شناسنامه الکترونیکی و ترس از افشای یک دروغ بزرگ!!
شناسنامه یا همان کارت هویت تعیینکننده قلمرو اجتماعی دولت مدرن و مشخصکننده نفوس یک کشور است که با آن هویت شهروندان یک کشور از دیگران متمایز میشود. شناسنامه الکترونیکی در جامعه سیاسی افغانستان نیز این امکان را فراهم میکند که تشخیص داده شود چه کسی بخشی از این جامعه است و چه کسی نیست. چه کسی حق زیستن در این سرزمین را دارد و چه کسی ندارد. چه افرادی حق مشارکت در انتخابات را برای تعیین سرنوشتشان دارند و چه افرادی ندارند و این فرصت را هم به وجود میآورد که میزان وفات و تولد، ازدواج و طلاق آن قابلسنجش و ارزیابی شود. مهمتر از همه امکان برنامهریزی امنیتی و کنترل مرزها، اصلاحات اداری، ارایه خدمات اجتماعی و فرو کاستن هزینههای انتخاباتی در گرو همین تثبیت نفوس کشور و تعیین هویت اعضای آن ممکن و میسور است که این امر بدون داشتن اطلاعات کافی از قلمروی اجتماعی دولت امکانپذیر نیست، یعنی وقتی دولت میزان نفوس شهروندان را نداند بر اساس حدس و گمان برنامهریزی و سازماندهی نموده و بر بنیاد آنهم عمل میکند.
هزینههای هنگفت و سرسامآور چهارده سال گذشته به دلیل چنین خلایی بود که دولتمردان فاشیست و مغرضِ پشتون کمکهای جهانی را که برای بازسازی زیربنای افغانستان در نظر گرفته بودند تاراج و غارت کرد و لیستهای بلندبالای از مکتبهای خیالی، معلمین خیالی و دانش آموزان خیالی ارایه نمودند که بعد از چهارده سال چور و چپاول، رسواییشان آشکار شد؛ چون با فقدان شناخت از میزان نفوس اقوام افغانستان و مجهول بودن محل سکونت آنان در مناطق کشور، فرصت غارت و چپاول محیا بود و توانستند آن میزان دلاری که، به اذعان و تصریح تحلیلگران، اروپا را بعد از جنگ جهانی نجات داد ولی نتوانست حتی یک کشور را به نام افغانستان را نجات دهد. پس اگر توزیع شناسنامه یک ضرورت عقلی و یک نیاز فوری است چرا دولتمردان افغانستان در طول چهارده سال گذشته برای توزیع شناسنامه همواره تاخیر و تعلل ورزیدند؟ چرا اکنون نیز هر بار که زمان برای آغاز توزیع شناسنامه تعیین میشود سیاستمداران به بهانههای مختلف توزیع آن را به تاخیر میاندازند؟ منافع این تعلل ورزیها و بهانهجوییها به جیب کدام قوم و قبیله سرازیر میشود؟
به نظر میرسد ترس از افشایی یک دروغ بزرگ عمدهترین و بنیادیترین و محوریترین دلیل این تاخیر و تعللورزی است. پشتونها در قدم اول ادعای اکثریت نفوس افغانستان را دارند. ترس از برملا شدن این دروغ بزرگ که پشتون بیشترین نفوس کشور را تشکیل نمیدهد،دولتمردان پشتون را بر آن داشته است که تلاش مذبوحانه خود را برای مخفی نگهداشتن نفوس اقوام کشور انجام دهند؛ چون پشتونها در سایه این دروغ بزرگ که چهل درصد مردم افغانستان را تشکیل میدهند سهم بیشتر و فرصت مغتنمتری را برای غارت و یغمای ثروت کشور داشتهاند و در طول تاریخ افغانستان با این ادعای بزرگ،خوردند و بردند و عیاشی کردند؛لذا مصرانه تلاش دارند که اولا تمام اقوام کشور را زیر چتر«افغان» هویت واحد دهند و برای تحمیل« افغان» بر تاجیک ازبک و هزاره و… سخت پای میفشارند و اعتراضات خیابانی به راه میاندازند تا در این ِمه ابهام و تیرگی به مراد و مقصود شوم و تعصبآلود خود برسند و بر سو استفاده خود در این ویرانه سرای به نام افغانستان ادامه دهند.
دوما برای حذف اسامی اقوام دیگر از شناسنامه جدید و برای جلوگیری از فاش کردن میزان نفوس آنان، بهانهتراشی میکنند. استدلالهای آنان مبنی بر اینکه ذکر نام اقوام دیگر در شناسنامه جدید« شکافهای قومی و نژادی را گستردهتر میکند» و یا «هویت ملی» را خدشهدار میکند، استدلالهای ضعیف، و سخیفی است که ابتذال و گزافه بودن آن آشکار و هویداست. رهبران پشتون برای گرفتن سهم بیشتر در ساختار حکومت و باز گذاشتن راه دزدی و طراری، سو استفاده و اختلاس کمکهای خارجی، دست به هر جنایت و خیانتی میزنند که میزان نفوس اقوام مختلف کشور مجهول و مبهم بماند؛ چون با روشن شدن نفوس کشور هم نمیتوانند در ساختار دولت بیشتر از نفوس خود حضورداشته باشند و هم راههای اختلاس و سو استفاده از کمکهای خارجی و بودجه دولتی بسته میشود. لذا دیگر نمیتوانند مکاتب خیالی در مناطق دوردست پشتون نشین بادانش آموزان رویایی فعال کنند و از بورسهای خارجی برای چنان دانش آموزان نخبه و خیالی سهم مطالبه کنند. دیگر انکشاف نامتوازن به سود مناطق شهری و روستاهایِ پشتون نشین نیز کمتر صورت خواهد گرفت چون همه به انکشاف ناعادلانه دولت اعتراض خواهند کرد و جلو حیفومیلهای بیرویهِ پشتونها را خواهند گرفت.
کوتاهسخن اینکه تاخیر و تعلل در توزیع شناسنامه الکترونیکی از سوی حکمرانانی که عمدتا پشتون هستند هدفمندانه و برای پنهانکاری از تعیین میزان نفوس کشور و اقوام مختلف ساکن در آن، انجام میشود تا در این ابهام و مستوری بتوانند به اهداف فاشیستی خود برسند که همان سهم بیشتر و حضور پررنگتر در ساختار حکومت، حیفومیل کمکهای جهانی و انکشاف نامتوازن و یکجانبه در مناطق پشتون نشین است. این هدف پلشت و پلید در سایهی مغفول ماندن نفوس اقوام کشور راحتتر و موجهتر پذیرفتنی است و اختلاس و تقلب، خیانت و جنایت در پس پرده ابهام نفوس کشور آسانتر ممکن و عملی است.

(
(