• دوشنبه ۱۵ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۲
    محمد عرفانی
    «در شرایطی که امروزه جامعه‌ی افغانستان دست‌خوش تحولات است و حکومت نیز به روال گذشته نمی‌توان تداوم حاکمیت خود را در سراسر کشور تضمین بکند، و رهبران هزاره نیز برای تحکیم موقعیت سرمایه‌داری و عیاشی خود به صحنه آمده‌اند، و برای تبدیل افق موردنظرشان به یک باور عمومی و همگانی تلاش می‌کنند؛ در چنین فضایی، مردم ما نیز باید افق خود را برای آینده‌شان بدون این رهبران بیان کنند.»
  • یکشنبه ۱۴ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۸
    احمدی رشاد
    «امریکا بعد از برهم خوردن رابطه‌اش با داعش، به دنبال نیروی جایگزین برای تامین اهدافش خود در سوریه بود. تنها نیروی جنگی و بومی که قادر بر تامین اهداف استخباراتی و نظامی امریکا در منطقه بود، نیروهای کرد بود و به همین دلیل، امریکا آنها را کمک می‌کند. اما تقویت کردها در این منطقه‌ی حساس، با منافع ترکیه، عراق سوریه و ایران در تضاد آشکار است. لذا موجب شد تا این کشورها را به رغم اهداف متضاد به هم نزدیک نماید.»
  • دوشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲:۰۰
    عبد الله نظری
    «جنبش روشنایی مانند یک موجود زنده دارای حیات و مماتی است که بدون دقت و مراقبت و آسیب‌شناسی ممکن است با تهدیدها و مخاطراتی مواجه و روبرو شود. اگر مراقبت و مواظبت کارشناسانه نشود رهیدن از آن آسیب‌ها و تهدیدها بسیاری از دشواری‌ها و مشکلاتی را به همراه خواهد آورد. همچنین فرصت‌‌ها و مزیت‌های کمیابی را واجد است که بعد از دست دادن آن، دریغ خوردن مفید فایده نخواهد بود. ازاین‌رو این نوشتار درصدد پاسخگویی این پرسش خواهد بود که تهدیدها و فرصت‌های جنبش روشنایی چیست؟»
  • جمعه ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۷
    امین پارسا
    «قسم به خون پاک تو برادری که مظلومانه در خون غلطیدی و قسم به خون سرخ تو خواهری که چه بی‌باکانه به میدان مبارزه و دادخواهی آمدی و عدالت را فریاد کردی و قسم به خون آن کودکانی که به عشق عدالت و رفع تبعیض چه معصومانه آن گونه پرپر شدند و قسم به همه‌ای آن دردها و رنج‌ها و قسم به آه و ناله‌های صحنه انتحار و قسم به آن اجساد خونین و بی‌د‌ست و پای باقی مانده بعد از انفجار و قسم به اشک همه‌ای مادران داغدار و قسم به تمام دل‌های عزادار که ذره‌ای از خواست‌ها و آرمانهای بلند و انسانی و عدال‌خواهانه‌تان عقب نشینی نکرده و خواست‌ها و مطالبات برحق تان را تا رسیدن به آن نقطه‌ای که شما می‌خواستید، ‌را پیگیری نماییم».
  • جمعه ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۱
    عبدالله بهمنی
    «در کشورهای دموکراتیک که انسانیت در آنها ارزش و بهای دارد، مانع حرکت‌های اعتراضی و انتقادی و مدنی را با آب پاشیدن وگاز اشک آور می‌شود. ولی حکومت دهشت ملی با عملیات انتحاری و به خاک و خون کشیدن صدها انسان این سرزمین مانع می‌گردند این الفبای برخوردسیاسی حکومت وحشت ملی است تا کسی علیه حکومت دمی بر نیاورد و به افشاگری دستگاه فساد و تبعیض سیاست نپردازد».
  • سه شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۶
    علی اسلامی
    «جبهه درونی جنبش روشنایی کسانی هستند که به نمایندگی و برای استیفای حقوق و منافع همین مردم به قدرت رسیده و پوچاق خربزه قدرت و ثروت را به دست آورده و با کش و فش و ماشین‌های مجلل مانور داده و کمبودهای شخصیتی و عقده‌های اجتماعی خویش را تسکین می‌دهند. این جبهه، هرچند عده و عده‌ای ندارند و در میان مردم جای پا و محلی از اعراب ندارند و تجرید شدگان مردم خویش‌اند اما از آنجای که با قدرت هم دست و هم‌داستانند و وسیله دست اربابان تبعیض و ستم‌پیشگان هستند خطرناک‌تر از جبهه بیرونی و ضربه‌زننده‌تر از حلقات حکومتی هستند.»
  • پنج شنبه ۲۴ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۲
    امان الله علی‌زاده
    «به نظر می‌رسد که محقق و دانش پیش از رسیدن به آن مرحله حساس و تعیین‌کننده تاریخ، خود را پیش‌مرگان حکومت و حلقه فاشیستان کردند و در برابر مردم خود شمشیر کشیدند. محقق و دانش برهمان مردمی شمشیر کشیدند و اتهام زدند که در روزهای نخست جنبش در کنارشان بر روی خاک مصلا نشسته بودند، از ارگ و ارگ نشینان اظهار تظلم کردند، تعهد وفاداری سپردند، اما چند روز بعد، روشناییان را «شورشگرانی» خطاب کردند که درصدد « نافرمانی و طغیانگری»اند. فراموش کردند که روزی در پیشگاه همان مردم شکوه ‌بردند که ارگ و سپیدار به‌ اندازه «مسافر» هم برای‌شان ارزش قایل نیستند.»
  • پنج شنبه ۱۷ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۷
    ع- نظری
    «برای از بین بردن خشونت قومی باید فرهنگ سیاسی و اجتماعی قوم حاکم بازسازی و مهندسی نمود. اصلاح و مهندسی فرهنگی درگرو باورهای انسان افغانی نهفته است ساختار حقوقی و قانونی انسان شمول افغانستانی بدون تمایزات فیزیکی و جسمی و فکری و زبانی و فرهنگی، باید طراحی کرد که بستر و زمینه تبعیض و تعصبات قومی از بین برود. نگاه برابرانه و برادرانه به همه انسان‌های افغانستانی وجود آید و فضای مخرب قومگرایی به فضای همگرایی و همدلی تبدیل شود و ساختار سیاسی باید ساختار انسانی و شهروندی گردد و از قید و بند قوم خاص رهایی و زمینه مشارکت همگانی سیاسی در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ و هنر و اجتماع مساعد و هموار گردد.»
  • سه شنبه ۱ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۸
    عبدالخالق فصیحی
    «این عزم هنگامی تحقق پیدا خواهد کرد که لحظه خود را در معرض سپیده‌دم قرار داده و در پرتو آن ابتذال و بی‌معنایی محقق و امثال آن را به‌وضوح دریابیم. یک نگاهی بیندازیم که چه چیزی از مردم ما را به ویرانه‌ها تبدیل کرده است؟ محقق در عمق بی‌معنایی فرورفته است و برای او هیچ افقی وجود ندارد که محرومیت و تبعیض را درک نماید. به همین خاطر است که او سیاست، ادب، انسجام، ابهت و احساسات جمعی هزاره را ویران کرد. محقق به گمان دفاع از مردم، به مردم و عزت آنها یورش برده و در ویرانه اصلاحات همه‌چیز را فاسد کرد. این همان نشانه آغاز نقل‌وانتقال رهبری است که سپیده‌دم روشنایی پرده از روی آن برداشت.»
  • چهارشنبه ۱۹ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۸
    عباس پویا
    «اگر در قرون گذشته سامان سیاسی بر مبنای ملوک‌الطوایفی و منافع خاندانی جریان داشته و عیار حکمرانی با مقیاس به حداکثر رساندن منافع و سلطه‌ی خانوادگی سنجیده و ارزیابی می‌گردید سرشت امر سیاسی از دوران استبداد سلطه خانوادگی گرفته تا مشروطیت و حکومت به‌ظاهر جمهوری داوود خان و پس‌ازآن استبداد حاکمیت تک‌حزبی و دوران سیاه و قرون‌وسطایی طالبانی که با استبداد مذهبی نیز همراه شد تا عصر دموکراسی و در فضای جهانی‌شدن و جهانی اندیشی نیز این قلمرو نگون‌بخت با همان شیوه و اندیشه حکومت‌داری دست‌به‌گریبان است و حکومت‌گران نخواسته یا نتوانسته از آن سد واپسگرایانه عبور کنند.»