و ناکامی و سر افکندگی حاصل دیگری نداشت. بامیان، درخشان‌ترین دوره رهبری وی و طلایی‌ترین فرصت برای ساماندهی نیروهای هزاره در ابعاد نظامی، فرهنگی و دیپلوماسی با کشورهای مختلف و حتی با عمارت طالبان بود. اما این دوره طلایی بدون هیچ چشم‌اندازی به وضعیت پر التهاب آینده هزاره و خالی از هر گونه دست آوردی که حامل منافع این مردم باشد، با تصفیه حساب‌های شخصی، گروهی و حزبی‌ در قلمرو رهبری خلیلی، با ملالت خاصی پایان یافت.

اما آیا این پایان یافتگی نا گوار و این شکست غم انگیز که با از دست دادن ثروت‌ و حیثیت مردم که حاصل خون‌های ریخته شده صدها جوان دلیر هزاره برای دفاع از مردم شان بود، پایان دوره رهبری بود یا پایان قدرت؟. دوره‌ معاونت دوم تا ریاست صلح این سوال را پاسخ می‌دهد. دوره معاونت، یک فصل جدید هم برای خلیلی وهم برای مردم بود که باید با استراتژی جدید اداره می‌شد. اما راهبرد جدید خلیلی در این دوره، منافع شخصی از موضع فردی بود تا منافع مردم از موضع رهبری. لذا مردم از آغاز دوره معاونت تا کنون هیچ نشانی رهبری را در موضع‌گیری‌های سیاسی خلیلی مشاهده نکرده است.

تنها توفیق خلیلی در این بوده است که بی‌غیرت‌سازی و به خواب بردن مردم را با لالایی دموکراسی سرایی سیاست، همراه کرده تا استفاده‌های شخصی بدون هیچ مزاحمتی به انجام برسد. بنابراین، این دوره که از هر دوره دیگر ملال آورتر، دردناک‌تر و ناجوان مردانه‌تر برای مردم هزاره بوده است، دلیل روشنی بر پایان دوره رهبری خلیلی است. خلیلی با جا گذاشتن قدرت، حیثیت و سرمایه‌ی مردم در دوره بامیان، جایگاه رهبری را هم به تاراج داد. این رخداد تلخ تنها نشان شکست خلیلی در عرصه سیاسی و نظامی نبود، بلکه در اساس، شکست در عرصه رهبری مردم هزاره بود. او با تجربه چنین شکستی، ملال‌آورتر از دوره بامیان وارد دوره معاونت تا ریاست صلح شد. منشای ملالت در هردو دوره ناکامی خلیلی دنبال کردن منافع شخصی از نام جریان و نشان رهبری هزاره بوده است.

دوره معاونت تا ریاست صلح، خونین‌ترین فجایعی را از مردم هزاره شاهد بوده است؛ از مثله‌گری جلریز تا سر بریدن در زابل، از نسل کشی دهمزنگ تا قتل عام میرزاولنگ و … . اما هیچ تغییری در استراتژی رهبر خردمند در برابر این همه فجایع دردناک مشاهده نشد و هیچ غم شریکی‌ای را از سوی رهبری ندیدیم. چرا؟ چون خلیلی می‌دانست با توجه به تجربه شکست در عرصه رهبری، قامت مناسبی برای این پست ندارد. او پس از مزاری شهید، ردای رهبری را برای حمایت و دفاع از مردم نپوشیده بود، بلکه برای به دست آوردن یک فرصت مزورانه زیر عبای رهبری خم و راست می‌شد، زیرا تصورش از رهبری به عنوان یک فرصت برای منافع شخصی بود نه برای حمایت از مردم. بین فهم خلیلی و انتظارات مردم از جایگاه رهبری فاصله‌های زیادی وجود داشته و دارد و همین فاصله‌های عمیق و بی احساس است که هیچ پیامی جز پایان رهبری خلیلی و هیچ استراتژی‌ای جز منافع شخصی وی را در بر نداشه و بر ملا نمی‌سازد. لذا دوره معاونت تا ریاست صلح، دوره رهبر بدون مردم است. تنها اشتباه این دوره، رهبر پنداری ما بوده است که وی را به غلط رهبر پنداشته‌ایم. البته منشای این اشتباه صداقت مردم و بیشتر تزویر رهبر خردمند بوده است که با قیافه رهبری کار دیگری کرده است.

بنابراین، سخنرانی خلیلی در عاشورای “۹۶”، دارای هر محتوای که باشد و با هر نیتی که ایراد شده باشد، سخن گفتن از جایگاه فرد است نه رهبری مردم. سخنرانی خلیلی در عین دارا بودن جنبه‌های فریبندگی، قصد بازگشت در آغوش مردم را تداعی می‌کند. اما حتی بازگشت و اعلان حمایت از مذاکره جنبش روشنایی با دولت او نیز از جایگاه فرد است و ربطی به جایگاه رهبری باطل شده ندارد. دوره‌ معاونت تا ریاست صلح، دوره انفرادی خلیلی است. وی در این دوره، نه تنها از مردم بریده است که فردانیت را در درون حزب خود هم اعمال کرده است. در این دوره آنچه از دید فردانیت خلیلی رسمیت دارد، منافع شخصی و خانوادگی است نه حزب وحدت و یا حتی سازمان نصر!!. فردی اندیشی در عرصه سیاسی دلیل روشنی بر پایان دوره رهبری ملال آور خلیلی حتی از نظر خود وی است. آنچه در این دوره پایان یافتگی رهبری لازم است، توجه به این فردانیت‌های فکری و عملی است که نباید به هر گفتاری، و به هر موضع‌گیری از سوی هر فردی ساده لوحانه ژیست رهبری داده شود.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما