• چهارشنبه ۱۲ عقرب ۱۳۹۵ - ۰:۰۶
    عبدالله نظری
    «نرمش و مدارای دولت با جریان فاشیستی و ایدیولوژیک طالبانیسم جز گسترش و حضور یک‌جانبه قومی و قبیله‌یی در بدنه قدرت چیز دیگری در ذهن انسان تداعی نمی‌شود؛ زیرا طالبان ازنظر ایدیولوژی، جهان‌بینی، غایت‌شناسی و استراتژی با غنی هیچ‌گونه سنخیت، همخوانی، هم‌زبانی و همدلی ندارند؛ بلکه طالبان سنتزی دولت است که وفاق و همگرایی آن‌ها با دولت ناممکن به نظر می‌رسد. تنها مخرج مشترک آنان با دولت در قومیت و پشتون بودن است ازاین‌رو، غنی و حاکمیت تمام‌قد و با تمام توان تلاش می‌کنند که امتیازات و پاداش‌های کلان سیاسی و اقتصادی را به طالبان بدهند تا حلقه پشتونی قدرت را تمام و کامل نمایند.»
  • یکشنبه ۲ عقرب ۱۳۹۵ - ۸:۰۹
    عباس آزاد
    «در جمع‌بندی از پیش‌گفته‌های فوق و دقت در متن موافقت‌نامه و قراین و شواهد عینی و بیرونی به‌صراحت می‌توان گفت موافقت‌نامه مذکور عاری از هرگونه صبغه‌ی حقوقی بوده و از هیچ‌گونه آثار حقوقی (تامین امنیت و برقراری صلح و آرامش) برخوردار نبوده و بلکه پیوستن حکمتیار به دولت، معامله‌ی سیاسی بیش نیست که نفع مادی و معنوی آن جز، فربه‌شدن مافیای سیاسی و قومی و در سطوح مختلف سیاسی و اقتصادی، دست آورد دیگری به دنبال نداشته و پیش از آنکه باعث تغییر اوضاع امنیتی به نفع عموم گردد، سبب تشدید منازعات قومی، حزبی، مذهبی و زبانی خواهد گردید.»
  • چهارشنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۵ - ۹:۳۷
    امین رهنما
    «در جامعه قبیله‌یی افغانستان، هزاره‌ها هم از نظر شباهت و شمایل ظاهری با اعضای قبیله تفاوت فاحش و آشکاری دارند و هم از نظر برپایی آیین‌ها و مناسک مذهبی. این دو عامل هزاره‌ها را در جامعه قبیله‌یی افغانستان، بیگانه، خارج از قبیله، و مردمی ساخته است که نه‌تنها به آن‌ها اعتماد نمی‌شود که در قدرت سهیم شوند بلکه باید حق حیات و زندگی شرافتمندانه و انسانی نیز از آنان گرفته شود و تا ان‌جای که امکان دارد آسایش و آرامش را از آنان سلب و دنیا را بر آنان جهنم ساخته و هر نوع زجر و شکنجه‌های جسمی و روحی را بر آنان اعمال کرد تا جرم نکرده‌ای عضو قبیله نبودن را بکشند.»
  • جمعه ۱۶ میزان ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۰
    عباس آگاه
    «بر اساس توافقنامه مذکور دولت باید در طی حداکثر دو سال، لوی‌جرگه اضطراری برای تعدیل قانون اساسی و بررسی پست وزارت اعظمی برگزار و کمسیونی برای اصلاح نظام انتخابات به‌منظور جلوگیری از تقلب و برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه آن‌هم قبل از انتخابات مجلس در سال 94 تعیین می‌کرد. تعیینات مقامات عالی‌رتبه و پست‌های مهم به‌ویژه ادارات امنیتی باید بر اساس شایستگی، اصول مشارکت ملی و عادلانه و به‌منظور اصلاحات دستگاه حکومتی صورت می­گرفت. در عمل اما باگذشت بیش از دو سال تاکنون هیچ از یک موارد فوق تحقق‌نیافته است.»
  • جمعه ۹ میزان ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۵
    امان الله علی‌زاده
    «جنبش روشنایی، تمثل و تجسم عینی و واقعی نسل نو هزاره و نسل نو مردم افغانستان است اما با این تفاوت که ساختار قبیله‌ی پشتون، تاجیک و ازبک و اقوام دیگر سخت زمخت و متصلب است که فرصت انسانی فکر کردن و انسانی رفتار کردن را برای نسل نو آنان نمی‌دهد؛ اما نسل نو هزاره با درک و درایت و پرداخت هزینه سنگین انسانی توانستند رهبران خایین، معامله‌گر و زن‌باره خود را کنار نهند و در قالب جنبش روشنایی، داعیه عدالت را برای تمام اقوام افغانستان مطرح نمایند. ابتکار عمل را از دست رهبران بی‌کفایت و فاشیستان انحصارطلب بگیرند و عرصه را درصحنه ملی و بین‌المللی برای آنان تنگ و تنگ‌تر کنند.»
  • دوشنبه ۱۵ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۲
    محمد عرفانی
    «در شرایطی که امروزه جامعه‌ی افغانستان دست‌خوش تحولات است و حکومت نیز به روال گذشته نمی‌توان تداوم حاکمیت خود را در سراسر کشور تضمین بکند، و رهبران هزاره نیز برای تحکیم موقعیت سرمایه‌داری و عیاشی خود به صحنه آمده‌اند، و برای تبدیل افق موردنظرشان به یک باور عمومی و همگانی تلاش می‌کنند؛ در چنین فضایی، مردم ما نیز باید افق خود را برای آینده‌شان بدون این رهبران بیان کنند.»
  • یکشنبه ۱۴ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۸
    احمدی رشاد
    «امریکا بعد از برهم خوردن رابطه‌اش با داعش، به دنبال نیروی جایگزین برای تامین اهدافش خود در سوریه بود. تنها نیروی جنگی و بومی که قادر بر تامین اهداف استخباراتی و نظامی امریکا در منطقه بود، نیروهای کرد بود و به همین دلیل، امریکا آنها را کمک می‌کند. اما تقویت کردها در این منطقه‌ی حساس، با منافع ترکیه، عراق سوریه و ایران در تضاد آشکار است. لذا موجب شد تا این کشورها را به رغم اهداف متضاد به هم نزدیک نماید.»
  • دوشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲:۰۰
    عبد الله نظری
    «جنبش روشنایی مانند یک موجود زنده دارای حیات و مماتی است که بدون دقت و مراقبت و آسیب‌شناسی ممکن است با تهدیدها و مخاطراتی مواجه و روبرو شود. اگر مراقبت و مواظبت کارشناسانه نشود رهیدن از آن آسیب‌ها و تهدیدها بسیاری از دشواری‌ها و مشکلاتی را به همراه خواهد آورد. همچنین فرصت‌‌ها و مزیت‌های کمیابی را واجد است که بعد از دست دادن آن، دریغ خوردن مفید فایده نخواهد بود. ازاین‌رو این نوشتار درصدد پاسخگویی این پرسش خواهد بود که تهدیدها و فرصت‌های جنبش روشنایی چیست؟»
  • جمعه ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۷
    امین پارسا
    «قسم به خون پاک تو برادری که مظلومانه در خون غلطیدی و قسم به خون سرخ تو خواهری که چه بی‌باکانه به میدان مبارزه و دادخواهی آمدی و عدالت را فریاد کردی و قسم به خون آن کودکانی که به عشق عدالت و رفع تبعیض چه معصومانه آن گونه پرپر شدند و قسم به همه‌ای آن دردها و رنج‌ها و قسم به آه و ناله‌های صحنه انتحار و قسم به آن اجساد خونین و بی‌د‌ست و پای باقی مانده بعد از انفجار و قسم به اشک همه‌ای مادران داغدار و قسم به تمام دل‌های عزادار که ذره‌ای از خواست‌ها و آرمانهای بلند و انسانی و عدال‌خواهانه‌تان عقب نشینی نکرده و خواست‌ها و مطالبات برحق تان را تا رسیدن به آن نقطه‌ای که شما می‌خواستید، ‌را پیگیری نماییم».
  • جمعه ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۱
    عبدالله بهمنی
    «در کشورهای دموکراتیک که انسانیت در آنها ارزش و بهای دارد، مانع حرکت‌های اعتراضی و انتقادی و مدنی را با آب پاشیدن وگاز اشک آور می‌شود. ولی حکومت دهشت ملی با عملیات انتحاری و به خاک و خون کشیدن صدها انسان این سرزمین مانع می‌گردند این الفبای برخوردسیاسی حکومت وحشت ملی است تا کسی علیه حکومت دمی بر نیاورد و به افشاگری دستگاه فساد و تبعیض سیاست نپردازد».