سازمانهای جاسوسی به دنبال یافتن متحدین جدید افغان بعد از خروج آمریکا هستند!
این اقدامات توسط سازمانهای استخباراتی غربی نشان میدهد که آنها برای فروپاشی احتمالی دولت مرکزی این کشور و بازگشت به جنگ داخلی آماده میشوند.
نویسندگان: توماس گیبونس نِف، و جولیان بارنِز
مترجم: اسدالله جعفری پژمان
روزنامه: نیویورک تایمز
۱۴ می ۲۰۲۱
کابل،افغانستان- سازمانهای جاسوسی غربی در حال ارزیابی و بررسی رهبران منطقهی خارج از چارچوب دولت افغانستان هستند که میتوانند اطلاعاتی را در مورد تهدیدات تروریستی درازمدت بعد از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تهیه کنند، این چیزی است که مقامات فعلی و سابق آمریکا، اروپا و افغانستان ادعا میکنند. این تلاشها نشاندهنده نقطهی بازگشت بهسوی جنگ است. در حال حاضر بهجای یکی از بزرگترین ماموریتهای آموزش نظامی چندملیتی، شکار استخبارات و داراییهای اطلاعاتی و استخباراتی مهمتر از آن است. علیرغم اینکه دیپلماتها میگویند دولت افغانستان و نیروهای امنیتیاش میتوانند از خود محافظت کنند، اقدامات انجامشده نشان میدهد که سازمانهای اطلاعاتی غربی آماده فروپاشی احتمالی دولت مرکزی و بازگشت اجتنابناپذیر بهسوی جنگهای داخلی هستند.
شرایط بهگونهای پیش خواهد رفت که افغانستان دوباره به دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بر خواهد گشت، زمانی که این کشور تحت سلطه شوروی بود و سپس درگیریهای شدیدی بین فرماندهان محلی شدت یافت. غرب همیشه ازنظر اطلاعاتی به جنگسالاران مخالف وابسته بوده است و گاهی اوقات حتی از طریق روابطی تضادانگیز مردمِ افغانستان از آنها حمایت مالی میکرد. چنین سیاستها اغلب باعث میشود که بهصورت خاص ایالاتمتحده آمریکا واسطه قدرت بین کسانی محسوب شود که بیشرمانه حقوق بشر را نقض میکنند.
در میان گزینههایی که امروز برای جمعآوری اطلاعات در نظر گرفتهشده است، ازجمله پسر احمدشاه مسعود میباشد، مبارز معروف افغان که فرماندهی جنگهایِ علیه شوروی را در دهه ۱۹۸۰ بر عهده داشت و بعدازآن فرماندهی جبهه ایتلاف شمال علیه طالبان را بر عهده داشت پسر او احمد مسعود، ۳۲ ساله طی چند سال اخیر تلاش برای احیای مجدد کار پدرش با تشکیل یک ایتلاف شبهنظامی برای دفاع از شمال افغانستان کرده است. مقامات افغان، آمریکایی و اروپایی میگویند همکاری رسمی بین آقای مسعود و سازمانهای جاسوسی غرب وجود ندارد، هرچند که برخی ادعا کردند گفتگوها و ملاقات اولیه بین آنها صورت گرفته است. درحالیکه توافق گستردهای بین سازمان استخباراتی آمریکا و سازمان استخباراتی فرانسه وجود دارد که احمد مسعود میتواند اطلاعات خوبی برای آنها ارایه کند، اما اختلافنظر هم وجود دارد که او ظاهرا یک رهبر بیتجربه است، اما درعینحال قادر به فرماندهی یک مقاومت موثر است.
جذابیت ایجاد روابط با آقای مسعود و دیگر دلالان قدرت منطقهی کاملا آشکار است: دولتهای غربی به تعهدات کم اشتیاق طالبان برای جلوگیری از خروج گروههای تروریستی از کشور در سالهای آینده بیاعتماد هستند و میترسند که دولت افغانستان ممکن است بدون رسیدن به توافق صلح، از هم بپاشد. همانطورکه آقای مسعود اکنون قیام مسلحانه خود را «مقاومت دوم» مینامد، شبکهای است که مخالف طالبان، القاعده و یا هر گروه افراطی دیگری که تحت حمایت از آنها ایجادشده باشد.
مقامات ارشد و بلندپایه سازمان استخباراتی آمریکا یا سیا ازجمله ویلیام برنز، مدیر این سازمان، تایید میکنند که پس از خروج نیروهای آمریکایی و کاهش توانایی آنها در جمعآوری اطلاعات در مورد فعالیتهای تروریستی، آنها به دنبال راهکارهای جدیدی برای جمعآوری اطلاعات در افغانستان هستند. اما سازمان آقای مسعود در مراحل ابتدایی است از حمایت و مشروعیت کافی برخوردار نیست. اتکای این سازمان تنها به تعدادی از فرماندهان شبهنظامیان است که درگذشته با طالبان و شوروی جنگیدهاند، و چند هزار جنگجویی دیگری که در شمال کشور مستقرند. آقای مسعود میگوید که کادرها و افرادی سازمانش از کسانی استخدامشده است که آنها توسط دولت راندهشدهاند، و دقیقا مانند طالبان، او بر این باور است که اشرف غنی، رییسجمهور افغانستان پایش را بیشازحد از گلیمش فراتر گذاشته است.
آقای مسعود در یک مصاحبه گفت: «ما آمادهایم، حتی اگر به خونم تمام شود».
حتی نشانهها و رویدادهای آقای مسعود مانند: پرچمهای قدیمی اتحاد شمال و سرود ملی قدیمی به دوران جنگ داخلی برمیگردد. اما تحلیلگران نظامی و امنیتی گفتهاند که بااینهمه سروصداهای آقای مسعود در تجمعات و تشریفات اخیر، نظریاتِ و جود دارد که اتحاد شمال ممکن است تغییر نام یابد رهبران و فرماندهان سابق آنکه برخی از آنها سفیر، معاون رییسجمهور و فرماندهان ارشد نظامی در دولت افغانستان شدهاند از کسی پیروی خواهند کرد که نصف سن آنها را ندارد و تجربه جنگی هم ندارد این امری است که در حال حاضر غیرواقعبینانه به نظر میرسد. لیزامادوکس، تحلیلگر پیشین سازمان استخباراتی آمریکا که کارهای زیادی در مورد افغانستان انجام داده است گفت: «امروز، حمایت از هر نوع شورش یا ایجاد جنبشهای مقاومت، چالشهای تلخ و واقعی را به همراه دارد».
او گفت: «نگرانی آن چیزی است که «مقاومت دوم» چیست و اهدافمان چه خواهند بود؟ من میترسم که این مردم پیشنهاد یک جنگ نیابتی جدید در افغانستان را داشته باشند. فکر میکنم آن چیزی را که ما آموختهایم آنها نمیتوانند پیروز شوند». تحلیلگران امنیتی میگویند که حتی در نظر گرفتن یک رهبر شبهنظامی غیرقابل اثبات برای تضمینهای احتمالی ضد تروریسم درحالیکه نیروهای بینالمللی از این کشور میروند، باعث تضعیف دو دهه ایجاد امنیت و دولت سازی در این کشور میشود، و عملا باقدرت بخشیدن به نیروها و مخالفان ضد دولت، هدف یک جنگ داخلی قریبالوقوع را به واقعیت مورد انتظار تبدیل میکند. همین اختلافات داخلی باعث میشود که طالبان از موقعیتهای بیشتری سو استفاده کنند.
ایالاتمتحده روابطِ پراکندهی با ایتلاف شمال داشته است، و همین باعث دشوار شدن گردآوری اطلاعات در مورد این کشور میشود. فرانسویها و انگلیسیها هر دو از احمدشاه مسعود در دهه ۱۹۸۰ حمایت میکردند، درحالیکه آمریکاییها بیشتر با گروههای همپیمان با حلقات استخباراتی پاکستان همکاری داشتند. ارتباطات سازمان استخباراتی آمریکا با آقای مسعود و گروهش تا ۱۹۹۶ محدود شد، تا زمانی که این سازمان دوباره شروع به ارایه کمک لجستیکی در قبال کسب اطلاعات در مورد القاعده کرد. یکی از دلایلی که سازمان استخباراتی آمریکا همیشه در رابطه خود با مسعود محتاط بوده است، سابقه غیرقابل اطمینان، قاچاق مواد مخدر و جنایات جنگی او در اوایل دهه ۱۹۹۰ بود، زمانیکه نیروهای آقای مسعود به کابل حمله کردند افراد ملکی و غیرنظامیان را به گلوله بستند و قتل عام کردند، درست مانند جنایاتی که سایر جنگسالاران مرتکب شدهاند.
اکنون، دولتهای متحد و مقامات مختلف دیدگاههای متفاوتی دربارهی آقای مسعود و ماندگاری جنبشِ او دارند. فرانسویها که از هواداران فداکار پدرش احمدشاه مسعود بودند، حالا تلاشهای پسرش را نویدبخش یک مقاومت واقعی در برابر مهار و کنترل طالبان میدانند. دیوید مارتینون، سفیر فرانسه در کابل گفت که وی طی سه سال گذشته آقای مسعود را به خوبی زیر نظر داشته است و خوب میشناسد و او را برای سفر به پاریس برای دیدار با رهبران فرانسه از جمله با شخص رییس جمهور دعوت کرده است. آقای مارتینون گفت: «آقای احمد مسعود فردِ باهوش، پرانگیزه و مرد عمل است که همیشه خودش را متعهد به کشورش میداند».
سیاستهای واشنگتن در این مورد دیدگاههای متفاوتی دارند. برخی از تحلیلگران و کارشناسان دولت فکر نمیکنند که آقای مسعود بتواند یک جنبش و ایتلافی موثری را ایجاد کند. هجده ماه پیش، لیزاکورتیس، یکی از مسوولان شورای امنیت ملی، با آقای مسعود به همراه زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا که امور صلح افغانستان با طالبان را بر عهده دارد دیدار کرد. او آقای مسعود را یک فردی کاریزماتیک توصیف کرد و گفت که وی همواره بر اهمیت و ارزشهای دموکراتیک باورمند است. او افزود: «آقای مسعود یک شخص بسیار روشنفکر است و در مورد اهمیت حفظ پیشرفتهای ۲۰ سال اخیر تاکید دارد».
برخیها در افغانستان به قدرت آقای مسعود در تاثیرگذاری بر مقاومت شک دارند.
جنرال میرزا محمد یارمند، معاون پیشین وزارت داخله افغانستان گفت:«تجربه عملی نشان داده است که هیچکس نمیتواند مثل احمدشاه مسعود پدر او باشد». او افزود:« پسرش در زمان و مکانی متفاوتی بزرگشده است تجربه و تاکتیک پدرش را ندارد». برخیها در دولت افغانستان آقای مسعود را یک شخص مزاحم قلمداد میکنند، کسی که میتواند مشکلات احتمالی را در آینده به خاطر منافع شخصیاش ایجاد کند. حتی اگر نظرات متفاوتی در مورد قدرت سازمانی او وجود داشته باشد، توافق گستردهای وجود دارد که آقای مسعود میتواند بهعنوان چشم و گوش غرب عمل کند. درست مانند کاری که پدرش۲۰ سال پیش میکرد.
آقای مسعود، کسی است که در دانشگاه ارتش سلطنتی ساندهورست بریتانیا تحصیلکرده است، و در سال ۲۰۱۶ به افغانستان بازگشت. او سه سال بعد را در سکوت به ایجاد جلب حمایت مصروف بود و بعد در سال ۲۰۱۹ بهصورت علنی در تجمعات ظاهر شد که سپس در شمال کشور اقدام به جذب نیرو نمود. در ماههای اخیر، سخنان آقای مسعود شدیدتر و تندتر شده است، در مراسمی که اخیرا در کابل برگزار شد، او علنا از آقای غنی انتقاد کرد، و تلاشهای او برای تامین حمایتهای بینالمللی خشونتآمیز است. علاوه بر رابطهی او با ایالاتمتحده، بریتانیا و فرانسه، به گفتهی کسانی که از کارهای او آگاه هستند، آقای مسعود با هند، ایران و روسیه نیز روابط تنگاتنگی دارد، اسناد و شواهدی استخباراتی افغانستان نشان میدهند که آقای مسعود از طریق واسطه از روسیه اسلحه و مهمات خریداری میکند.
اما اروپا و ایالاتمتحده زیاد روی او بهعنوان یک سنگر مستحکم علیه طالبان حساب نمیکنند و بیشتر بهعنوان یک ناظر بالقوه مهم در برابر کنترل القاعده، دولت اسلامی یا داعش محسوبش میکنند. چند دهه پیش، پدر آقای مسعود مانع قدرتمندی در برابر تهدیدات تروریستی در کشور محسوب میشد. حتی اگر پسرش نتواند مانند پدرش نیروهایش را فرماندهی کند، شاید هم بتواند تهدیدات و هشدارهای مشابهی را در کشور ایجاد نماید.
آقای مارتینتون بهعنوان یک دیپلمات جوان، در مورد هشدار احمدشاه مسعود فقید برای جهانیان در بازدیدش در آپریل سال ۲۰۰۱ از فرانسه را به یاد میآورد. آن چیزی که او گفته بود آقای مارتینون بازگو کرد:«هوشیار باشید، آگاه باشید» «از اینکه طالبان از القاعده میزبانی میکند و آنها با تبانی هم آماده اقدامات شومی هستند».

(
(