کد مطلب : 1871
یکشنبه ۸ اسد ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۸
8989
فاقددیدگاه
جواد نوروزی

دموکراسی تاریخی؛ دموکراسی تقلیدی؟!

دموکراسی
«اگر دموكراسی را به عنوان یك ابزار هم در نظر داشته باشیم استفاده درست و كارآمد از یك ابزار یا یك تكنولوژی، آشنایی و بلد شدن استفاده ازان را می‌خواهد. ابزار دموكراسی به خاطر پیچیدگی سیستماتیك‌شان به این آسانی و به راحتی میسر نمی‌گردد. زمان می‌خواهد و عزم و اراده تحصیل آگاهی‌های لازم و كوشش‌های جمعی (نه فردی) می‌خواهد كه این ابزار (دموكراسی) رام گردد و اجازه دهد تا كسانی از او برای مقاصد خاصی كه نظام دموكراتیك برای برآوردن آن مقاصد طراحی شده؛ استفاده نمایند و ازین ابزار منتفع گردد.»

دموکراسی به عنوان یک روش موفق و خوب حکومت‌داری در غرب، زاییده تغییر و تحولات فکری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی است که در فرایند طولانی و در یک دیالکتیک اجتماعی به منصه ظهور و بروز نشسته و به کمال خود رسیده و نهادینه گردیده است. دموکراسی در غرب نظامی برآمده از متن روابط و مناسبات اجتماعی و تکامل فرهنگی می‌باشد. اگر دموکراسی در غرب به عنوان خوبترین روش حکومت‌داری تثبیت می‌گردد به خاطر این است که فرهنگ و اخلاق دموکراتیک در میان شهروندان جا افتاده و درک گردیده است. طراحی ساختارهای سیاسی برای مدیریت جوامع انسانی بدون در نظرداشت بینش اجتماعی و فرهنگ تاریخی آن، موفقیت و کامیابی را در پی ندارد؛ زیرا جامه دموکراسی هر قامت و هر اندام اجتماعی را احتوا کرده و نمی‌پوشاند بلکه حد و اندازه مشخص و استانداردی را در بر می‌گیرد.

خیمه دموکراسی ظرفیت بی حد و حصری ندارد که هر چی و هر کس را در زیر چتر آن پناه داده و سایبان او قرار دهیم و به این باور باشیم که موجبات آسایش او را فراهم کرده‌ایم. آسایش هر گروه از گروه‌های انسانی بسته به سطح فکر، اندیشه و شعور آنان است. دموکراسی در دنیای غرب تجلی و نمودی از سیر تاریخی، تکامل اجتماعی، وسعت جهان‌بینی و تعالی اخلاقی آنان است. شعور اجتماعی، بینش اعتقادی، کمال اخلاقی آنان باعث شد که ساختار دموکراتیک شکل گرفته و متولد گردد و این ساختار نه تنها سبب دربندکشیدن اراده‌ها و اندیشه‌ها نگشته که استعدادهای انسانی و اندیشه‌های بشری را شکوفاتر گردانده و هر روز بر پویایی و شکوفایی جوامع غربی افزوده است.

اما دموکراسی در جهان سوم و به ویژه افغانستان یک پدیده‌ی تاریخی برخاسته از متن روابط و مناسبات اجتماعی و حرکت تاریخی و پویایی اجتماعی نیست که تقلید ناشیانه‌ی است که بدون پس زمینه‌های فرهنگی و تاریخی آن از دنیای غرب کپی‌برداری شده و در صفحه مغشوش و نه چندان آماده جهان سوم، از جمله افغانستان پست شده است. جهان سوم و کشور ما افغانستان باید از بستر خواب هزاران ساله خویش برخیزند و چشمان خواب‌آلود و خماراندود خویش را بمالند و حالت بیداری و هوشیاری خویش را بازیابند؛ آنگاه تصمیم بگیرند و عزم و اراده برای پیمودن راه‌های ناهموار تاریخی خویش پیدا نمایند و حرکت خویش را آغاز و مراحل مختلف و گردنه‌های دشوارگذر و آسان را بپیمایند تا به مرحله‌ی برسند که نظام سیاسی خویش را به لباس و زیور دموکراسی بیارایند و این لباس زیبنده قامتش گشته و سبب آسایس گیتی و آرایش اجتماعی‌اش گردد.

به همین دلیل که جهان سوم و از جمله کشور ما افغانستان حرکت تاریخی برای رسیدن به مرحله‌ی که جامعه دموکراتیک شود نداشته و بستر اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی آن آماده نگشته برپایی نظام‌ دموکرات نه تنها هیچ دردی را درمان و هیچ مشکلی از مشکلات این مرزوبوم را حل نمی‌تواند که بر مشکلات آن افزوده و کشور را با چالش‌ها و مسایل تازه‌تری مواجه می‌سازد.

اگر دموکراسی را به عنوان یک ابزار هم در نظر داشته باشیم استفاده درست و کارآمد از یک ابزار یا یک تکنولوژی، آشنایی و بلد شدن استفاده ازان را می‌خواهد. ابزار دموکراسی به خاطر پیچیدگی سیستماتیک‌شان به این آسانی و به راحتی میسر نمی‌گردد. زمان می‌خواهد و عزم و اراده تحصیل آگاهی‌های لازم و کوشش‌های جمعی (نه فردی) می‌خواهد که این ابزار (دموکراسی) رام گردد و اجازه دهد تا کسانی از او برای مقاصد خاصی که نظام دموکراتیک برای برآوردن آن مقاصد طراحی شده؛ استفاده نمایند و ازین ابزار منتفع گردد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما