-
دوشنبه ۲۸ جدی ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۴علیزاده غزنوی«ناامنی و گروگانگیری، تغافل و تجاهل برای آزادی گروگانها، فرو کاستن وزارتخانهها از پنج وزارت به دو وزارت دسته سوم و تشریفاتی، حذف جنرالان هزاره به بهانه تغییر سِمَتها و ترفیع رتبههای نظامی، کنار نهادن معاون حقوقی رییس جمهور به اتهام اختلاس و عزل معاون ولایت غزنی به دلیل «اظهارات غیرقابلتحمل» و درنهایت هم تغییر مسیر خط برق «توتاپ» از بامیان، غزنی و میدان وردک به دره سالنگ، نمونههای روشن و غیرقابلانکار حذف سیستماتیک هزارهها از مرکز تصمیمگیری و نقض آشکار قانون اساسی و نابرابری و بیعدالتی نسبت به هزارههاست.»
-
یکشنبه ۲۰ جدی ۱۳۹۴ - ۲۳:۴۵مصباح حسین فروغ«دغدغه هردو این بود كه اربابان برچی و ریشسفیدان جاغوری و بهسود را حریف نرباید. اما هیچکدام نگران نفی سازماناند هزاره نشدند. هیچکدام تلاش نكردند بیتوجه به فیلترهای باندی و منطقوی آموزشدیدههای هزاره را در بستهای مناسب بگمارند. جولانگه هر دوتیم از کوچههای برچی و روستاهای فقیر هزارستان تجاوز نكرد. با این وصف غریب نیست اگر دانش از رییس شركت برشنا میترسد و یا خلیلی نگران آن بود كه مدیر تدریسی دانشكده ژورنالیزم دانشگاه كابل فرمانش را پاره كند.»
-
دوشنبه ۱۴ جدی ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۹صادق روشنا«آیا تبلیغات رسانهیی از حضور مردم در مراسم سخنرانی وی میتواند به معنای بیعت مجدد مردم با محقق و مقبولیت مجدد وی در میان مردم باشد؟ پاسخ بسیار روشن است که «محقق دیگر یک فسیل سیاسی است، با هیچ دم مسیحایی زنده نمیشود» محقق خود را انتحار کرد و حیات سیاسی خود را با دست خویش متلاشی نمود که هیچ تلاش و تقلای او را نجات نخواهد داد. مانورهای وی در میان مهاجرین در سایه سنگین امنیت، نهتنها افکار عمومی را به نفع وی عوض نخواهد کرد، بلکه خشم و نفرت، تفرقه و نفاق را میان هزارهها نیز بیشتر خواهد نمود.»
-
پنج شنبه ۳ جدی ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۶عبدالله نظری«در زمان حکومت مجاهدین همین عناصر انحصارطلب و ارتجاعی که نفوذ، قدرت سیاسی ـ اجتماعی داشتند از هیچ خیانت و خباثت علیه دیگران دریغ نورزیدند و اقتدار سیاسی را حوزه شخصی و ارثی خویش پنداشتند و حق ورود در حوزه قدرت را برای دیگران باورمند نبودند و بر سیاست انحصاری قومی و طایفهای خویش مدام تاکید و اصرار میورزیدند و حکومت ملوکالطوایفی پدید آوردند و مشارکت سایر اقوام کشور را در تمامی سطوح و لایههای قدرت سیاسی را باور نداشتند. برای به حاشیه راندن اقوام و احزاب دیگر از تمامی ابزار خشن و کشنده استفاده کردند. اریکه قدرت و سریر سیاست در اختیار و انحصار حزبی و قومی خویش نگه داشتند.»
-
دوشنبه ۲۳ قوس ۱۳۹۴ - ۱۴:۵۰عبدالخالق فصیحی«با طلوع زیبای تبسم، چهره زشتیها و پلیدیهای انحطاط یکی پس از دیگری رونما شد. چه ننگینتر از این انحطاطی که "عین، غین و میم " هرکدام بهنوبه خود مردم را در روز تبسم و پسازآن به ناسزاوارترین و بیادبانهترین نام خوانده و عدالتخواهان دولتی را به پیگرد قضای تهدید میکنند. دشنام بیادبانه محقق تحت نام کوچهبازاری و لوچک خواندن مردم، تهدید به بازجوی قضای مشارکتکنندگان دولتی در استقبال سرهای بریده از سوی عبدالله و طعنه زدن به ظرفشوی مهاجرین عزیز از سوی اشرف غنی، شاید آخرین درجه پستی و انحطاط فکری و انسانی بود که در حافظه تاریخ سیاسی افغانستان سپرده شد.»
-
جمعه ۱۳ قوس ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۰اسلم جوادی«محسنی اگر با ابزار مذهب سیاست اغفال و فریب هزارهها و انحراف از مسیر عدالتخواهی را پیش میبرد و در برابر جریان عدالتخواهی تاریخی قدعلم میکرد، محقق هم با ابزار مذهبی و هم با ابزار قومی مجهز است. شمشیر محقق برگردن هزارهها به مراتب برندهتر از شمشیر محسنی است. تفکیک صف محسنی از صف عدالتخوهان آسانتر بود و تفکیک محقق به مراتب دشوارتر است. انحراف افکار عمومی از محمد محقق به شیخآصف محسنی میتواند آگاهانه یا ناآگاهانه پردهپوشی این واقعیت و جابجایی اسفبار تاریخی را درپی داشته باشد.»
-
چهارشنبه ۴ قوس ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۱عبدالعلی عادلی«ضمردم هزاره در این مدت نه به سهم متوازن در بدنه حکومت وحدت ملی رسید که حوادث تلخی را از آدرس شورشیان متحمل گردید که از مهمترین آنها فاجعهی «عروس غور»، کشتارهای جوزجان، مالستان، دایچوپان، جلریز، زابل و نیز اسارت و به گروگان رفتن 31 نفر، 13 نفر، نُه نفر و سر بریدن هفت نفر تا راهگیریهای درهی غوربند، درهی میدان، دشت قرهباغ، زابل، غزنی، غور، سرپل، جوزجان و ... ؛ بوده است که هرکدام در سایه سکوت و بیپروایی معنادار متولیان تامین امنیت و شخص اشرف غنی صورت یافته است.»
-
سه شنبه ۱۹ عقرب ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۶محمد جواد سلطانی«جناب معاون رییسجمهوری! پیام تسلیت جنابعالی و خط و نشان کشیدنهایتان برای مجازات کسانی که در حادثۀ گروگانگیری کوتاهی و اهمال کردهاند، نوشداروی بعد از مرگ سهراب است و غیر از انفجار نفرت و انزجار عمومی و بازیکردن با روح و روان خونین مردم، نتیجۀ دیگری ندارد. جناب شما که از دشمنان خونریز توقع «مدارا و رفتار انسانی» داشته باشید، بهعنوان معاون رییسجمهور و فرد سوم در ساختار قدرت، چرا پیگیری نکردید که نیروهای امنیتی، همان جدیتهای روز اولشان را تا رهایی گروگانها ادامه میدادند؟ شما اطلاع نداشتید که گروگانها هنوز آزاد نشدهاند و «دشمن قسیالقلب» نیز تشنه به خون است؟ »
-
پنج شنبه ۱۴ عقرب ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۵صادق روشنا«آزادی نقد و بیقیدوشرط پشتونهای زابل و خاک ایران با وعدههای نسیه و بیپشتوانه هیات صلح، باز یکبر صفر به نفع پشتونها خاتمه یافت، اما این در حالی است که ویدیوی استمداد و نصرت ده نفر از سیویک گروگان هزاره را که هشت ماه پیش از مسیر راه ربودهشده بودند کسی نمیشنود و نالههای جانسوز مادران داغدار و چشمانتظارشان را کسی اعتنا نمیکند، چون نگاه حاکم قومی و نژادی است و گروگانها هزارهاند. اینجا که هر افغانی با افغان دیگر برابر است یک کذب محض و یک نیرنگ مزورانه است که حقیقت تلخ و فاشیستی آن هویداتر میشود.»
-
جمعه ۱ عقرب ۱۳۹۴ - ۰:۱۲علیزاده غزنوی«به نظر میرسد محرم و عاشورا یک فرصت مغتنم برای عقدهگشایی مذهبی شده است که تعداد بسیار نادان و گاهی هم مغرض از آن استفاده کرده تظاهرات مذهبی به راه میاندازند، غافل از اینکه به راه انداختن صحنههای خونین، تهوعآور و تکاندهنده آن، نهتنها تقرب به ساحت اخلاق و حقوق حسین و یارانشان نیست، بلکه مایه نفرت و انزجار از حرکت اصلاحی اوست که برای تحقق آن از کمترین داشتهاش دریغ نورزیده بودند. دستان کثیف سیاست نیز برای نفوذ و قدرت نمای سیاسی به فراگیر کردن این مانور مذهبی دخالت میکند که ناخواسته رفتارهای خود برانگیخته و ناهنجار جمعی را به همراه میآورد.»