کد مطلب : 1370
پنج شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۰
7804
فاقددیدگاه
عبدالخالق فصیحی

جنبش روشنایی و شعار بنیادین عدالت‌خواهی

۰۲۴۵۷
«شعار اساسی جلب توده‌ها را نیز آسان می‌کند؛ زیرا که شعار اصلی و واقعی همان درد و رنج تاریخی توده‌ها است که نیاز به ترتیب و تنظیم صفوف معترضان دارند، نه به سفارش سازی اصل شعار. دقیقا همین ویژگی است که توده‌ها به‌صورت خودجوش درصحنه‌های مبارزه علیه تبعیض شکوه می‌آفرینند. آیا شعار عدالت‌خواهی جنبش روشنایی واقعی و اساسی بود یا صرفا گفتار و نوشتار بی‌محتوا و بی‌هدف بر روی شعارنوشته‌های معترضان؟ از اینکه خیابان‌های کابل در روز 27 ثور قدم‌های سال‌خوردگان، کودکان، جوانان و نوجوانان را بوسه می‌زدند، نشان از اساسی بودن شعار عدالت‌خواهی دارد. حضور بزرگ‌سالان محتوی شعار را تفسیر می‌کرد.»

شعار، آینه تمام نمای یک آرمان است و چیستی آن در همان زمان طنین‌اندازش مشخص می‌شود. یک شعار هنگام اساسی و بنیادین است که مردم، اهداف و آرمان‌ها را با خود داشته باشد. بنیان یک شعار در بستر خیزش آن پا می‌گیرد و بستر شعارها، جامعه و مردم است، پس وضع جامعه تعیین‌کننده نوع شعارها است. در جامعه قبیله‌گرای مثل افغانستان، تبعیض و نابرابری اجتماعی مردم را به ستوه آورده است. ازاین‌رو، شعار عدالت‌خواهی جنبش روشنایی همان ستوه مردم برای رفع تبعیض است. پس این شعار باید تمام آنچه را که برای رفع تبعیض لازم است، در ضمن داشته باشد.هدف و آرمان علت غایی یک شعاراست. شعاری بدون غایت و هدف، شعار واقعی نیست، بلکه علامت و نشانه است. هدف در شعار عدالت‌خواهی، برابری و نفی تبعیض است. پس باید دید که شعار عدالت‌خواهی علاوه بر هدف، شرایط لازم زیر را در خود دارد یا خیر.

۱- نیروی‌های مردمی

شعار اساسی انتخابی نیست، بلکه از خودآگاهی مردم در قبال نابرابری‌ها شکل می‌گیرد. نیرو‌های مردمی که خود در اثر آگاهی جمعی گردآمده‌اند، مهم‌ترین عزیمت‌گاه یک شعار بنیادین است. در شعار بنیادین، مردم و نیروی‌های مردمی با خود شعار یکی می‌گردد. نقش شعار دعوت به رستاخیز قیام علیه تبعیض و نقش مردم فریاد شعارها است، یعنی مردم منعکس‌کننده شعار و شعار منعکس‌کننده نوع ستوه مردم است. مردم تنها تریبون صدای آزادی و عدالت، و عدالت و آزادی تنها شعار انسانی است. پس نیروهای مردمی اصلی‌ترین بنیانی برای احداث یک شعار اساسی است. شعار عدالت‌خواهی از این حیث، یک شعار واقعی است؛ زیرا که مردمی‌ترین شعار در طول تاریخ است. صدای آزادی و حق‌طلبی باید از حنجره مردم آزاد گردد، چراکه ابتدا در این حنجره‌ها حبس شده بود. خط توتاپ همان صدای آزادی در آینه شعار عدالت‌خواهی است. خط توتاپ ممکن است بخشی از جغرافیای کشور را با برق ۵۰۰ کیلوولت روشن کند، اما در آینه شعار عدالت‌خواهی مسیر میلیون‌ها خط فکری مبارزه علیه تبعیض را روشنی بخشید و این نشانه مردمی بودن یک شعار واقعی است.

۲- آرایش نیروی‌های مردمی

آرایش نیروهای مردمی نشانه دیگری از اساسی بودن یک شعار است.این شعار آرایش نیروها را در عرصه مبارزه علیه تبعیض بسیار سهل و آسان می‌نماید. منظور از آرایش، نوع رفتار جمعی است که به زیبای هرچه‌تمام‌تر، فرهنگ، عقلانیت، مدنیت، نظم، ادب و کیفیت حضور میلیونی را به شکل مبتکرانه به نمایش گذاشته و ثبت تاریخ می‌نماید. شعار عدالت‌خواهی جنبش روشنایی از این نظر نیز یک شعار واقعی است؛ زیرا که این شعار هر آنچه را که در سنت اعتراضات جهانی نامکشوف بود، روز ۲۷ ثور کشف کرد. پاک‌کاری سرک‌ها توسط گروه ویژه، تقدیم گل به نیروی‌های امنیتی کشور، نظم و ادب و پرهیز از نازیبایی‌های کلامی و رفتاری، یکی از زیباترین صحنه‌های تظاهرات جنبش روشنایی بود که واقعی بودن یک شعار را نشان می‌داد. این صحنه‌های قشنگ و ابتکاری، جلوه‌های ویژه‌ی از اساسی بودن یک  شعار بنیادین است. لذا خیابان‌های کابل از یاد نخواهد برد شعار عدالت‌خواهی چه آرایش از فرهنگ، مدنیت و ادب را در خود ثبت کرده است.

۳- جلب توده‌ها به‌سوی جبهه مبارزه علیه نابرابری

شعار اساسی جلب توده‌ها را نیز آسان می‌کند؛ زیرا که شعار اصلی و واقعی همان درد و رنج تاریخی توده‌ها است که نیاز به ترتیب و تنظیم صفوف معترضان دارند، نه به سفارش سازی اصل شعار. دقیقا همین ویژگی است که توده‌ها به‌صورت خودجوش درصحنه‌های مبارزه علیه تبعیض شکوه می‌آفرینند. آیا شعار عدالت‌خواهی جنبش روشنایی واقعی و اساسی بود یا صرفا گفتار و نوشتار بی‌محتوا و بی‌هدف بر روی شعارنوشته‌های معترضان؟ از اینکه خیابان‌های کابل در روز ۲۷ ثور قدم‌های سال‌خوردگان، کودکان، جوانان و نوجوانان را بوسه می‌زدند، نشان از اساسی بودن شعار عدالت‌خواهی دارد. حضور بزرگ‌سالان محتوی شعار را تفسیر می‌کرد.

تفاوت بین من و آن‌ها در این بود که من برابری را فریاد می‌زدم و از نابرابری‌ها احساس تنفر داشتم، ولی آن‌ها خاطره‌های تلخ ستم و مظلومیت را همراه با اشک نمایش می‌دادند.این اشک‌ها اشک عدالت و آزادی است که مدت‌ها در زندان جور محبوس بودند،و این بدن‌های نحیف و خمیده، بدن‌های رنجور عدالت و آزادی است که دو صدسال به زنجیر ستم و تبعیض نژادی به بند کشیده شده بودند. این‌گونه شعار‌ها واقعی است، چراکه تاریخ محرومیت را با تمام تلخی‌هایش و تبعیض را با تمام ستم‌هایش به همراه داشته و خط فکری آینده را مطابق آرمان‌های عدالت‌خواهی تعیین می‌کند.

شعار اساسی خودش هم رسانه است و هم رسانه ساز. این واقعی بودن یک شعار است که هر فردی از مردم را به رسانه‌ تبدیل می‌کند. نشر و نفوذ وحدت رسانه شعار در کثرت رسانه‌های مردمی، عین جذب توده‌ها به‌سوی جبه مبارزه علیه تبعیض و بی‌عدالتی است. پس یک شعار آنگاه بنیادین و واقعی است که  تامین کننده اهداف و آرمان‌ها بوده، بر بنیان نیروهای مردمی پا گرفته باشد، صفوف نیروهای مردمی را آرایش داده و جذب توده‌ها را برای رسیدن به هدف آسان نماید. از این نظر شعار عدالت‌خواهی جنبش روشنایی یک شعار واقعی و بنیادین است.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما