رفتار درسآموز اروپاییان نسبت به پناهجویان اخیر!
پدیده پناهندگی یک پدیده غمانگیز و زجرآلودی است که روح و جان هر انسان آزاده را میآزارد. پناهجویان در شرایط مرارت بار و غمانگیز از سرزمین آبایی و پدری خویش پا به فرار گذاشته و بهسوی ملجا و مکان امن همراه با آرامش و صلح و صفا و صمیمیت سکنی میگزینند تا بتوانند انبوهی از رنج و زجرهای که بر جسم و روحشان روا داشته شده را به فراموشی بسپارند. صحنههای دلخراش فقر، گرسنگی، کشتار، غارت و چپاول را که با چشمانشان نگریسته و باپوست و خون و گوشت خویش احساس کرده را بار دیگر مشاهده ننمایند و از شب دیجور ستم، جور، نابرابری و تبعیض گذر و سر بر آستان صبح صادق و روشن بگذارند. از اینسو از دریای متلاطم و خروشان خطرها و تهدیدات جانی و جسمی عبور مینمایند تا در ساحل نجات امید و نشاطبخش آرام بگیرند.
پناهجویان زجردیده کوله باری از زخمها، رنجها، دشواریها و مشکلات را به دوش میکشند تا فراتر و فراسو از محیط و زادگاه خویش درد و آه، ناامنی، جنگ، نابرابری، تحقیر و تبعیض پیدا و پنهان اربابان سیاست و قدرت را به فراموشی سپرده و به مرام خویش، یعنی ساحل امن نایل آیند.
پدیده پناهجوی اخیر اروپا قساوت و سنگدلی بیدردان سیاسی کشورهای اسلامی را به نمایش گذاشت. سنگدلانی که بر اریکه قدرت و ثروت ملتهای اسلامی تکیه زده و چشمانشان را بر توفان ستم و درماندگی ستمدیدگان جوامع خویش بستهاند. چشمه جوشان احساسات و عواطف انسانی در آنها خشکیده و رگههای مروت و مردانگی و رمق انسانیت و محبت در آنها مرده است، هیچگونه واکنش عاطفی در آنها پدیدار نگشت و هیچ عکسالعملی از آنها به مشاهده نرسید.
آنچه در پدیده مهاجرت اخیر مهاجران مسلمان قابل تامل و واکاوی است برعکس سران اسلامی، کنش و برخورد تامل برانگیز چهرهها و شخصیتهای سیاسی، مذهبی و توده عظیم اجتماعی اکثر اروپاییان است. وقتی سیلاب مهاجران از دریای مدیترانه عبور نمود و بهسوی سرزمین جوامع غربی سرازیر گردید نهتنها اخم و ناراحتی بر سیمای غربیان مشاهده نشد بلکه دنیای غرب از رویت و مشاهده دردهای این مهاجرت و تصاویر دلخراش قربانیان دریای ساحلی ترکیه ـ یونان بخصوص جسم بیجان کودک سهساله سوری و خستگیهای طاقتفرسای پناهجویان، فریاد از دل برکشیدند، اشک از دیدگانشان سرازیر گردیده، گریستند و از آن حوادث المناک به شگفت و حیرت فرورفتند. چهرههای بزرگ سیاسی و مذهبی غرب، چون خانم مرکل صدراعظم المان و «فرانسیس پاپ» رهبر بزرگ کاتولیکهای جهان واکنش، انعطاف و همدردی لازم را از خویش نشان دادند و خانم مرکل خطاب به جوامع اروپای گفت به پناهجویان جاه و پناه دهید چونکه به ما پناه آوردهاند اگرچه به مکه و مدینه نزدیک بودند!
کلام خانم مرکل این پیام را در ذهن انسان القا میکند که عواطف و احساسات انسانی و اسلامی در میان سران سیاسی کشورهای اسلامی مرده است. آنها شمیم انسانیت و بشردوستی را استشمام نکرده و طعم انسانیت را نچشیدهاند. چشمان شاهان و رهبران کشورهای اسلامی چون شاهان عربستان، قطر، امارات، کویت و سایر کشورهای اسلامی کور و گوشهای آنها کر و ناشنوا شده است که آواهای و نالههای زجرآلود مهاجران سوری، عراقی، افغانی، یمنی و … را نمیشنوند آنها چون حیوانات پرخور میماند که مشغول شهوت، عشرت، چاپیدن، حیفومیل نمودن ثروتهای ملی مسلمانان هستند که دیدگانشان را بر فقر و رنج بیشماری مردمشان بستهاند. از درد و رنج بیچارگان جوامعشان غافلاند تا مبادا گردوغبار آلام و مصیبت آنها بر دامن شاهانهشان بنشیند. آنها لیاقت و شایستگی انسان بودن را ندارند.
تو گز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهد آدمی!
پاپ رهبر کاتولیکهای جهان در یک پیام به مسیحیان اروپای سفارش نمود که به کمک و مساعدت مهاجران بشتابید، غم، اندوه و رنج بیشمار روزگار که قامت آنها را خمیده، شور و امید را از آنها ستانده است با مهر، نوازش، نوعدوستی و غریبنوازی خود دوباره نشاط، شادابی، امید و دلگرمی را به آنها بازگردانید. در هر محله، قصبه و شهر خویش به آنها پناه و مسکن دهید. خودش بهعنوان یک رهبر مذهبی پیشگام شد و چند خانواده را در قصبات خویش پذیرفت تا درس و الگوی عملی برای سایر افراد جامعه اروپایی باشد. این سخن پرشور، انسانی و عمل سمبلیکی یک رهبر واقعی مذهبی در تاریخ سیاسی بشر سرمشقی میتواند باشد که رهبران و مدعیان دینی ـ مذهبی جوامع اسلامی از آن درس عبرت بیاموزند و الگو بگیرند.
مدعیان دروغین رهبری مذهبی ـ اسلامی که هرروز به صدور فتواهای تفرقه و نفاق انگیز میان مسلمانان میپردازند، جوامع اسلامی را دچار شکاف، شقاق و پراکندگی میسازند، جوی خون از پیکره امت اسلامی به راه میاندازند، هریک ادعای رهبری الهی ـ آسمانی رادارند، بر عطوفت دینی و مذهبی خویش بیفزایند و دست پدرانه بر صورت هر فرد مسلمان بکشند. بر شعارهای تفرقهافکنانه ملی، نژادی، زبانی و مذهبی پا نفشارند بلکه از این کنش رهبر کاتولیکهای جهان درس عبرت بگیرند. چهره دین و مذهب نجاتبخش اسلام را بیشتر آلوده نسازند. دست از تکوین و تشکیل گروههای افراطی چون داعش، القاعده، طالبان، النصره، سپاه صحابه و…. بردارند.
مردم بشردوست اروپا نیز در اولین مواجهه با پناهجویان با دستههای گل و با سبدهای میوه، جعبهها از شیرینی، به استقبال پناهجویان رفتند، لبخند شادی، خوشآمدی و خیرمقدم گویی را به آنها نثار نمودند با شعار همه ما انسان و بشریم و شعری گرانسنگ سعدی را:( بنیآدم اعضای یکدیگرند ـ که در آفرینش زیک گوهرند) در پندار و رفتارشان تحقق و عینیت بخشید.
برخلاف مردم و جوامع اسلامی که غریبهها و مهاجران را با شلیک فحش، دشنام و زخمزبانها استقبال میکنند بهجای مهر و محبت با چماق ناسزاگویی و کلمات رکیک قلب آنها را جریحهدار نموده و به رگبار دشنام و ناسزا میبندند. دولتهای اسلامی با نیروی خشن و پلیس بیرحم تکتیراندازان مسلسل مرزی با پناهجویان روبهرو میشوند و از هیچ جنایت، خیانت، کشتار، زندان، ضربوجرح در قبال مهاجران دریغ نمیورزند بوی از اسلام و انسانیت نبردهاند. اسلام را در شعار نه در شعور پذیرفتهاند. به قول مصلح بزرگ شرق سید جمالالدین افغانی اسلام را در غرب و مسلمانی را در شرق دیدم. بلی واقعا در جوامع اسلامی فقط شعار اسلامی داده میشود و در شعور اثری از اسلام مشاهده نمیشود.
به قول شهید مطهری غرب هسته و محتوای اسلامی را در گفتار، کردار، نگرش، بینش و کنش خویش عجین و تفسیر کردند، مسلمانان تنها به پوسته و ظواهر چسبیدهاند نه محتوا و هستهای اسلام. آنچه در این میان کوتاهی نموده و رهبران کشورهای اسلامی هستند که در قبال گرسنگان و پناهجویان اسلامی عکسالعمل اسلامی و انسانی نشان نداده یا رفتار و کنش تبعیضآمیزی را از خودشان نشان دادهاند. مردم متعصب جوامع اسلامی نیز از باب «الناس علی دین ملوکهم » تابع رهبران خویش بوده و رفتار، عمل وقیحانه علیه غریبهها و مهاجران را از رهبرانشان آموختهاند و در این راستا باید عمل و اندیشه رهبران اسلامی اصلاح گردد و عواطف و احساسات دینی را در آنها باید تزریق کرد. بنابراین کنش رهبران سیاسی، مذهبی و اجتماعی اروپا در این رخداد اخیر مهاجران، درس عبرتانگیزی برای مدعیان رهبری دینی، سیاسی و توده اجتماعی مسلمان میتواند باشد و باید از اروپاییان ادب فراگیرند «فاعتبروا یا اولی الابصار»!
کشورهای اسلامی نیز رفتار و کنش خویش را با رفتار سران غربی عیار و منطبق سازند آنها را بهعنوان الگوی گفتاری و رفتاری خویش برگزینند و مهاجر نوازی و غریبه دوستی را از آنها بیاموزند. اندیشه نژادپرستانه خویش از خباثتها و پلشتیها پالایش نمایند. بذر محبت و برادری دینی در جان و ضمیر خویش بپاشند، کنشهای سهگانه سیاسی، مذهبی و اجتماعی اروپا را سرمشق زیستن جهانهای اجتماعی خویش قرار دهند، دست از دیوارکشیهای قومیت، نژاد، زبان و جغرافیا میان مسلمانان بردارند با مهر، الفت و دوستی با همه مسلمانان رفتار نمایند از تکبر، غرور و نخوت کاذب اجتناب ورزند، از تکثیر و تولید واژگانی اختلافبرانگیز عرب، عجم، ترک، فارس، ایران، افغان، سیاه، سفید و… بپرهیزند، روح اخوت، برادری و برابری را در خویش تقویت و تشدید بخشند.

(
(