آیا خواب دکتر عبدالله تعبیر خواهد شد؟
داکتر عبدالله مرد شیک اما بدون برنامه و خطمشی استراتژیک چندمین بار در انتخابات ریاست جمهوری خود را کاندیدا کرد و رقیبان یل و حریفان قوی و درجه اول خود را به چالش کشید و در برخی موارد برنده قطعی میدان مبارزاتی شد که به خاطر سستعنصری و ضعف اراده و عدم قاطعیت و قهاریت سیاسی بازی برده را به حریف واگذار نمود و خود در حاشیه خزید و از کنار سفره قدرت بهره برد و زمینه تداوم شیکپوشی و خوشگذرانی خود را فراهم نمود و از آرای هواداران خود صیانت و حمایت نتوانست. به همین خاطر وی خیلی از حامیان پرنفوذ و مطرح خود را از دست داد و طرفداران دیروز او بهعنوان مخالفان سرسخت دندانکش وی تبدیل شدند و حتی به اردوگاه مخالفان پیوستند. در انتخابات ریاست جمهوری اخیر هم وی در برابر غنی مراسم تحلیف ریاست جمهوری را ادا کرد و ادعا کرد که این بار هرگز کوتاه نمیآید اما همانطوری که انتظار میرفت این بار نیز او مقاومت نتوانست و در این مرحله بازهم یکی از حامیان اصلی خود صلاحالدین ربانی رییس جمعیت را از دست داد و فقط خلیلی که شعار او همراهی با کاروان پیروز است و آقای محقق که دغدغه اساسی او کمایی پول و ایجاد کشوفش و برو و بیای در حد یک ارباب قومی است در کنارش ماندند و دوستم هم که به بیماری خلیلی و محقق گرفتار است، با اخذ عنوانی مارشالی بسنده کرد و بسمالله و اللهاکبر!
داکتر عبدالله در کنشهای سیاسی گذشته خود عطا محمد نور، امرالله صالح، احمد ضیا مسعود، اسماعیلخان و خیلی از چهرههای برجسته و شناختهشده جمعیت اسلامی و برادران تاجیک را ازدستداده بود در این معامله اخیر و عقبنشینی از تحلیف خود و بیعت کردن به اشرف غنی احمدزی آخرین پایگاه و محکمترین سنگر خود صلاحالدین ربانی را نیز از دست داد و اگر عمری باقی و کشوری به نام و عنوانی افغانستان در جغرافیای سیاسی وجود داشته باشد و عبدالله بازهم هوای رقابت در سرش بزند در دوره بعد انتخابات ریاست جمهوری دیگر پایگاه و پشتوانهای نخواهد داشت که با تکیه بر آن پایگاه خود را کاندیدا نماید. او دیگر تمام سنگرها و پایگاههای خود را ازدستداده است.
داکتر عبدالله در رقابت با حامد کرزی چون انتخابات زیر نظر ناظران خارجی بود وقتی انتخابات به دور دوم رفت با اخطار یا پیشنهاد یکی از سفارتخانههای خارجی از رقابت و رفتن به دور دوم انصراف داد و میدان را به حامد کرزی واگذار کرد. در رقابت دور اول انتخابات ریاست جمهوری اشرف غنی، انتخابات را برده بود اما با دسیسه و ترفند آمریکا عبدالله فریب خورد و حاضر شد که انتخابات به دور دوم برود. دور دوم را اشرف غنی کاری کرد، کارستان که تاریخ از یادآوریاش میشرمت. در آن مرحله جان کری با صحنهگردانی، عبدالله را آویزان اشرف غنی کرد. این کار باعث شد که عبدالله به خاطر عدم کارایی و عدم نقشآفرینی اعتبار و پرستیژش بیشتر ضربه بخورد و دولت وحدت ملی نیز بسیار ناکارآمد، غیرفعال و زمینگیر باشد.
در دور دوم انتخابات که عبدالله مراسم تحلیف ریاست جمهوری را به عملآورده بود، بازهم میدان را به حریف واگذار کرد و به پذیرش عنوان ریاست شورای عالی صلح تن داد. از قراین و شواهد و حرفوحدیثهای که کموبیش زمزمه میشود چنین به نظر میرسد که بازهم ارباب بزرگ کدام چراغ سبزی به عبدالله نشان داده که او را امیدوار کرده که شاید روزی فرارسد که عنوان ریاست جمهوری را و لو از نوع موقتش را در آغوش بکشد و این آرزوی دیرینهای که عبدالله عمر و سرمایه مادی خود را برای آن هزینه کرده محقق شود و عبدالله هم و لو بهعنوان رییس جمهور دوره عبوری کلید ارگ را به دست گیرد.
طالبان اشرف غنی را هرگز بهعنوان رییس جمهور قبول نخواهد کرد. این نکته را آمریکاییها هم متوجه شدهاند. اگر پروسه صلح پیش برود و به نتیجهای منتهی گردد چارهای نیست که اشرف غنی را قربانی کند و گزینهی که حد وسط(میان طالبان و غنی) باشد و بیاید و دولت موقت را شکل بدهد تا طالبان را وارد پروسه صلح و مشارکت در نظام نماید، این گزینه شاید داکتر عبدالله در نظر گرفتهشده باشد. استقبال بسیار گرم، رسمی و عالی پاکستان نشانه و قرینه است که عبدالله این بار به یک معاملهای دستزده که هم کلید ارگ را به دست بگیرد و هم صلح و ختم جنگ و خشونتهای چهلساله را به نام خود ضرب نماید. اینکه این خواب و رویای داکتر عبدالله تعبیر میشود یا نه فقط زمان به آن پاسخ خواهد داد.

(
(