-
جمعه ۲۴ ثور ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۴اسدالله جعفری «پژمان»«باشندگانی محل میگویند موتر خودروی مشکوکی که احتمالا برای انفجار آخر استفادهشده، ساعتها در خارج از مکتب پارک شده بود. حتی مردم باخشم و عصبانیت میگویند باوجود که دو تا حوزه پلیس در فاصله چند کیلومتری مکتب موقعیت دارد. فرمانده ناصر نادری از حوزه سیزدهمِ پلیس از اقداماتی پلیس دفاع میکند گفت «این حوزه هر کاری که میتوانست انجام داده است». وقتی پلیس، نیروهای امنیتی و آمبولانس رسیدند، مورد خشم مردم قرار گرفتند.»
-
جمعه ۲۶ جدی ۱۳۹۹ - ۲۳:۱۹محمد عرفانی«باید بپذیریم آنچه در افغانستان شاهد آن هستیم عدم عدالت و کرامت انسانی تمام ارزشهای زندگی را از بین برده و به هیچ قانون و مقررات الهی و حقوق بشری توجه صورت نمیگیرد. پس برای تمام و تکتک افراد و سیاستمداران جامعهی ما لازم است که برای بهبود وضعیت مردم و جامعه ما، گامهای لازم را بردارند و این را درک نمایند که در نبود عدالت هیچ گروهی انسانی سود نخواهند برد. فقدان عدالت و عدم رعایت کرامت در تاریخ کشور سبب ویرانی مملکت و تباهی بیشتر مردم ما بوده و هست. راهحل بیرون آمدن از این شرایط دشوار سیاسی و بحران ممتد اجتماعی بازگشت به این سنت الهی و ارزش انسانی است.»
-
چهارشنبه ۱ اسد ۱۳۹۹ - ۲۲:۳۴مدیریت طرح نو«لازم میدانیم یادآور شویم که احمد بهزاد تاکنون از مطالبات عدالتخواهانه مردمی قدمی عقب ننشسته و به آرمان و اهداف شهدای دوم اسد پایبند مانده و هیچ معاملهای برای رسیدن به مقاصد شخصی نکرده است. ازاینروی ما دسیسهچینی و توطیههای ناجوانمردانه علیه این چهره شاخص و یار عدالتخواه جنبش روشنایی از سوی تمامیتخواهان تبعیض پیشه و سایر بدخواهان را شدیدا محکوم نموده و حمایت قاطع خود را از او و یاران همرزمشان ابراز داشته و از مردم بیدار و عدالتخواه خویش میخواهیم که این حنجره رسای دادخواهی و عدالتطلبی خود را تنها نگذاشته و او را در این مبارزه دشوار حمایت همهجانبه داشته باشند.»
-
جمعه ۱۵ قوس ۱۳۹۸ - ۱۷:۲۸علی مفید«به راستی "او" رفت وبا ترسیم نقش انسانیاش آرام گرفت، اما لبخند پایانیاش تمام پیمانهها، پیمانها، داشتهها و نداشتههای دینی، انسانی،اخلاقی و کاشتههای فرهنگی و شعار مهمان نوازیهای ما را با شعور تامل و تاثر خود برد و بر باد انداخت! و خود را در "تکثیر" آینه تاریخ ماندگار ساخت! و باخت اخلاقی، انسانی و شعور و مرور مردم، سیاسیون و خِردورزان تشنهی قدرت و تهی از انسانیت و همدیگر پذیری جامعهی ما را آفتابی کرد و رفت!»
-
سه شنبه ۲۱ عقرب ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۸علی یاری«انساننماهایی که تحت عنوان مذهب سبعیت و بربریت، حیوانیت و درندهخویی خود را به نمایش گذاشتند گلوی نازک کودک خردسال شکریه تبسم و جوانان و پیرزنان و مردان را بریدند، انسانیت را شرمنده رفتار ننگین خویش کردند. تا بشر هست و وجدانهای بشری بیدار، این رویداد ننگین و تلخ موجب شرمساری، خجلت و شرمندگی خواهد بود و تا ابد بشریت و انسانیت از این رویداد و حادثه غمانگیز شرمنده و سرافکنده خواهد بود.»
-
پنج شنبه ۱ قوس ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۶محمد حسین دارابی«در بخش وزارت شهرسازی نیز در پهلویی بخش اداره طرح ماستر پلانها و پلانهای انکشاف منطقهای، ریاست طرح پلانهای استراتژیک (SDP) ایجادشده است، این ریاست در اقدامات جدید خود مدعی است 1800 پلان استراتژیک برای شهرهای مختلف کشور ساخته است. طرحهای استراتژیک با زمانبندی کوتاهتر و اقدامات عملی و قابلانعطاف بهتر تشخیص شده است، در این روش به جای طرحهای بلندمدت، به شیوهی تعاملی با استفادهکنندگان میاندیشد و کوشش میشود تا طرحها، اجرایی و قابل تطبیق باشد. تولید تعدادی زیادی از پلانهای استراتژیک به جای توجه روی پلانهای جامع تغییر دیدگاه مدیران شهری را بازتاب میدهد.»
-
دوشنبه ۴ سرطان ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۸هادی سلطانی«پس از ورود به این کشور با استقبال مردم و نهادهای دولتی روبرو شدیم و ما را به یک کمپ موقت انتقال دادند. من بعد از استراحت به سمت شهر وین حرکت کردم و خودم را در آنجا به پلیس تحویل دادم ولی من را یک ماه دیرتر وقت دادند و بعد از یک ماه من را به یک کمپ خارج از شهر وین که تقریبا 50 دقیقه با قطار فاصله داشت بردند. بعد از معاینه کردن و چند سوال ما را در داخل یک سالن بزرگ جای دادند و نکته جالب این بود که یکی از هممحلههای شهر قم را در داخل کمپ دیدم و سلامعلیک و احوالپرسی کردیم خلاصه بعد از دو سه روز ما را از داخل سالن و داخل اتاقهای کوچکتر انتقال دادند روزهای سختی بود.»
-
شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۱:۰۸عارف پیمان«چه قدر خسته و ناامیدکننده است، وقتی برای نجات قریه و سرزمینت آستین بالا زده و با تمام توان خویش به مبارزهای بیامان پرداخته باشی و اهالی قریه در میان امواج خروشان توفان دستوپا بزنند و پیوسته و یکی پس از دیگری غرق بشوند اما کدخدایان و ناخدایان مدعی نجات و رهایی به خیانت مشغول و در فکر تاراج اموال و غارت هست و بود مردم باشند. ناامیدکنندهتر از آن این است که مردم وحشتزده و توفان گرفته نیز ندانند و چون رمهی هراسناک و رم کرده بهجای فرار از گرگان به آنها پناه برده و توان تشخیص گرگ و چوپان را ازدستداده باشند و با پای خویش بهسوی مرگ و نابودی خویش قدم بردارند.»
-
سه شنبه ۳ دلو ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱هادی سلطانی«شب اول که در صف بلیتفروشی اصلی ماندیم شب دوم به داخل جنگل کنار دریا پناه بردیم ولی از شانس بدمان باران گرفت من با یک مرد میانسال که از اول سفر با من بود به داخل شهر رفتیم خانهای را یافتیم که دیوار حیاط نداشت به داخل حیاط رفتیم خانه بهگونهای ساختهشده بود که از روبهرو دیوار یک متری باغچه و از پشت سر خانه و بالای سر بالکن بود که بهراحتی از خیس شدن باران در امان بودیم مکانی بود که دید نداشت و جایی مناسب برای دو نفر بود زیرمان را با کارتن و رویمان را با پتو میپوشاندیم. ما شب تا صبح را بهراحتی و آرامش گذراندیم. صبح وقتیکه صاحبخانه از خانه بیرون آمد ما را دید و چیزی نگفت و رفت سر کارش.»
-
جمعه ۱ جدی ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۹هادی سلطانی«ماشین آمده بود تا ما را بهطرف مرز ببرد همگی سوار شدیم. ماشین حرکت کرد بعد یک ساعت از شهر خارج شدیم. یکی دو ساعت هم بیرون شهر درحرکت بودیم در بین راه با راننده همصحبت شده بودیم. ماشینی که ما در آن سوار شده بودیم خراب بود و دود ماشین به داخل اتاقک میآمد و حال یکی از ما را خراب کرده بود. به یک روستای مرزی رسیدیم به روستا نرسیده پیاده شدیم و داخل باغها زدیم بعد رد کردن چند باغ به بقیه ملحق شدیم دو تا قاچاقبر داشتیم یکی پیر بود و دیگری پسر جوان. همگی دنبال پیرمرد حرکت کردیم و پسر جوان هم از پشت سر ما میآمد»