کد مطلب : 1004
پنج شنبه ۱۴ عقرب ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۵
8302
فاقددیدگاه
صادق روشنا

اعتماد به قسم قرآنی افغان‌ها خیانت است

۰۲۰
«آزادی نقد و بی‌قیدوشرط پشتون‌های زابل و خاک ایران با وعده‌های نسیه و بی‌پشتوانه هیات صلح، باز یک‌بر صفر به نفع پشتون‌ها خاتمه یافت، اما این در حالی است که ویدیوی استمداد و نصرت ده نفر از سی‌ویک گروگان هزاره را که هشت ماه پیش از مسیر راه ربوده‌شده بودند کسی نمی‌شنود و ناله‌های جان‌سوز مادران داغ‌دار و چشم‌انتظارشان را کسی اعتنا نمی‌کند، چون نگاه حاکم قومی و نژادی است و گروگان‌ها هزاره‌اند. اینجا که هر افغانی با افغان دیگر برابر است یک کذب محض و یک نیرنگ مزورانه است که حقیقت تلخ و فاشیستی آن هویداتر می‌شود.»

افغان‌ها(پشتون‌ها) همواره از صداقت و دین‌داری ساده دلانه مردم هزار سو استفاده کرده و همیشه برای اغفال و فریب آنان پیمان همکاری و وفاداری بسته‌اند، اما به‌صرف رسیدن به مقصد و مرام خود پیمان شکسته و خیانت کرده‌اند. ورق تاریخ افغانستان پر است از عهدشکنی و بدعهدی پشتون‌ها نسبت به مردم هزاره. درویش علی‌خان هزاره بادغیسی یکی از کسانی است که با احمدشاه درانی پیمان بست و به مقام نایب الحکومه رسید، اما احمدشاه درانی و پسرش، علی‌خان هزاره را از نایب الحکومه عزل کردند و برخلاف عهد و پیمانشان وی را به قتل رساندند.

کر نیل شیرمحمد خان هزاره نیز با سردار محمد ایوب خان، نواسه‌ی احمدشاه درانی، پیمان همکاری بست و بر اساس همان پیمان، محاصره جنگ میوند را شکست و سردار ایوب خان را نجات داد، ولی ایوب خان بعد از تکیه زدن بر اریکه قدرت توطیه‌ی کثیف و خاینانه کشید و کرنیل شیرمحمد خان را به قتل رساند. پیمان قرآنی امیر دوست‌محمد خان هم با میر یزدان بخش هزاره به سرانجامی نرسید چون با دعوت میر یزدان بخش به کابل وی را به زندان انداخت. ازآنجای که میر یزدان بخش اکثریت مطلق میران و خوانین هزاره از او اطاعت می‌کردند و در درون حکومت هم نفوذ داشت از زندان رهایی یافت اما سرانجام با توطیه دیگر و بر سر عهد با قرآن در جریان مراسم عروسی پسر میر یزدان بخش با دختر خان قوم کروخیل وی را با ریسمان اعدام کرده و جسدشان را به قریه‌ی خار زار بهسود منتقل نمودند. عبدالرحمن جابر نیز بعد از به قدرت رسیدن، نقض پیمان کرده فتوای دستوری و تکفیری از علمای درباری گرفت و قتل‌عام به راه انداخت و فاجعه خلق کرد و چهل‌دختران را به وجود آورد.

تاریخ معاصر افغانستان نیز چون گذشته و امیران خاین‌شان، مملو از عهدشکنی و بدعهدی است. پشتون‌های طالب در دهه هفتاد با مزاری پیمان قرآنی بست و اعتماد مردم هزاره را به دست آورد ولی باز این سفاکان دیوصفت، به عهد خود وفا نکرده مزاری و بهترین یارانشان را بر سر قرآن شهید کردند. کرزی نیز در چهارده سال گذشته پیمان قرآنی یادکرد و دست روی قرآن گذاشت که در تمام دوران ریاست‌جمهورش بر اساس قانون عمل کند، مشارکت مردم را در ساختار دولت بر اساس فیصله بن و قانون عملی کند، انکشاف متوازن، خدمات رفاهی و اجتماعی متوازن آرایه کند، ولی باز این مارخوش خط‌وخال خیانت کرد و وزرای فاسدش هرچه در خیانت و جنایت توانستند دریغ نکردند که اکنون به‌مرور رسوایی‌هایشان برملا می‌شود.

انکشاف ناعادلانه در شهر و روستا نسبت به مناطق هزاره‌جات، سهمیه‌بندی کردن کنکور جفای به مردم هزاره در چهارده سال گذشته است. ممانعت از ورود اساتید در کادر دانشگاه‌ها، حل نکردن مساله کوچی‌ها، بازسازی نشدن راه‌های مواصلاتی هزاره‌جات، تطبیق نشدن حضور هزاره‌ها در ساختار دولت بر اساس فیصله بن و ولایت نشدن جاغوری از ارقام بزرگ و بسیار روشن مطالبات مردم هزاره است که کرزی وعده داده بود ولی با فریب‌های گوناگون نخواست و نگذاشت عملی شود.

اما با به صحنه آمدن اشرف غنی، نخبگان سیاسی و فکری هزاره باز فریب شعارهای شیک و انسانی اشرف غنی را خوردند و به وعده‌ها و پیمان‌های دروغین وی اعتماد کردند تا ساختار ظالمانه نظام را شکسته و تحول به وجود بیاورند، ولی غنی هنوز جوهر پیمان‌نامه‌شان با ازبک و هزاره خشک نشده بود، دست به تقلب و خیانت زد. عزل و نصب‌های قومی و قبیلوی به راه انداخت. ارزش‌های انسانی و دموکراسی در برابر ارزش‌های نژادی وی رنگ باخت و روحیه حقیقی و فاشیستی‌شان ظاهر شد. هرروز سر در لاک خودکرده و چشم به روی واقعیت‌های تلخ، تکان‌دهنده و قصاوت‌بار جامعه بسته بی‌شرمانه به‌دروغ و فرافکنی روی آورده است تا وضعیت جهنم وار موجود را توجیه کند. دست خیانتشان در همکاری با جنایت‌کاران جنگی در جلریز و قندوز مشهود است ولی به‌جای توبیخ و به محاکمه کشیدن آنان، با رویکرد تقدیر و تشکر، جنایات همکارانشان را پرده‌پوشی می‌کند. نسل‌کشی و گروگان‌گیری پدیده جدید دولت غنی است که هرروز صدها خانواده را مغموم و دل‌خون کرده ولی اشرف فاشیست، سکوت معنادار، جهت‌دار و تعصب‌آلود قومی در پیش‌گرفته و با رفتارش مهر تایید بر نسل‌کشی قومی برادران ناراضی خود می‌زند.

پس می‌طلبد که هزاره‌ها نگاه عمیق به گذشته تاریک و سیاه سردمداران افغان انداخته و قدری از صداقت و ساده‌دلی خود فراتر رفته آگاهانه و عاقلانه دست به انتخاب بزنند. پشتون‌ها همواره پیمان‌های قرآنی‌شان را شکسته و بر سر قرآن سر بریدند. وعده غنی درباره بررسی و مجازات جانیان جنایت جنگی جلریز و هیات حقیقت‌یاب چه شد که وعده گروگان‌های مردم جاغوری به‌جای برسد؟ هیات صلح مساله کوچی‌ها در بهسود به کجا رسید که هیات صلح جاغوری به‌جایی می‌رسید؟ فرستادن هیات صلح به جاغوری و آزاد کردن بدون قید و شرط افغان‌های زابل هدف اشرف نژادپرست بود که به دستان چند نماینده ساده‌لوح و خاین چون علیزاده، شاه‌جهان و سجادی رخ داد، ولی در مقابل وعده‌های دروغین، پیمان‌های خایینانه برای بازگرداندن ناموس، شرف و عزت هزاره سپردند.

آزادی نقد و بی‌قیدوشرط پشتون‌های زابل و خاک ایران با وعده‌های نسیه و بی‌پشتوانه هیات صلح، باز یک‌بر صفر به نفع پشتون‌ها خاتمه یافت، اما این در حالی است که ویدیوی استمداد و نصرت ده نفر از سی‌ویک گروگان هزاره را که هشت ماه پیش از مسیر راه ربوده‌شده بودند کسی نمی‌شنود و ناله‌های جان‌سوز مادران داغ‌دار و چشم‌انتظارشان را کسی اعتنا نمی‌کند، چون نگاه حاکم قومی و نژادی است و گروگان‌ها هزاره‌اند. اینجا که هر افغانی با افغان دیگر برابر است یک کذب محض و یک نیرنگ مزورانه است که حقیقت تلخ و فاشیستی آن هویداتر می‌شود، ورنه باید برای امنیت هزاره‌های که هرروز در مسیر راه‌ها تیرباران و سلاخی می‌شوند دولت تدبیر می‌اندیشید. هزاره‌ها باید از این خوش‌خیالی ساده دلانه بیرون بیاید که افغان‌ها بر سر قسم قرآنی‌شان باقی می‌مانند.

هزاره‌ها باید به این آگاهی برسند که معامله نقد و نسیه یک خیانت است، چون افغان‌ها جماعت به وعده‌های خود وفا ندارند. هزاره‌ها باید همواره آماده‌باش و گوش‌به‌زنگ جنایت و خیانت پشتون‌ها باشند و با اتحاد و همدلی راه تجزیه افغانستان را در پیش بگیرند. تجزیه افغانستان تنها راه بیرون رفت از این نکبتی، شوربختی ازبک‌ها، تاجیک‌ها و هزاره‌ها و اقلیت‌های قومی است. تجزیه افغانستان تنها راه برای خاتمه دادن به نسل‌کشی و تحقق امنیت برای مردم هزاره است.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما