کد مطلب : 1362
پنج شنبه ۲۳ ثور ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۳
7507
فاقددیدگاه
ع- فصیح

زبان بی زبانی هزاره‌هادر عرصه سیاسی

۲۲۷۵۳۷_۱۴۴
«از اینکه در موقعیت‌های حساسی مثل جنبش تبسم، زبان هزاره هزاره را به دشنام می‌گیرد و جنایت‌های نسل کشی از این دست به محله‌های جاغوری، بامیان و امثال آن نسبت داده شده و از بدنه کلی خانواده هزاره جدا نگریسته می‌شوند، روشن‌ترین نشانه زبان کمی است که از خاستگاه حزب‌گرای، محلی اندیشی و شخص محوری به منافع کلان سیاسی هزاره نشات می‌گیرد. چرا جوانان مستعد هزاره در سهم‌گیری‌های سیاسی و بورسیه‌های تحصیلی در ایستگاه محله حزب‌گرای محقق و خلیلی متوقف می‌شوند، و چرا از نمایندگان هزاره سنی که پاره تن ما هستند، در مراسم سالگرد شهید مزاری تشکری به عمل نمی آید؟»

زبان در حوزه گفتمان اجتماعی سیاسی، سطح افق هستی و یا کیفیت بودن یک قوم را در عرصه اجتماع و سیاست نشان می‌دهد. زبان به این معنای که آینه تصویرگر فکر و عمل اجتماعی و سیاسی افراد در جامعه است، از همین کیفیت حضور یک ملت در اجتماع و سیاست هستی می¬گیرد. با این رویکرد، حضور هزاره‌ها در فعالیت‌های سیاسی، پدید آورنده نوعی زبان سیاسی و گفتمان سیاسی است که کیفیت حضور و نحوه بودن آن‌ها را در میدان سیاست باید نشان بدهد. چرا که سطح افق زبان همان سطح افق هستی اجتماعی یک قوم در جامعه است.

سوال پیش‌رو این است که امروز کیفیت حضور هزاره‌ها در عرصه سیاسی، چه نحو حضوری است؟ این بدین معنا است که سیاستمداران، جامعه علمی و نسل جدید هزاره، با چه زبانی در جامعه سخن می‌گویند و با کدام افق هستی اجتماعی وارد فعالیت‌ها سیاسی شده‌اند؟ بدون تردید، زبان رهبران هزاره، زبان محلی، فردی و حزبی بوده است. زبان محلی یا فردی که هستی یافته از شخصیت محلی است، نماد کیفیت حضور محلی و شخصی رهبران ما در چهارده سال گذشته بوده است، نه زبان هزاره. ممکن است رهبران ما از هزاره سخن بگویند، ولی همان گونه که پوشیده نیست، موضع‌گیری عملی این دو رهبر سیاسی(محقق و خلیلی)، هیچ تناسبی با موضع هزاره نداشته و بیشتر با منافع خانوادگی و حزبی آن‌ها دم ساز بوده است.

نبود هماهنگی میان زبان، شخصیت و کیفیت بودن در جامعه، همان چالش بزگ و مهم سنخیت بین پدیده و پدید آورنده است که در عرصه سیاسی به شکل دروغ جلوه می‌کند. حضور کمی بدون کیفیت هزاره‌ها در بازی‌های سیاسی، زبان کمی را به وجود آورده است و زبان کمی نشانه حضور کمی بی‌اثر و پر چالشی برای این قوم خواهد بود. اختلاف بین محقق و خلیلی بر سر قدرت، فاصله این دو با نسل جدید و نا هماهنگی‌های ناشی از فرد محوری همه فعالان سیاسی هزاره‌ها، همان چالش بزرگ و خطر ناک پدید آمده از زبان کمی است که کیفیت بودن هزاره را به عقب رانده است.

از اینکه در موقعیت‌های حساسی مثل جنبش تبسم، زبان هزاره هزاره را به دشنام می‌گیرد و جنایت‌های نسل کشی از این دست به محله‌های جاغوری، بامیان و امثال آن نسبت داده شده و از بدنه کلی خانواده هزاره جدا نگریسته می‌شوند، روشن‌ترین نشانه زبان کمی است که از خاستگاه حزب‌گرای، محلی اندیشی و شخص محوری به منافع کلان سیاسی هزاره نشات می‌گیرد. چرا جوانان مستعد هزاره در سهم‌گیری‌های سیاسی و بورسیه‌های تحصیلی در ایستگاه محله حزب‌گرای محقق و خلیلی متوقف می‌شوند، و چرا از نمایندگان هزاره سنی که پاره تن ما هستند، در مراسم سالگرد شهید مزاری تشکری به عمل نمی آید؟

آیا نفس این موضع گیری‌ها راندن هزاره در عداد کمیت‌های محلی، حزبی و تنگ نظری‌های ناشی از خود محوری نیست؟ بدون شک چنین نگاه‌های تنگ نظرانه، بزرگ‌ترین مانع از شکل‌گیری زبان هزاره بوده که در نهایت به مرگ هزاره در محله‌های حزب، منطقه و کیفیت بودن فردی در عرصه سیاسی منجر خواهد شد. زبان هزاره چیست؟ زبان هزاره گفتمان محرومیت دو صد ساله و شکل‌دهی هستی واحد در عرصه اجتماع و سیاست است. زبان هزاره حضور منسجم در همه‌ی عرصه‌ها، برای فهم بهتر محرومیت‌ها، ستم‌های تاریخی و جلو گیری از حذف فیزیکی، حقوقی و سیاسی این مردم مظلوم است.

تا کنون هزاره‌ها با زبان بی زبانی در فعالیت‌های سیاسی حضور یافته‌اند. این زبان، همان زبان فرد محوری است که از خیز برداشتن فردی ما برای منافع شخصی کلیک خورده است. این شیوه از حضور، وجود هزاره را در میدان‌های سیاست زیر سوال برده و حتی می‌توان گفت که اصلا هزاره‌ای وجود نداشته است. وجود هزاره همان کیفیت بودن آن در نمای هستی جمعی همراه با احساسات جمعی است. این کیفیت از بودن، زبان کیفی هزاره را پدید آورده و حضور جمعی آن‌ها را به تصویر می‌کشد. این زبان جمعی، کنار هم چیدن پاره‌های جدا شده شیعه و سنی و سپس راه بیرون‌رفت از بحران محرومیت تاریخی را بهتر میسر می‌سازد.

این نگرش از حضور، از هزاره ملت می‌سازد و ملت شدن هزاره خواست‌های جمعی این قوم محروم را در معادلات سیاسی در پی دارد و این یعنی همان زبان هزاره در پی کیفیت بودن آن در عرصه سیاست. هزاره‌ها در دو دوره ریاست کرزی و غنی فعالانه حضور یافتند، اما به نفع فرد تصرف شد. بر سر قدرت معامله کردند و در برابر تبعیض‌ها انتقاد کردند، اما از موضع فردی، نه از خاستگاه جمعی. ازاین‌رو، روز به روز زبان هزاره در برابر تبعیض‌ها و تعصبات به بی زبانی گرایید و حضور هزاره‌ها را به بی کیفیت‌ترین حضور تبدیل کرد. پس زبان هزاره در هستی فردی شان، همان زبانی بی زبانی است که نه قادر است از منافع این قوم دفاع کند و نه می‌تواند هستی جمعی را شکل دهد.

امتیاز:
(1) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما