• یکشنبه ۱۹ ثور ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۷
    خاطره رنجیده
    «این قوم بعد از این همه‌سال خواب مصنوعی، تازه احساس می‌شود که دارد از زیر بار تلقینات و تلقیات جادوگران، خود را رهانیده و بیدار می‌شوند و کم‌کم خمیازه کشیده و پلک‌هایش را پاک می‌کنند و خواب‌های غارت سرمایه و کمک‌های بین‌المللی، تبعیضات قومی و تعصبات قبیله‌ای را که دیده تعبیر شده می‌یابند و می‌بینند که در خواب آنچه را که دیده در بیداری عینا به‌عین تحقق‌یافته است و از دیدن این‌همه صدق رویاهایشان شگفت‌زده شده‌اند.!! این مردم بعد از چهارده سال تازه متوجه شده‌اند که حاکمیت و رهبرانشان چه بلایی بر سرشان آورده و چه خیانت‌هایی را مرتکب شده و چه جنایت‌های را در حق این مردم روا داشته‌اند؟؟!!»
  • سه شنبه ۱۴ ثور ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۴
    اسد بودا
    ««انقلابِ‌روشنی»، نیز باید به‌عنوان اعتراض در برابر زشتی‌ها و تاریک‌اندیشی‌ها درک و فهم شود، نه یک حرکت قومی و فرقه‌ای. فرقه‌ی کردن بحثِ بی‌عدالتی و نابرابری، از درون و بیرون، به همان میزان که به این حرکت ضربه می‌زند، چهره تاریک‌اندیشان را نشان می‌دهد. روشنی، فقط نیاز نیست، زیبایی نیز هست. ما به جهان روشن‌شده نیاز داریم. خطاست اگر جهان روشن‌شده را کسی در یک خط برق تقلیل دهد. روشنی، بیرون شدن از خود و دیدنِ همنوع است. یعنی اینکه دیده شدن میراثِ تاریخی و حق طبیعی قوم و گروه خاص نباشد. هر انسانی این سرزمین دیده شود..»
  • جمعه ۳ ثور ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۵
    امین راستین
    «اعلان جنگی که از سوی اشرف غنی و امنیت ملی از طریق رسانه‌ها به نشر رسیده فریبی دیگری است که می‌خواهد افکار جریحه‌دار عمومی را تسکین دهند تا از قهر و خشم احتمالی مردم در امان باشند. ورنه در طول سالیان پسا طالبان پشتون‌های حاکم به طالب پروری ادامه داده و به تقویت و تجهیز آن‌ها مبادرت ورزیده و هم‌اکنون هم اشرف غنی و سایر پشتون‌های درون ارگ و درون نیروهای امنیتی، بیشترین تعلق‌خاطر را به طالبان دارند. وضعیت کنونی کشور برآیند سستی، بی‌عرضگی و مصلحت سنجی‌های خلاف مصلحت و تشتت و پراکندگی نیروهای غیر پشتون‌اند.»
  • دوشنبه ۲۳ حمل ۱۳۹۵ - ۹:۳۱
    نسیم سروش
    «چشم‌انداز آینده نظم سیاسی کاملا به تاریکی گام برمی‌دارد، همان‌گونه که اصل آن موهوم، نامفهوم و از بیخ نا حقیقت بود. در جای که جز تاخت‌وتاز قومیت هیچ نظمی اعم از دینی و غیردینی پاسخ‌گو نیست، نظم سیاسی به چه چیزی چشم دوخته باشد تا در آینده مردم رنج‌کشیده افغانستان را به‌سوی آن راه ببرد؟ در وضعیت خون‌بار افغانستان تقسیم قدرت که یکی دیگر از نظریه راه‌حل منازعه بی‌نظمی سیاسی است، بیشتر اقوام و ازجمله قوم قاتل را در حال آماده‌باش هرج‌ومرج قرار می‌دهد. پس به نظر می‌رسد که بسیاری از راه‌حل‌ها در دنیای بی‌نظمی افغانستان ناکام و درمانده خواهد بود.»
  • پنج شنبه ۵ حمل ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۰
    اسد بودا
    «راه حل پایان‌دادن به «ستیزه‌های تاریخی»- مخصوصن درگیری‌های اخیر که خصلت شهری دارند‌ـ نیز خراب‌کردنِ توافق‌ها نیست. منت‌گذاری و قهرمان‌تراشی و عربده کشی نیز نیست. همه اهل این سرزمین‌ایم. سهم برابر داریم. اصلن چه دلیلی دارد که سهم کسی از منابع کمیاب بیش‌تر از دیگری باشد؟ مشروعیتِ فرادستی و برتری‌طلبی از پایه ویران شده. زوال قدرتِ سیاسی پشتون‌ها چیزی جز زوالِ برتری‌خواهی نیست. سر نوشت هر برتری‌خواهی دیگری جز این نیست. در نظام اجتماعی نابرابر و ناعادلانه‌، خویشاوندانی از هر قوم سود می‌برند ولی امنیتِ پایدار نمی‌آورد.»
  • جمعه ۲۱ حوت ۱۳۹۴ - ۱۸:۱۶
    خالق وطن‌خواه
    «آنچه برای مزاری مهم است همین تعهد به‌مثابه خطر است و این‌یکی از برجسته‌ترین نشانه رهبری سیاسی مزاری است. البته کسی که رنج‌های دو صدساله را حس کرده و احساس می‌کند که در این برهه از زمان تمام سنگینی حقارت‌ها، ظلم‌ها، تبعیض‌ها، محرومیت‌ها و جرم تحمیل‌شده تباری بر شانه‌اش افتاده است، بی‌معنی است که چیزی غیر از مصالح مردم را بخواهد. مزاری خود را در وجود جمع و جمع را در وجود خود و همه را علیه فروپاشی منطق تبعیض و بی‌عدالتی تعریف می‌کند. او با همین نگاه وسیع و با درک درست از وضعیت رقت‌بار هزاره فریاد برمی‌آورد بیش از این نمی‌خواهم هزاره بودن جرم باشد.»
  • چهارشنبه ۱۲ حوت ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۷
    عبدالخالق فصیحی
    «برای هزاره‌ها قبل از هر فریادی بر سر استبداد و تبعیض، ساماندهی یک سازمان سیاسی ضروری و حیاتی است. چراکه بخش بزرگی از ناکامی‌های امروز هزاره که کمی فرصت نفس کشیدن را پیداکرده‌اند، مربوط به واگرای و از هم گسستگی ظرفیت‌های داخلی خود ما است. محقق و خلیلی به‌عنوان دو ارباب حزب وحدت، نه‌تنها در ایجاد رابطه صادقانه حزب با مردم و سایر احزاب سیاسی هزاره ناکام بوده‌اند که خودشان هم به دو قطب مخالف تبدیل شده‌اند و این؛ یعنی میراثی کردن استبداد پذیری برای هزاره و قبول ستم تاریخی یک قوم محروم.»
  • سه شنبه ۲۷ دلو ۱۳۹۴ - ۲۲:۴۳
    صادق وطن‌خواه
    «در چنین شرایطی که خود حاکمان از هیچ‌گونه تفکر افراطی و یک‌جانبه نگری قومی پرهیز نمی‌کند، ثبات سیاسی بر پایه‌ی حکومت ملی با زمینه‌های اجتماعی قومی آن در تناقض خواهد بود. البته از این‌که دولت‌ها در افغانستان همیشه از قومیت و نژاد، ابزار خشونت و اسباب فشار برای سرکوبی اقوام دیگر ساخته‌اند، قادر است بر قلمرو قومیت خود حکومت کرده و توسط آن استبداد را تداوم بخشند. اما عمر این ابزارسازی از جان یک قوم برای نابودی جان‌های اقوام دیگر، دیر یا زود پایان خواهد یافت. ازاین‌رو می‌بینیم که لاشه حکومت قومی، درمانده از حکومت کردن بر زمین شوره‌زار نژادپرستی افتاده است.»
  • شنبه ۲۴ دلو ۱۳۹۴ - ۱۸:۲۱
    ع. س. آگاه
    «بنابراین اگر برای دولت در حال احتضار سیاسی افغانستان رمقی باقی باشد باید رشته‌ی کار را دریافته و با صحنه‌گردان اصلی (پاکستان) وارد کارزار دیپلماتیک شده و بیش از این از اتلاف وقت و هزینه‌های سنگین ملی جلوگیری نماید. با توجه به سابقه مذاکرات صلح و شرایط فعلی حاکم بر کشور، امیدی برای به ثمر نشستن این نشست‌ها نمی‌ماند اما دریک فضای ذهنی ایده‌آل، گذشت زمان را شاید بتوان به فال نیک گرفت و منتظر ندای هاتف غیب و اعجاز دست پنهان و آشکار دو قدرت مطرح جهانی (آمریکا و چین) و حضور و رغبت آن‌ها در به فرجام رساندن مذاکرات صلح امیدوار ماند.!!!
  • دوشنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۷
    امان الله علی‌زاده
    «آیا «انحلال احزاب سیاسی» کنونی ممکن است؟ آیا تشنگان قدرت به خاطر مصلحت حاضرند وظیفه و فعالیت خود را به «اتاق فکری» واگذارند که هم متعهد و دلسوز و هم به زبان سیاست و مدیریت آشنایند؟ آیا «تشکیل یک حزب نوین» می‌تواند مناسب‌ترین گزینه برای شکست بن‌بست سیاست مبتذل امروزه هزاره باشد که از تمام ظرفیت‌های فکری هزاره به و جود آید و دورنمایی ده‌ساله و بیست‌ساله‌ی را برای مردم ما ترسیم نماید؟ و یا شکل‌گیری «یک هسته‌ی مرکزی برای شورای سرتاسری هزاره‌ها» می‌تواند سزاوارترین گزینه و شاهراه نجات باشد که هم شکاف و شقاق میان برادران هزاره اسماعیلی و اهل سنت را پر کند»؟