نامه مهاجرین افغانی مقیم اندونیزیا؛ به دبیر کل سازمان ملل متحد بانکی مون!!
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد، جناب آقای بانکی مون در مرحله اول سلام و احترام به محضرتان پیشکش میکنیم.
همانطوری که مستحضرید باگذشت بیش از چندین دهه جنگ، تجاوز، نسلکشی، تبعیض، جنایات سیستماتیک و پس از سقوط طالبان و ایجاد نظام سیاسی جدید و حضور پررنگ و گسترده جامعه بینالمللی در افغانستان، مردم مصیبتزده افغانستان که بار مصیبت چندین دهه جنگ و آوارگی را بر دوش کشیده بودند، نسبت به برقراری صلح و تامین امنیت امیدوار گردیده و پیشبینی میکردند که افغانستان کمکم از آتش چندین دهه بحران و مصیبت نجات پیدا میکند و مردم آن فصل جدیدی از زندگی را در سایه صلح و امنیت و قانون آغاز مینمایند. اکنونکه چندین سال از آن زمان میگذرد، میبینیم که متاسفانه چنین نشد و هنوز ناامنی و خشونت در تمام کشور ادامه دارد.
در حال حاضر افغانستان با مصیبتهای بزرگی روبهرو است، مصیبتهای تروریستی، انفجارها، سربریدنهای مردم بیگناه، رشوه و فساد اداری، اختلاس و تجاوز جنسی، ناامنی و بیکاری مصیبتهای که بازندگی مردم افغانستان تمامی ندارد. هرروز حادثهای است، هرروز دردی است و هرروز هم رنجی!! رنج و مصیبتهای که هیچگاه برای مردم این کشور پایانی ندارد. هرروز وضعیت امنیتی بدتر از گذشته، دامنههای ناامنیها بیشتر ولایات کشور را فراگرفته است. علاوه بر حملههای انتحاری، ترور و آدمرباییهای متعدد نیز آرامش را از مردم سلب کرده است. زندگی این مردم هرروز با خون و جنایت رنگین شده است. این مردم چندین دهه است که از چنین جنایاتی رنجبرده و تاکنون نیز با آن مواجهاند.
با ادامهی چندین دهه بحران و جنگهای داخلی در افغانستان سیلی عظیمی از مهاجرین را به خارج از افغانستان سرازیر نموده است. اما آنچه امروزه بر مهاجران افغانستان میگذرد، حقارت ذلتبار و غیرانسانی است. پناهجویانی از افغانستان که از ادامه جنگ، ناامنی، تبعیض و خشونتهای لجامگسیخته، ادامهی چندین دهه بحران و جنگهای داخلی در افغانستان و اوضاع نابسامان اقتصادی در کشور، راهی دیار غربت شدهاند. این پناهجویان که از خون و خشونت به تنگ آمدهاند؛ مجبور شدند راههای پرخوف و خطری را در پیشگرفته و خوشبختی خویش را هزاران کیلومتر دورتر از دیار خود و به کشورهای همسایه و دیگر کشورها ازجمله کشور اندونزی و رسیدن به کشور استرالیا جستجو نمایند. ولی با سخت شدن سیاستهای مهاجرتی استرالیا و مسدود شدن راه دریا، راه رسیدن به این کشور با قایقهای غیرقانونی بهکلی مسدود شده است. بسیاری از این مهاجران، زنان، کودکان و نوجوانان هستند. افزون بر اینکه آبهایی اقیانوس به قتلگاه آنان تبدیلشده بود و هزاران قربانی از این مردم گرفته، خانوادههای زیادی را در افغانستان عزادار نموده است. با سختگیری دولت استرالیا، این مهاجران در اندونیزیا گیر مانده و بیسرنوشتی آنان، پیامدهای بسیار ناگواری به بار آورده است.
مشکلات مهاجران افغانی در اندونیزیا
اندونیزیا به برزخ و جهنمی برای این پناهجویان بیپناه افغانستان تبدیلشده است. اگر امروز پناهجویان در کشورهای دیگر با دستهگل، غذا و لباس و… پذیرایی میشوند ولی در اندونزی بازداشتگاهی برای پناهجویان وجود دارد که شب و روز این پناه جویان در پشت این میلهها چشمانتظار نقطه پایان انتظارشان هستند. اکثر این پناهجویان ناچارند از طریق کمیساریای عالی پناهندگان درخواست پناهندگی نموده و برای اقامت و اسکان مجدد به کشور سوم مهرومومها را باید انتظار بکشند. خیلیها تاکنون بیش از چهار سال است که در بازداشتگاهها به سر میبرند. اندونیزیا کنوانسیون بینالمللی را در مورد پناهندگان را امضا ننموده است. ازاینرو برای کسانی که بدون اسناد داخل خاک اندونیزیا میگردند، پناهندگی نمیدهد. این پناهندگان در اندونیزیا منتظر هستند که آیا کشور دیگری برایشان پناه خواهند داد یا خیر. رسیدگی به پرونده این پناهجویان از طریق سازمان ملل طولانی و زندگی در این بازداشتگاهها سخت و کشنده است. ازاینرو، اکثر مهاجرین افغانی به سرنوشت نامعلومی مواجهاند که درنهایت، نه به ساحل امن و نه به آرامش رسیده است، بلکه سرنوشتشان به نمایش غمباری مبدل گردیده است.
پناهجویان تا روشن شدن تکلیفشان باید سالها عمر خود را در این بازداشتگاهها یا در بیرون از زندان بگذرانند. پناهجویان افغانی ساکن در اندونیزیا از هیچ حقوحقوق انسانی و بینالمللی برخوردار نیستند. بهحسب موازین بینالمللی یک پناهجو و لو آنکه بهصورت غیرقانونی هم وارد کشوری بشود بعدازآنکه تکلیفش روشن میشود، از کلیه حقوحقوقی که شهروندان آن کشور از آنها برخوردار هستند بهرهمند میشود. اما متاسفانه در اندونیزیا مهاجران در این کشور از حق کار کردن، آموزش و بهداشت و حق تحصیل و رفتوآمد و مسافرت و حتی کوچکترین حقوق انسانی محروماند. طبق قوانین دولت اندونزی، پناهجویان حق و اجازه کار در این کشور را ندارند، پناهجویانی که مجبورند سالها بار گران مخارج زندگی خودشان و خانوادهشان را بهتنهایی بر دوش بکشند.
وضعیت بهداشت در این زندانها و بیرون از زندانها که مهاجرین در آن زندگی میکنند نیز بهشدت نگرانکننده است. در این زندانها تعداد زیادی از زنان همراه با کودکانشان و نوجوانان و جوانان پناهجوی افغانستانی زندانی هستند. وضعیت بازداشتگاهها و کمپها بدتر از زندانهای جنایی است بسیاری از این مهاجرین که روزی چند نوع دارو هم مصرف میکنند هفته یکبار بیشتر اجازه هوایی آزاد بیرون از زندان یا هواخوری را ندارند. بدون اینکه مرتکب کدام جرمی شده باشند. کمیسیاری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان که وظیفهاش محافظت و حمایت از پناهجویان و پناهندگان و یاریرساندن به آنان برای بازگشت به سرزمینهای اصلیشان و اسکان مجدد آنان تاسیس شده است. اما در کشور اندونیزیا وظیفه این سازمان مغایر تمام لوایح، هنجارها و قوانین بینالمللی است. پناهجویان از حق کارکرده، آموزش و بهداشت و حق تحصیل و حتی کوچکترین حقوق انسانی در اندونیزیا محروماند. پناهجویانی که در بیرون از کمپها زندگی میکنند سرگرداناند و هیچ کمکی از سوی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان یا سازمانهای حقوق بشری دریافت نمیکنند.
مهاجرین افغانی با بدترین شیوه و خطرناکترین سفر زندگی خودشان را طی نموده و به یک کشور امن مثل اندونزی رسیدهاند و تمام دارایشان را هم در مسیر یک سفر نامعلوم به مصرف رسانیدهاند و حتی با مرگ دستوپنجه نرم نموده در یک کشور رسیدهاند که در آنجا نسبتا از خطر جانی دور شده اما در حقیقت مهاجران با رسیدن به کشوری مثل اندونزی به پایان مشکلات نرسیده، بلکه اندکی از مشکلاتشان کم شده، اما با مشکلات دیگری از قبیل افسردگی و بیماریهای دیگری روبرو شده و با آن مبارزه و دستوپنجه نرم میکنند. اکثر پناهندگان اولین چیزی را که در این بازداشتگاهها از دست میدهند، سلامتی روحی روانی و جسمیشان است.
تعدادی از پناهندگان در درون کمپها و بیرون از کمپها به علت بی سرنوشت بودن کارشان، نبود کشورهای پناهندهپذیر و کُند بودن تعیین کشوری، طولانی بودن تاریخ مصاحبه ، مشکلات معیشتی پناهجویان، نبود نهادی برای بررسی مشکلات پناهجویان، سلامت روانیشان را ازدستدادهاند و مهاجرین را علیل و مریض و رنجور ساخته است. فشارهای روانی و افسردگی این پروسه طولانی، از دست دادن زمان و پول، درنهایت همهی این موضوعات همه باهم در فرستادن پناهندگان در اندونیزیا به حالت درونگرایی و افسردگی تبدیلشده است. بحران درونگرایی و افسردگی مهاجرین تبدیل به اساسیترین بحرانی شده که فعلا مهاجرین افغانی در اندونیزیا با آن مواجهاند. بی سرنوشتی و طولانی بودن روند کار مهاجرین عواملی است که مهاجرین را از پا درآورده است.
پناهجویانی که توسط این سازمان بهعنوان پناهنده هم شناختهشده نیز در شرایط حاضر در حالت بلاتکلیفی قرار دارند. اما وضعیت مهاجرین افغانی بدتر از همه بوده و حتی با مرگ و یا مشکلات دیگری از قبیل افسردگی و بیماریهای دیگری روانی و تنی روبرو بوده و دستوپنجه نرم میکنند. اکثر پناهندگان اولین چیزی را که در این بازداشتگاهها از دست میدهند، سلامتی روحی روانی و جسمیشان است. بحران درونگرایی و افسردگی مهاجرین به اساسیترین بحرانی تبدیلشده که فعلا مهاجرین افغانی در اندونیزیا با آن مواجهاند. بی سرنوشتی و طولانی بودن روند کار مهاجرین، عواملی است که مهاجرین را از پا درآورده است. در شرایط که کشورهای پناهندهپذیر از اندونیزیا پناهنده برنمیدارند، و شرایط فعلی افغانستان نیز ایجاب نمیکند تا پناهندگان برگردند. حال با توجه به مشکلات ذکرشده پناهندگان افغانی از شما دبیر کل محترم سازمان ملل متحد انتظار داریم، که جهت حل این مشکلات به چارهاندیشی پرداخته و از شکسته شدن استخوانهای این پناهندگان بیش از این، جلوگیری به عملآورده و این مردم زجرکشیده و مظلوم را از به انتظار نشستن و از این رنج جانکاه نجات دهید. لطفا خودتان را بهجای این پناهندگان بگذارید و بعد در ذهنتان تصور کنید انسانهای که را سالها بی سرنوشت، پشت میلهها بدون ارتکاب کدام جرمی انتظار میکشند. آیا ماها از احساسات انسانی برخوردار نیستیم؟ ما خود را انسان میدانیم، انسانی که بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون حقوق پناهندگی سازمان ملل از کرامت انسانی، حقوق و آزادی برابر با همه انسانها برخوردار هستند. و ماهم انسان هستیم.
در اخیر خواست ما از دبیر کل محترم این است که در قبال حق انسانی مهاجران در اندونیزیا، احساس مسوولیت کرده و برای نجات این قشر آسیبدیده و منتظر در اندونیزیا اقدام نموده و آنها را از این رنج جانکاه نجات دهید.
مهاجرین افغانی؛ اندونیزیا

(
(