-
سه شنبه ۵ عقرب ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۲نوید وطنخواه«مسلمانان از پناه ولایت و خلافت گریخته و در بلاد کفر پناه بیاورند. قلمرو جغرافیای مادی و معنوی مکه و مدینه را پر از خون و خشونت دیده و از دین محمد(ص) گریخته به ندای مسیح گوش بدهند. چه اتفاقی رخداده است، نشانه تحول بزرگی خواهد بود که پرسش از آن بسیار سنگین و پاسخ آن سنگینتر خواهد بود که از عهده امثال بنده خارج است. اما درعینحال بعضی از سادهدلان حوزوی که در این روزها منبر و مسجد را در ایام محرم در اختیاردارند، مهاجرین را از رفتن به اروپا به دلیل بر باد رفتن دین، حجاب زنان و دختران و ارزشهای مذهبی و فرهنگیشان، ناآگاهانه بیم میدهند.»
-
دوشنبه ۲۰ میزان ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۸نسیم جعفری«در افغانستان، بهدلیل انحصارطلبی پشتونها و ستمهایی که این قوم بر سایر اقوام افغانستان روا داشته است، هیچگاه در این کشور، روابط اجتماعی دوستانه و صمیمانه بین اقوام وجود نداشته است؛ بلکه بیگانگی اجتماعی، تعارض و تنش در روابط اجتماعی اقوام، حاکم بوده که گاهی تا سر حد جنگهای خونین قومی و داخلی پیش رفته است. جنگهای وحشتناک داخلی، پس از پیروزی مجاهدین در دههی هفتاد شمسی، نمود آشکاری از نهفتگی پرخاشگریها و ناسازگاریهای قومی میان گروههای قومی افغانستان بوده است.»
-
سه شنبه ۱۴ میزان ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۱محمد عرفانی«امروز جامعه و انسان افغانستان مثل کشتیشکستهی است که بیشتر آن در غرقاب خشونت و عقبماندگی و جهل و اعتیاد و اختناق، فقر و بیکاری، و گسستگیهای اجتماعی و خانوادگی غرقشده و جامعهی ما را نابود کرده است. مهمتر از همه غرور ملی و هویت ملی و روحیه انسانی مردم ما را به تباهی کشانده است. در چنین شرایطی آشفتگی سیاسی و اجتماعی جامعهی ما که خود ریشه در زیر بنایی جامعهی خودش دارد، جنگهای پیدرپی هرکدام بهنوبهی خود تاثیرات منفی بر جامعه افغانی و انسان افغانی گذاشته است.طبیعتا جامعهی که اعضای آن با نوشتن و خواندن سروکار نداشته و ندارند، خرافات و جهل ریشهی قویتری دارد.»
-
سه شنبه ۷ میزان ۱۳۹۴ - ۰:۴۶علی ایمانی«مهاجرت نیروی جوان و تحصیلکرده هم مایه تاسف است و هم رقتبار. هم غمانگیز است و هم فاجعهبار؛ چون با فرار این نیروی انسانی عظیم و کارآمد، وابستگی، عقبماندگی و تلف شدن هزاران استعداد درخشان رخ میدهد و بیش از گذشته راه رسیدن به کاروان تمدن برای این کشور دشوارتر میشود. غمانگیز است چون محصلانی که تمثیل آرزوها و خواستههای پدر و مادرانی بودند که خستگیها و بیرمقیهای خود را فراموش کرده و آن را در قالب تحصیل فرزند و شکوفا شدن دردانه خود میداند و اکنون در این کلبه وحشت و در این ویرانه سرای به نام افغانستان مهمترین دغدغهشان ترس از سلامتی فرزندانشان است.»
-
یکشنبه ۲۲ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۹:۲۲علیزاده غزنوی«کوتاهسخن اینکه تاخیر و تعلل در توزیع شناسنامه الکترونیکی از سوی حکمرانانی که عمدتا پشتون هستند هدفمندانه و برای پنهانکاری از تعیین میزان نفوس کشور و اقوام مختلف ساکن در آن، انجام میشود تا در این ابهام و مستوری بتوانند به اهداف فاشیستی خود برسند که همان سهم بیشتر و حضور پررنگتر در ساختار حکومت، حیفومیل کمکهای جهانی و انکشاف نامتوازن و یکجانبه در مناطق پشتون نشین است. این هدف پلشت و پلید در سایهی مغفول ماندن نفوس اقوام کشور راحتتر و موجهتر پذیرفتنی است و اختلاس و تقلب، خیانت و جنایت در پس پرده ابهام نفوس کشور آسانتر ممکن و عملی است.»
-
شنبه ۲۱ سنبله ۱۳۹۴ - ۲۰:۵۸عبدالله نظری«مدعیان دروغین رهبری مذهبی ـ اسلامی که هرروز به صدور فتواهای تفرقه و نفاق انگیز میان مسلمانان میپردازند، جوامع اسلامی را دچار شکاف، شقاق و پراکندگی میسازند، جوی خون از پیکره امت اسلامی به راه میاندازند، هریک ادعای رهبری الهی ـ آسمانی رادارند، بر عطوفت دینی و مذهبی خویش بیفزایند و دست پدرانه بر صورت هر فرد مسلمان بکشند. بر شعارهای تفرقهافکنانه ملی، نژادی، زبانی و مذهبی پا نفشارند بلکه از این کنش رهبر کاتولیکهای جهان درس عبرت بگیرند. چهره دین و مذهب نجاتبخش اسلام را بیشتر آلوده نسازند. دست از تکوین و تشکیل گروههای افراطی چون داعش، القاعده، طالبان، النصره، سپاه صحابه و.... بردارند.»
-
سه شنبه ۱۷ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۴مهاجرین افغانی، اندونیزیا«مهاجرین افغانی با بدترین شیوه و خطرناکترین سفر زندگی خودشان را طی نموده و به یک کشور امن مثل اندونزی رسیدهاند و تمام دارایشان را هم در مسیر یک سفر نامعلوم به مصرف رسانیدهاند و حتی با مرگ دستوپنجه نرم نموده در یک کشور رسیدهاند که در آنجا نسبتا از خطر جانی دور شده اما در حقیقت مهاجران با رسیدن به کشوری مثل اندونزی به پایان مشکلات نرسیده، بلکه اندکی از مشکلاتشان کم شده، اما با مشکلات دیگری از قبیل افسردگی و بیماریهای دیگری روبرو شده و با آن مبارزه و دستوپنجه نرم میکنند. اکثر پناهندگان اولین چیزی را که در این بازداشتگاهها از دست میدهند، سلامتی روحی روانی و جسمیشان است.»
-
سه شنبه ۱۰ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۹:۵۸عبدالخالق فصیحی«با فقدان جهان (جهان اجتماعی)، انسانیت هممعنای خودش را از دست میدهد، چراکه جهان اجتماعی ظرفیتی است که تمام قابلیتهای انسان برای انسان شدن ظهور نموده و همهی تواناییهای انسان برای زندگی همراه با تعامل و تفاهم با دیگران رونمای میگردد نه برای ترور و کشتار مردم. پس وقتی انسان به دلیل چرخیدن برمدار قومیت، فاقد جهان شد، معلوم نمیکند که انسان چیست، و دارای چه تواناییهای برای خلق افتخارات در سایهی زندگی جمعی میباشد.»
-
چهارشنبه ۴ سنبله ۱۳۹۴ - ۱:۱۰محمد عرفانی« امروز دولت در افغانستان توانایی ایجاد نظم و حاکمیت قانون و دفاع از ارزشها و نهادهای دموکراتیک را نداشته و ندارند و این امر در کنار ارزشهای سنتی و قبیلهای و شکافهای عمیق اجتماعی، موانع بلندی را برای عدم مشارکت، تقویت رقابت و نهادمند شدن آزادیهای مدنی ایجاد کرده است. هر روز فاصلهی زیادی میان مردم و حکومت به وجود میآید. امروز مردم حکومت را نه وسیلهی خدمت بلکه بیشتر به عنوان موجودات ظالم و شرور میپندارند که باید از آنان فاصله بگیرند. مردم هیچگونه احساس وابستگی به مسایل و مشکلات کلان ملی ندارند و تنها در هنگام مالیات و باجدهی به ماموران دولت از وجودآنان آگاه میگردند.»
-
سه شنبه ۲۳ سرطان ۱۳۹۴ - ۱:۴۰علی سرابی«جاغوری مدتهاست كه در خود فرورفته و از بیماری خودشیفتگی رنجبرده و در عذاب است با خیالات زندگی میكند و چشم بر واقعیتها و دنیای كه بسیار شتابان بهپیش میتازند، بسته و دوروبر و محیط خود را درست نمیبینند خمارگونه خلوت خوش با خیالهای خویش دارند و به شكل نوستالژیك گذشتههای خویش را به یاد آورده و ستایش کرده و با آن میزیند و حاضر نیستند گذشتهها را به گذشته سپرده و زمان حال را دریابند و خود را با شرایط امروزی و جدید وفق داده و همنوا سازند. به همین دلیل جاغوری تا هنوز در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... بازنده که هیچ؛ اصلا بازیگر و وارد صحنه نبوده است.»