نا امیدی و سردرگمی مردم افغانستان
اوضاع امروز کشور با توجه به شرایط بین المللی و منطقهی، وضعیت و صف بندی جریانها و گروههای سیاسی داخلی در حالت سردرگمی قرار دارد. باید بپذیریم که دولت به وعدههای که به مردم داده بود، نتوانسته از عهدهی وظایف و مسوولیتهای سنگینی که برای آن تعیین شده برآید؛ دولت امروز نهتنها باری از دوش مردم ما تاحالا برنداشته که بر مشکلات مردم ما از قبیل آلودگی، گرسنگی، فقر، بیماری، اختطاف، گیروگان گیری، انتحار محرومیت و مرگ و مهاجرت افزوده است که همه ما امروز در کشور شاهد آن هستیم.
امروز شرایط و وضعیت افغانستان شکنندهتر و پیچیدهتر شده است و هیچ چشماندازی برای کاهش و یا توقف جنگ و خشونت متصور نیست. در کشور وارونه و سراسر ستم، کشور که مردم ما هر روز و هر لحظه قربانی توحش و بربریت و خرافات و جهل هستند، روز و لحظهی نیست که اخبار جانگداز و تصاویر دلخراشی که فراتر از توحش و بربریت است شاهد آن نبوده و در رادیوها نشنویم و در تلویزن و رسانههای جمعی نبینیم و چنین است که هنوز از اندوه یک فاجعه در نیامده در سوگ دیگری فرو میرویم.
اوضاع سیاسی کشور روز به روز ملتهبتر میشود کشمکش در درون دولت با هدف قدرت یافتن، تنگنای نگران کننده از قبیل بحران نا امنی هیچ چیز جز کشتار و بیخانمانی، فقر و فلاکت، گسست شیرازهی جامعه، هرج و مرج، تداوم حضور و قدرتگیری بیش از پیش نیروهای واپسگرا از قبیل طالبان و داعش، وضعیت اسفانگیز زنان و کودتان و محرومیت آنان از حقوق انسانی، تجاوز و کشتار، ازدواجهای اجباری و محکمههای صحرایی، کشوری که در منطقه و حتی جهان، دارای پایینترین سطح سواد و بیشترین تولید کننده مواد مخدر در جهان، عدم حضور نظم و قانون، رشد فزایندهی بیکاری و گرانی روز افزون و سرسامآور، نمونهی از اوضاع ملتهب کشور است. با وجود زمینهها و فرصتها افغانستان پیشرو با چالشهای بزرگی نابسامانیهای سیاسی و امنیتی روبهرو است. چالشها و آسیبها در حوزه امنیت و ناتوانی وزرات خانههای مزبور در برآورده نکردن نیازها و مطالبات مردم ، بیتوجهی به حوزهی تقاضای مردم در این شرایط شکاف بزرگ و مصیبتهای بزرگی را برای مردم افغانستان ایجاد کرده است.
پس از سقوط طالبان و ایجاد نظام سیاسی جدید و حضور پر رنگ و گسترده جامعه بینالمللی در افغانستان، مردم مصیبتزده افغانستان که بار مصیبت چندین دهه جنگ و آوارگی را بردوش کشیده بودند، نسبت به برقراری صلح و تامین امنیت امیدوار گردیده و پیشبینی میکردند که افغانستان کمکم از آتش چندین دهه بحران و مصیبت نجات پیدا میکند و مردم آن فصل جدیدی از زندگی را در سایه صلح و امنیت و قانون آغاز مینمایند. اکنون که چندین سال از آن زمان میگذرد، میبینیم که متاسفانه چنین نشد و هنوز نا امنی و خشونت در تمام کشور ادامه دارد. در حال حاضر افغانستان با مصیبتهای بزرگی رو به رو است، مصیبتهای تروریستی، انفجارها، سربریدنهای مردم بیگناه، رشوه و فساد اداری، اختلاس و تجاوز جنسی، نا امنی و بیکاری مصیبتهای که با زندگی مردم افغانستان تمامی ندارد. هر روز حادثهای است، هر روز دردی است و هر روز هم رنجی!! رنج و مصیبتهای که هیچ گاه برای مردم این کشور پایانی ندارد. هر روز وضعیت امنیتی بدتر از گذشته، دامنههای نا امنیها بیشتر ولایات های کشور را فرا گرفته است. علاوه بر حملههای انتحاری، ترور و آدمرباییهای متعدد نیز آرامش را از مردم سلب کرده است.
امروز دولت در افغانستان توانایی ایجاد نظم و حاکمیت قانون و دفاع از ارزشها و نهادهای دموکراتیک را نداشته و ندارند و این امر در کنار ارزشهای سنتی و قبیلهای و شکافهای عمیق اجتماعی، موانع بلندی را برای عدم مشارکت، تقویت رقابت و نهادمند شدن آزادیهای مدنی ایجاد کرده است. هر روز فاصلهی زیادی میان مردم و حکومت به وجود میآید. امروز مردم حکومت را نه وسیلهی خدمت بلکه بیشتر به عنوان موجودات ظالم و شرور میپندارند که باید از آنان فاصله بگیرند. مردم هیچگونه احساس وابستگی به مسایل و مشکلات کلان ملی ندارند و تنها در هنگام مالیات و باجدهی به ماموران دولت از وجودآنان آگاه میگردند.
مردم انتظاری از دولت هم ندارند و اصلاً تصور نمیکنند که آنان بتوانند در سیاستهای کلان ملی نقش ایفا نمایند. منافع، اهداف، اقتدار و امنیت ملی در نزد آنان مفهومی ندارد و مردم هیچ تصوری فراتر از قوم و قبیلهای خود ندارند. در چنین شرایطی اگر دولت به اشتباهات خودش ادامه بدهد احتمال روی گردانی مردم از دولت زمینه تاثیرگذاری روی افکار عمومی و هرج و مرج را در کشور فراهم خواهد ساخت. جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ضربه ی قابل توجهی به روند مشروعت بخشی دولت ایجاد کرد. تا هنوز گرد و غبار سیاسی سال گذشتهی انتخابات فرو ننشسته است و کشمکشهای سیاسی بر سر تصاحب و تملک بخشهای دولتی ادامه دارد.
رییس جمهور غنی در کارزارهای انتخاباتی ایجاد یک میلیون شغل جدید را به مردم افغانستان وعده کرده بود. داکتر عبدالله هم از تغییر در دسترخوان مردم سخن میگفت. اما نه تنها که شغل جدیدی ایجاد نشد بلکه شغلهایی که وجود داشت هم از میان رفت و ضریب بیکاری جوانان افزایش یافت. روزانه صدها جوان از شهرها و روستاهای کشور به کشورهای همسایه، اروپا و کشورهای عربی و ترکیه میروند. راهها و مسیرهای پرخطری که بسیاری از جوانان به قتل میرسند و یا به زندانها افکنده میشوند. تلاشهای دولت وحدت ملی برای برقراری امنیت در کابل و سایر ولایات افغانستان تا کنون ناموفق بوده است. این ناکامی در برقراری امنیت و گسترش روز افزون فقر و بیکاری در میان مردم، هر روز جوانان بیشتری را برای پیدا کردن کار و کسب در آمد، راهی دیار غربت می کند.
ادامه روندی کنونی و بیتوجهی به خواستههای مردم موج هرج و مرجهای جدید، باعث نگرانی مردم کشور شده است. اظهارات غیر مسوولانه مقامات دولتی به جای اینکه اطمینان به مردم بدهد، متاسفانه سبب سردرگمی مردم و کشور گردیده و هم چنین به علت مبهم بودن برنامهها و سیاست دولت در قبال آینده کشور و اینکه هیچ اصلاحات روشنی در دست نیست و نهادهای مسوول نیز در حالت سر درگمی به سر میبرند بر نا امیدی مردم صحه گذاشتهاند.

(
(