• دوشنبه ۲۸ حمل ۱۳۹۶ - ۸:۳۹
    محمد مهدی دانشمند
    « عدالت، برابری، توزیع و تقسیم برابر امتیازات و فرصت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... آمال و رویاهای قوم هزاره را شکل می‌دهند. جنبش روشنایی تا تحقق کامل آن، از حرکت، پویایی و پایایی از جنبش و جهش، شور و شعف باز نخواهد ماند و در این مسیر مرعوب زور ، زر و تزویر نخواهد شد. چون‌که جنبش روشنایی نماینده خواست و مطالبات میلیونی هزاره هست و پرچم آزادگی، عدالت‌خواهی، برابری و برادری را برافراشته باید آن را درراه تحقق آن مطالبات جنبش نگه‌داشته شود و موج سیاسی و اجتماعی که ایجاد نموده را نگذاریم که بخوابد و مطالبات مشروع مردم به فراموشی و نسیان سپرده شود.»
  • شنبه ۵ حمل ۱۳۹۶ - ۰:۳۵
    شاولی صالحی «شاخص»
    « ‏رهبران سیاسی جناب استاد خلیلی، استاد محقق و استاد دانش که در جایگاه رهبری مردم هزاره در دولت هستند، نقششان را نیک ایفا نکردند. با توجه به تغییرات ‏چشم‌گیر سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم ما در دولت کرزی و اشرف غنی نتوانستند پایگاه و موقعیت‌های مناسب این مردم را در ساختار سیاسی ‏بازتعریف نمایند و از این رهگذر مانند مردم خود به فرادستی«خود» نایل شوند. بلکه آنان در جنبش«تبسم» که هزاره‌ها با جنازه‌های سربریده شده‌ی شهدایشان، ‏از راه‌گیری، ترور، انتحار، انفجار علیه مردمشان به تنگ آمده بودند با تظاهرات مدنی آرام و میلیونی خواستار حمایت دولت از هزاره‌ها شدند، نه‌تنها حمایت ‏نکرده، بلکه در برابر جنبش تبسّم ایستادند!.‏»
  • چهارشنبه ۲۵ حوت ۱۳۹۵ - ۹:۰۶
    امین یاری
    «تراکم و احتکار کمک‌های بین‌المللی به دست عده‌ای از فرماندهان جهادی و رجاله‌های سیاسی، فقر و تنگ‌دستی عمومی باعث شدند که عده‌ای از مردم و فرهنگیان و قلم به دستان در استخدام این رجاله‌های جهادی و اربابان بی‌دانش سیاسی و بازیگرانی بی‌اخلاق و تعهد اجتماعی و افرادی بی‌بینش و ‌شعور اجتماعی، به عنوان حزب فلان، در واقع به عنوان عضو باند فلان غارتگر جهاد و معامله‌گر شیاد، قرار گرفته و غلامان حلقه به گوش آنان گشته و هر چه آن‌ها فرمان دهند این‌ها برایشان جان دهند.!!!»
  • دوشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۱
    عبدالخالق فصیحی
    «دقیقا همین منافع شخصی است که رهبران فعلی را از مردم جدا نموده و شکاف عمیق بین آن‌ها و مردم محقق شد. با ایجاد این شکاف و رفتار منافقانه مدعیان رهبری، دوباره قبلی‌ات تبعیض به بعدی‌ات آن رسیده و حرکت اتصالی فاجعه از سرآغاز شد. سیالی‌ات تبعیض و نابرابری‌ها که مزاری آن را قطع کرده و برش زده بود، بار دیگر به راه افتاده و مثل گذشته صورت اتصالی به خود گرفتند. بنابراین، پاسخ سوال منفی بوده و رهبران پس از مزاری ناتوان‌تر از آن ظاهر شدند که بتوانند از دست آورد شهید مزاری محافظت نمایند. درواقع، جایگاه رهبری هزاره پس از مزاری عملا به قمارخانه خیانت و معامله‌گری بر سر منافع مردم و حتی به قیمت خون صدها جوان تبدیل شد.»
  • دوشنبه ۹ حوت ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۹
    محمد مهدی دانشمند
    «مزاری قلب تپنده هزاره بود که برای حیات، نشاط، عزت و شرافت قومش از جانش مایه گذاشت و سرش را در این راه هدیه کرد، اسماعیل‌وار در مسلخ عشق و جانبازی برای رفع تبعیض سیستماتیک و تاریخی از سوی مستبدان و حاکمان قوم‌کیش اعمال می‌شد با پای جان شتافت تا باشد قومش در عزت، آزادگی، غرور و مردانگی زیست نمایند. درس همت، شجاعت، پارسایی و مردانگی را در یک پیچ حساس تاریخی به مردم آموخت و نشان داد که دوای درد استبداد، ترس، جبونی و مماشات با اربابان ستمگر و مستبد سیاسی نیست، بلکه علاج و درمان استبداد و تبعیض؛ قربانی دادن، قربانی شدن و از خود گذشتن است.»
  • یکشنبه ۱ حوت ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۶
    شاولی صالحی «شاخص»
    «هزاره‌ها در مطالعات سیاسی اجتماعی‌شان به این درک نایل شده‌اند که «تجربیات ‏اجتماعی» اساس شکل‌گیری شخصیت انسان را تشکیل می‌دهد. هزاره‌ها دریافته‌اند که «تجربه اجتماعی» برای رشد فرد و جامعه یک امر حیاتی و از اهمیت زیادی برخوردار است. ازآنجایی‌که ‏زندگی جوامع فراتر از طول عمر افراد است، هر نسلی باید برخی از شیوه‌های زندگی خود را به نسل بعدی آموزش بدهد. هزاره‌‏ها می‌دانند که برای «جامعه‌پذیر» کردن افراد باید کاری انجام بدهند که آنان بتوانند خودشان را با شرایط محیط اجتماعی سازگار ‏نمایند و در ارتباط با دیگر کنشگران رفتارهای خودشان را با هنجارهای موردقبول همگانی منطبق کنند.‏»
  • شنبه ۹ دلو ۱۳۹۵ - ۱:۰۶
    مهرنوش آذری
    «بااین‌همه ما نمی‌توانیم صرفا به خاطر دیرینگی خشونت در منطقه، جنایات گروه داعش و دیگر گروه‌های افراطی را به گردن نیاکان باستانی‌شان بیندازیم. چراکه در برخی از مناطق جهان بااینکه شاهد دیرینگی خشونت بوده‌ایم ولی در حال حاضر خشونت در آن مناطق جایگاهی ندارد. به‌عنوان نمونه ساکنین باستانی منطقه اسکاندیناوی، مردم جنگجو، خشن و غارتگر بودند ولی امروزه نوادگان آنان به آرام‌ترین و صلح‌طلب‌ترین مردم دنیا معروف‌اند و در آرامش و رفاه کامل زندگی می‌کنند. بنابراین خشونت در یک منطقه می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد که «دیرینگی خشونت» تنها یکی از دلایل متعدد آن می‌باشد و دیگر دلایل، بررسی و مطالعه گسترده‌ای را طلب می‌کند.»
  • شنبه ۱۱ جدی ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۸
    عبدالله نظری
    «ضلع دوم، فرهنگیان بی تعهد و بی‌تفاوتی را تشکیل می‌دهند که در قبال مردم ستمدیده هزاره چشمانشان را پوشانده؛ موضع بی‌طرفی و بی‌تفاوتی را برگزیده و آسایش و عافیت‌طلبی را بر فرسایش و خطرپذیری مقدم داشته و در فرایند اقدامات و کنش‌های اعتراضی و انتقادی خیابانی و مدنی جنبش روشنایی، زبانشان لال، گوش‌هایشان کر، مغز و اندیشه‌شان فلج و ازکارافتاده و نامردانه و نامهربانه طفره رفته و سکوت مرگباری را پیشه ساختند تا از آسیب‌های سیاسی امنیتی حاکمیت به دور و از گزند جانی و مالی مصون باشند.!»
  • جمعه ۱۹ سنبله ۱۳۹۵ - ۸:۵۱
    علی خراسانی
    «شهدا رفتند و رسالت تاریخی خویش را به انجام رساندند؛ اینک ما مانده‌ایم و دنیای از مسوولیت. ما مانده‌ایم و انبوهی از محنت. ما مانده‌ایم و توفانی از احساس تنهایی و غربت. ما مانده‌ایم و دریای بی‌ساحلی از دلهره و حیرت. ما مانده‌ایم و خاطره غروب تنگ و غم‌انگیزی از شهادت. ما مانده‌ایم و دردهای جانسوزی از تیرهای کین ملامت. ما مانده‌ایم و دشمنان پیدا و پنهان روشنایی و عدالت. بالاخره ما مانده‌ایم و انبوهی از زخمیان دهشت و وحشت.شهدا رفتند و سبکبال شدند و به جهان ابدیت پیوستند اما داغ‌های جگرخراش خویش را بر دل‌های ما باقی گذاشتند و زخم‌های مرهم‌ناپذیر را بر روح و روان ما ماندگار ساخته‌اند.!!»
  • یکشنبه ۱۴ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۳
    خادم حسین احمدی
    «امروزه نیز که ابر سیاه ظلمت و بی‌دادیِ تاریخی همچنان بر فضای کشور سنگینی خود را حفظ کرده، مشعل‌داریِ عدالت‌خواهی را این بار جنبش روشنایی در دست گرفته و فریاد دادخواهی و رفع ستم سیستماتیک و تاریخی را سرداده است. روشن است که پویندگان عدالت، توده‌های ستم‌کشیده و شلاق تبعیض خورده و محرومیت چشیده هستند که به جنبش روشنایی چشم امید دوخته‌اند. اینان هستند که بی‌عدالتی، فقر، محرومیت، نا امنی، توهین و تحقیر را هر روز با تمام وجودشان لمس می‌کنند.»