• چهارشنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۴ - ۱:۰۶
    حکیم انصاری
    «اشرف غنی نمی‌تواند خدمتی برای شهروندان افغانستان بکند؛ چون با نگاه تعصب‌آلود شکاف‌ها را در میان مردم بزرگتر می‌کند و چون در شرایطی که کشور نیازمند حمایت کشورهای همسایه است بی‌خردانه از حمله نظامی عربستان حمایت و اعلان موضع کرده که می‌تواند جنگ نیابتی را در درون کشور به بار آورده و دشمنی همسایگان را زنده کند و چون به جای تلاش برای رهای شهروندان خود سکوت و بی‌مسولیتی در پیش گرفته و برای توجیه این نژادگرای و ناکار آمدی خود آن را سکوت استراتژیک خوانده است»
  • یکشنبه ۱۶ حمل ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۹
    فصیح هزارستانی
    «از این نظر است که خشونت دینی، یا همان برداشت متعصبانه نا آگاهانه متالهان از دین و قانون الهی که منشای پیدایش چنین خشونتهای مرگبار و نابود کننده می‌شود، خشونت ویرانگر نام می‌گیرد. چرا که قلمرو این گونه خشونتها نا معین بوده و مجریان این گونه قانون نیز سِمَت و مقام خاصی ندارند، بلکه مکان جنایت دادگاه و ناظران جنایت داور، قاضی و مجریان بی نشان قانون مرگ‌اند. در اینجا هیچ کسی حق سوال از برخورد خشونت بار مجریان عمومی را ندارد، حتی پلیس که وظیفه‌اش تامین امنیت شهروندان است، حق چرای و مداخله را نداشته، بلکه همه باید مرگ تدریجی فرد نگون بخت گرفتار آمده در دادگاه عدم را تماشاکنند.»
  • جمعه ۷ حمل ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۸
    صادق روشنا
    «قرآن و قداستِ قرآن در یک‌طرف و اهانت و توهین به آن در طرف دیگر به میزان جهاد و ازدواج مستمسک جنگ و جنایت قرارگرفته است. فارغ از اینکه دفاع از قرآن و هتاکی به قرآن درست بوده است یا نه ولی جنگ و جدال بر سر تبلیغ و تفسیر، حرمت و اهانت به قرآن به درازای تاریخ اسلام بلند است. عمرو عاص قرآن بر سرنیزه‌ها کرد عده‌ی جاهلانه از آن حیا کردند و بر قرآن ناطق شمشیر کشیدند تا در برابر قرآن حرمت نگهدارند و عده‌ی نیز بر نیزه کردن قرآن را قداست شکنی دانستند و خون غیرت در رگ‌هایشان به جوش آمده و شمشیر برای قصاص از نیام برکشیدند.»
  • چهارشنبه ۵ حمل ۱۳۹۴ - ۳:۴۹
    عبدالحسین کارما
    «فرخنده مظلوم! تو رنج و درد را برای مدتی کشیدی و خیلی زود رفتی و آسودی، اما شهر را در درد و عذاب ابدی و رنج دایمی معذب کردی. اینک شهر شرمنده است و تا ابد هم شرمنده خواهد ماند و تاریخ نیز این شرمندگی و این درماندگی را در سینه خواهد داشت و در حافظه خواهد سپرد. اینک این شهر است با بار گناهی نابخشودنی و این شهر است با عذاب وجدانی که تا ابد با او همراه است و لحظه‌ی هم او را تنها نگذاشته و رهایش نمی‌کند.»
  • دوشنبه ۲۵ حوت ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۴
    خالق مسیحا
    «قصه غمگین ۳۱ مسافر اختطاف شده و گریه‌­های مادران داغدارشان، علاوه براین که ما را به گذشته تاریک و اندوه‌بارمان ارجاع می‌­دهد (ناله‌­های خاموش)، هویت و کارنامه گذشته غیر را نیز آشکار می­‌کند. وجدان به خواب‌رفته جامعه جهانی و دولت‌مردان وحدت ملی همان غیراست که مثل گذشته خود را در پیشگاه فریاد ستمدیدگان هزاره به بهانه چالش­های موجود دیگر به تغافل زده‌اند. چون این ناله‌­ها هزارگی است و ناله­‌های هزارگی یا ازنظر آن‌ها سزاوار شنیدن نیست و یا شاید نه مغرضانه، که به دلیل وضعیت تاریخی این مردم است که اگر گوش‌داده شود سنت‌شکنی خواهد شد.»
  • دوشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۵
    عبدالخالق فصیحی
    «فراگیر بودن فجایع انسانی از سوی داعش که همه اقوام را در برگرفته و امنیت ملی را به مخاطره ­انداخته است، سربریدن عده­‌ای از مردم در قندهار، ترور و تخریب اماکن مقدسه در لوگر و ربودن 31 نفر مسافر بی‌گناه در مسیر قندهار و کابل است. هرگونه اقدامات ویرانگر از سوی این گروه تندرو، نشانه توحشی است که حدومرز معینی از قوم و نژاد نشناخته است. بلی، مسلم آسیب‌پذیری برخی از اقوام بیشتر از برخی دیگر است، ولی سخن در این است که حضور گروه­های افراطی­ چون داعش که امنیت، صلح و آرامش مردم افغانستان و امنیت ملی را تهدید می‌نماید، زنگ خطری عمومی است که باید عمل پیشگیرانه عمومی را در پی داشته باشد.»
  • شنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۳ - ۸:۵۷
    احمدی رشاد
    «بر پایه‌ی نگاه جنسی در روابط زن و مرد، جامعه‌ی زنان و مردان همانند دو سیم الکتریک مثبت و منفی تلقی می‌گردد که به‌مجرد اتصال و کمترین ارتباط موجب انفجار و برق‌گرفتگی می‌شود و جامعه را در آتش ناشی از این اتصال می‌سوزاند. درحالی‌که این نوع نگاه کاملاً غلط و غیرانسانی هست. زنان و مردان در جامعه مجبور هستند در کنار هم کار کنند و با حفظ حرمت انسانی همدیگر همانند مردان از یک روابط انسانی برخوردار باشند. ازاین‌روی، اگر دختری در کنار پسری در اداره در کنار هم نشستند و باهم کار نمودند و باهم صحبت نمودند، نباید به لحاظ جنسی معنادار تلقی گردد.»
  • پنج شنبه ۲ دلو ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۳
    احمدی رشاد
    «به‌عنوان‌مثال در «طرح انکشاف متوازن» که در دولت کرزی، اعمال گردید؛ جلو کمک‌های موسسات خارجی را به مکاتب دولتی در جاغوری گرفتند و گفتند: در این مناطق مکاتب بیشتر از نیازشان است و کمک‌ها را به قندهار و جلال‌آباد و یا مناطق پشتون نشین ولایت غزنی، به بهانه‌ی مناطق ناامن گسیل داشتند. اما کاش مردم این مناطق از آن کمک‌ها به شکل درست استفاده می‌کردند و پُلچک‌ها و مکاتب ساخته‌شده از بودجه‌ی ملی و مالیات کل مردم کشور را با انتحار و ماین به آتش نمی‌کشاندند و نمی‌سوختاندند.»
  • جمعه ۱۹ جدی ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۶
    عبدالله نظری
    «جامعه افغانی و به خصوص جامعه هزاره که همیشه سر در کلاف مشکلات و مشقتهای بی‌شمار سیاسی و اجتماعی داشته و برای بیرون‌رفت از وضعیت رقت‌بار موجود نیاز به فرزانگانی فکری و اندیشه‌ی دارد. مردم ما سرنوشت تلخ و رقت‌بار زیادی را از نسل‌کشی عبدالرحمانی گرفته تا سیاست ظالمانه هزاره‌ستیزی و هزاره‌زدایی نظام طالبانی آزموده‌اند. هزاره همیشه با مثلت تحقیر، تعصب و توهین مواجه بوده‌اند. برای فرار و گریز یا مبارزه با این وضعیت نابهنجار و دردناک نیاز به نظریه پردازی و تحول فکری و سیاسی دارد که بایست جامعه هزاره را از درون دچار انقلاب و دگرگونی فکری نمايد».
  • جمعه ۱۰ اسد ۱۳۹۳ - ۵:۴۵
    امان الله روشنا
    «داستایوفسکی نویسنده جنایت و مکافات می­‌گفت: اگر خدای نباشد همه چیز مجاز می­‌شود، ولی در فراخنای زندگی سردمداران افغانستان خدای نیست؛ لذا هر کسی برای هر جنایتی مجاز است. قانون‌گذارانی که برای صیانت از حقوق و عزت مردم به مجلس می­‌روند، مجازند قانونی برای صیانت از روز مبادای خود و خانواده‌های خود تصویب کنند. مجازند رييس جمهورش بعد از سیزده سال خیانت، ترورييست­های قومش را آزاد کند تا دسته دسته مظلوم­ترین، صادق­ترین و زحمت‌کش‌ترین انسان­های این سرزمین را به خاک و خون بکشند».