• دوشنبه ۱۵ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۹
    سخی ناصری شیدانی
    «راستش را اگر بخواهید، تقصیر از ما نیست. ما از «خانواده»‌های‌مان قهرمان پرست و دشمن عدالت و آزادی به بار می‌آییم. پدر و مادرها به‌جای عشق و عدالت، تبعیض و بی‌عدالتی را برای فرزندانشان یاد می‌دهند. در خانواده پسر عزیز خانه و صاحب تام‌الاختیار همه‌چیز است. اما دختر به‌مثابه‌ی جنس فروتر از پسر پنداشته می‌شود. سرآغاز تبعیض و بی‌عدالتی خانواده است. حتی در زمان انتخاب «نام» دخترها مورد بی‌عدالتی و بی‌مهری قرار می‌گیرند. پسران را محمد، علی، مسعود و غلام نبی و... نام می‌کنند. اما دختران را به خاطری که ریشه‌ی این نسل منفور و جنس فروتر از پسر پایان یابد و دختری دگر متولد نشود: بس ما، بس گل و بس بی‌بی نام می‌کنند.»
  • شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۸
    محمد قاسم سرابی
    «جناب رییس، اگر هدف اصلی این باشد که سرمایه‌گذاری در کشور رونق و زمینه‌های اشتغال‌زایی صورت بگیرد، تولید ناخالص داخلی افزایش پیدا کند باید کل اقتصاد کشور به شکوفایی برسد. اگر در رسیدن به این هدف والا به دنبال ماهی دلخواه خود نیستی و اگر کاسه زیر نیم‌کاسه نیست، چرا چنین قراردادهای را در یک پروسه شفاف در رقابت آزاد برگزار نمی‌نمایی، تا هم زمین به یک قیمت مناسب به فروش برسد و هم شرکت‌های‌ طرف، مزیت‌ها و امتیازات بیشتر را برای رونق اقتصادی کشور قایل شود.؟! شما زیربناهای اقتصادی افغانستان را بر ستون فساد مستحکم می‌نمایید که هرگز کارایی و پایداری ندارد.!!»
  • پنج شنبه ۲۱ ثور ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰
    وحید یکتا
    «از زمانی که پای محقق به ارگ بازشده تاکنون بیشترین سفر را چه در داخل و چه در خارج از کشور مانند ایران داشته است. لذا در بیشترین جلسات مهم و سرنوشت‌سازی که در ارگ دایر شده وی غایب بوده و حضور نداشته است. او به‌جای اینکه با طرح‌ها و برنامه مفید و تاثیرگذاری روی تصمیمات دولت؛ خدمات به مردم خود ارایه دهد و از این طریق محبوبیت کسب نماید به دوره‌گردی مبادرت کرده و محبوبیت را میان مریدان خود، گدایی می‌کند. محقق نه جذبه علمی، نه جذبه فکری، نه جذبه شخصیتی و نه جذبه اخلاقی دارد. آنچه او دارد پول است و سرمایه که بر اساس شانس تاریخی به او تعلق‌گرفته است.!»
  • جمعه ۱ ثور ۱۳۹۶ - ۲:۲۹
    خالق فصیح
    « هرچند امروز راه ورود افراد به ادارات دولتی، رقابت آزاد است ولی واقعیت این است که راه اصلی همان رشوه است نه شایستگی و لیاقت. در رقابت آزاد معیار انتخاب افراد به‌عنوان کارمند جدید، کام یابی در امتحان و اخذ نمره عالی در این رقابت است، اما چنین چیزی در مدار رشوه هیچ اعتباری نداشته و بی‌معنا است. آنچه راه را برای افراد باز می‌کند، رشوه است نه نمره عالی، نه شایستگی و نه صداقت و درستی. اینجا است که برای شرکت‌کنندگان در رقابت آزاد، چه آن‌های که نمره عالی آورده‌اند و چه آن‌های که زیر صفر قلم دوانده‌اند، همه‌چیز از سر گرفته می‌شوند.»
  • یکشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۴
    سخی ناصری شیدانی
    «دنیای امروزین فارسی، دنیای قضاوت بر مبنای منافع است. وقتی کسی حس می‌کند، از آدرس ابن‌سینا یا مولانای بلخ موقعیت سیاسی- اجتماعی به دست آورده می‌تواند، در حوزه‌ی لهجه‌ی و نژادی خود برای ابن‌سینا یا مولانا و هر ادیب و فلسفه دان دیگر، خانه و گور و بارگاه می‌سازد. بحث داغی، که در دنیای فارسی بر سر گور و قبر شعرا، افراد مذهبی، شخصیت‌های ادبی و خلفا و حکم روایان وجود دارد نشان می‌دهد، که قضاوت‌ها بیشتر اصالت‌گرایانه و استفاده‌جویانه است، تا عقلانی و تاریخی.!! ایرانی‌ها ابن‌سینا را از همدان می‌دانند. ولی افغانستانی‌ها از بلخ.»
  • جمعه ۶ حوت ۱۳۹۵ - ۰:۴۸
    صادق روشنا
    «مزاری تا آخرین قطره خون در برابر توپ و تانک، خون و آتش که بر سر مردم او می‌بارید ایستاد ولی رهبر نا خردمند بعد از او، در شب بیست و دوم اسد برای حفظ سمتِ سفارت فرزندش مردم را در میدان شهدای روشنایی تنها گذاشت و با خونسردی تمام تماشاگر تکه‌تکه شدن جوانان و تحصیل‌کردگان مردم هزاره شد. سالگرد و بزرگداشت از مزاری شهید برای این رهبران دروغین نه راه یافتن به جهان پر عدل مزاری است و نه الهام گرفتن از زلال اندیشه‌های او، بلکه بزرگداشت از خود و سو استفاده از حضور مردم به سود قمار سیاست و بازار رقابت خودند. این ابلهان روزگار نه به دین باور دارند و نه به مردم احترام و عزت قایلند.»
  • دوشنبه ۲ حوت ۱۳۹۵ - ۲۱:۴۳
    خاطره رنجیده
    «او (شهید مزاری) خود را وقف و حتی فدا برای تحقق خواست‌ها و مطالبات مردم خود نمود. اما این حضرات، آرمان و مطالبات مردم را قربانی مطامع دنیایی خود نموده‌اند که هیچ؛ حتی حیات و ناموس مردم را هم به معامله گرفته و برای خواست‌های شخصی و مطامع دنیایی خودفروخته و بهای آن را در کیسه همواره تهی خودها ریخته‌اند که همانند «توبره سادات گشتگر» هرگز پر شدنی هم نیست.!! این‌ها همچون آن سید پیر خود، خروس سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مردم را دزدیده و در زیر چپن‌های خود پنهان نموده و به مردم پوزخند هم می‌زنند که خروس سرنوشت مردم اگر اذان دادنی باشد در زیر چپن آن‌ها نیز اذان خواهد داد.!!»
  • دوشنبه ۱۱ دلو ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۶
    خالق فصیح
    «فاجعه‌بار‌ترین کارکرد خود بدگمانی، سرنهادن در دامن قاتل و اضافی خواندن حق‌خواهی عدالت‌طلبان است. این نحوه کارکرد ذهن بدگمان، ناشی از نا موجودیت پنداری خود و خودیت در فضای نا انسانی جامعه است که درواقع، خود و خودیت را به ستم پذیری عادت داده و در هنگام وقوع فجایع انسانی‌ای مثل زابل و دهمزنگ، قاتلان را رها و مقتولین و وارثان آن‌ها را به ملامت می‌گیرند. خودیت یک قوم و مطالبات برحقشان را، نا واقعی دانسته و از روی سرمستی جنون‌واره در کنار عاملان ترور، به مظلومیت مردم خود می‌خندد.»
  • سه شنبه ۵ دلو ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۷
    عبدالله نگران
    «امروز نیز برای وصول به یگانگی و فرار از خودباختگی فرهنگیان و دانش‌آموختگان هزاره راهی جز قطع وابستگی از اصحاب قدرت، سیاست و به خصوص رهبران سیاسی و سنتی هزاره (خلیلی و محقق و ...) وجود ندارد تا اینکه به‌عنوان عناصر فرهنگی به مسوولیت و رسالت فرهنگی و علمی‌شان ایفا وظیفه نمایند و از رکود، خاموشی و سکوت مرگبار در قبال تحولات مرارت بار مردمشان بیرون بیایند و به خیل عاشقان عدالت و برابری هزاره، بپیوندند و پر شور و مشتاقانه در کشاکش واکنش‌های سیاسی حکومت موضع‌گیری فعال و زنده از خویش به نمایش بگذارند.»
  • شنبه ۲ دلو ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۸
    خادم حسین احمدی
    «سرسختی و مقاومت جاهلانه‌ای حاکمان در برابر فریادها و اعتراض‌های برحق مردمِ به ستوه آمده از تبعیض و بی‌عدالتی مانند آنچه جنبش روشنایی انجام می‌دهد، جلوه‌ای آشکاری از خاصیتِ «سرسختی در برابر حقایق» است که شاکله‌ی فرهنگ و خوی عصر بادیه را نشان می‌دهد. ایجاد سد آهنین قبیله‌ای در اطراف نهادها و ادارات حکومتی در برابر مشارکت و بهره‌مندی سایر اقوام و درعین‌حال، سردادن شعار برابری انسان افغانی و قرار دادن چند چهره‌ی دکوری و تزیینی از اقوام دیگر در طاقچه‌ها و میزهای اشیای دکوریِ حکومت، حکایت‌گرِ آشکاری از خاصیتِ «کفر و نفاق» انسان بادیه‌خوی است.»