-
سه شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۶علی اسلامی«جبهه درونی جنبش روشنایی کسانی هستند که به نمایندگی و برای استیفای حقوق و منافع همین مردم به قدرت رسیده و پوچاق خربزه قدرت و ثروت را به دست آورده و با کش و فش و ماشینهای مجلل مانور داده و کمبودهای شخصیتی و عقدههای اجتماعی خویش را تسکین میدهند. این جبهه، هرچند عده و عدهای ندارند و در میان مردم جای پا و محلی از اعراب ندارند و تجرید شدگان مردم خویشاند اما از آنجای که با قدرت هم دست و همداستانند و وسیله دست اربابان تبعیض و ستمپیشگان هستند خطرناکتر از جبهه بیرونی و ضربهزنندهتر از حلقات حکومتی هستند.»
-
پنج شنبه ۲۴ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۲امان الله علیزاده«به نظر میرسد که محقق و دانش پیش از رسیدن به آن مرحله حساس و تعیینکننده تاریخ، خود را پیشمرگان حکومت و حلقه فاشیستان کردند و در برابر مردم خود شمشیر کشیدند. محقق و دانش برهمان مردمی شمشیر کشیدند و اتهام زدند که در روزهای نخست جنبش در کنارشان بر روی خاک مصلا نشسته بودند، از ارگ و ارگ نشینان اظهار تظلم کردند، تعهد وفاداری سپردند، اما چند روز بعد، روشناییان را «شورشگرانی» خطاب کردند که درصدد « نافرمانی و طغیانگری»اند. فراموش کردند که روزی در پیشگاه همان مردم شکوه بردند که ارگ و سپیدار به اندازه «مسافر» هم برایشان ارزش قایل نیستند.»
-
پنج شنبه ۱۷ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۷ع- نظری«برای از بین بردن خشونت قومی باید فرهنگ سیاسی و اجتماعی قوم حاکم بازسازی و مهندسی نمود. اصلاح و مهندسی فرهنگی درگرو باورهای انسان افغانی نهفته است ساختار حقوقی و قانونی انسان شمول افغانستانی بدون تمایزات فیزیکی و جسمی و فکری و زبانی و فرهنگی، باید طراحی کرد که بستر و زمینه تبعیض و تعصبات قومی از بین برود. نگاه برابرانه و برادرانه به همه انسانهای افغانستانی وجود آید و فضای مخرب قومگرایی به فضای همگرایی و همدلی تبدیل شود و ساختار سیاسی باید ساختار انسانی و شهروندی گردد و از قید و بند قوم خاص رهایی و زمینه مشارکت همگانی سیاسی در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ و هنر و اجتماع مساعد و هموار گردد.»
-
سه شنبه ۱ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۸عبدالخالق فصیحی«این عزم هنگامی تحقق پیدا خواهد کرد که لحظه خود را در معرض سپیدهدم قرار داده و در پرتو آن ابتذال و بیمعنایی محقق و امثال آن را بهوضوح دریابیم. یک نگاهی بیندازیم که چه چیزی از مردم ما را به ویرانهها تبدیل کرده است؟ محقق در عمق بیمعنایی فرورفته است و برای او هیچ افقی وجود ندارد که محرومیت و تبعیض را درک نماید. به همین خاطر است که او سیاست، ادب، انسجام، ابهت و احساسات جمعی هزاره را ویران کرد. محقق به گمان دفاع از مردم، به مردم و عزت آنها یورش برده و در ویرانه اصلاحات همهچیز را فاسد کرد. این همان نشانه آغاز نقلوانتقال رهبری است که سپیدهدم روشنایی پرده از روی آن برداشت.»
-
چهارشنبه ۱۹ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۸عباس پویا«اگر در قرون گذشته سامان سیاسی بر مبنای ملوکالطوایفی و منافع خاندانی جریان داشته و عیار حکمرانی با مقیاس به حداکثر رساندن منافع و سلطهی خانوادگی سنجیده و ارزیابی میگردید سرشت امر سیاسی از دوران استبداد سلطه خانوادگی گرفته تا مشروطیت و حکومت بهظاهر جمهوری داوود خان و پسازآن استبداد حاکمیت تکحزبی و دوران سیاه و قرونوسطایی طالبانی که با استبداد مذهبی نیز همراه شد تا عصر دموکراسی و در فضای جهانیشدن و جهانی اندیشی نیز این قلمرو نگونبخت با همان شیوه و اندیشه حکومتداری دستبهگریبان است و حکومتگران نخواسته یا نتوانسته از آن سد واپسگرایانه عبور کنند.»
-
یکشنبه ۹ جوزا ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۹ضیا نیازی«هزارهها تا رسیدن به عدالت و برابری راه درازی در پیش دارند. با یک یا چند حرکت مدنی نه سد انحصار میشکند و نه توسعه متوازن مهیا میگردد. به صورت کلی هزارهجات در برنامههای اقتصادی دولت جایگاهی چندانی ندارد، بخش عمدهای از تخصیصات انکشافی صرف توسعه چند شهر و ولایت در کشور میشود. مقایسه مناطق نشان میدهد درصد بالایی از جمعیت که از ویژگیهای فرهنگی و قومی خاص برخورداراند توسعه نیافته است. انگار جغرافیای قومی و جغرافیای توسعه نیافتگی در افغانستان باهم درآمیخته است و دولت مرکزی عامدانه سعی درعقب نگهداشتن مناطقی نموده است که از ترکیب خاص جمعیتی برخوردار است.»
-
پنج شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۰عبدالخالق فصیحی«شعار اساسی جلب تودهها را نیز آسان میکند؛ زیرا که شعار اصلی و واقعی همان درد و رنج تاریخی تودهها است که نیاز به ترتیب و تنظیم صفوف معترضان دارند، نه به سفارش سازی اصل شعار. دقیقا همین ویژگی است که تودهها بهصورت خودجوش درصحنههای مبارزه علیه تبعیض شکوه میآفرینند. آیا شعار عدالتخواهی جنبش روشنایی واقعی و اساسی بود یا صرفا گفتار و نوشتار بیمحتوا و بیهدف بر روی شعارنوشتههای معترضان؟ از اینکه خیابانهای کابل در روز 27 ثور قدمهای سالخوردگان، کودکان، جوانان و نوجوانان را بوسه میزدند، نشان از اساسی بودن شعار عدالتخواهی دارد. حضور بزرگسالان محتوی شعار را تفسیر میکرد.»
-
پنج شنبه ۲۳ ثور ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۳ع- فصیح«از اینکه در موقعیتهای حساسی مثل جنبش تبسم، زبان هزاره هزاره را به دشنام میگیرد و جنایتهای نسل کشی از این دست به محلههای جاغوری، بامیان و امثال آن نسبت داده شده و از بدنه کلی خانواده هزاره جدا نگریسته میشوند، روشنترین نشانه زبان کمی است که از خاستگاه حزبگرای، محلی اندیشی و شخص محوری به منافع کلان سیاسی هزاره نشات میگیرد. چرا جوانان مستعد هزاره در سهمگیریهای سیاسی و بورسیههای تحصیلی در ایستگاه محله حزبگرای محقق و خلیلی متوقف میشوند، و چرا از نمایندگان هزاره سنی که پاره تن ما هستند، در مراسم سالگرد شهید مزاری تشکری به عمل نمی آید؟»
-
یکشنبه ۱۹ ثور ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۷خاطره رنجیده«این قوم بعد از این همهسال خواب مصنوعی، تازه احساس میشود که دارد از زیر بار تلقینات و تلقیات جادوگران، خود را رهانیده و بیدار میشوند و کمکم خمیازه کشیده و پلکهایش را پاک میکنند و خوابهای غارت سرمایه و کمکهای بینالمللی، تبعیضات قومی و تعصبات قبیلهای را که دیده تعبیر شده مییابند و میبینند که در خواب آنچه را که دیده در بیداری عینا بهعین تحققیافته است و از دیدن اینهمه صدق رویاهایشان شگفتزده شدهاند.!! این مردم بعد از چهارده سال تازه متوجه شدهاند که حاکمیت و رهبرانشان چه بلایی بر سرشان آورده و چه خیانتهایی را مرتکب شده و چه جنایتهای را در حق این مردم روا داشتهاند؟؟!!»
-
سه شنبه ۱۴ ثور ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۴اسد بودا««انقلابِروشنی»، نیز باید بهعنوان اعتراض در برابر زشتیها و تاریکاندیشیها درک و فهم شود، نه یک حرکت قومی و فرقهای. فرقهی کردن بحثِ بیعدالتی و نابرابری، از درون و بیرون، به همان میزان که به این حرکت ضربه میزند، چهره تاریکاندیشان را نشان میدهد. روشنی، فقط نیاز نیست، زیبایی نیز هست. ما به جهان روشنشده نیاز داریم. خطاست اگر جهان روشنشده را کسی در یک خط برق تقلیل دهد. روشنی، بیرون شدن از خود و دیدنِ همنوع است. یعنی اینکه دیده شدن میراثِ تاریخی و حق طبیعی قوم و گروه خاص نباشد. هر انسانی این سرزمین دیده شود..»