• دوشنبه ۹ حوت ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۹
    محمد مهدی دانشمند
    «مزاری قلب تپنده هزاره بود که برای حیات، نشاط، عزت و شرافت قومش از جانش مایه گذاشت و سرش را در این راه هدیه کرد، اسماعیل‌وار در مسلخ عشق و جانبازی برای رفع تبعیض سیستماتیک و تاریخی از سوی مستبدان و حاکمان قوم‌کیش اعمال می‌شد با پای جان شتافت تا باشد قومش در عزت، آزادگی، غرور و مردانگی زیست نمایند. درس همت، شجاعت، پارسایی و مردانگی را در یک پیچ حساس تاریخی به مردم آموخت و نشان داد که دوای درد استبداد، ترس، جبونی و مماشات با اربابان ستمگر و مستبد سیاسی نیست، بلکه علاج و درمان استبداد و تبعیض؛ قربانی دادن، قربانی شدن و از خود گذشتن است.»
  • یکشنبه ۱ حوت ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۶
    شاولی صالحی «شاخص»
    «هزاره‌ها در مطالعات سیاسی اجتماعی‌شان به این درک نایل شده‌اند که «تجربیات ‏اجتماعی» اساس شکل‌گیری شخصیت انسان را تشکیل می‌دهد. هزاره‌ها دریافته‌اند که «تجربه اجتماعی» برای رشد فرد و جامعه یک امر حیاتی و از اهمیت زیادی برخوردار است. ازآنجایی‌که ‏زندگی جوامع فراتر از طول عمر افراد است، هر نسلی باید برخی از شیوه‌های زندگی خود را به نسل بعدی آموزش بدهد. هزاره‌‏ها می‌دانند که برای «جامعه‌پذیر» کردن افراد باید کاری انجام بدهند که آنان بتوانند خودشان را با شرایط محیط اجتماعی سازگار ‏نمایند و در ارتباط با دیگر کنشگران رفتارهای خودشان را با هنجارهای موردقبول همگانی منطبق کنند.‏»
  • شنبه ۹ دلو ۱۳۹۵ - ۱:۰۶
    مهرنوش آذری
    «بااین‌همه ما نمی‌توانیم صرفا به خاطر دیرینگی خشونت در منطقه، جنایات گروه داعش و دیگر گروه‌های افراطی را به گردن نیاکان باستانی‌شان بیندازیم. چراکه در برخی از مناطق جهان بااینکه شاهد دیرینگی خشونت بوده‌ایم ولی در حال حاضر خشونت در آن مناطق جایگاهی ندارد. به‌عنوان نمونه ساکنین باستانی منطقه اسکاندیناوی، مردم جنگجو، خشن و غارتگر بودند ولی امروزه نوادگان آنان به آرام‌ترین و صلح‌طلب‌ترین مردم دنیا معروف‌اند و در آرامش و رفاه کامل زندگی می‌کنند. بنابراین خشونت در یک منطقه می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد که «دیرینگی خشونت» تنها یکی از دلایل متعدد آن می‌باشد و دیگر دلایل، بررسی و مطالعه گسترده‌ای را طلب می‌کند.»
  • شنبه ۱۱ جدی ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۸
    عبدالله نظری
    «ضلع دوم، فرهنگیان بی تعهد و بی‌تفاوتی را تشکیل می‌دهند که در قبال مردم ستمدیده هزاره چشمانشان را پوشانده؛ موضع بی‌طرفی و بی‌تفاوتی را برگزیده و آسایش و عافیت‌طلبی را بر فرسایش و خطرپذیری مقدم داشته و در فرایند اقدامات و کنش‌های اعتراضی و انتقادی خیابانی و مدنی جنبش روشنایی، زبانشان لال، گوش‌هایشان کر، مغز و اندیشه‌شان فلج و ازکارافتاده و نامردانه و نامهربانه طفره رفته و سکوت مرگباری را پیشه ساختند تا از آسیب‌های سیاسی امنیتی حاکمیت به دور و از گزند جانی و مالی مصون باشند.!»
  • جمعه ۱۹ سنبله ۱۳۹۵ - ۸:۵۱
    علی خراسانی
    «شهدا رفتند و رسالت تاریخی خویش را به انجام رساندند؛ اینک ما مانده‌ایم و دنیای از مسوولیت. ما مانده‌ایم و انبوهی از محنت. ما مانده‌ایم و توفانی از احساس تنهایی و غربت. ما مانده‌ایم و دریای بی‌ساحلی از دلهره و حیرت. ما مانده‌ایم و خاطره غروب تنگ و غم‌انگیزی از شهادت. ما مانده‌ایم و دردهای جانسوزی از تیرهای کین ملامت. ما مانده‌ایم و دشمنان پیدا و پنهان روشنایی و عدالت. بالاخره ما مانده‌ایم و انبوهی از زخمیان دهشت و وحشت.شهدا رفتند و سبکبال شدند و به جهان ابدیت پیوستند اما داغ‌های جگرخراش خویش را بر دل‌های ما باقی گذاشتند و زخم‌های مرهم‌ناپذیر را بر روح و روان ما ماندگار ساخته‌اند.!!»
  • یکشنبه ۱۴ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۳
    خادم حسین احمدی
    «امروزه نیز که ابر سیاه ظلمت و بی‌دادیِ تاریخی همچنان بر فضای کشور سنگینی خود را حفظ کرده، مشعل‌داریِ عدالت‌خواهی را این بار جنبش روشنایی در دست گرفته و فریاد دادخواهی و رفع ستم سیستماتیک و تاریخی را سرداده است. روشن است که پویندگان عدالت، توده‌های ستم‌کشیده و شلاق تبعیض خورده و محرومیت چشیده هستند که به جنبش روشنایی چشم امید دوخته‌اند. اینان هستند که بی‌عدالتی، فقر، محرومیت، نا امنی، توهین و تحقیر را هر روز با تمام وجودشان لمس می‌کنند.»
  • یکشنبه ۱۰ اسد ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۲
    احمدی رشاد
    «حال پرسش این است که چرا دو رسانه‌ی تلویزیونی «راه فردا» و «نگاه» در سخت‌ترین شرایط، مردم خود و آرمان‌های آنان را نادیده می‌گیرند و در شب که کشتار دهمزنگ، رقم خورده بود و همه عزادار بودند و سیاه پوشیده‌اند، تلویزیون «راه فردا» و «نگاه» به برنامه‌های عادی خود «فیلم کره‌ای» و «جونگ نگاه» را پخش می‌نمودند؟. آیا این اقدام غیر حرفه‌ای نشان نمی‌دهد که این دو رسانه بیش از آنکه یک رسانه‌ی حرفه‌ای باشند، بیشتر به بُنگاه تبلیغات شخصی رهبران خود تبدیل شده‌اند.»
  • پنج شنبه ۷ اسد ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۱
    احمدی رشاد
    «شرایط کنونی، برای جنبش مردمی و ضد تبعیض روشنایی، بسیار حساس و حیاتی است. ریخته شدن خون‌های جوانان ما در دهمزنگ، شوک عظیمی که در بین مردم ایجاد گردید، موقعیت سیاسی جنبش را در عرصه‌ی چانه‌زنی سیاسی، به خصوص در برابر حکومت تمامیت خواه و تبعیض‌گرا متزلزل و چند پارچه نشان می‌دهد. این همان نقطه‌ی کوری است که هزاره‌ها همواره در آن کمرش خمیده و از پشت خنجر خورده اند. اما این‌بار که جنبش تبسم و جنبش روشنایی، به عنوان دو همایش بزرگ مدنی و ملی، رنج‌های تاریخی ناشی از تبعیض سیستماتیک قومی حاکمیت، بر هزاره‌ها و فریاد دادخواهانه‌ی آنان را در گستره‌ی ملی و بین المللی، بازتاب می‌داد، امیدها را در دل‌ها زنده کرده بود که عصر ستم کشی و حقارت، به سر آمده و اینک نسل فرهیخته‌ی به کار نشسته که تبعیض را بر نمی‌تابند و تبعیض‌گران را با قدرت نرم خود به تسلیم وا می‌دارند.»
  • یکشنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۱
    حسین بی‌نوا
    «اما در این تازگی‌ها زمزمه روشنایی به گوش می‌رسد که جرقه‌های امید را در دل من و هم‌نسلانم بشارت می‌دهد. این زمزمه روشنایی و تلاوت آیاتی از جنس خورشید بعد از توفان تبسم خونین گلوهای بریده در بیستم عقرب، به ارمغان نشسته و به گوش می‌رسد و احساس می‌شود که علارغم خیانت‌های ظالمانه و نابخشودنی دیو سیرتان و معامله‌گری‌های پیدا و پنهان زنبارگان و اغواگری‌های ممتد و پیاپی اجیر شدگان، انگار خورشیدی، نه از افق کوه‌ها و قله‌های بلند و مغرور که از پهن دشت دامنه توده‌ها و از ساحل چشم‌اندازهای ناپیدای مردم، طلوع خواهد کرد و این شب سیاه و این سرنوشت تباه را برای ابد دفن کرده و جنبش روشنایی را تبدیل به جشن روشنایی خواهد کرد.»
  • چهارشنبه ۸ ثور ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۱
    عبدالخالق فصیحی
    «ما در منظومه هزاره بودن فکر می‌کنیم، هنر می‌آفرینیم، سرود می‌خوانیم، با دیگران تعامل می‌کنیم، در عرصه سیاسی حضور یافته و هم در همین منظومه سیاست را فهم می‌کنیم. اشک و خون، گریه و لبخند، ذلت و خواری ما در همین منظومه معنی پیدا می‌کند. لذا روی همین برآورد است که شناسنامه الکترونیکی حساسیت به وجود می‌آورد، چراکه ما در این مقطع حساس گم‌شده‌های خود را پیدا می‌کنیم، فراموش‌شده‌های خود را به یاد می‌آوریم و بانام‌های هزاره سنی، اسماعیلی و شیعی در منظومه هزاره بودن گرد هم آمده و بر این بنیان می‌ایستیم.»