کد مطلب : 1439
سه شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۶
13140
فاقددیدگاه
علی اسلامی

ناکثین (پیمان‌شکنان) جنبش روشنایی؛ خطرناکتر از ….!

۲۲۲۲
«جبهه درونی جنبش روشنایی کسانی هستند که به نمایندگی و برای استیفای حقوق و منافع همین مردم به قدرت رسیده و پوچاق خربزه قدرت و ثروت را به دست آورده و با کش و فش و ماشین‌های مجلل مانور داده و کمبودهای شخصیتی و عقده‌های اجتماعی خویش را تسکین می‌دهند. این جبهه، هرچند عده و عده‌ای ندارند و در میان مردم جای پا و محلی از اعراب ندارند و تجرید شدگان مردم خویش‌اند اما از آنجای که با قدرت هم دست و هم‌داستانند و وسیله دست اربابان تبعیض و ستم‌پیشگان هستند خطرناک‌تر از جبهه بیرونی و ضربه‌زننده‌تر از حلقات حکومتی هستند.»

مردم هزاره در این روز و شب‌ها شرایط حساس، دشوار، و سرنوشت‌ساز خویش را به آزمایش گرفته و تجربه می‌کنند. برای اینکه از طرفی بعد از سکوت طولانی برای بهبودی اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و انتظار زیاد برای فراهم شدن زمینه برطرف شدن رفع تبعیض‌های سیستماتیک و ساختاری، اکنون به صحنه مبارزه برای تغییر وضعیت موجود و از میان برداشتن نگرش منفی و بینش ضد انسانی و منش غیر اخلاقی اعمال تبعیضات قومی و برپایی عدالت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی  باز گشته و مبارزه مدنی را در پیش گرفته و با عزم و اراده پولادین آهنگ نو سرود آزادی از قید و بند استبداد و نوای رهایی از زندان‌های تعصب و تبعیض را سر داده و  با مقاومت سرسختانه پاسداران جور و جهل و استمرار دهندگان ظلمت و تاریکی مواجه گشته و با توطیه‌ها و دسیسه‌های آنان دست و پنجه نرم می‌کنند.

این‌روزها مردم هزاره که زیر عنوان جنبش روشنایی صف‌های خویش را آراسته و هویت مبارزاتی خویش را مشخص ساخته‌اند با دو جبهه مواجه شده و رودررو قرار گرفته و مبارزه می‌کنند.

  • جبهه بیرونی
  • جبهه درونی

 ۱-۱ جبهه بیرونی آن‌هایی هستند که مسوول این وضعیت اسفناک و رقم زدن این روند دهشتناک می‌باشند؛ یعنی کسانی که در راس هرم قدرت قرار گرفته و عنوان دولت و حاکمیت را به خود اختصاص داده  و مردم آنان را خوب می‌شناسند و چهره‌های آنان روشن و صف‌بندیشان مشخص و از نگاه مردم پنهان نبوده و هرچند با ترفندها و تلبیس‌های کوشش می‌کنند که خود را دوست مردم و دلسوز خلق نشان دهند اما موفق نمی‌شوند. در رویارویی مردم با جبهه بیرون مانند تمام نبردها و کشمش‌های تاریخ، جبهه حق و مردمی پیروز واقعی و یا پیروز حقیقی‌اند اما دشواری کار مواجهه با جبهه درونی است.

جنبش مردمی روشنایی راه سخت و گردنه‌های دشوار‌گذر را در پیش‌ رو دارد. از طرفی باید با حاکمیت و قدرت زورآزمایی کرده و به مبارزه برخیزد و از طرفی دیگر با ناکثین و پیمان‌شکنانی در بیفتند که روزی مسافر دولت بود و با مردم عهد و پیمان بست تا در کنار مردم و جنبش بمانند.!!! اما امروز نه تنها عهد و پیمان شکسته که تیغ کین و خیانت از نیام بر کشیده و به قتل و غارت جنبش کمر بسته‌اند و تمام توان مادی و معنوی و نبوغ نداشته‌ای خویش را صرف فروپاشی و از هم پاشیدگی جنبش روشنایی می‌کنند. بدین جهت این جنبش نه از درون خویش که از طرف اعوان و یارانی که انتظار چشم یاری از آنان می‌رفت دچار گسست‌ و آسیب‌های گردیده و بر مشکلاتش افزوده گشته است.

۲-۲ جبهه درونی جنبش روشنایی کسانی هستند که به نمایندگی و برای استیفای حقوق و منافع همین مردم به قدرت رسیده و پوچاق خربزه قدرت و ثروت را به دست آورده و با کش و فش و ماشین‌های مجلل مانور داده و کمبودهای شخصیتی و عقده‌های اجتماعی خویش را تسکین می‌دهند. این جبهه، هرچند عده و عده‌ای ندارند و در میان مردم جای پا و محلی از اعراب ندارند و تجرید شدگان مردم خویش‌اند اما از آنجای که با قدرت هم دست و هم‌داستانند و وسیله دست اربابان تبعیض و ستم‌پیشگان هستند خطرناک‌تر از جبهه بیرونی و ضربه‌زننده‌تر از حلقات حکومتی هستند؛ زیرا اربابان تبعیض و ستم‌پیشگان ارگ و سپیدار، ظلم و تبعیض را در حق گروه خاصی از مردم  خویش روا داشته و اعمال می‌کنند و مردم هم متوجه می‌شوند و می‌بینند که تبعیض در باره‌شان اعمال شده و ستمی بر آنان روا داشته شده‌ است اما این‌ ناکثین و پیمان شکنان با توجیهات غیر مسوولانه و تبلیغات مسمومانه و به صلاح مملکت و کشور دانستن این ستم‌ها و تبعیض‌ها، به چشم مردم خاک پاشیده و سعی دارند مردم را کور و درک مردم را مختل کرده و توانایی تشخیص را از مردم بگیرند. ببینید وقتی در میان لشکری خاینینی حضور داشته باشند که در زمان حمله دشمن، آن‌ها به جای دفاع و مقابله با دشمن خاک در چشم جنگ‌جویان و مبارزان بپاشند و قدرت دید و توانایی تشخیص را از آنان بگیرند آن جبهه به زودترین فرصت شکست خورده و میدان را به حریف واگذار کرده و از کشته‌هایشان پشته‌ها ساخته شده و لشکریان‌شان تارمار گشته و نابود می‌گردد.

هرچند جنبش روشنایی امروزه با شرایط دشوار روبه‌رو بوده و تمام توان و قدرت در دستان مخالفان جنبش قرار دارد اما آنچه جنبش روشنایی را بالنده و توانمند ساخته و روین‌تنی را به او هدیه داده است همانا مسلح بودن اکثر نیروها و سربازانشان به سلاح آگاهی و دانش، عزم و اراده راسخ است. این سلاح، تا هنوز کاراترین و براترین سلاحی بوده است که جنبش را از سقوط حتمی و فروپاشی و انحطاط فوری نجات داده و در برابر دسیسه‌ها، توطیه‌ها، تهدیدها، تطمیع‌ها، ترفندها و … بیمه کرده و او را همچون کوه سر به فلک کشیده، مغرور و پر شکوه و پر هیمنه نموده است به طوری که خواب از چشمان دشمنانش ربوده و آرامش و آسایش را از کاخ‌ها و کش‌وفش‌های خیابانی و ویراژهای ماشینی آنان گرفته و به خود می‌لرزند و رفتارهای ناهنجار و بیانیه‌های نا متعارف از خود بروز و به مردم چنگ و دندان نشان داده و پرخاشگری ادبیاتی و خشونت کلامی را شیوه خود ساخته و به مقابله و مبارزه جنبش روشنایی آمده اند.

با این وجود و با این مراحل طی شده جنبش روشنایی تا هنوز  نشاط لازم و انگیزه کافی و انرژی آزاد نشده‌ای دارد که اگر به جریان افتد و درست مدیریت شود خواب شب‌پرستان زمان و آرامش خاینان و معامله‌گران دوران را پریشان‌تر از پیش نموده و به اهداف مورد نظر خود دست یافته و ستم‌سالاران و تبعیض پیشگان را برای ابد به گورستان تاریک‌شان دفن کرده و مردم و کشور را از شر ظلم و بیداد عبدالرحمن خانی و استبداد تاریخی و تاریک ‌اندیشی و تاریک پرستی، انحطاط سیاسی و تبعیضات اجتماعی و تعصبات انسانی نجات داده و با طرح نو، افق نو، فردای نو، و جامعه نو را برای نسل نو مردم افغانستان نوید می‌دهد. پس بنا بر این در دوم اسد همه با هم برای تعیین سرنوشت خویش، مصمم و قاطع به خیابان‌ها آمده و فریاد علیه تبعیض و بی‌عدالتی سر داده و سرنوشت خویش خود رقم می‌زنیم. انشاالله

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما